| نویسنده |
پیغام |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4948 اعتبار کسب شده: 9885 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 25 آذر 1382، ساعت 20:59 |
|
 |
4 سال و 5 ماه پيش |
|
#1
|
| |
وبلاگ آقاي محمد علي ابطحي - معاون رئيس جمهور.
(اگه درست بگم معاون حقوقي و پارلماني رئيس جمهور!)
http://www.webnevesht.com/weblog |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4948 اعتبار کسب شده: 9885 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 25 آذر 1382، ساعت 21:05 |
|
 |
4 سال و 5 ماه پيش |
|
#2
|
| |
شنيدم 500 الي 600 هزار تومن براي وبلاگش خرج کرده!! دارندگي و برازندگي!!!
ولي خودمونيما! بايد آدم بيکاري هم باشه! ميگيد نه؟ به اين توجه کنيد که از 16 آذر تا 25 آذر 10 تا مطلب نوشته! متوسط هر روز يکي!! به نظر شما بيکار نيست؟؟
اينو از وبلاگش انتخاب کردم:
صدام بايد ذليل مي شد
روز شنبه يکي از خبرنگاران روي موبايلم زنگ زد، گفت طالباني در مرز ايران اعلام کرد صدام دستگير شده است. پرسيدم خبر چقدر قطعي است؟ گفت تحقيق مي کند. خودم هم از منابع اطلاع رساني پرسيدم، تائيد شده بود. تصويرش را هم عبوري ديدم.از بهترين خبر هايي بود که در عمرم شنيده بودم. ديکتاتوري که در کشتار و بي رحمي و نابود کردن عراق و منطقه کم نظير بود، درون چاهي دستگير شده بود.
******
يادم آمد سال 63 ، 64 را که مدير راديو بودم. برق کم بود و هر لحظه يک شهر در حال بمباران شدن بود. مردم همه به راديو گوش مي دادند: توجه، توجه، صدايي که هم اکنون مي شنويد اعلام خطر يا وضعيت قرمز است. و صداي ديوانه کننده بوق ممتد. در مرحله بعدي بجاي بمباران هوايي موشک پراني شهري آغاز شده که همزمان با صداي فرود آمدن موشک صداي زنگ تلفن hotline در پخش راديو بلند مي شد: توجه توجه، ... ولي موشک فرود آمده بود...در عمق شهر تهران و دهها شهر ديگر.
دنيا چند بار دست به کار شد تا جنگ شهري پايان يابد. هر بار که نهايي مي شد که از ساعت x جنگ شهري پايان مي يابد، عراق بيانيه مي داد که آتش بس جنگ شهري را پذيرفته ولي بصورت رسمي و علني در آن قيد مي کرد : «به شرط آنکه آخرين موشک توسط عراق زده شود.» ملت ايران خيلي با اين جمله احساس حقارت مي کرد و معناي حرف صدام اين بود که آخرين قربانيان حتماً بايد ايراني باشند! يک لحظه ذلت دستگيري صدام، آن روزهاي دردناک را به يادم آورد.
******
عيد سال 66 بود. چند روزي در راديو جشن پيروزي عمليات را گرفته بوديم. حسابي خسته بوديم. صداي گرم محمود کريمي: شنوندگان عزيز، به خبر مهمي که هم اکنون به دستم رسيد توجه فرماييد. رزمندگان اسلام ....
تقسيم کرديم که مديران راديو شيفتي هرکدام دو روزي به تعطيلات بروند. تازه از تهران خارج شده بودم. موبايل هم آن روزها نبود. دلم آرام نداشت. از رودهن به پخش راديو زنگ زدم. ديدم حميد خزائي که شيفت مديريت پخش راديو را داشت، ناراحت است. پرسيدم چه شده: گفت تمام مردم شهر حلبچه با گاز شيميايي يک جا شهيد شده اند. در جا خشکم زد. مارش پيروزي را کم کم fade کرديم تا براي عزاداري کشتار مردم يک شهرخود را آماده کنيم.
*******
شهيدان و رزم آوران ما ايران را نگه داشتند. خيلي مظلومانه مقاومت کردند. صدام بايد به اين ذلت مي افتاد. اين سنت خداست براي همه ديکتاتورها و جلاد ها. |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4948 اعتبار کسب شده: 9885 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 25 آذر 1382، ساعت 21:12 |
|
 |
4 سال و 5 ماه پيش |
|
#3
|
| |
اينم خيلي توپه! نظر يکي ديگس در مورد وبلاگ آقاي ابطحي!! خودش هم تو سايتش نوشته! خيلي باحاله!
۰۵ آذر ۱۳۸۲
انتشار در: siperisk.blogsky.com
وبلاگ سيپريسک: آخوند وبلاگ نويس
چشم حسود کور. مگه آخوند نمي تونه بنويسه ؟ خيال مي کنين آخوندا فقط مي تونن تعزير کنن و دست و پا ببرند و يا شلاق بزنن و سنگسار کنن ؟ يا فکر کردين تنها بلدن دستور اعدام بنويسن؟ اگه اينطوري فکر مي کنين کور خوندين . برين ببينين حاج آقا ابطحي مصلح اصلاح طلب با کمک روشنفکران کاپاچينو نويس چه وبلاگي راه انداخته. من اين نيما رسول زاده را خيلي دوست داشتم و فکر نمي کردم که اين جوري از آب در بياد. پسر خوب هنوز خون وبلاگ رفيق شفيقت سينا مطلبي خشک نشده ! شما چرا وارد اين بازي شدين. يا شايدم از اولش بودين و ما نمي دونستيم.
البته و صد البته چشم حسود کور آخوند همه کاري ميتونه بکنه ، چرا وبلاگ ننويسه. وبلاگ سرزمين آزاديه. اينا که کشور رو برا خودشون و برا مردم قفس کردن حالا چه عيبي داره اينا تو وبلاگستون يه کمي نفس آزاد بکشه.
برويد و ببينيد و تو سر خودتان بزنيد که چه کساني با چه درجه از دانش و بينشي دارن مملکت خراب شده مارو اداره مي کنن. دست روشنفکران کاپاچينو خور ما درد نکنه . آخه اين سيد اولاد پيغمبر هم از قماش خودشونه . مبارک باشه.
http://siperisk.blogsky.com/?PostId=125
|
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
سياسفيد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 2871 اعتبار کسب شده: 8377 محل سکونت: شيراز سن: 23 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 17 خرداد 1386، ساعت 19:48 |
|
 |
11 ماه و 14 روز پيش |
|
#4
|
| |
۱۵ خرداد ۱۳۸۶
هاشمي و دولت فعلي
ديشب در حرم امام، آقاي هاشمي رفسنجاني سخنراني ميکرد. داشت تاريخچه زندگي امام را مي گفت. رسيد به سخنراني امام و گفت امام در همين بهشت زهرا فرمودند: من دولت تعييين ميکنم. من تو دهن اين دولت ميزنم. مردم تکبير بلندي گفتند. با توجه به اختلافات موجود هاشمي و دولت فعلي حاضرين به يکديگر لبخند زدند. فکر کنم روي عادت بود. قصدي نداشتند. اينم شوخي همين جوري!
منبـــع : http://www.webneveshteha.com/weblog/ |
|
_________________
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4948 اعتبار کسب شده: 9885 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 20 خرداد 1386، ساعت 14:55 |
|
 |
11 ماه و 12 روز پيش |
|
#5
|
| |
|
|
|
|
 |
شازده کوچولو  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385 مجموع ارسالها: 951 اعتبار کسب شده: 6183 محل سکونت: هيدالو سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 22 شهريور 1386، ساعت 23:15 |
|
 |
8 ماه و 6 روز پيش |
|
#6
|
| |
بيائيد همديگر را دعا کنيم
بالاخره امروزصبحي که کلي آدمها روزه نگرفته بودند، در ايران روز اول ماه رمضان شد. اين در حالي است که از نيجريه تا اندونزي امروز اول ماه بود. ما که نفهميديم با اين همه تلاش مسئولان ديدن ماه و پيشرفت علم هر ساله اول و آخر رمضان تنها براي ما ايرانيان چنين مي شود.ماه رمضان براي هرکس تعريفي دارد. در عمده ي کشورها رمضان ماه شادي و جشن است. در عربستان مراسم عمره آغاز شده و به خصوص در دهه ي آخر رمضان جمعيتي بيشتر از حج به دور کعبه ميچرخند و عبادت خدا مي کنند. فصل مشترک ماه رمضان توجه به خداست. عاشقانه ترين دعاها براي مهربان ترين خالق را بايد در اين ماه خواند. خدايي را در ماه رمضان جستجو کنيد که مهربان است و آغوشش براي همه ما هميشه باز است. هرکس هم ميتواند به آغوش اين خدا برود. رابطه با خدا ربطي به اعمال و رفتار انسان ندارد. حتي آنهايي که به هر دليل روزه نميگيرند، مي توانند در اين ماه رابطه ي عاشقانه اي با خدا را داشته باشند.لحظه اي با خدا خلوت کنيم و از او کمک بگيريم. هيچکس حق ندارد خدا را مال خودش بداند يا آنکه گمان کند بيشتر از ديگران به خدا نزديک است. بزرگترين خوبي خدا اين است که به جاي توجه به ظاهر آدمها به دلهاي صاف و خدا جوي آنها نگاه مي کند.براي همديگر هم دعا کنيم. من هم از همه تان التماس دعا دارم. رمضان مبارک
لينک مطلب |
|
_________________ نکند من هم يک خرده به آدم بزرگها رفتهام؟ «بايد پير شده باشم».
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنتگزوپهري)
|
|
|
|
|
 |
شازده کوچولو  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385 مجموع ارسالها: 951 اعتبار کسب شده: 6183 محل سکونت: هيدالو سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 30 شهريور 1386، ساعت 23:17 |
|
 |
7 ماه و 28 روز پيش |
|
#7
|
| |
افطاري گل آقا و انقلاب مخملين
اول محکم بزنم به تخته چون امسال از اول ماه رمضون تا حالا افطاري دعوت بودم. در حاشيه افطاري ها هم که معمولا به جاي زولبيا از سياست حرف ميزنند، هر افطاري ميتواند سوژه روزنوشتي شود. اما تا حالا ننوشتم، چون آن وقت بايد اسم روزنوشت را به افطاريات تبديل ميکردم. البته بدم نبود ها!. انشاءالله سال آينده. اما ديشب چون مهمان افطاري مرحوم صابري "گل اقا" بودم، نمي شد چيزي ننوشت. خودش که زنده بود اين افطاري را از خود هفته نامه مهمتر ميدانست. از همه دوستانش در جناح هاي مختلف دعوت ميکرد ومي آمدند. مرکز تلاقي خطوط مختلف سياسي بود. ديشب بنا به رسم بي وفايي دنيا خلوت تر بود. داماد صابري در سخنان کوتاهي با سادگي وبي آلايشي خاصي گفت: به خدا از اون طرفي ها ( محافظه کاران)هم مثل سالهاي قبل دعوت کرده بوديم ولي نيامدند. از زمان صابري رسم طنز آميزي متداول بود که بالاي قسمت هاي مختلفي که مهمانان مي نشستند تابلو هاي کوچکي ميزدند که جناح هاي مختلف را ترسيم کرده بود. معمولا آدم بعد از اينکه مي نشست تازه ميفهميد کجا قرار گرفته. ديشب زير تابلو جناح طرفداران انقلابهاي مخملين پسر آقايان دکتر عارف و موسوي لاري نشسته بودند. گفتم ماها که يک انقلاب کرده ايم و ديگر قصد هيچگونه انقلابي را نداريم ولي اين نسل بعدي هاي فرزندان مسئولان فعلي که از جيک و پيک همه چيز خبر دارند را از زير اين تابلو برداريد. يک مرتبه ديديد اينها هم مثل پدراشون هوس انقلاب بکنند ها! من هم وقتي وارد شدم به دعوت آقاي خوشرو معاون قبلي وزارت خارجه رفتم آن بالاها يک جايي نشستم. ديدم بالاي سرم نوشته بود جناح طنز نويسان زوار در رفته. من با صابري خيلي صميمي بودم. با هم خيلي سفر رفته بوديم. اساسا پايه گذار طنز سياسي بعد از انقلاب او بود.گرچه سنگين مي نوشت و اديبانه اما کار کارستانش اين بود که در دهه ي 60 ابتدا در روزنامه اطلاعات و بعد هم در مجله گل آقا طنز سياسي را بعد از انقلاب شروع کرد. مشاورت شهيد رجائي و آشنايي اش با آقاي خامنه اي، پوشش امنيتي خوبي به او داده بود تا حرفهايش با سوء ظن مورد توجه قرار نگيرد. صابري بر گردن طنز پردازان سياسي بعدي خيلي حق داشت. به سختي راه را باز کرده بود. آقاي مير مهدي معاون سابق وارتخارجه ديشب چند تا نامه صابري را به خودش خواند که فضا را کاملا تغيير داد. آقاي خاتمي هم خوب بود چند جمله اي ميگفت که جور نشد. به قول آقاي داودي داماد صابري بار اصلي مراسم ديشب به عهده ي جواد نبوي بود. برادر ابراهيم نبوي طنز نويس نامدار. مثل سيب دو نيم بودند. البته با قدي کشيده تر و اخلاقي بهتر. با جمع دوستاني که خيلي هاشون هم از مسئولان قبلي و فعلي بودند صحبت ميکرديم که کاش ابراهيم نبوي ميتوانست به ايران برگردد. با قلمي که او دارد، ميتواند فضاي گل آقايي آن روز ها را متناسب با شرايط امروزي زنده کند. جلسه آنقدر مردانه بود که پوپک صابري تنها فرزند صابري و سردبير ومدير مسئول موسسه گل آقا هم در آن نتوانسته بود شرکت کند. راستي اينم بگم که اولين پستي که من با آن وبلاگ را شروع کردم هم در مورد افطاري گل آقا بود.خدا رحمتش کند.
لينک مطلب
تصويري از کيومرث صابري فومني (گل آقا) و آقاي ابطحي در يونان:
|
|
_________________ نکند من هم يک خرده به آدم بزرگها رفتهام؟ «بايد پير شده باشم».
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنتگزوپهري)
|
|
|
|
|
 |
شازده کوچولو  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385 مجموع ارسالها: 951 اعتبار کسب شده: 6183 محل سکونت: هيدالو سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 24 مهر 1386، ساعت 20:32 |
|
 |
7 ماه و 3 روز پيش |
|
#8
|
| |
مناظره با آقاي الهام و آزادي در ايران
يکي از دوستان سياسي اصلاح طلبم ميگفت از تلويزيون با من تماس گرفتند که دعوت کنند در تلويزيون انگليسي زبان "پرس تيوي" در مناظرهاي با آقاي دکتر الهام شرکت کنم. وي گفته بود "چرا در پرس تيوي؟ من انگليسي نميدانم؛ خب اين مناظره را در تلويزيون داخلي بگذاريد تا در آن شرکت کنيم". خيلي صادقانه گفته بودند علاقهمنديم مردم ساير کشورها بدانند که در ايران آزادي کاملي هست و شما و الهام حتي در تلويزيون با يکديگر مناظره ميکنيد.
واقعاً اين صداقت سياستگزاران آدم را مي کُشد؛ آن هم چه کُشتني!
لينک مطلب |
|
_________________ نکند من هم يک خرده به آدم بزرگها رفتهام؟ «بايد پير شده باشم».
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنتگزوپهري)
|
|
|
|
|
 |
شازده کوچولو  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385 مجموع ارسالها: 951 اعتبار کسب شده: 6183 محل سکونت: هيدالو سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 25 مهر 1386، ساعت 21:14 |
|
 |
7 ماه و 2 روز پيش |
|
#9
|
| |
|
|
|
|
 |
شازده کوچولو  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385 مجموع ارسالها: 951 اعتبار کسب شده: 6183 محل سکونت: هيدالو سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 28 آبان 1386، ساعت 22:36 |
|
 |
5 ماه و 29 روز پيش |
|
#10
|
| |
آقا اين جناب ابطحي خيلي باحاله!
دعوا سر غرض و مرض و سياست و ... رو بذارين کنار. فقط عکس رو ببينيد و حالش رو ببريد.
(بايد بفرستيمش المپيک )
|
|
_________________ نکند من هم يک خرده به آدم بزرگها رفتهام؟ «بايد پير شده باشم».
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنتگزوپهري)
|
|
|
|
|
 |
شازده کوچولو  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385 مجموع ارسالها: 951 اعتبار کسب شده: 6183 محل سکونت: هيدالو سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 16 دي 1386، ساعت 19:22 |
|
 |
4 ماه و 11 روز پيش |
|
#11
|
| |
گزارش موفقيتهاي مسئولان حج
چند روز پيش يک عکس با مزه در اينترنت ديدم. آقاي ري شهري به عنوان اميرالحاج گزارشي از موفقيتهاي حج امسال مي داد. خبر نگاران زيادي دور ميز نشسته بودند. سر هاي همه تراشيده بود. معلوم بود که همه در مراسم حج امسال شرکت داشته اند. طبعا يا سازمان حج مخارج خبرنگاران را ميدهد يا سازمان مربوطه مثل صدا وسيما ويا خبرگزاري. حرف زدن با اين مجموعه ي حج رفته و نمک گير شده خيلي منظره ي متفاوتي را ايجاد کرده بود. احتمالا همه هم از موفقيتهاي مسئولان بعثه ي حج خيلي خوب مي نويسند. همين جوري ديگه!
لينک مطلب |
|
_________________ نکند من هم يک خرده به آدم بزرگها رفتهام؟ «بايد پير شده باشم».
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنتگزوپهري)
|
|
|
|
|
 |
شازده کوچولو  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385 مجموع ارسالها: 951 اعتبار کسب شده: 6183 محل سکونت: هيدالو سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 10 اسفند 1386، ساعت 3:17 |
|
 |
2 ماه و 18 روز پيش |
|
#12
|
| |
اين هم وبلاگ يه جوون بيکار که رفته و با ابطحي حرف زده و عکس يادگاري گرفته:
http://zigali.ir/?p=109#more-109
مطالب ديگه اين وبلاگ رو هم بخونين بد نيست. |
|
_________________ نکند من هم يک خرده به آدم بزرگها رفتهام؟ «بايد پير شده باشم».
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنتگزوپهري)
|
|
|
|
|
 |
شازده کوچولو  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385 مجموع ارسالها: 951 اعتبار کسب شده: 6183 محل سکونت: هيدالو سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 08 ارديبهشت 1387، ساعت 23:47 |
|
 |
19 روز و 17 ساعت پيش |
|
#13
|
| |
ابطحي پدربزرگ شد:
منبع: وبلاگ وب نوشت |
|
_________________ نکند من هم يک خرده به آدم بزرگها رفتهام؟ «بايد پير شده باشم».
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنتگزوپهري)
|
|
|
|
|
 |
|
|