صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4994
اعتبار کسب شده: 9556
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 19 آذر 1382، ساعت 21:32
 4 سال و 9 ماه پيش
#1
 
اگه ميخواين گير بدين که لوس و بيمزه و امثالهم!! لطفا نخونيد!! Not talking Not talking

امروز خيلي بيکارم نمي دونم چي کار کنم. صبح رفتم سبزي آش خريدم نيم متر هم ماست خريدم بعد رفتم سينما اي بابا همه ديوونه شدن يک فيلم چرتي بود از اول تا آخر من نفهميدم اون شاپرکه کجا رفت از کجا اومد بعد يک کم به اين ور اونور تلفن کردم دنبال يکي از دوستام مي گشتم که تو تيمارستان باهاش آشنا شده بودم هر قدر شماره گرفتم پيداش نکردم همه گفتن اشتباه گرفتم بعد يک کم با مو هام ور رفتم نمي دونين اونقد خوگشل شدم بعد هم واسه خودم آش پختم که روش يه متر روغن بود بعد نيم متر هم ماست ريختم توش حالا چند متر شد؟
۵/۱متر اگه اونو به کيلو گرم تبديل کنيم مي شه ۱۵۰۰کيلو گرم!! Think من زمون مدرسه هميشه شاگرد اول مي شدم البته از آخر بعد نشستم که داستان بنويسم

يکي بود يکي نبود کلاغه به خونش نرسيد

يه روزي يه دختر ناز و خوگشلي بود که اونقد زشت بود که هيچ کس بهش نگاه نمي کرد
ولي اون دختر خيلي خوبي بود مامانش هم ازش بدش مي اومد هميشه تو خونه اذيتش مي کردن بعد اون يه روز مي ره که از چاه آب بياره ژانوالژان رو مي بينه اون سطل آب رو مي گيره و مياره به خونشون بعد اونو مي بره به خونه خودش اونم يه زني داشت که نامادري دختر قصمون مي شد و چند تا هم خواهر داشت که خواهراش خيلي زشت تر از اون بودن بعد يه روز تو دهکده اونا يه جشني بر پا مي کنن تا شاهزاده يه دختري واسه خودش پيدا کنه خواهر هاي اون ميرن ولي دختر قصه ما رو نا مادريش نمي ذاره بره بعد اون مي ره بعد شاهزاده از اون خوشش مي ياد مي گه که من مي خوام با سيندرلا ازدواج کنم بعد سيندرلا از اونجا فرار مي کنه بعد ميره به يه مدرسه اي بعد يه نفر پيدا مي شه که اسمش بابا لنگدراز بود بعد با اون ازدواج مي کنه بعد هم کلاغه به خونش مي رسه!!!


بعد هم ديگه الان نمي دونم چي کار کنم خيلي بيکارم .

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مهدي پلنگآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 مهر 1382
مجموع ارسالها: 377
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: کرج
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 19 آذر 1382، ساعت 22:10
 4 سال و 9 ماه پيش
#2
 
مي گم از اين به بعد هر وقت حالت اين جوري شد برو تو قسمت ديوونه هاي زنجيري حرفاتو بزن.
Laughing Laughing
البته من که کاملا فهميدم تو چي مي گي-به خاطر عقلا مي گم. Not talking Not talking

_________________
I was born tomorrow, toaday I live, yesterday killed me! - Parviz Owsia
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
فلفلوآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 آبان 1382
مجموع ارسالها: 702
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 04 دي 1382، ساعت 12:07
 4 سال و 8 ماه پيش
#3
 
احتمالا اين عکس بچه گيهاي مهدي پلنگه Laughing

Image

_________________
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4994
اعتبار کسب شده: 9556
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 04 دي 1382، ساعت 17:37
 4 سال و 8 ماه پيش
#4
 
فلفلو نوشته بود:
احتمالا اين عکس بچه گيهاي مهدي پلنگه Laughing

Image


ديده نميشه.
(يا من نميبينم! Think )

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 04 دي 1382، ساعت 19:05
 4 سال و 8 ماه پيش
#5
 
احسان نوشته بود:
ديده نميشه.
(يا من نميبينم! Think )

اولش مشکل داشت که ديده نمي شد. ظاهراً مشکل برطرف شده.

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مهدي پلنگآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 مهر 1382
مجموع ارسالها: 377
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: کرج
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 06 دي 1382، ساعت 12:30
 4 سال و 8 ماه پيش
#6
 
والا ما هيچي نمي بينيم.
شايد هم چشم بصيرت مي خواد.
Wink Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes

_________________
I was born tomorrow, toaday I live, yesterday killed me! - Parviz Owsia
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 06 دي 1382، ساعت 13:43
 4 سال و 8 ماه پيش
#7
 
مهدي پلنگ نوشته بود:
والا ما هيچي نمي بينيم.
شايد هم چشم بصيرت مي خواد.
Wink Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes

چرا اين عکسه هي visible/invisible ميشه؟!

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
فلفلوآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 آبان 1382
مجموع ارسالها: 702
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 06 دي 1382، ساعت 14:26
 4 سال و 8 ماه پيش
#8
 
غريب آشنا نوشته بود:
مهدي پلنگ نوشته بود:
والا ما هيچي نمي بينيم.
شايد هم چشم بصيرت مي خواد.
Wink Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes Rolling Eyes

چرا اين عکسه هي visible/invisible ميشه؟!


شايد از مهدي پلنگ مي ترسه که سرشو زير آب کنه Wink Mr. Green

_________________
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مهدي پلنگآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 مهر 1382
مجموع ارسالها: 377
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: کرج
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 31 خرداد 1383، ساعت 10:45
 4 سال و 2 ماه پيش
#9
 
با عرض سلام خدمت شما ،ديوونه هاي عزيز:
همزمان با فرارسيدن ايام امتحانات و درخواستهاي مکرر شما ديوونه هاي عزيز مديريت تالار ديوونه خونه با افتخار اعلام مي کند :
پس از يک تعطيلي نسبتا" طولاني، اين تالار در دوره امتحانات مجددا" بازگشايي مي شود. اميد که موجب رضايت خاطر شما عزيزان شود.

_________________
I was born tomorrow, toaday I live, yesterday killed me! - Parviz Owsia
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
فلفلوآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 آبان 1382
مجموع ارسالها: 702
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 31 خرداد 1383، ساعت 13:10
 4 سال و 2 ماه پيش
#10
 
اميدوارم با همکاري اساتيد محترم بخش ،
در پايان امتحانات اين ترم شاهد جمعيت کثيري از
ديوانگان در بخش باشيم Sad( Very Happy

_________________
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
harvardآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382
مجموع ارسالها: 1595
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!!
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 02 تير 1383، ساعت 18:50
 4 سال و 2 ماه پيش
#11
 
با همکاري استاد محترممون امروز من يکي که از مرز ديوانگي گذشتم Sad(

_________________
عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .

اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
جهنم عاشقآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 24 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 73
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: فعلا شيراز
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 10 تير 1383، ساعت 20:49
 4 سال و 2 ماه پيش
#12
 
من هم امروز به ديوانگي رسيدم.
بسکه سخت بود.

_________________
چوبه ي دار و هزاران سر ديدار خدايا ز چه رو؟
آدم و سيب و دوصد تهمت و انکار خدايا ز چه رو؟
برو عاشق که جهنم همه از بهر تو شد سرخ - آتش
تو ميان و همه کفار چو پرگار خدايا ز چه رو؟
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بروبچ پررو
زبون بسته!
زبون بسته!

آواتار

مجموع ارسالها: 12
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 10 تير 1383، ساعت 22:07
 4 سال و 2 ماه پيش
#13
 
جهنم عاشق نوشته بود:
من هم امروز به ديوانگي رسيدم.
بسکه سخت بود.

مطمئني؟؟؟
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
فلفلوآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 آبان 1382
مجموع ارسالها: 702
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 14 تير 1383، ساعت 10:17
 4 سال و 2 ماه پيش
#14
 
هنوز کجاي کارين .
بذارين نمره ها اعلام بشه اون وقت ديوونه زنجيري هم ميشين Wink

_________________
كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Whiporamaآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 05 شهريور 1385
مجموع ارسالها: 51
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 19 شهريور 1385، ساعت 18:28
 1 سال و 12 ماه پيش
#15
 
reza_vahid25:سلام
xxxxxxx: سلام

reza_vahid25:ميشه اصل بدين
reza_vahid25: لطفا

xxxxxxx: اول تو

reza_vahid25: من وحيد هستم از اردبيل
reza_vahid25: شما لطفا

xxxxxxx: ترک خر که ميگن شمائيد؟

reza_vahid25:خيلي واقعنا خري
reza_vahid25: تا حالا فکر ميکردم من خر هستم
reza_vahid25: اما ديگه برام ثابت شد که تو خري
reza_vahid25: احمق بيشور
reza_vahid25: لياقت نداري
reza_vahid25: تو رو بايد بوت کرد
reza_vahid25: احمق
reza_vahid25: ببينم بچه کجايي؟
reza_vahid25: اين همه شجاعي
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است ورود به عالم جنون
1
پاسخها: 1 بیننده: 349 نویسنده: Fareed
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است ديوانگي
1
پاسخها: 1 بیننده: 165 نویسنده: m_k
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است داستان عشق و ديوانگي
1
پاسخها: 8 بیننده: 622 نویسنده: مسافر
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مناسبتها
1
پاسخها: 3 بیننده: 450 نویسنده: rahmanian

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: