| نویسنده |
پیغام |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 09 تير 1386، ساعت 23:21 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#1
|
| |
کاري که اکتيو براي نوشتن روزانه قرآن در تالارهاي گفتمان در موضوع "آيات رحماني" شروع کرده، ايده خيلي خيلي خوبيه. خيلي از ما روزي نيست که به تالارهاي گفتمان سر نزنيم. چه خوبه خودمون رو ملزم بدونيم چند دقيقه وقتمون رو هم در روز براي خوندن قرآن و تفکر در اون اختصاص بديم و اين کار مي تونه به واسطه همين تالارهاي گفتمان انجام بشه.
براي خوندن روزانه قرآن سه روش به ذهن بنده خطور مي کنه:
1- خوندن متن قرآن
2- خوندن متن قرآن به همراه ترجمه
3- خوندن متن قرآن به همراه ترجمه و تفسير
فکر مي کنم واسه اکثر ما روش سوم بهترين و مفيدترين روش باشه. البته مسلماً زمان بيشتري هم بايد براش صرف بشه. اگه تلاوت نور به همراه تفسير مختصري ارائه بشه، مي تونه جذاب تر، مفيدتر و تأثيرگذار تر باشه. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
اين مطلب آخرين بار توسط غريب آشنا در پنجشنبه 14 تير 1386، ساعت 17:00 ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 10 تير 1386، ساعت 0:50 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#2
|
| |
من تلاشم رو مي کنم که تفسير آيات رو هم بذارم. ولي قرار دادن تفسير به صورت آيه به آيه کمي مشکله، سعي ميکنم به صورت موضوعي برخورد کنم.
در ضمن، اگر هم تونستم توضيحي در کنار مطالب اضافه ميکنم.
ممکنه بعضي وقتا از خودم هم مطلب بذارم. و يا مطلبي از ديگري رو با جملات خودم بيان کنم. لذا ممکنه اشتباهي هم وجود داشته باشه. اما تلاشم اينه که تفسير به رأي نکنم و بر اساس چيزهايي که از منابع ياد گرفتم بنويسم. |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 13 تير 1386، ساعت 2:02 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#3
|
| |
سوره نبأhttp://www.persianbb.com/t6209.html
تفسير نمونه جلد 26 صفحه 3
اصولا اکثريت قريب به اتفاق سوره هاى جزء آخر قرآن در مکه نازل شده، و بيش از همه چيز روى مساءله مبدا و معاد، و بشارت و انذار، که طبيعت سوره هاى مکى است تکيه مى کند، غالبا لحنى کوبنده و تکان دهنده و بيدارکننده دارد، آيه ها همگى جز در موارد معدودى کوتاه، و مملو از اشارات است، و به همين دليل تاءثير بسيار عميقى روى هر فرد آگاه مى گذارد، ناآگاهان را نيز بيدار مى کند، و به کالبدهاى بى روح جان مى دهد، به افراد بى تفاوت احساس و تعهد و مسؤوليت مى بخشد، و براى خود عالمى دارد، عالمى پرغوغا و پر از شور و نوا!
سوره ((نبا)) نيز از اين اصل کلى مستثنا نيست ، با سؤالى بيدارگر شروع مى شود، و با جمله اى پر از عبرت پايان مى يابد.
------------
------------
خبر مهم!
در نخستين آيه سوره به عنوان يک استفهام آميخته با تعجب مى فرمايد:
((آنها از چه چيز از يکديگر سؤ ال مى کنند؟)) (عم يتساءلون ).
سپس بى آنکه در انتظار پاسخ آنها باشد خود به پاسخگويى پرداخته مى افزايد: ((آنها از خبر بزرگ و پر اهميت سؤال مى کنند)) (عن النبا العظيم ).
((همان خبرى که پيوسته در آن اختلاف دارند)) (الذى هم فيه مختلفون ).
در اينکه منظور از اين خبر بزرگ (نبا عظيم ) چيست ؟ مفسران پاسخهاى متعددى گفته اند: گروهى آن را اشاره به روز رستاخيز، و بعضى اشاره به نزول قرآن مجيد، و بعضى به همه اصول دين از توحيد گرفته تا معاد، و در رواياتى نيز تفسير به مساءله ولايت و امامت شده است که در نکته هاى آينده به آن اشاره خواهد شد.
دقت در مجموع آيات اين سوره مخصوصا تعبيراتى که در آيات بعد آمده و جمله ان يوم الفصل کان ميقاتا که بعد از ذکر نشانه هاى قدرت خداوند در زمين و آسمان آمده، و توجه به اين حقيقت که شديدترين مخالفت مشرکان در مساءله ((معاد)) بود، رويهمرفته تفسير اول يعنى معاد و رستاخيز را تاييد مى کند.
((نبا)) به گفته ((راغب )) در ((مفردات )) به معنى خبرى است که ((مهم )) باشد و داراى ((فايده )) و انسان نسبت به آن ((علم )) يا ((ظن غالب )) پيدا کند، و اين امور سه گانه در معنى نبا شرط است .
بنابراين توصيف به ((عظيم )) تاءکيد بيشترى را مى رساند و رويهمرفته نشان مى دهد که اين خبر که گروهى در آن ترديد داشتند واقعيتى بوده است شناخته شده، پر اهميت، و با عظمت، و چنانکه گفتيم مناسبتر از همه اين است که منظور خبر رستاخيز باشد.
جمله ((يتساءلون )) (از يکديگر سؤال مى کنند) ممکن است تنها اشاره به کفار باشد که آنها همواره درباره معاد از يکديگر سؤ ال مى کردند، نه سؤ ال براى تحقيق و درک حقيقت.
اين احتمال نيز وجود دارد که منظور از آن سؤال از مؤمنان باشد، و يا سؤال از شخص پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم).
---------
---------
اما در مورد معاد ... بعضى در آن اظهار ترديد و شک مى کردند که لحن آيات قرآن آن را منعکس کرده است (نمل 66) و بعضى شديدا منکر بوده و حتى پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) را به خاطر ادعاى معاد جسمانى (نعوذ بالله ) ديوانه، يا مفترى بر خدا، مى دانستند (سبا 7 و 8 ) و به اين ترتيب اختلاف آنها در مساءله معاد قابل انکار نيست.
سپس مى افزايد: ((اينچنين نيست که آنها درباره قيامت مى گويند و فکر مى کنند، و به زودى مى فهمند)) (کلا سيعلمون ).
باز هم چنين نيست که آنها مى پندارند، و به زودى آگاه خواهند شد (ثم کلا سيعلمون ). |
|
_________________ علي يارت
اين مطلب آخرين بار توسط اکتيو در شنبه 30 تير 1386، ساعت 6:15 ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 13 تير 1386، ساعت 2:46 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#4
|
| |
من متن زير رو بر اساس چيزي که به نظرم ميرسيد، نوشته بودم.
وقتي که براي بررسي نظراتم به تفسيرهاي مختلف رجوع کردم، در تفسير آيت الله جوادي آملي احاديثي رو درباره تفسير به رأي ديدم که در حد تهمت زدن به خدا ذکر شده. لذا ترسيدم ادامه بدم.
به هر حال در مطالبي که نوشتم به هيچ نتيجه جديدي بر خلاف آيات نرسيدم، هيچ تفسير جديدي هم ارائه ندادم، هيچ چيزي رو هم از خودم معني نکردم. و فقط همون معاني رو که خوندم بر اساس درک و زاويه ي ديد خودم و با بيان خودم نوشتم.
البته فعلاً ديگه جرأت همچين کاري رو ندارم، و هيچ ادعايي مبني بر صحت مطالبي که از خودم نوشتم ندارم. چيزهايي که نوشتم صرفاً عقايد شخصي منه.
------------
قرآن تلاش ميکنه که بزرگي مفهوم قيامت رو با مثالهاي مختلفي بيان کنه. گاهي اوقات با تصويرسازي، گاهي اوقات با مثال، بعضي وقتها با قسمهاي سنگين، و گاهي هم با صفاتي که براي قيامت بيان ميکنه. هميشه سبک جملات قرآن براي توصيف قيامت اهميت موضوع رو بيان ميکنه. جملات اول سوره نبأ به جز معني اوليه، شامل تصوير سازي هم هستند.
در اينجا از قيامت به عنوان "خبر عظيم" ذکر شده.
مطلب با يک استفهام تأکيدي شروع ميشه، که درباره ي سؤال مردم سؤال ميکنه، ميخواد اشتياق شنونده رو به پاسخ اون جمله مورد سؤال مردم بيشتر کنه.
و با ذکر فعل به صورت جمع، اين سؤال رو يک سؤال و يک ترديد همگاني عنوان ميکنه.
انگار داره تصوير جماعت عظيمي رو نشون ميده که با هم بحث ميکنن و چهره هاي جدي آنها نشون ميده که موضوع بحث خيلي اونها رو تحت تأثير قرار داده.
اين تصوير نسبتاً از دور هست، و گرنه چون مخاطب همون جماعت پرسشگر هستند جمله به صورت خطابي به کار ميرفت. پس جمله ها علاوه بر انبوهي جماعت، اونها رو به صورت مبهم نشون ميده.
"در باره چه مي پرسند؟"
"در باره خبر با عظمت (مي پرسند)"
خبري که در باره آن اختلاف دارند. هر کسي به طريقي اون خبر رو تفسير ميکنه.
جماعتي رو تصوير ميکنه که بر روي اين خبر اختلاف شديد دارند. تصوير اونها رو در آستانه انفجار و جنگ نشون ميده.
در تفاسير مختلف؛ مخاطب جمله کافرين، و يا کافرين و اهل کتاب، و يا همه کافرين و همه مؤمنين ذکر شده. دليل علامه طباطبايي بر اختلاف بين کفار اينه همه کفار منکر قيامت نبودند، بعضي به حيات روح و بعضي حتي به معاد روح اعتقاد داشتند. |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 14 تير 1386، ساعت 4:46 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#5
|
| |
به نظر ميرسه که بحث از اين هم پيچيده تر باشه.
مخاطب اين آيه طبيعتاً ماييم. و تحقيقاً تصوير ارائه شده هم تصوير ماست. ببينيد اختلاف بين خود ما در مورد قيامت چقدر زياده:
بعضي که از اصل منکر هستند و اعتقادشون اينه که ما کلوخهاي توسعه يافته، و يا کامپيوترهاي پبشرفته با قابليت همانند سازي هستيم که به جاي تکنولوژي سيليسيم بر اساس کربن پياده سازي شديم. بعضي معتقدند که بيخيال بابا، کي رفته کي برگشته! اينها موضوع براشون اهميتي نداره و حوصله اثبات و انکار ندارن؛ وضع فعلي رو به غايت مناسب ميبينن.
گروهي معتقدند که امام زمان بايد بياد و درست کنه. بعضي اعتقاد دارند که ما بايد کار امام زماني کنيم و مبارزه کنيم تا امام زمان بياد. دسته اي ميگن ما بايد زمين رو از فساد پر کنيم تا امام زمان بياد و تاريخ رو تمام کنه. عده اي منتظر آرماگدون و آغاز سلطنت جاودانه يهود بر جهان هستند. بعضي منتظر هستند که مسيح ظهور کنه؛ برخي منتظر هستند که مسيح برگرده.
عده اي به رستاخيز سوسياليستي معتقدند و جامعه اشتراکي نهايي رو پايان مي دونن. عده اي همين وضع امروز دنيا رو "پايان تاريخ" ميدونن و ليبرال دموکراسي نسخه آمريکايي رو پيشرفته ترين نسخه کامل تکامل مي دونن.
بعضي معتقدند که جنگ تمدنها اين پايان زودرس جهان رو تغيير ميده و از الان براي دنياي بعد از جنگ برنامه ريزي ميکنن. بعضي همين جنگ بزرگ رو به عنوان آرماگدون موعود ميشناسن.
بعضي اعتقاد دارند که جنگ هسته اي بزرگ پايان جهان هست و برخي هم تکامل رو نسخه بي پاياني ميدونن که ادامه ي زندگي بشر رو به سراسر کهکشان توسعه ميده. و بسيار عقايد مختلف ديگه که در ريشه يا در جزئيات با هم متفاوت هستند.
کاملاً مشاهده ميشه که اين عقايد مختلف چطور در عالم واقع زندگي ما رو تحت تأثير مستقيم قرار داده.
جنگ در فلسطين، جنگ در عراق و افغانستان، جنگ سرد، جنگهاي جهاني اول و دوم، اختلافات داخلي کشور خودمون که نتايج انتخابات رو تغيير ميده، همه ناشي از اختلاف در مورد اين خبر عظيم و نحوه آماده شدن براي اين رويداد، برنامه ريزي براي پيروز شدن در اين حادثه بزرگ و گاه حتي براي کسب امکان کنترل اين خبر بزرگ به صورت دلبخواه هست.
قرآن، نظرات مختلف رو رد ميکنه: "کلّا"، و بلافاصله ميگه که زود است که به نادرستي نظراتشون پي ببرند: "سيعلمون"
و دوباره تأکيد شديد ميکنه که همه اشتباه ميکنند و به اشتباهشون به زودي پي خواهند برد.
قرآن ميخواد روايت خودش رو از حادثه بيان کنه.
خب، چه دليلي وجود داره که روايت قرآن در مورد اين "خبر عظيم" درست باشه؟
آياتي که در بعد مياد، تلاش داره که شواهدي براي صحت روايت قرآن ذکر کنه و بعد از اون روايت خودش رو از "خبر عظيم" ارائه بده. نويسنده، شروع ميکنه تواناييهاي خودش رو بر اساس سوابق موجود به رخ خواننده بکشه. اين به رخ کشيدن شامل ذکر کارهايي ميشه که عمّال نويسنده براي خوانندگان انجام دادن.
آيا ما زمين را (به صورت) گهواره اي (براي شما) ايجاد نکرديم؟
و کوهها را (به صورت) ميخهايي (که آن گهواره را ايمن و با ثبات کنند)؟
به نظر من ميرسد که نويسنده به طور تلويحي در ضمن جملات کوچکي مخاطبين را هم به رخ آنها ميشکد که "ما گهواره شما را ساختيم، ما آنرا محکم کرديم، .."
چون ميتوانست براي ذکر بزرگي خالق به خلقت آسمانها و زمينها و عرش و صفات خدا اشاره کنه که در جاهاي ديگر قرآن مشابهش هست.
اما تصويري که در اينجا ميخواسته ارائه کنه تصويري است که مخاطب خودش رو در اون احساس کنه.
اين تحقير مخاطب، با توجه به نسبت وجودي بين نويسنده و مخاطبين، توهين آميز نيست، فقط ذکر حقيقت است. کما اينکه تکبر فقط از خدا شايسته است که واقعاً بزرگ هست.
تصوير جملات شامل يک گهواره کروي کوچک ميشه که عده اي انسان در اون زندگي ميکنن. يک سري ميخ براي امنيت بيشتر به اين گهواره زده شده.
خود اين افراد رو هم نويسنده آفريده.
براي راحتي، براي عدم احساس تنهايي، براي کامل بودن؛ اونها رو به صورت زوج زوج آفريده. يعني حتي در ساخت اونها، زندگي که بعد از ساخت فيزيکي شروع ميشه رو هم در نظر گرفته. حالا زوج ميخواد همسر باشه، ميخواد رفيق باشه، ميخواد همکار باشه؛ هر فردي که فرد رو تکميل ميکنه.
خواب موقتي براي بازيابي کارآيي زندگي رو هم تنظيم کرده.
شب رو هم تنظيم کرده که استراحت کنن؛ روز رو هم تنظيم کرده که نيازمنديهاي زندگيشون رو تأمين کنن.
يعني طراحي اون شامل اقداماتي بالاتر از صرف غذا دادن هست که مثلاً ما براي پرنده هاي داخل قفس ميکنيم. تقسيم بندي زماني لازم براي عملکرد فردي مستقل مخلوقات(کار، استراحت، تفريح) رو هم انجام داده....
و جملات متناوبي که مدام بزرگي خودش رو در برابر مخلوقاتش به رخ ميکشه و براي مقايسه بهتر موضوع رو تصوير سازي ميکنه.
همه اينها براي چيست؟
براي اين که بفهمونه که نظر او درباره ي موضوع مورد اختلاف معتبره. که بگه اون خبر هم در مورد موضوعي هست که او خودش برنامه ريزي کرده.
تصوير اين آيات، بيانگر عظمت هست و در مقابل ما رو تحقير ميکنه تا حقيقت تفاوتمون رو با خودش درک کنيم.
اين جملات عظمت، اين ترس رو در دل مخاطب سرازير ميکنه که اون استفهام، سپس انکار ديگران و بعد اين "مبارز طلبي"، مقدمه براي چه موضوعي هست؟
که خوب گوشهامون رو باز کنيم تا "خبر عظيم" رو به طور دست اول از خود متکلم قرآن بشنويم. |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 14 تير 1386، ساعت 16:12 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#6
|
| |
پس از توصيف کارهايي که خداوند انجام داده، از آفرينش آسمان و زمين تا بشر، از آفرينش باران و در اثر آن درختان و گياهاني که مورد استفاده بشر قرار ميگيرند؛ پس از اشاره به کارهايي که فقط از خدا بر مي آيد و هيچ کدام از مدعيان ديگر نميتوانند ادعاي انجام اينکارها را داشته باشند، قرآن داستان خود را از "نبأ عظيم" روايت ميکند.
در تفاسير مختلف اشاره شده است که جمله مکرر "کلّا سيعلمون" با زبان تهديد بيان شده است، و کساني را درباره قيامت اختلاف دارند تهديد ميکنه که به زودي از حقيقت آن آگاه خواهند شد. (البته وقتي که ديگر دير است!)
آيه 17 نيز بيانگر تهديد مجددي است.
پس از بيان سوابق خدا، اکنون قبل از روايت خبر، قرآن مخاطبين خود را تهديد ميکند: "يقين داشته باشيد که آن روز جدايي، وعده گاه (ما و شما) است!"
چرا روز جدايي؟
چون در آن روز حق و باطل و خوبان و بدان از هم جدا ميشوند.
در آن روز خويشاوندي از بين ميرود و والدين و فرزندان و خواهران و برادران با هم بيگانه ميشوند. هر کس، بيکس و بي خويشاوند، با همقطاران خود محشور ميشود؛ و سپس به تنهايي محاکمه ميشود.
تهديد ميکند که آن روز، زمان مشاهده صحت خبر است. اين جمله بيان ميدارد که قبول کنيد يا نکنيد، ما با شما در روز جدايي وعده ميکنيم تا نشانتان دهيم که راست کدام است و دروغ کدام.
اشاره ضمني هم به آن دارد که کساني که تکذيب ميکنند، زماني که حقيقت را ديدند پشيمان خواهند شد.
حال، پس از ايجاد ابهام در باره خبر، بيان اختلاف بشر و به رخ کشيدن قدرت خداوند و سوابق کارهاي او، قرآن خبر اصلي را بيان ميکند. دليل مقدمه چيني هاي فراوان، اول ايجاد تعليق و ترديد و ترس در مخاطب بوده است؛ و دوم اقامه دليل بر اينکه بر پايي قيامت در توان کسي که سابقه آن چناني در خلقت دارد هست. پس «شما»يي که خود مخلوق هستيد و «ما» شما را تر و خشک کرديم و امکانات زندگيتان را فراهم کرديم، در جايگاهي نيستيد تا در خبري که خدا روايت ميکند ترديد کنيد و آن را تکذيب کنيد.
و حال، پس از بيان اوليه خبر جدايي در روز وعده داده شده، جزئيات ديگر آن «خبر عظيم» براي مخاطبين بيان مي شود.
روزي که در «صور» (براي احضار شما) دميده ميشود و شما در توده هايي انبوه (و به صورت دسته دسته) به محشر مي آييد.
آسمان باز ميشود و به صورت دربهاي متعددي درمي آيد.
و کوهها جاري ميشوند (حرکت ميکنند) و مانند سراب (محو) ميشوند.
اين، خبر ِ عظيم است. روزي که خدايي که آسمان و زمين را ساخت و کوهها را براي قرار بخشيدن به زمين آفريد، کوهها را محو ميکند و آسمان را باز مي گشايد؛ انسانهايي را که زوج زوج آفريد، فوج فوج به محشر احضار ميکند.
و سپس سرنوشت انسانهايي را که در روز جدايي از هم جدا شده اند بيان ميکند.
سرنوشت صالحان و سرنوشت فاسقان. تا بدانند و به جاي اختلاف در باره اين خبر عظيم، خود را براي آن روز آماده کنند. |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 6:01 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#7
|
| |
تفسير نمونه جلد 26 صفحه 31
سرانجام روز موعود فرا مى رسد در آيات قبل اشاراتى به دلائل مختلف معاد آمده بود، در نخستين آيه مورد بحث به عنوان يک نتيجه گيرى ، مى فرمايد: ((روز جدايى (روز رستاخيز) روز وعده همگان است )) (ان يوم الفصل کان ميقاتا).
تعبير به ((يوم الفصل )) تعبير بسيار پر معنايى است که بيانگر جداييها در آن روز عظيم است:
جدايى حق از باطل .
جدايى صفوف مؤ منان صالح از مجرمان بدکار.
جدايى پدر و مادر از فرزند، و برادر از برادر.
((ميقات )) از ماده ((وقت )) مانند ((ميعاد)) و ((وعد)) به معنى وقت معين و مقرر است.
سپس به شرح بعضى از ويژگيها و حوادث آن روز بزرگ پرداخته مى گويد ((همان روزى که در صور دميده مى شود، و شما فوج فوج وارد محشر مى شويد)) (يوم ينفخ فى الصور فتاتون افواجا).
((نفخ )) به معنى ((دميدن )) و ((صور)) به معنى شيپور است که معمولا آن را براى توقف قافله و لشکر، يا براى حرکت آن به صدا در مى آورند، و اهل قافله و لشکريان از آهنگ مختلف اين دو صدا مى فهمند که بايد توقف کنند، يا حرکت نمايند.
-----------
-----------
و به دنبال آن مى افزايد: ((آسمان گشوده مى شود، و به صورت درهاى متعددى در مى آيد)) (و فتحت السماء فکانت ابوابا).
منظور از اين ((درها)) چيست ؟ و گشوده شدن چه مفهومى دارد؟
بعضى گفته اند: منظور اين است که درهاى عالم ((غيب )) به عالم ((شهود)) گشوده مى شود، حجابها کنار مى رود، و عالم فرشتگان به عالم انسان راه مى يابد.
جمعى اين آيه را اشاره به چيزى دانسته اند که در آيات ديگر قرآن آمده که مى گويد: ((در آستانه قيامت آسمان شکافته مى شود)) و اذا السماء انشقت (انشقاق - 1) و در جاى ديگر همين معنى را به تعبير ديگرى بيان فرمود: اذا السماء انفطرت (انفطار - 1).
اين احتمال نيز وجود دارد که انسان در شرائط موجود در دنيا قادر به حرکت در آسمانها نيست ، و اگر هم براى او امکان داشته باشد بسيار محدود است ، گويى شرائط موجود تمام درهاى آسمان را به روى او بسته ، ولى در قيامت انسان از کره خاکى آزاد مى شود، و درهاى سفر به آسمانها به روى او گشوده ، و شرائط آن فراهم مى گردد.
به تعبير ديگر: در آن روز نخست آسمانها از هم متلاشى مى شوند، و به دنبال آن طبق آيه 48 سوره ابراهيم آسمانهايى نوين و زمينى نو جاى آن را مى گيرد.
و در همين جا است که فرشتگان از درهاي بهشت بر مؤمنين وارد مى شوند و تبريک و تهنيت مى گويند و الملائکة يدخلون عليهم من کل باب (رعد - 23).
و درهاى دوزخ نيز به روى کافران گشوده مى شود: و سيق الذين کفروا
تفسير نمونه جلد 26 صفحه 34
و بالاخره در آخرين آيه مورد بحث ، وضع کوهها را در قيامت ، منعکس کرده مى فرمايد: ((کوهها به حرکت در آورده مى شود و سرانجام سرابى مى گردد)) (و سيرت الجبال فکانت سرابا).
... سرانجام کوهها از صفحه زمين برچيده مى شود، و زمين هموار مى گردد و يسئلونک عن الجبال فقل ينسفها ربى نسفا فيذرها قاعا صفصفا: از تو درباره کوهها سؤ ال مى کنند، بگو: پروردگارم آنها را بر باد مى دهد و زمين را صاف و هموار مى سازد! (طه - 105 - 106).
------------
------------
قابل توجه اين که در آيات گذشته ، کوهها به عنوان ميخها، و زمين به عنوان گهواره معرفى شده بود، و در آيات مورد بحث مى گويد آن روز که فرمان فناى جهان صادر مى شود آن گهواره به هم مى خورد، و اين ميخهاى عظيم از جا کنده خواهد شد، روشن است هنگامى که ميخهاى چيزى را بکشند از هم متلاشى مى شود. |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
علي بابا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 14 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 1059 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: کهکشان راه شيري درب اول سمت راست !!! سن: 29 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 11:09 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#8
|
| |
ببخشيد گرم تفسير بوديد
ولي به نظر بنده بي دين !!! اگه شما بتونيد کاري کنيد که حتي يه نفر از قرآن خوشش بياد و بطرفش بره کار بسيار بسيار بزرگي کرديد.
البته من نميخوام ارزش کارتونو بيارم پايين ولي اون کار رو هم فکر ميکنم در کنارش بتونيد انجام بديد
موفق باشي دوست عزيز علي بابا |
|
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 21 تير 1386، ساعت 23:06 |
|
 |
1 سال و 1 ماه پيش |
|
#9
|
| |
| علي بابا نوشته بود: |
ببخشيد گرم تفسير بوديد
ولي به نظر بنده بي دين !!! اگه شما بتونيد کاري کنيد که حتي يه نفر از قرآن خوشش بياد و بطرفش بره کار بسيار بسيار بزرگي کرديد.
البته من نميخوام ارزش کارتونو بيارم پايين ولي اون کار رو هم فکر ميکنم در کنارش بتونيد انجام بديد
موفق باشي دوست عزيز علي بابا |
قرار نيست من کاري کنم که کسي از قرآن خوشش بياد.
يا بهتر بگم من نمي تونم چنين کاري کنم.
کسي که خود قرآن رو با اين زيبايي کلام و معنا، با جملات وزين و تصاوير زنده نمي خونه، با کپي/پيست من علاقه مند نميشه.
تا کسي قرآن رو نخونه چطور ممکنه از او خوشش بياد؟
گاهي آيات لطف شامل حال ماست، و گاهي آيات عذاب بيانگير احوال ما،
و من نميتونم به فراخور حال افراد بزنم.
اما هر کس که خودش سراغ قرآن بره، جواب خودش رو از او ميگيره.
در صورتي که چشم بينا باشد و گوش شنوا، قلب پاک باشد و روح پذيرا. |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
harvard  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382 مجموع ارسالها: 1595 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!! جنسيت: مرد |
 |
شنبه 23 تير 1386، ساعت 12:28 |
|
 |
1 سال و 1 ماه پيش |
|
#10
|
| |
|
قرآن هايي هستند که در نمازخانه هاي دانشگاه موجود هستند و من به زور يکي شون را گير آوردم و خريدم . اين قرآن ها با شرح مختصر هستند و در هر صفحه که خود آيات و ترجمه آنها وجود دارد و در صفحه روبرو شرح مختصري که به صورت گزينشي از تفسيرهايي چون الميزان و نمونه و مجمع البيان است . من سعي مي کنم قسمت هايي از اون را هماهنگ با کار اکتيو اين جا قرار بدم . |
|
_________________ عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .
اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
|
|
|
|
|
 |
علي بابا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 14 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 1059 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: کهکشان راه شيري درب اول سمت راست !!! سن: 29 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 23 تير 1386، ساعت 15:59 |
|
 |
1 سال و 1 ماه پيش |
|
#11
|
| |
از ما گفتن بود
از شما نشنيدن
خواستم يه کار مفيد کرده باشي |
|
|
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
شنبه 23 تير 1386، ساعت 16:25 |
|
 |
1 سال و 1 ماه پيش |
|
#12
|
| |
| علي بابا نوشته بود: |
از ما گفتن بود
از شما نشنيدن
خواستم يه کار مفيد کرده باشي  |
خوب، در واقع من متوجه منظورت نشدم. خوشحال ميشم اگه پيشنهادي بدي.
اگه از من بر بياد، حتماً انجام ميدم. |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
honey  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 05 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 982 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: زن |
 |
شنبه 23 تير 1386، ساعت 18:53 |
|
 |
1 سال و 1 ماه پيش |
|
#13
|
| |
من تازه تاپيک آيات رحماني رو ديدم ...واقعا کار خوبيه ...عاليه ...دستتون درد نکنه
من 3-4 ماه پيش ميخواستم اين کار رو بکنم ولي لياقتش رو نداشتم مثل اينکه
من هم تا بحال يک بار موفق به خوندن کامل قرآن شدم ولي اصلا از خودم راضي نيستم چون معني اونها رو نخوندم و مطمئنا چيز زيادي بدست نياوردم ...دوباره که شروع کردم با معني دارم ميخونم
الانم که اينجا به اين شکل ختم قرآن راه انداخته شده ..حتما با تالار پيش ميرم
راستي يه سوال داشتم البته ميخوام مطمئن بشم
ثواب خوندن معني قرآن از متن عربي اون کمتره يا هر دو در يک جايگاه قرار دارن؟ |
|
_________________ چترها را بايد بست.
زير باران بايد رفت.
فکر را، خاطره را، زير باران بايد برد.
با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت.
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 23 تير 1386، ساعت 18:57 |
|
 |
1 سال و 1 ماه پيش |
|
#14
|
| |
| honey نوشته بود: |
...راستي يه سوال داشتم البته ميخوام مطمئن بشم
ثواب خوندن معني قرآن از متن عربي اون کمتره يا هر دو در يک جايگاه قرار دارن؟ |
به نظر بنده اين سؤال اهميت چنداني نداره. اون چيزي که مهم تره اينه که آيات رو بفهميم و اونها رو تو زندگيمون به کار بگيريم. البته در جواب اين سؤال مي شه گفت اگه صرف خوندن قرآن مد نظر باشه، قطعاً کلام خالق ارزش خوندنش از ترجمه مخلوق بيشتره. براي من و امثال من که زبان اصليمون عربي نيست و تسلط چنداني هم روش نداريم، شايد بهترين گزينه خوندن متن عربي قرأن به همراه ترجمه باشه که هم فيض خوندن کلام خالق رو ببريم و هم مفهومش رو بهتر درک کنيم. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
اين مطلب آخرين بار توسط غريب آشنا در شنبه 23 تير 1386، ساعت 19:26 ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
اکتيو  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1148 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
شنبه 23 تير 1386، ساعت 19:08 |
|
 |
1 سال و 1 ماه پيش |
|
#15
|
| |
قرائت قرآن ثواب داره، يعني خير داره، يعني فايده داره.
لذا هر چه آدم بيشتر تعمق کنه، بيشتر بهره ميبره.
هيچ چيزي مثل "تفکر" ثواب نداره. خصوصاً تفکر در آيات قرآن، که از قرائت قرآن و معني هم بهتره. |
|
_________________ علي يارت
|
|
|
|
|
 |
|
|