صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
رزيتاآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 08 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 312
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: تهران
جنسيت: زن
ارسال يکشنبه 13 خرداد 1386، ساعت 16:57
 1 سال و 3 ماه پيش
#1
 
Image


الو... سلام ... ـ الو... سلام

ـــ «سلام بفرمائيد»

شرمنده؛ بابت آگهي مزاحم شدم

ـــ «خواهش مي‌کنم دنبال A مثبت هستيد.»

بله يعني ....

ـــ «انگار بلاخره خدا صداي ناله‌هاي

ماروشنديده ....... حالا کي بايد بريم بيمارستان؟»

کليه براي خودتون هست

ـــ «بله (بانگراني) مشکلي هست ...(!؟)»

نه؛ فظولي نباشه فقط همسرتون ...

ـــ «اگه همسرم توان کار کردن داشت که من اين کارو نمي‌کردم.»

پس درقيد حيات هستند...؟

ـــ «بله؛ جنگ براي هرکي يه چيزي داشت براي ماهم ...»

تو رو خدا ببخشيد من قصد اذيت نداشتم

ـــ «نه آقا اين يه واقعيته؛ ديگه باهاش کناراومديم ...»

ـــ «بعد ازجنگ انقدر حالش بد نبود

ولي الان تقريباً چند سالي هست...

توخونه افتاده و نمي‌تونه کاري انجام بده....»

ـــ «شيميايي شده ـ هواي شهر خيلي کثيفه

چه برسه به سياست و اجتماع ما و...

بلاخره همه اين‌ها از پا درش آورد...»

ـــ «نگفتيد وقت بيمارستان رو براي کي مشخص مي‌کنيد...»

درمورد قيمتش صحبت نمي‌کنيد

ـــ «قيمت کليه که مشخصه ولي من يه مقدارپايين‌تر

در صورت نقد بودن پولتون حاضر به پيوند هستم ...»

يعني چند؟

ـــ «17 ميليون چون الان شديداً

به پول نيازدارم اين قيمت مي‌گم؛

پولتون نقد هست؟ ـ کي وقت بيمارستان بزاريم ؟»

بچه‌هاتون چند سالشون هست؛

همسرتون از جايي درآمد نداره ...(!؟)

ـــ «آخه اگه مي‌گرفت من اين‌کارو نمي‌کردم که آقا... ؛

يکي از بچه‌هامون هم دچار مشکل شده ولي ....»

ولي چي ؟

ـــ «آقا مثل اينکه شما خريدار نيستيد..(!؟)»

نه حقيقت ديدن اين آگهي روي....

ـــ (با نگراني)« شما از شهرداري، نکنه ازمخابرات زنگ مِي زنيد؟»

نه خواهرمن؛ من فقط خواستم ببينم ...

ـــ «آقا خواهش مي‌کنم مزاحم نشيد...

ما به اندازه کافي تو زندگي مشکل داريم شما ديگه بهش دامن نزن ...»

خانم؛ من فقط ...

ـــ «آقا خواهش مي‌کنم ... شايد مشتري پشت خط باشه ...»

بزاريد براتون توضيح بدم ...

من يک خبرنگار هستم و ديدن اين آگهي توي خيابون .... برام عجيب بود.

ـــ «آقا بريد پي مسائل ديگه ـ خانواده ما، خانواده با آبرويي هست

در ضمن حرفي هم براي گفتن نداريم.»

آخه...

ـــ «فقط گفتيد خبرنگار هستم اينو بگم 8 سال ايستادگي کرديم،

جوان‌هاي زيادي مثل همسرمن براي حفظ ...

خيلي چيزها رفتن جبهه ما چه گناهي کرديم ....

ـــ «اسم بنياد جانبازان رومون هست ولي دريغ از هرنوع حمايتي ...»

ـــ «پوکه‌هاي داروي همسرم نگه مي‌دارم

که باورکنن به دارو نياز دارو داروهاشو نمي‌فروشيم ....»

...

(صداي کوبيدن تلفن

_________________
عزيزم لذت دنيا به مال است
نه در عقل و نه در فهم و کمال است
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3404
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 13 خرداد 1386، ساعت 21:20
 1 سال و 3 ماه پيش
#2
 
نقل قول:

...

ـــ «17 ميليون چون الان شديداً

به پول نيازدارم اين قيمت مي‌گم؛

...


17 ميليون؟ Shocked
دو سه سال پيش يادمه حرف از 4-5 ميليون بود.
البته فکر ميکنم بستگي به گروه خوني هم داره.
گروه خون من +O هست. کسي اطلاعي نداره که قيمت کليه اين گروه خوني حدودا چنده؟
اگه خوب برش دارند ميفروشمش.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
تنها با تمام دردهاآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 30 شهريور 1385
مجموع ارسالها: 343
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: در قلب تو
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 15 خرداد 1386، ساعت 9:42
 1 سال و 3 ماه پيش
#3
 
تاسف براي دولتي که ادعاي مردم سالاري داره
تاسف براي دولتي که از قهرماناش اين طوري مواظبت مي کنه
تاسف براي که من که قدرت حمايت از اين طور افراد رو ندارم
تاسف
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ice.plusآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 29 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 862
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: کاخ سفيد
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 15 خرداد 1386، ساعت 9:56
 1 سال و 3 ماه پيش
#4
 
تو فلکه ي نمازي دم در بيمارستان نمازي هم پر از اين آگهي هاست
تازه بنگاه معاملاتي هم داره Shocked
يکي اونجا هست کلي آگهي دستشه اونوقت ميده هر کدوم رو از اسمش خوشت اومد انتخاب کني Brick wall
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
panteaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1235
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 25
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 16 خرداد 1386، ساعت 0:15
 1 سال و 3 ماه پيش
#5
 
يکي مثل اين بيچاره ها واقعا دل آدم به درد مياد! يکي هم مثل بعضي ها کليه ميفروشن که برن رستوران ايراني چلو کباب بخورن! Razz Shame on you
واقعا وا اسفااااااااا....! Mr. Green Liar

_________________
shine on! brighter than the sun...live for every moment before the moment''s gone...we shine on you and me tonight!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است آيا زندگي ارزش زيستن دارد؟
1
پاسخها: 61 بیننده: 2177 نویسنده: بچه برقي 78

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: