صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
3
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
sunsonآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385
مجموع ارسالها: 1764
اعتبار کسب شده: 6875
محل سکونت: پشت هيچستان!
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 01 ارديبهشت 1386، ساعت 11:19
 1 سال پيش
#1
 
Image

از در درآمدی و من از خود به در شدم
گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر می​دهد ز دوست
صاحب خبر بيامد و من بي خبر شدم
چون شبنم اوفتاده بدم پيش آفتاب
مهرم به جان رسيد و به عيوق بر شدم

_________________
مهم نيست که چي داري ميگي!!
مردم اون چيزي رو که دوست دارن ميشنون
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sunsonآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385
مجموع ارسالها: 1764
اعتبار کسب شده: 6875
محل سکونت: پشت هيچستان!
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 01 ارديبهشت 1386، ساعت 11:27
 1 سال پيش
#2
 
Image

Image

_________________
مهم نيست که چي داري ميگي!!
مردم اون چيزي رو که دوست دارن ميشنون
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سيبآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 21 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 527
اعتبار کسب شده: 657
محل سکونت: شيراز
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 01 ارديبهشت 1386، ساعت 17:24
 1 سال پيش
#3
 
sunson نوشته بود:


از در درآمدی و من از خود به در شدم
گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر می​دهد ز دوست
صاحب خبر بيامد و من بي خبر شدم
چون شبنم اوفتاده بدم پيش آفتاب
مهرم به جان رسيد و به عيوق بر شدم


اين قطعه از سعدي رو که ديدم ياد اجراي به ياد ماندني استاد شجريان از اين غزل شدم که در دستگاه چهارگاه به زيبايي هرچه تمامتر اجرا کرده. واقعاً از خود به در شدم Pray

_________________
By all means marry. If you get a good wife, you''ll be happy. If you get a bad one, you''ll become a philosopher
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
s.m.sآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384
مجموع ارسالها: 873
اعتبار کسب شده: 2329
محل سکونت: 
سن: 22
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 01 ارديبهشت 1386، ساعت 21:36
 1 سال پيش
#4
 
سعدیا! چون تو کجا نادره گفتاری هست؟
یا چو شیرین سخنت نخل شکرباری هست؟

یا چو بستان و گلستان تو گلزاری هست؟
هیچم ار نیست، تمنای توام باری هست

مشنو ای دوست! که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست »


لطف گفتار تو شد دام ره مرغ هوس
به هوس بال زد و گشت گرفتار قفس

پایبند تو ندارد سر دمسازی کس
موسی اینجا بنهد رخت به امید قبس

« به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه‌ی زلف تو گرفتاری هست »


بی‌گلستان تو در دست بجز خاری نیست
به ز گفتار تو بی‌شائبه گفتاری نیست

فارغ از جلوه‌ی حسنت در و دیواری نیست
ای که در دار ادب غیر تو دیاری نیست!

« گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست »


دل ز باغ سخنت ورد کرامت بوید
پیرو مسلک تو راه سلامت پوید

دولت نام توحاشا که تمامت جوید
کب گفتار تو دامان قیامت شوید

« هرکه عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیده است تو را، بر منش انکاری هست »


روز نبود که به وصف تو سخن سر نکنم
شب نباشد که ثنای تو مکرر نکنم

منکر فضل تو را نهی ز منکر نکنم نزد
اعمی صفت مهر منور نکنم

« صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم؟
همه دانند که در صحبت گل خاری هست »


هرکه را عشق نباشد، نتوان زنده شمرد
وآن که جانش ز محبت اثری یافت، نمرد

تربت پارس، چو جان جسم تو در سینه فشرد
لیک در خاک وطن آتش عشقت نفسرد

« باد، خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد
آب هر طیب که در طبله‌ی عطاری هست »


سعدیا! نیست به کاشانه‌ی دل غیر تو کس
تا نفس هست، به یاد تو برآریم نفس

ما بجز حشمت و جاه تو نداریم هوس
ای دم گرم تو آتش زده در ناکس و کس

« نه من خام طمع عشق تو می‌ورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست »


کام جان پر شکر از شعر چو قند تو بود
بیت معمور ادب طبع بلند تو بود

زنده جان بشر از حکمت و پند تو بود
سعدیا! گردن جانها به کمند تو بود

« من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود؟
سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست »


راستی دفتر سعدی به گلستان ماند
طیباتش به گل و لاله و ریحان ماند

اوست پیغمبر و آن نامه به فرقان ماند
وآن که او را کند انکار، به شیطان ماند

« عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان ماند
داستانی است که بر هر سر بازاری هست »

_________________


چو عاشق مي شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که اين دريا چه موج خون فشان دارد


 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Oraniumآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 247
اعتبار کسب شده: 739
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 02 ارديبهشت 1386، ساعت 10:25
 1 سال پيش
#5
 
تقديم به دوستداران سعدي
منت خداي را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزيد نعمت هر نفسي که فرو ميرود ممد حيات است و چون بر ايد شود مفرح ذات پس در هر نفسي دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکري واجب.
از دست و زبان که برآيد کز عهده شکرش به درآيد

_________________
من يک اورانيم غني شده هستم
"سلطان همه عناصر"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
s.m.sآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384
مجموع ارسالها: 873
اعتبار کسب شده: 2329
محل سکونت: 
سن: 22
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 01 ارديبهشت 1387، ساعت 19:34
 27 روز و 4 ساعت پيش
#6
 

گرم بازآمدي محبوب سيم‌اندام سنگين‌دل
گل از خارم برآوردي و خار از پا و پا از گل

ايا باد سحرگاهي، گر اين شب، روز مي‌خواهي
از آن خورشيد خرگاهي برافکن دامن محمل

گر او سرپنجه بگشايد که عاشق مي‌کشم شايد
هزارش صيد پيش آيد، به خون خويش مستعجل

گروهي همنشين من، خلاف عقل و دين من
بگيرند آستين من که دست از دامنش بگسل

ملامت‌گوي عاشق را چه گويد مردم دانا
که حال غرقه در دريا نداند خفته بر ساحل

به خونم گر بيالايد دو دست نازنين شايد
نه قتلم خوش همه آيد که دست و پنجه قاتل

اگر عاقل بود، داند که مجنون صبر نتواند
شتر جايي بخواباند که ليلي را بود منزل

ز عقل انديشه‌ها زايد که مردم را بفرسايد
گرت آسودگي بايد، برو عاشق شو اي عاقل

مرا تا پاي مي‌پويد، طريق وصل مي‌جويد
بهل تا عقل مي‌گويد، زهي سوداي بي‌حاصل

عجايب نقشها بيني، خلاف رومي و چيني
اگر با دوست بنشيني ز دنيا، آخرت غافل

در اين معني سخن بايد که جز
سعدي نيارايد
که هرچ از جان برون آيد، نشيند لاجرم بر دل


_________________


چو عاشق مي شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که اين دريا چه موج خون فشان دارد


 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Fareedآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 29 بهمن 1386
مجموع ارسالها: 48
اعتبار کسب شده: 312
محل سکونت: Tehran
سن: 44
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 02 ارديبهشت 1387، ساعت 17:47
 26 روز و 5 ساعت پيش
#7
 
sunson نوشته بود:
Image

از در درآمدي و من از خود به در شدم
گفتي کز اين جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر مي​دهد ز دوست
صاحب خبر بيامد و من بي خبر شدم
چون شبنم اوفتاده بدم پيش آفتاب
مهرم به جان رسيد و به عيوق بر شدم



خيلي خيلي تشکر و درود بر شما که به فکر بزرگانمان هستيد به اميد روزي که فرهنگ همه ما ايرانيان جنين شود.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Oraniumآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 247
اعتبار کسب شده: 739
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 03 ارديبهشت 1387، ساعت 8:49
 25 روز و 14 ساعت پيش
#8
 
بعد از گذشت يکسال همچنان تقديم به دوستداران سعدي
Oranium نوشته بود:
تقديم به دوستداران سعدي
منت خداي را عز و جل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزيد نعمت هر نفسي که فرو ميرود ممد حيات است و چون بر ايد شود مفرح ذات پس در هر نفسي دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکري واجب.
از دست و زبان که برآيد کز عهده شکرش به درآيد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
E}{$/\Nآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 06 بهمن 1386
مجموع ارسالها: 61
اعتبار کسب شده: 571
محل سکونت: متغيرالمکان
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 03 ارديبهشت 1387، ساعت 14:10
 25 روز و 9 ساعت پيش
#9
 
اينجور جاها شبش باحالتره:

Image

و چند بيت برگزيده از يک غزل برگزيده:

همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي // که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستي

تو نه مثل آفتابي که حضور و غيبت افتد // دگران روند و آيند و تو همچنان که هستي

برو اي فقيه دانا به خدا سپار مارا // تو و زهد و پارسايي من و عاشقي و مستي


-------------------------------------------------------------------------------------------

به نظر من بيت دوم اشاره به رفيق فاب داره ! Wink
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1750
اعتبار کسب شده: 5298
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 03 ارديبهشت 1387، ساعت 15:47
 25 روز و 7 ساعت پيش
#10
 
نمي دونم راجع به سعدي چي بايد گفت؟ من يکي که جرات نميکنم حرفي بزنم!
خداي سخن و سخن وري . اسطوره ي غزل .نويسنده ي نکته سنج داستان هاي مينيمال.معلم اخلاق, سراينده ي قصايد زميني و آسماني ,کامل ترين شاعر پارسي زبان, نگارنده ي طناز و ..و ...و... .و ... و...
جز اظهار ارادت و خاکساري در درگاهش کاري از من بر نمياد. Angel


يک روز به شيدايي در زلف تو آويزم
زان دو لب شيرينت صد شور برانگيزم

گر قصد جفا داري اينک من و اينک سر
ور راه وفا داري جان در قدمت ريزم

بس توبه و پرهيزم کز عشق تو باطل شد
من بعد بدان شرطم کز توبه بپرهيزم

سيم دل مسکينم در خاک درت گم شد
خاک سر هر کويي بي فايده مي​بيزم

در شهر به رسوايي دشمن به دفم برزد
تا بر دف عشق آمد تير نظر تيزم

مجنون رخ ليلي چون قيس بني عامر
فرهاد لب شيرين چون خسرو پرويزم

گفتي به غمم بنشين يا از سر جان برخيز
فرمان برمت جانا بنشينم و برخيزم

گر بي تو بود جنت بر کنگره ننشينم
ور با تو بود دوزخ در سلسله آويزم

با ياد تو گر سعدي در شعر نمي​گنجد
چون دوست يگانه شد با غير نياميزم


_________________
به من نزديک نشيد.
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 2982
اعتبار کسب شده: 2345
محل سکونت: Florida
سن: 35
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 03 ارديبهشت 1387، ساعت 17:08
 25 روز و 6 ساعت پيش
#11
 
مسافر کوير نوشته بود:
سراينده ي قصايد زميني و آسماني ,کامل ترين شاعر پارسي...


Image

_________________
يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
E}{$/\Nآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 06 بهمن 1386
مجموع ارسالها: 61
اعتبار کسب شده: 571
محل سکونت: متغيرالمکان
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 03 ارديبهشت 1387، ساعت 18:01
 25 روز و 5 ساعت پيش
#12
 
من فکر مي کنم سعدي سليقه متفاوتي داشت Smile :

Image

اگه دقت کنيد با توجه به در نيمه باز کاملا مشخصه که ايشون " تازه از در درآمدند " Mr. Green
و اين موضوع با مصرع "از در درآمدي و من از خود به در شدم"‌ همخواني دارد.

ضمنا قالي ايروني هم در تصوير شاهد ديگري بر مدعاست Wink Dancing

بابا دمش قييييييج!
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Fareedآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 29 بهمن 1386
مجموع ارسالها: 48
اعتبار کسب شده: 312
محل سکونت: Tehran
سن: 44
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 03 ارديبهشت 1387، ساعت 18:40
 25 روز و 4 ساعت پيش
#13
 
من فکر ميکردم فقط حافظ خوش سليقست ولي با اين عکسهايي که ديدم مثل اينکه سعدي سليقش بهتر بوده.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 2982
اعتبار کسب شده: 2345
محل سکونت: Florida
سن: 35
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 04 ارديبهشت 1387، ساعت 9:18
 24 روز و 14 ساعت پيش
#14
 
يک روز به شيدايي در زلف تو آويزم ...

Image
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
s.m.sآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384
مجموع ارسالها: 873
اعتبار کسب شده: 2329
محل سکونت: 
سن: 22
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 04 ارديبهشت 1387، ساعت 10:44
 24 روز و 12 ساعت پيش
#15
 
سعدي يه مثنوي بر وزن شاهنامه گفته،‌و سر اون هم کلي زجر کشيده!!
باستاني پاريزي در کتاب "شاهنامه آخرش خوش است" به اين مطلب اشاره کرده که سعدي شعري حماسي بر وزن شاهنامه گفته و در اون پهلوان خودش رو از يزد!‌ انتخاب کرده، اما در اون شعر خود سعدي هم اقرار کرده بود که شعر حماسي گفتن از عهده هر کسي برنمياد و قبل از اون بزرگان کار رو تموم کردند.
اما زجر سعدي کنار دجله بوده که خواجه نصير به دليلي (دليلش رو يادم رفته) دستور ميده که سعدي رو به فلک ببندند و يه کتک حسابي هم بهش ميزنند تا ديگه دور و بر شاهنامه نگرده!! چون "شاهنامه آخرش خوش است"!!!!

_________________


چو عاشق مي شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که اين دريا چه موج خون فشان دارد


 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است ببخشيد باد از کدوم طرف مياد؟؟؟
1
پاسخها: 3 بیننده: 331 نویسنده: sunson
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است يادش گرامي باد(فردي مرکوري)
1
پاسخها: 2 بیننده: 177 نویسنده: majidjon13
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است هفته بزرگداشت کوروش کبير مبارک باد
1
پاسخها: 1 بیننده: 190 نویسنده: pantea
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است روز 29 بهمن روز سپندار مذگان، روز عشق شاد باد!
1
پاسخها: 11 بیننده: 538 نویسنده: اهورا

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: