| نویسنده |
پیغام |
شيدا سال صفري!
مجموع ارسالها: 41 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: ميکده جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 19 آذر 1382، ساعت 16:13 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#1
|
| |
تنها به جرم اينکه او سر سپرده مي خواست
من دل سپرده بودم.
در زلف چون کمندش ايدل مپيچ کانجا سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت
امد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود
چشم خواب الوده اش را مستي رويا نبود
در دل بيزار خود جز بيم رسوايي نداشت
گر چه روزي همنشين جز با من رسوا نبود
بر لب لرزان من فرياد دل خاموش بود
آخر آن تنها اميد جان من تنها نبود
ديگري هم بود اما اي دريغ اگه از درد دلم زان عشق جانفرسا نبود |
|
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 19 آذر 1382، ساعت 16:29 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#2
|
| |
|
خيلي دلت پره، شيدا! يه جوري خاليش کن. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
شيدا سال صفري!
مجموع ارسالها: 41 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: ميکده جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 22 آذر 1382، ساعت 10:18 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#3
|
| |
| غريب آشنا نوشته بود: |
| خيلي دلت پره، شيدا! يه جوري خاليش کن. |
من اگه ميدو نستم چه جوري خاليش کنم که نمي اومدم دردم رو تو تالار گفتمان بنويسم.
فقط اينو مي دونم که :
در اين عهد وفا نيست.و ا ينکه: حا فظ نگشتي شيداي گيتي گر مي شنيدي پند اديبان
و اينکه :
اي گل به شکر انکه تويي پادشاه حسن
با بلبلان بيدل شيدا مکن غرور |
|
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 22 آذر 1382، ساعت 18:33 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#4
|
| |
| شيدا نوشته بود: |
| غريب آشنا نوشته بود: |
| خيلي دلت پره، شيدا! يه جوري خاليش کن. |
من اگه ميدو نستم چه جوري خاليش کنم که نمي اومدم دردم رو تو تالار گفتمان بنويسم.
فقط اينو مي دونم که :
در اين عهد وفا نيست.و ا ينکه: حا فظ نگشتي شيداي گيتي گر مي شنيدي پند اديبان
و اينکه :
اي گل به شکر انکه تويي پادشاه حسن
با بلبلان بيدل شيدا مکن غرور |
اگه ميخاي دلت رو خالي کني، سعي کن گريه کني. خيلي سبک ميشي. خيلي. فکر مي کنم اشک يکي از بزرگترين مواهب خداداديه. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
مهدي پلنگ  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 13 مهر 1382 مجموع ارسالها: 379 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: کرج جنسيت: مرد |
 |
شنبه 22 آذر 1382، ساعت 22:25 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#5
|
| |
| غريب آشنا نوشته بود: |
| شيدا نوشته بود: |
| غريب آشنا نوشته بود: |
| خيلي دلت پره، شيدا! يه جوري خاليش کن. |
من اگه ميدو نستم چه جوري خاليش کنم که نمي اومدم دردم رو تو تالار گفتمان بنويسم.
فقط اينو مي دونم که :
در اين عهد وفا نيست.و ا ينکه: حا فظ نگشتي شيداي گيتي گر مي شنيدي پند اديبان
و اينکه :
اي گل به شکر انکه تويي پادشاه حسن
با بلبلان بيدل شيدا مکن غرور |
اگه ميخاي دلت رو خالي کني، سعي کن گريه کني. خيلي سبک ميشي. خيلي. فکر مي کنم اشک يکي از بزرگترين مواهب خداداديه. |
اگر بازم کارتون نشد ديوونه خونه با تمام امکانات در خدمت شماست . چند تا دري بري اونجا بنويسي ميزون مي شي. |
|
_________________ I was born tomorrow, toaday I live, yesterday killed me! - Parviz Owsia
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |