صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
10
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2298
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: زن
ارسال سه‌شنبه 07 خرداد 1387، ساعت 16:03
 5 ماه و 28 روز پيش
#1006
 
تو قامت بلند تمنايي اي درخت
همواره خفته است در آغوشت آسمان
بالايي اي درخت
سياوش کسرايي
_____________________________________________
نقل قول:
مثنوي زهره و منوچهر

اولا منوچهر نه و آقا منو چهر بعدم من چقدر به منو چهر گفتم منو سر زبونا ننداز Shame on you اما آخرم کار خودشو کرد.بلا سوخته Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
قطرهآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 189
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 07 خرداد 1387، ساعت 18:13
 5 ماه و 28 روز پيش
#1007
 
تا خواست لبم سوي تو پيغام فرستد
از شوق لبت بوسه به پرواز در آمد
اميدي فيروز کوهي
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2298
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: زن
ارسال سه‌شنبه 07 خرداد 1387، ساعت 23:59
 5 ماه و 28 روز پيش
#1008
 
دل براي مهرباني پروراندي لاجرم
جان به تن تنها براي جانفشاني داشتن
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
قطرهآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 189
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 08 خرداد 1387، ساعت 14:50
 5 ماه و 27 روز پيش
#1009
 
نازنينا ما به ناز تو جواني داده ايم
ديگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا
شهريار
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2298
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 08 خرداد 1387، ساعت 19:10
 5 ماه و 27 روز پيش
#1010
 
آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟
بي وفا حالا که از پا افتاده ام حالا چرا؟
شهريار
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
قطرهآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 189
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 09 خرداد 1387، ساعت 11:07
 5 ماه و 26 روز پيش
#1011
 
ستاره’ غريب نوشته بود:
آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟
بي وفا حالا که از پا افتاده ام حالا چرا؟
شهريار

اينجوريه
بي وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟

اي غنچه خندان چرا خون در دل ما مي کني؟
خاري به خود مي بندي و ما را ز سر وا مي کني؟
شهريار
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2298
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: زن
ارسال جمعه 10 خرداد 1387، ساعت 12:29
 5 ماه و 25 روز پيش
#1012
 
نقل قول:
اينجوريه


شعر بود ديگه.مگه چه جوريه ؟ Think

ياد ايامي که در گلشن فغاني داشتيم
در ميان لاله و گل آشنايي داشتيم
دکتر محمد ابراهيم باستاني پاريزي

_________________
Smile
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
s.m.sآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384
مجموع ارسالها: 895
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 14 خرداد 1387، ساعت 21:53
 5 ماه و 21 روز پيش
#1013
 
ستاره’ غريب نوشته بود:
نقل قول:
اينجوريه


شعر بود ديگه.مگه چه جوريه ؟ Think

ياد ايامي که در گلشن فغاني داشتيم
در ميان لاله و گل آشنايي داشتيم
دکتر محمد ابراهيم باستاني پاريزي


اين شعر از رهي معيري بود نه باستاني پاريزي

من و تو آن دو خطيم آري موازيان بناچاري
که هر دو باورمان از آغاز به يک دگر نرسيدن بود


حسين منزوي
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2298
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 15 خرداد 1387، ساعت 21:31
 5 ماه و 20 روز پيش
#1014
 
دير اومدي خيلي ديره جاي ديگه دل اسيره
حرفاي قشنگ عشقت توي گوش دل نميره
نقل قول:
اين شعر از رهي معيري بود نه باستاني پاريزي

محمد سعيد بعد از يه سال مياي و به من گير ميدي و ايراد ميگيري ؟ با ما به از اين باش که با خلق جهاني Wink
انقدر دير به دير سر نزن. Smile

_________________
Smile
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
قطرهآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 189
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 17 خرداد 1387، ساعت 9:18
 5 ماه و 18 روز پيش
#1015
 
هر سر موي تو را با زندگي پيوند هاست
با چنين دلبستگي از خود بريدن مشکل است
صائب تبريزي
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اشکبوسآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 01 مهر 1385
مجموع ارسالها: 157
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: حيات کوچک پاييز در زندان...
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 03 تير 1387، ساعت 17:06
 5 ماه و 1 روز پيش
#1016
 
تو دور دست خيالي و پاي من خستست
چراغ چشم تو سبز است و راه من بستست
"..."
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ehsaneyazdanpanahآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 390
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: ها آمو شيرازيِـَم من
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 03 تير 1387، ساعت 20:01
 5 ماه و 1 روز پيش
#1017
 
تو را من چشم در راهم شباهنگام
که مي گيرند در شاخ تلاجن * سايه ها رنگ سياهي
وزان دلخستگانت راست اندهي فراهم
تو را من چشم در راهم .
نيما

_________________
براي شعري که بي تو خواهم گفت...
قافيه کم دارم ...
و...
تجربه ي با تو بودن را...
اي کاش به اندازه ي سلامي با هم بوديم...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
s.m.sآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384
مجموع ارسالها: 895
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 04 تير 1387، ساعت 11:25
 5 ماه پيش
#1018
 
من اگر که هستم ستاره ام کو در آسمانها
من گر اهل دردم نشانه ام کو به داستانها
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ehsaneyazdanpanahآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 390
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: ها آمو شيرازيِـَم من
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 06 تير 1387، ساعت 18:54
 4 ماه و 28 روز پيش
#1019
 
اسرار ازل را نه تو دانـــــــي و نه من
وين حرف معما نه تو خـواني و نه من


خيام

_________________
براي شعري که بي تو خواهم گفت...
قافيه کم دارم ...
و...
تجربه ي با تو بودن را...
اي کاش به اندازه ي سلامي با هم بوديم...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2298
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 06 تير 1387، ساعت 20:26
 4 ماه و 28 روز پيش
#1020
 
نگاهم خيزد از اعماق چشمانم
دريغا مانده در آنسوي پلکانم
سليمان کرمي

_________________
Smile
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مشاعره [نسخه قديمي]
1
پاسخها: 1073 بیننده: 11100 نویسنده: اکتيو
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مشاعره به سبک تالار ادبيات!
1
پاسخها: 30 بیننده: 1260 نویسنده: احسان
اين موضوع قفل شده است شما نمي توانيد پيغام جديدي ارسالي کنيد، به پيغامي پاسخ دهيد و يا آن را ويرايش کنيد. مشاعره!
2
پاسخها: 1066 بیننده: 10997 نویسنده: سياسفيد
اين موضوع قفل شده است شما نمي توانيد پيغام جديدي ارسالي کنيد، به پيغامي پاسخ دهيد و يا آن را ويرايش کنيد. مشاعره
1
پاسخها: 15 بیننده: 456 نویسنده: غزلک

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: