| نویسنده |
پیغام |
sister messenger  زبون بسته!
تاريخ عضويت: جمعه 21 ارديبهشت 1386 مجموع ارسالها: 1 اعتبار کسب شده: 103 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 21 ارديبهشت 1386، ساعت 20:27 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#1
|
| |
سلام به همگي.اميدوارم دماغتون چاق باشه.واسه بر و بچ خوش ذوقي که تو اين تالارن يه پيشنهاد دارم .داستان کوتاه نويسي دسته جمعي.هر کس مجازه يه جمله حداکثر 10 کلمه اي به جمله قبل اضافه کنه.
داستان اين طور شروع ميشه:
ترس.حس مي کردم ترسم از بين رفته.[/b] |
|
|
|
|
|
|
 |
دات کام  زبون بسته!
تاريخ عضويت: جمعه 21 ارديبهشت 1386 مجموع ارسالها: 3 اعتبار کسب شده: 101 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 21 ارديبهشت 1386، ساعت 20:48 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#2
|
| |
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3582 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 22 ارديبهشت 1386، ساعت 20:23 |
|
 |
1 سال و 2 ماه پيش |
|
#3
|
| |
ضمن عرض خوشامد به اين دو تا دوست جديدمون و عرض معذرت به خاطر پريدن وسط داستان، بايد عرض کنم که قبلاً همچين موضوعي به اسم "ادامه بده" داشتيم که دوستان مي تونن بحث رو اونجا ادامه بدن. بنده با اجازه اين موضوع رو قفل مي کنم. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |