| نویسنده |
پیغام |
SAeiD.A  سال صفري!
تاريخ عضويت: دوشنبه 03 ارديبهشت 1386 مجموع ارسالها: 36 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: تهران جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 09 خرداد 1386، ساعت 19:08 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#1
|
| |
خدا وجود دارد .اسلام دين حق است . شيعه اهل سنت واقعي است.
براي آنانکه نميپذيرند ، بايد گفت تمام مفاهيم بالا با تمامي مدارک :ديني ، علمي و عقلي قابل اثبات هستند سوالي نميکنيد مگر اينگه جوابي ميگيريد.
براي آنانکه از راه حق زياد دور نيستند .
بدانيد روزي ميرسد که خواهيد ديد ،آنچه زيبا ميپنداشتيد زشت و آنچه نيکو ميپنداشتيد پست بود و بگفته بانو اميني "کساني که حقانيت اسلام را نميپذيرند روزي به حقانيت آن پي خواهند برد" پس چه بهتر که بجاي مخالفت کورکورانه بحث کنيم و در بحث ها تعقل، و از شيطنت شيطان بدور باشيد که در نظرتان زشت را زيبا و زيبا را زشت جلوه ندهد و آن روزي متوجه حقيقت نشويد که براي تصحيح عقايد بس دير باشد .
بپرسيد ، بينديشيد ، عاقلانه سخن بگوييد و دليل بياوريد.
از سخنان امام ( ع ) که در آن توصيه فرموده راه روشن را انتخاب کنند[2] اي مردم در طريق هدايت از کمي نفرات وحشت نکنيد [3] زيرا مردم در اطراف سفره اي اجتماع کرده اند که مدت سيري آن کوتاه و گرسنگي آن طولاني است . [4] اي مردم رضايت و نارضائي [ بر عملي ] موجب وحدت پاداش و کيفر مردم مي گردد [ يعني عاملان و کساني که راضي به آن عملند در کيفر يا پاداش شريکند ] [5] ناقه ثمود را يک نفر بيشتر پي نکرد اما عذاب و کيفر آن همه قوم ثمود را فراگرفت زيرا همه به عمل او راضي بودند [6] خداوند سبحان مي فرمايد : فعقروها فاصبحوا نادمين : آن را پي کردند ولي [ سرانجام پس از نزول بلا ] پشيمان شدند [7] سرزمين آنان همچون آهن گداخته اي که در زمين نرم فرورود يکباره فريادي برآورد و فروکش کرد [ و به اين طريق کيفر اعمال خلاف خود را ديدند ] [8] اي مردم آن کس که از راه آشکار و جاده واضح برود به آب مي رسد اما آن کس که مخالفت کند و از اين طريق منحرف گردد در حيرت و سرگرداني قرار خواهد گرفت [ و تشنه کام جان مي دهد ] |
|
|
|
|
|
|
 |
SAeiD.A  سال صفري!
تاريخ عضويت: دوشنبه 03 ارديبهشت 1386 مجموع ارسالها: 36 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: تهران جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 09 خرداد 1386، ساعت 19:20 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#2
|
| |
|
اي بندگان خدا شما را به تقوا سفارش مي کنم که زمام عبادات و قوام زندگي پر سعادت به تقوا است [15] پس به وسيله هاي مطمئن متمسک شويد و به تقواي حقيقي چنگ زنيد که شما را به سرمنزل آرامش [16] و منزلگاههاي پر وسعت و قلعه هاي محکم و سراهاي عزت مي رساند 000 [1] [ اين مراحل سعادت را روزي به انسان مي بخشد که ] چشمها در آن روز خيره مي شود و از حرکت بازمي ايستد همه جا در نظر انسان تاريک و گله هاي شتر [ بهترين ثروت عرب ] و مال و اموال فراموش مي گردند [2] در صور دميده مي شود قلبهااز کار مي افتند زبانها بند مي آيد [3] کوههاي بلند و سنگهاي محکم به هم خورده آنچنان که قسمتهاي سخت و محکم [4] در هم ريخته نرم مي شوند جاي آنها چنان صاف و هموار مي گردد که گويا کوهي وجود نداشته است [5] [ در آنروز ] نه شفيعي است که شفاعت کند و نه دوستي که سودي بخشد و نه عذر موجهي که کيفر را برطرف سازد |
|
|
|
|
|
|
 |
SAeiD.A  سال صفري!
تاريخ عضويت: دوشنبه 03 ارديبهشت 1386 مجموع ارسالها: 36 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: تهران جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 09 خرداد 1386، ساعت 19:26 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#3
|
| |
نهج البلاغه خطبه 221
الاعتبار بالماضين
و در آن هنگام که در سايه زندگي [ پر ناز و نعمت و ] غفلت زا آنها به دنيا و دنيا به آنها مي خنديد [2] ناگهان روزگار با خارهاي آلام و مصائب آنان را در هم کوبيد، گذشت روزگار نيرويشان را در هم ريخت [3] مرگ از نزديک به آنان نظر افکند و غم و اندوهي که از آن آگاهي نداشتند با آنها درآميخت [4] غصه هاي پنهاني که حتي خيال آن را نمي کردند در وجودشان راه يافت و در حالي که شديدا به سلامت و تندرستي انس داشتند بيماريها در پيکرشان تولد يافت [5] در اين هنگام هراسان به آنچه پزشکان آنها را عادت داده و آموخته بودند که حرارت را با برودت و برودت را با حرارت تسکين بخشند روي آوردند [6] [ اما ] هيچ حرارتي را با برودت خاموش نساختند جز اينکه حرارت شعله ورتر شد و هيچ برودتي را [ با داروي حرارت ] تحريک نکردند جز اينکه برودت را تهييج نمود [7] و براي اعتدال مزاج به وسيله هيچ داروئي نپرداختند جز اينکه آنها را آماده بيماري ديگري نمود [8] تا آنجا که تسلي دهنده اش سست و پرستارش به غفلت گرائيد و خاندانش از بيماريش خسته و ناتوان شدند [9] و از پاسخ سوال کنندگان در مورد بيماري او عاجز ماندند و درباره همان خبر حزن آوري که از او کتمان مي نمودند در پيش او به گفتگو پرداختند : [10] يکي مي گفت : تا هنگام مرگ به همين وضع باقي است [ و با همين بيماري از دنيا مي رود ] ديگري آرزوي بازگشت بهبوديش را داشت [11] سومي آنان را به شکيبائي در فقدانش دعوت مي کرد و گذشتگان را به يادشان مي آورد [12] در همين حال که وي در شرف سفر مفارقت دنيا و ترک دوستان بود [13] ناگهان عارضه اي گلوگير برايش پيش آمد که فهم و درکش در حيرت افتاد و زبانش به خشکي گرائيد . [14] چه وصاياي لازم و مطالب مهمي که پاسخ آنها را مي دانست اما زبانش از گفتن آنها بازمانده [15] و چه سخنان دردناکي که مي شنيد و خود را به کري مي زد : [ اين زخم زبانها ] يا از شخص بزرگي بود که او را محترم مي داشته و يا از کوچکي است که به او ترحم نموده است [16] [ خلاصه اينکه ] مرگ دشواريهائي دارد که هراس انگيزتر از آن است که بتوان در قالب الفاخ ريخت و يا انديشه هاي مردم دنيا بتوانند آنها را درک نمايند |
|
|
|
|
|
|
 |
s_mr66  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 531 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همه جاي ايران سراي من است جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 10 خرداد 1386، ساعت 0:01 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#4
|
| |
در حقانيت اسلام هيج شکي نيست
اسلام هيچ مشکلي ندارد هر چه مشکل است از مسلموني ماست |
|
|
|
|
|
|
 |
s_mr66  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 531 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همه جاي ايران سراي من است جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 10 خرداد 1386، ساعت 0:13 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#5
|
| |
| SAeiD.A نوشته بود: |
نهج البلاغه
|
يه اطلاع عمومي دز مورد نهج البلاغه
اين کتاب براي اين توسط سيدرضي گرداوري شد که در زمان اين شخص اداب و روش سخن وري فراموش شده بود
و هر کس هر چي به هر نحوي مي خواست موعظه ميکرد در زمان علي 2 نفر فصيح سخنراني ميکردند يکي علي و ديگري معاويه ايسن شخص به خاطر عقيده اش سخنان علي رو جمع اوري کرد و به خاطر همين اسم کتابشو گداشت روش سخنراني اين کتاب از نظر مستند ديني بودن نمي شه بهش زياد اطمينان کرد(مثل اصول کافي که ادم مطمئن اين سخن همين شخص به همين نحو زده نيست) |
|
|
|
|
|
|
 |
SAeiD.A  سال صفري!
تاريخ عضويت: دوشنبه 03 ارديبهشت 1386 مجموع ارسالها: 36 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: تهران جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 10 خرداد 1386، ساعت 17:01 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#6
|
| |
| s_mr66 نوشته بود: |
| SAeiD.A نوشته بود: |
نهج البلاغه
|
يه اطلاع عمومي دز مورد نهج البلاغه
اين کتاب براي اين توسط سيدرضي گرداوري شد که در زمان اين شخص اداب و روش سخن وري فراموش شده بود
و هر کس هر چي به هر نحوي مي خواست موعظه ميکرد در زمان علي 2 نفر فصيح سخنراني ميکردند يکي علي و ديگري معاويه ايسن شخص به خاطر عقيده اش سخنان علي رو جمع اوري کرد و به خاطر همين اسم کتابشو گداشت روش سخنراني اين کتاب از نظر مستند ديني بودن نمي شه بهش زياد اطمينان کرد(مثل اصول کافي که ادم مطمئن اين سخن همين شخص به همين نحو زده نيست) |
دوست گرامي فصاحت سخن کاري است که خيلي راحت است ولي آيا اگر نهج البلاغه قابل اعتماد نيست کلماتي به زيبايي و مثالهايي به اين زيبايي را براي بنده بنويسيد ، در اين باره بايد گفت :
1- از لحاظ ادبيات عرب که تا کنون هيچ استادي نتوانسته کوچکترين ايرادي از اين کتاب بگيرد.
2- در هيچ کتابي حتي در کتب بزرگان ادبيات جهان چنين سخنان تأثيرگذاري وجود ندارد(حتي در متن اصليشان و بزبان اصلي کتاب).
3- بگفته امام صادق (ع) :"اگر کلامي را از ما (ظاهرا از ما) ديديد که با قرآن منافات داشت آن را به ديوار بکوبيد" و در هيچ جاي نهج البلاغه چيزي که با قرآن منافات داشته باشد پيدا نميکنيد ، در صورتي که در کتب حديث ، وجود دارد و صحت آن را با تعدد روايات و سنجش با قرآن بررسي ميکنند. |
|
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 10 خرداد 1386، ساعت 20:52 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#7
|
| |
|
|
|
|
 |
سالم پرچونه!!
مجموع ارسالها: 594 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 10 خرداد 1386، ساعت 20:55 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#8
|
| |
| s_mr66 نوشته بود: |
| SAeiD.A نوشته بود: |
نهج البلاغه
|
يه اطلاع عمومي دز مورد نهج البلاغه
اين کتاب براي اين توسط سيدرضي گرداوري شد که در زمان اين شخص اداب و روش سخن وري فراموش شده بود
و هر کس هر چي به هر نحوي مي خواست موعظه ميکرد در زمان علي 2 نفر فصيح سخنراني ميکردند يکي علي و ديگري معاويه ايسن شخص به خاطر عقيده اش سخنان علي رو جمع اوري کرد و به خاطر همين اسم کتابشو گداشت روش سخنراني اين کتاب از نظر مستند ديني بودن نمي شه بهش زياد اطمينان کرد(مثل اصول کافي که ادم مطمئن اين سخن همين شخص به همين نحو زده نيست) |
خداوند ما را از جميع بليات ارضي وسماوي مصون بدارد به فضله و رحمته
الان هرچي فکر مي کنم مي بينم بايد شما رو هم به ليست نوابيغ اضافه کرد!
حالا يکي نياد بگه چرا بحث و استدلال هدر نمي کني! بابا جان راجع چي استدلال کنم؟ منطق چي کشک چي!
بجاش يه داستان براتون نقل مي کنم که خودش گوياي ماجراست!
يه نفر به مرجع تقليد زمان خودش مراجعه کردو گفت : حضرت آقا يه سوال دارم اون بنده خدا هم گفت بپرس! گفت آقا جان اون کدوم امام بود که نزديک شام شير اون رو دريد ! مرجع تقليد يه مدتي فکر کرد بعد گفت: اولا امام نبود پيغمبر بود! ثانيا شام نبود سر زمين کنعان بود ثالثا شير نبود گرگ بود رابعا اصلا اون رو ندريد!
يه لحظه فکر کردم اسکار اين ها رو نوشته که بدليل اين گمان بد ازش حلاليت مي طلبم! |
|
|
|
|
|
|
 |
SAeiD.A  سال صفري!
تاريخ عضويت: دوشنبه 03 ارديبهشت 1386 مجموع ارسالها: 36 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: تهران جنسيت: مرد |
 |
جمعه 11 خرداد 1386، ساعت 10:30 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#9
|
| |
| عبود نوشته بود: |
| SAeiD.A نوشته بود: |
| ... [15] ... [16] ... 000 [1] ... [2] ... [3] ... [4] ... [5] ... |
| SAeiD.A نوشته بود: |
| ...[/b] [2] ... [3] ... [4] ... [5] ... |
هر کي فهميد اين عددها چي هستن، ما بيخبران رو هم به فيض برسونه. و چطور ميشه با کپي، پيست مطالب حکمتآميز، حقانيت اسلام رو ثابت کرد؟
|
1- مطالب نهج البلاغه با اعداد بالا دسته بندي شده اند
2- شما انتظار نداريد که بنده خودم سوال مطرح کنم و خودم هم جواب بدهم .(بنده عرض کردم که سوال کنيد تا جواب بگيريد)
3- مطالب حکمت آميزي که بنده کپي پيست کرده بودم شروعي براي يک راه بود و قطعا شما هم انتظار نداريد که بنده بخاطر اينکه از نهج البلاغه مطلب نگيرم مطالبي عين نهج البلاغه را براي شما بنويسم تا کپي رايت!! کسي ضايع نشود
4- تا بحال کسي مطلبي در رد حقانيت اسلام به بنده ننوشته که من نيز به او جوابي ارسال کنم و در حال حاضر من مطالبي رو که براي خود يک شوک بود رو در اينجا گذاشتم تا بلکه فرجي حاصل شود!!
باتشکر از شما دوست عزيز |
|
|
|
|
|
|
 |
s_mr66  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 531 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همه جاي ايران سراي من است جنسيت: مرد |
 |
جمعه 11 خرداد 1386، ساعت 21:57 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#10
|
| |
| SAeiD.A نوشته بود: |
| s_mr66 نوشته بود: |
| SAeiD.A نوشته بود: |
نهج البلاغه
|
يه اطلاع عمومي دز مورد نهج البلاغه
اين کتاب براي اين توسط سيدرضي گرداوري شد که در زمان اين شخص اداب و روش سخن وري فراموش شده بود
و هر کس هر چي به هر نحوي مي خواست موعظه ميکرد در زمان علي 2 نفر فصيح سخنراني ميکردند يکي علي و ديگري معاويه ايسن شخص به خاطر عقيده اش سخنان علي رو جمع اوري کرد و به خاطر همين اسم کتابشو گداشت روش سخنراني اين کتاب از نظر مستند ديني بودن نمي شه بهش زياد اطمينان کرد(مثل اصول کافي که ادم مطمئن اين سخن همين شخص به همين نحو زده نيست) |
دوست گرامي فصاحت سخن کاري است که خيلي راحت است ولي آيا اگر نهج البلاغه قابل اعتماد نيست کلماتي به زيبايي و مثالهايي به اين زيبايي را براي بنده بنويسيد ، در اين باره بايد گفت :
1- از لحاظ ادبيات عرب که تا کنون هيچ استادي نتوانسته کوچکترين ايرادي از اين کتاب بگيرد.
2- در هيچ کتابي حتي در کتب بزرگان ادبيات جهان چنين سخنان تأثيرگذاري وجود ندارد(حتي در متن اصليشان و بزبان اصلي کتاب).
3- بگفته امام صادق (ع) :"اگر کلامي را از ما (ظاهرا از ما) ديديد که با قرآن منافات داشت آن را به ديوار بکوبيد" و در هيچ جاي نهج البلاغه چيزي که با قرآن منافات داشته باشد پيدا نميکنيد ، در صورتي که در کتب حديث ، وجود دارد و صحت آن را با تعدد روايات و سنجش با قرآن بررسي ميکنند. |
1-کاملا بلعکس فصاحت تو زباني مثل زبان عربي کاملا هم کار دشواري (همين قران خودمون يکي ار معجزاتش فصاحت)
2- مشکل سر اين که استاد بتونه ازش اشتباه در بياره نيست مشکل سر اينه که کاملا نميتوان از نظر سنديت به اين کتاب اعتمادکرد(اينو من نميگم ميتوني بري ببيني مستندات شيعه ها چيه وچرا کتابهيي مثل نهج البلاغه يا بحار انوار توشون نيست)
3- همان طوز که اشاره کردم سخنان معاويه از نظر فصاحت در حدود علي به شکلي که سخنان او را در دانشگاههاي مصر تدريس ميکنند(به عنوان کتاب ادبيات)
4- عرض کردم که اين کتاب از نظر مستندي ديني کاملا اطمينان وجود نداره که کل کلمات به همين نحو از زبان علي امده است
ودر اخر ميتونيد بريد تحقيق کنيد |
|
|
|
|
|
|
 |
s_mr66  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 531 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همه جاي ايران سراي من است جنسيت: مرد |
 |
جمعه 11 خرداد 1386، ساعت 22:03 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#11
|
| |
| سالم نوشته بود: |
| s_mr66 نوشته بود: |
| SAeiD.A نوشته بود: |
نهج البلاغه
|
يه اطلاع عمومي دز مورد نهج البلاغه
اين کتاب براي اين توسط سيدرضي گرداوري شد که در زمان اين شخص اداب و روش سخن وري فراموش شده بود
و هر کس هر چي به هر نحوي مي خواست موعظه ميکرد در زمان علي 2 نفر فصيح سخنراني ميکردند يکي علي و ديگري معاويه ايسن شخص به خاطر عقيده اش سخنان علي رو جمع اوري کرد و به خاطر همين اسم کتابشو گداشت روش سخنراني اين کتاب از نظر مستند ديني بودن نمي شه بهش زياد اطمينان کرد(مثل اصول کافي که ادم مطمئن اين سخن همين شخص به همين نحو زده نيست) |
خداوند ما را از جميع بليات ارضي وسماوي مصون بدارد به فضله و رحمته
الان هرچي فکر مي کنم مي بينم بايد شما رو هم به ليست نوابيغ اضافه کرد!
حالا يکي نياد بگه چرا بحث و استدلال هدر نمي کني! بابا جان راجع چي استدلال کنم؟ منطق چي کشک چي!
بجاش يه داستان براتون نقل مي کنم که خودش گوياي ماجراست!
يه نفر به مرجع تقليد زمان خودش مراجعه کردو گفت : حضرت آقا يه سوال دارم اون بنده خدا هم گفت بپرس! گفت آقا جان اون کدوم امام بود که نزديک شام شير اون رو دريد ! مرجع تقليد يه مدتي فکر کرد بعد گفت: اولا امام نبود پيغمبر بود! ثانيا شام نبود سر زمين کنعان بود ثالثا شير نبود گرگ بود رابعا اصلا اون رو ندريد!
يه لحظه فکر کردم اسکار اين ها رو نوشته که بدليل اين گمان بد ازش حلاليت مي طلبم! |
اگه بگم منظورتو نفهميدم که به من نفهم نميگي؟
من در مورد منابع شيعه يه دوراني تحقيقاتي داشتم خواست در مورد نهج البلاغه دوستان هم بدونند اگه روزي جلوي 4 نفر ادم حسابي حرف زديد نريد منبع از نهج البراغه يا بحار انوار بياريد که کل مطالب وسطح اگاهي شما نسبت به اين مطلب زير سوال ميره (اگه دوست نداريد قبول کنيد بريد ضايع شيد به من چه) |
|
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 12 خرداد 1386، ساعت 6:25 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#12
|
| |
| SAeiD.A نوشته بود: |
| دوست گرامي فصاحت سخن کاري است که خيلي راحت است ... |
لطفا اول با تعريفي معناي مشترکي در مورد فصاحت و ارتباط آن با بلاغت منظور کنيد و بعد در مورد "خيلي راحت" بودن آن بنويسيد.
| s_mr66 نوشته بود: |
2- مشکل سر اين که استاد بتونه ازش اشتباه در بياره نيست مشکل سر اينه که کاملا نميتوان از نظر سنديت به اين کتاب اعتمادکرد(اينو من نميگم ميتوني بري ببيني مستندات شيعه ها چيه وچرا کتابهيي مثل نهج البلاغه يا بحار انوار توشون نيست)
...
4- عرض کردم که اين کتاب از نظر مستندي ديني کاملا اطمينان وجود نداره که کل کلمات به همين نحو از زبان علي امده است |
لطفا منبعي، مأخذي، سندي، مدرکي، چيزي براي اثبات حرفهاي خود بياوريد. ضمنا کمي هم توضيح بدهيد که ابن ابي الحديد سني مذهب چطور اون چند مجلد رو در شرح نهج البلاغه نوشته و البته قبل از اون يه نگاهي هم به مقدمه سيد رضي در ابتداي نهج البلاغه در مورد نحوه جمعآوري آن بندازيد.
| s_mr66 نوشته بود: |
| 3- همان طوز که اشاره کردم سخنان معاويه از نظر فصاحت در حدود علي به شکلي که سخنان او را در دانشگاههاي مصر تدريس ميکنند(به عنوان کتاب ادبيات) |
لطفا منبعي، مأخذي، سندي، مدرکي، چيزي براي اثبات حرفهاي خود بياوريد.
ضمنا تا بحال نديدم کسي ادعاي خودش رو اينطور اثبات کنه:
| s_mr66 نوشته بود: |
| ودر اخر ميتونيد بريد تحقيق کنيد |
|
|
|
|
|
|
|
 |
created_for_iran  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 فروردين 1386 مجموع ارسالها: 160 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 12 خرداد 1386، ساعت 10:43 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#13
|
| |
| SAeiD.A نوشته بود: |
1- مطالب نهج البلاغه با اعداد بالا دسته بندي شده اند
2- شما انتظار نداريد که بنده خودم سوال مطرح کنم و خودم هم جواب بدهم .(بنده عرض کردم که سوال کنيد تا جواب بگيريد)
3- مطالب حکمت آميزي که بنده کپي پيست کرده بودم شروعي براي يک راه بود و قطعا شما هم انتظار نداريد که بنده بخاطر اينکه از نهج البلاغه مطلب نگيرم مطالبي عين نهج البلاغه را براي شما بنويسم تا کپي رايت!! کسي ضايع نشود
4- تا بحال کسي مطلبي در رد حقانيت اسلام به بنده ننوشته که من نيز به او جوابي ارسال کنم و در حال حاضر من مطالبي رو که براي خود يک شوک بود رو در اينجا گذاشتم تا بلکه فرجي حاصل شود!!
باتشکر از شما دوست عزيز |
2- قال علي عليه السلام :
سلوني قبل ان تفقدوني
از من بپرسيد پيش از آنکه مرا از دست بدهيد .
4- وقتي کسي در رد حقانيت اسلام به تو مطلبي ننوشته يعني حقانيت اسلام رو قبول داره . حالا تو پا برهنه پريدي وسط بگي چي ؟ چه فرجي قرار است حاصل شود ؟ |
|
|
|
|
|
|
 |
s_mr66  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 531 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: همه جاي ايران سراي من است جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 13 خرداد 1386، ساعت 11:57 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#14
|
| |
[b]لطفا منبعي، مأخذي، سندي، مدرکي، چيزي براي اثبات حرفهاي خود بياوريد
| s_mr66 نوشته بود: |
| ودر اخر ميتونيد بريد تحقيق کنيد |
[/quote]
شرمنده گفتم من در مورد منابع الصلي شيعه تحقيقاتي داشتم(از اين استاد بپرس اون کتاب و ورق بزن با اين سروکله بزن و...)چون خودم يک بار در تصديق حرفم در گذشته(تو يه بحث با بزرگان) منبع از نهج البلاغه اوردم خيلي ضايغ شدم به من گفتن اول بايد منابع ومستندات ديني خودتو بشناسي وبعد حرف بزني
مورد حرفاي معاويه من از يکي از استادام شنيدم
در مورد نهج البلاغه عرض کردم من هم مسلمونم و علي رو بيشتر از خيلياتون قبول دارم اما دوست داشت بقيه مثل من تو يه جمع ضايع نشن اگه دوست داريد من خودتون يه بار امتحان کنيد (يه بار ديگه ميگم نهج البلاغه رو نميشه مثلا با اصول کافي در مورد سنديت مقايسه کرد) |
|
|
|
|
|
|
 |
SAeiD.A  سال صفري!
تاريخ عضويت: دوشنبه 03 ارديبهشت 1386 مجموع ارسالها: 36 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: تهران جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 13 خرداد 1386، ساعت 23:38 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#15
|
| |
| created_for_iran نوشته بود: |
2- قال علي عليه السلام :
سلوني قبل ان تفقدوني
از من بپرسيد پيش از آنکه مرا از دست بدهيد .
4- وقتي کسي در رد حقانيت اسلام به تو مطلبي ننوشته يعني حقانيت اسلام رو قبول داره . حالا تو پا برهنه پريدي وسط بگي چي ؟ چه فرجي قرار است حاصل شود ؟ |
شايد حرف شما درست باشد ولي من در تالار ها و پستهايي ديده بودم که کساني غير از اين(حقانيت اسلام) فکر ميکردند و از پست هايشان چنين بر ميآمد و بنده خواستم موضوع جديدي درست کنم که به پاسخ همه کساني که موضوعات خود را با نيتي بد پست ميکنند اگر شبههاي دارند مسئله مرتفع شود!.
البته من نميدانم منظور شما از پابرهنه پريدن چيست؟
آيا کسي مرا ميشناسد که من بخواهم خود شيريني کنم
آيا کسي به من جايزهاي خواهد داد ؟
البته شما هم مثل مسئولين نظام فکر ميکنيد که همه چيز را خوب و همه را مؤمن باالله ميدانند!و فکر ميکنند هيچ کس شبههاي ندارد!
واقعاً ناراحت کننده است ، کسي بخاطر نوشتن مطالب امام علي مؤاخذه شود و کساني که ظاهراً ادعا به دينداري دارند توي سر و کله هم بکوبند براي ؟؟؟ خدا خيرتان دهد. |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|