صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
8
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1767
اعتبار کسب شده: 4889
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 01 تير 1386، ساعت 22:24
 1 سال پيش
#1
 
ايده ي اين تاپيک متعلق به احسانه.
من و بقيه دوستان که افتخار تدريس در دانشگاه رو داريم در پايان ترم به وسيله e-mail يا بر روي برگه هاي جواب هاي امتحانات دانشجويان با برخي خواهش هاي اونها مواجه ميشيم که بعضا جالب هستند.
در اينجا بدون اينکه نام دانشجويي رو ذکر کنم , بعضي نوشته هاي اونها رو براتون ميزارم:


سلام
با پوزش ،استاد اين امتحان مدار منطقي که گرفته ايد بد جور تو روحيه ما تاثير منفي گذاشت
لطفا در تصحيح آن اين جوررررر نباشيد!
رحم داشته باشيد ما هم از خودتون هستيم !!!! رحم چيزه خوبي است
شما هم در زمان دانشجويي در اين لحظه ها گير افتاده ايد که ؟؟؟
رحم کن استاد البته من بد ننوشته ام اما استاد !اما استاد! اما استاد! چي بگم ........!؟
از امتحاني که گرفتيد معلوم است فاتحمون خونده است ..
استاد من با اون که شاغل هستم اما تمام کلاس هاي شما را حاضر بودم
تمام درد ها ورنج ها را تحمل کردم
اما درد افتادن يا پايين بودن نمره را هرگز هرگز هرگز هرگز
استاد رحم کن
اميدوارم اين ايمل باعث کمتر شدن نمره من نشود استاد من بچه خوبي هستم !!؟
دانشجوي شما........

_________________
اين تويي در آن طرف , پشت ميله ها رها
اين منم در اين طرف پشت ميله ها اسير
دست خسته ي مرا , مثل کودکي بگير
با خودت مرا ببر , خسته ام از اين کوير .......


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط مسافر کوير در تاريخ جمعه 01 تير 1386، ساعت 23:10 ويرايش شده است.
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3957
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 01 تير 1386، ساعت 22:34
 1 سال پيش
#2
 
يه نکته ديگه رو هم بنده اضافه کنم و اون اين که آخرهاي ترم که مي شه، تعدادي از دانشجويان که به طور عمده از جنس لطيف هستن، براي فهم بيشتر درس به استاد پيشنهاد برگزاري کلاس خصوصي مي دن. Neutral

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
کلاغ سفيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 20 آبان 1385
مجموع ارسالها: 621
اعتبار کسب شده: 852
محل سکونت: آخر قصه...
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 02 تير 1386، ساعت 0:16
 1 سال پيش
#3
 
نقل قول:
سلام
با پوزش ،استاد اين امتحان مدار منطقي که گرفته ايد بد جور تو روحيه ما تاثير منفي گذاشت
لطفا در تصحيح آن اين جوررررر نباشيد!
رحم داشته باشيد ما هم از خودتون هستيم !!!! رحم چيزه خوبي است
شما هم در زمان دانشجويي در اين لحظه ها گير افتاده ايد که ؟؟؟
رحم کن استاد البته من بد ننوشته ام اما استاد !اما استاد! اما استاد! چي بگم ........!؟
از امتحاني که گرفتيد معلوم است فاتحمون خونده است ..
استاد من با اون که شاغل هستم اما تمام کلاس هاي شما را حاضر بودم
تمام درد ها ورنج ها را تحمل کردم
اما درد افتادن يا پايين بودن نمره را هرگز هرگز هرگز هرگز
استاد رحم کن
اميدوارم اين ايمل باعث کمتر شدن نمره من نشود استاد من بچه خوبي هستم !!؟
دانشجوي شما........


خيلي خيلي ببخشيدا اما بيشتر شبيه يک شوخيه...
يا خواسته استاد! رو دست بندازه يا ........

خلاصه باور کردني نيست*...

____________
*
البته اگه پياز داغش کمتر بود باور ميشد...

_________________
باور کردني نيست....
 
1
-2
3
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1767
اعتبار کسب شده: 4889
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 02 تير 1386، ساعت 0:56
 1 سال پيش
#4
 
منظورت چيه؟ يعني من دروغ نوشتم؟

_________________
اين تويي در آن طرف , پشت ميله ها رها
اين منم در اين طرف پشت ميله ها اسير
دست خسته ي مرا , مثل کودکي بگير
با خودت مرا ببر , خسته ام از اين کوير .......
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
کلاغ سفيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 20 آبان 1385
مجموع ارسالها: 621
اعتبار کسب شده: 852
محل سکونت: آخر قصه...
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 02 تير 1386، ساعت 1:13
 1 سال پيش
#5
 
اي بابا اين روزا همه زود جوش ميارن...
نه عزيز من کي همچين حرفي زدم؟!
گفتم يحتمل اون دانشجو قصد شوخي داشته...
يا اينکه دلتو به دست بياره...

به هر حال اگه موارد مشابه هم باشه ديگه من Silenced

ما که نه استاد بوديم و نه جنس لطيف...
شايد واقعا از اين کارا بکنن...

البته در جنس برتر هم عناصر دستمال به دست و ضعيف النفس ههم هستند که من از اوناش نيستم...

_________________
باور کردني نيست....
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1767
اعتبار کسب شده: 4889
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 02 تير 1386، ساعت 1:20
 1 سال پيش
#6
 
بحث جوش آوردن نيست.شما نظرتون رو گفتيد .منم يه سوال پرسيدم.
راستي دانشجويي که اين رو نوشته بود پسر بود. Smile
اين تازه يه مورد خيلي خيلي معمولي بود! جالب هاش هنوز مونده.
اتفاقا احسان يه مورد خيلي خيلي جالب رو واسه من و غريب آشنا تعريف کرد. به قول معروف اون ديگه واقعا عتيقه بود! Laughing

_________________
اين تويي در آن طرف , پشت ميله ها رها
اين منم در اين طرف پشت ميله ها اسير
دست خسته ي مرا , مثل کودکي بگير
با خودت مرا ببر , خسته ام از اين کوير .......
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بي ستارهآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 24 دي 1385
مجموع ارسالها: 250
اعتبار کسب شده: 133
محل سکونت: دزفول
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 02 تير 1386، ساعت 10:56
 1 سال پيش
#7
 
اين بحث در آخر ترم واقعا داغه

يکي از دانشجوها بهم گفته که آدرس خونه رو بدين ميخوام يه صندوق گوجه واستون بيارم. Sick
يکي ديگه پيام گذاشته "خودتون گفتين دوست دارم واسم تو مسنجر پيام بزارين. حالا من گذاشتم و بايد بهم نمره بدي"

ولي من بهشون گفته بودم چون ديگه دانشگاه نميام ، بهم ميل بزنين تا نمرات ميان ترم رو بهتون بگم! Brick wall Brick wall Brick wall

_________________
حکمت خدا پيچيدست Wink
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3957
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 02 تير 1386، ساعت 12:49
 1 سال پيش
#8
 
بي ستاره نوشته بود:
...يکي از دانشجوها بهم گفته که آدرس خونه رو بدين ميخوام يه صندوق گوجه واستون بيارم. Sick ...

گوجه؟! من يه صندوق هلو رو ترجيح مي دم. Not talking

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4955
اعتبار کسب شده: 9282
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 03 تير 1386، ساعت 6:07
 1 سال پيش
#9
 
مدتها بود ميخواستم همچين تاپيکي ايجاد کنم. خيلي دلم از دانشگاه آزاد پره! امروز مسئول آموزش پارتي نامزدش شده ... Brick wall من چي بگم آخه؟ بزاريد از آموزشي برگردم، همه ايميلهاي مربوطه رو يکي يکي همينجا مينويسم!

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بي ستارهآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 24 دي 1385
مجموع ارسالها: 250
اعتبار کسب شده: 133
محل سکونت: دزفول
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 03 تير 1386، ساعت 10:48
 1 سال پيش
#10
 
غريب آشنا نوشته بود:
بي ستاره نوشته بود:
...يکي از دانشجوها بهم گفته که آدرس خونه رو بدين ميخوام يه صندوق گوجه واستون بيارم. Sick ...

گوجه؟! من يه صندوق هلو رو ترجيح مي دم. Not talking


آرههههههههههه؟؟؟؟؟
هلو چيييز خووووووووووبيه Wink

_________________
حکمت خدا پيچيدست Wink
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3957
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 03 تير 1386، ساعت 11:29
 1 سال پيش
#11
 
بي ستاره نوشته بود:
غريب آشنا نوشته بود:
بي ستاره نوشته بود:
...يکي از دانشجوها بهم گفته که آدرس خونه رو بدين ميخوام يه صندوق گوجه واستون بيارم. Sick ...

گوجه؟! من يه صندوق هلو رو ترجيح مي دم. Not talking


آرههههههههههه؟؟؟؟؟
هلو چيييز خووووووووووبيه Wink

اين سبک حرف زدن رو از مسافر کوير ياد گرفتي؟ Not talking

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mojiآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

تاريخ عضويت: پنجشنبه 13 مهر 1385
مجموع ارسالها: 142
اعتبار کسب شده: 420
محل سکونت: shiraz
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 03 تير 1386، ساعت 15:30
 1 سال پيش
#12
 
الان داشتم يه ورقه تصحيح مي کردم نوشته بود
" تو رو خدا من ديروز پدر شدم چند ماهه اصلا نتونستم بخوابم يا درس بخونم لطفا .............
ترم آخر هم هستم.................لطفا نمره خوب مي خوام چون مشروط ميشم"

در ضمن برگه پاسخ هاش کاملا سفيده

_________________
هروز دلم در غم تو زار تر است
وزمن دل بيرحم تو بيزار تراست
بگذاشتيم غم تو مگذاشت مرا
حقا که غمت از تو وفادار تر است
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
کلاغ سفيدآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 20 آبان 1385
مجموع ارسالها: 621
اعتبار کسب شده: 852
محل سکونت: آخر قصه...
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 04 تير 1386، ساعت 0:12
 1 سال پيش
#13
 
ميگم بي زحمت يه خوبوش که جيگرسوز باشه برامون بيزارين...
ميخوام برفستم واسه استاد کارافرينيمون... Mr. Green


ماجراي هدايا و نمره هم باحاله...
اونا که دانشگاه آزاده.بشنوين از دانشگاه دولتي...
يکي از دوستام يه درس رو 13 شده بود اما داشت مشروط ميشد*.واسه همين يک نمره يک نمره التماس ميکر تا شايد...
خلاصه سراغ استاد اين درس که رفته بود(البته به همراه يک واسطه Shocked ).استاد محترم پرسيد:بچه کجايي؟
دوست ما گفت : بوشهر... استاد هم گفت ميتوني برامون ماهي بياري؟! Shocked
دوست ما ماهي رو برد و منره 18 گرفت...
اين ترم هم يه درس ديگه با اون استاد داره... Mr. Green

_____________

اين 4 امين بار مشروطي ميتونست باشه... Cool

_________________
باور کردني نيست....
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بي ستارهآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 24 دي 1385
مجموع ارسالها: 250
اعتبار کسب شده: 133
محل سکونت: دزفول
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 04 تير 1386، ساعت 10:27
 1 سال پيش
#14
 
غريب آشنا نوشته بود:
بي ستاره نوشته بود:
غريب آشنا نوشته بود:
بي ستاره نوشته بود:
...يکي از دانشجوها بهم گفته که آدرس خونه رو بدين ميخوام يه صندوق گوجه واستون بيارم. Sick ...

گوجه؟! من يه صندوق هلو رو ترجيح مي دم. Not talking


آرههههههههههه؟؟؟؟؟
هلو چيييز خووووووووووبيه Wink

اين سبک حرف زدن رو از مسافر کوير ياد گرفتي؟ Not talking

سبک حرف زدن؟؟؟
بابا کجاي کاري که لهجم هم عوض شد رفت پي کارش، هااااااااااا Wink البته از لهجه خوبوي شيرازي خوشم مياد Very Happy

_________________
حکمت خدا پيچيدست Wink
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
شازده کوچولوآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385
مجموع ارسالها: 969
اعتبار کسب شده: 6357
محل سکونت: هيدالو
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 19 تير 1386، ساعت 2:33
 12 ماه و 1 روز پيش
#15
 
اين التماس دعا رو هم من امشب دريافت کردم:

استاد من دانشجوي ميمان هستم همين ترم هم تو اين دانشگاه بودم ورودي 83 هستم .درسته نتوانستم اون جور که شما مي خواستيد امتحانم رو بدم اما تمام کلاس ها رو حاضر بودم و تمرين ها و کوييز ها را همان طور که شما نيز در ليست خود داريد استاد من در خطر مشروطي هستم اگر نمره پانزده به بالا نگيرم مشروط مي شوم تو رو خدا من رو کمک کنيد من به خاطر فوت پدرم مجبور بودم بيام ش..... مهمان بگيرم هم کار مي کنم که بتوانم يک خرجي واسه خانوادم باشم به من کمک کنيد به خدا بد بخت مي شم اگه مشروط بشوم من دو ترم مشروط شدم اين بار هم بشوم ديگه بيچاره مي شوم قول ميدم سره نماز دعايتان کنم هر شب. به من کمک کنيد روم نشده بود بيام باهاتون صحبت کنم .تورو به امام حسين قسمتون ميدم کمکم کنيد.واقا به کمک شما نياز دارم.استاد من رو کمک کنيد به خدا تو دلم هيچ وقت اين کمک شما را از ياد نميبرم شما داريد به يه بچه يتميم کمک ميکنيد من بلد نيستم از کلمات اون جور کتابي استفاده کنم اما هرچي گفتم حرف دلم بود.
با تشکر
مرا ببخشيد اگه اينطوري صحبت کردم به خدا دارم بدبخت ميشوم

_________________
نکند من هم يک خرده به آدم بزرگ‌ها رفته‌ام؟ «بايد پير شده باشم».
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سن‌تگزوپه‌ري)
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است تشريف فرمايي استاد اهورا
1
پاسخها: 14 بیننده: 665 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است روزنامه استاد فلسفه ...
1
پاسخها: 4 بیننده: 381 نویسنده: pirooztornado
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است استاد خوبه وقضيه مقاله کپي
1
پاسخها: 19 بیننده: 642 نویسنده: قلي high کلاس
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است استاد جديد بخش، دکتر آستانه
1
پاسخها: 1 بیننده: 219 نویسنده: غريب آشنا

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: