| نویسنده |
پیغام |
| hady |
|
خداوند سبحان در قالب قصه هايي که از امم پيشين و زندگي پيامبر و معاصرينش نقل مي کند و نيز در لابلاي مثالها ، کنايات و بسياري از روابط اجتماعي و پديده هاي طبيعي که بيان مي دارد ، مرتب در گوشمان مي خواند که جز حکم و پيام الهي نبايد از هيچ چيز ديگري پيروي و تعبد کنيم.
توجه و دقت ويژه در باره اين موضو ع به ظاهر ساده ،عظمت و اهميت فوق العاده فراوان آن را هويدا مي سازد.
مطلب بيش از حد عظيم و در خور تأمل است ؛ نسخه درد بني آدم اين است و طريقه درمان اين اپي دمي وحشتناک و مرگباري که گريبان بشريت را گرفته است در همين نسخه قرار دارد. اگر دستورش بطور کامل اجرا شود نهايتش اتحاد و سعاتمندي و رستگاري دنيوي و اخروي خواهد بود و اگر پشت گوش انداخته شود پيامدش همان چيزي خواهد بود که امروز در سراسر جهان شاهد ان هستيم ؛ تفرق ، تباهي و اضمحلال بنيانهاي بشريت و نهايتاً گمراهي و آخر سرهم ؛ جهنم و سعير.
جز اين نيست که رب و اله واحد ، امت واحد را بوجود مي آورد و ارباب متفرق اين پيکره واحد را تکه تکه و فرقه فرقه مي سازند و آنگاه بني آدم ديگر اعضاي يکديگر نيستند و از يک گوهر نمي باشند ، بلکه هر فرقه اي گوهر خود را اصيل تر و ناب تر وخود را از ديگران برتر خواهد انگاشت.
ان هذه امتکم امة وحدة وانا ربکم فاتقون
فتقطعوا امرهم بينهم زبرا کل حزب بما لديهم فرحون
اي انسانها! امت شما يکي است(اسلام) و من پروردگار و رب شما هستم؛ حرمت و هيبت مرا ارج نهيد
ولي آنها خود را به فرقه هاي مخالف تقسيم کردند؛ هر فرقه به آنچه دارد، خوشحال است
دوباره به سراغ سوره شگفت انگيز اعراف مي رويم تا اين مسئله را ريشه يابي کنيم و اگر بشود و خدا ياريمان دهد براي خشکاندن ريشه آن فکري نماييم. بعد از اينکه خداوند آن فرمان بزرگ را خطاب به انسانها صادر مي کند و از آنها مي خواهد که غير از کتابش از هيچ چيز ديگري پيروي نکنند شروع به روايت تاريخ مي کند تا بوسيله آن ، فرمانش را بطورکامل برايمان تفهيم نمايد و به ما نشان دهد که اگر دستورش را گردن ننهيم چه بر سرمان خواهد آمد.
خداوند سبحان ، روايت تاريخ را از ابتداي خلقت بشر شروع کرده و آنچه را بين ابليس و آدم اتفاق افتاده نقل مي کند و نکات کليدي آن را برجسته مي سازد. بعد از آن ، سرگذشت و حکايت اقوام نوح ، عاد ، ثمود ،شعيب و موسي را يک به يک روايت مي کند تا شباهتهايي را که همه اين سرگذشتها با يکديگر دارند به ما نشان دهد تا شايد آيندگان و مخاطبين قرآن به دام همان مصيبتي که اقوام پيشين گرفتارش بودند ، نيفتند.
اولين مخلوقي که از فرمان خداوند تمرد کرد و در برابر حکمش سر سجده فرود نياورد ابليس بود. او اولين کسي بود که پروردگارش را تعبد نکرد و برايش شريک قائل شد.
خداوند سبحان علت نافرماني ابليش را تکبر او معرفي مي کند چرا که او گوهر خود را که از جنس آتش بود از گوهر آدم برتر مي دانست و باور کرده بود که رياست و رهبري و بطور کلي جانشيني خداوند حق اوست نه آدم و به همين دليل حاضر نبود که به فرمان خداوند مطيع و پيرو آدم شود. در حالي که پروردگار سبحان آدم را علم غيب آموخته بود و اين آدم بود که صاحب کلام و کتاب الهي بود نه ابليس.
در هرصورت به وضوح پيدا و و روشن است که « تکبر » علت بوجود آمدن اولين نافرماني در برابر حکم خداوند است و ريشه اصلي عدم تعبد پروردگار نيز همين تکبر است. تکبر همچنين ريشه تمامي گناهان و نافرماني بشر بشمار مي رود و علت اصلي عصيان و طغيان او در برابر پروردگارش مي باشد.
همانگونه که در صفحات گذشته اشاره کردم ، پروردگار مهربان در سوره معظم يوسف تمامي حربه ها و استراتژي جنگي شيطان را يک به يک معرفي مي کند و حربه تکبر را در صدر آنها مي آورد. پروردگار به ما نشان مي دهد آنچيزي که شيطان را از درگاه مولايش راند تکبر بود و او از همان چيزي که خودش را نابود کرد دارد براي نابودي بني ادم استفاده مي کند و با خدعه و نيرنگ انسان را تشويق و ترويق مي کند تا در برابر فرمان ربش سجده نکند و حکمش را گردن ننهد.
ابليس در آستانه هبوط در محضر اربابش جملاتي را بر زبان مي آورد که فوق العاده در خور توجه و اهميت هستند و خداوند سبحان تحقق آنها را در کلام شريفش تصديق کرده است . شيطان به خداوند قول مي دهد که انسان را مطيع و پيرو خود کند و به او اجازه ندهد که مطيع فرمان پروردگارش شود.
آري جز گروهي اندک از ايمان آورندگان و اعتصام کنندگان به کلام و علم الهي ، در هر برهه از زمان اکثريت انسانها دانسته و ندانسته همواره پيرو و مطيع شيطان بوده اند و به جاي پروردگار آسمانها و زمين ، او را اله گرفته اند.
[34:20] ولقد صدق عليهم ابليس ظنه فاتبعوه الا فريقا من المؤمنين
ظن ابليس در مورد ايشان تحقق يافت و جز گروهي از ايمان آورندگان بقيه او را تبعيت کردند
در واقع شيطان به خداوند قول داده بود که بر سر راه مستقيم پروردگار بنشيند و از چهار طرف به انسان يورش برد و به او فرصت بندگي اربابش را ندهد :
[7:16] قال فبما اغويتني لاقعدن لهم صرطک المستقيم
[7:17] ثم لاءتينهم من بين ايديهم ومن خلفهم وعن ايمنهم وعن شمائلهم ولا تجد اکثرهم شکرين
او گفت: "از آنجايى که تو خواستى گمراه شوم، من در راه مستقيم تو در کمين آنها خواهم نشست.
"من از جلو و از پشت سرشان و سمت راست و چپ آنها نزدشان خواهم آمد و تو اکثرشان را ناسپاس خواهى يافت."
در قرآن کريم مفهوم راه مستقيم فقط خدا را اطاعت و فرمانبرداري کردن است و شيطان بر سر راه مستقيم مي نشيند و راه خدا را مي بندد تا کسي از پروردگارش حرف شنوي نداشته باشد و او را تعبد و فرمانبرداري نکند.
او از هر دري وارد مي شود تا آرمانش تحقق يابد و انسان را از تبعيت خداوند باز دارد و مطيع خود گرداند ؛ گاهي از عقب و از طريق سنتهاي اعقابمان به سراغمان مي آيد و تاريخ را تحريف و تلبيس مي کند. وبا لعاب قدمت و کثرت آن را زينت مي دهد و از اعماق آن فرامين و احکامي را استخراج مي کند که به هيچ وجه متعلق به خداوند و انبياء الهي نيستند. او بگونه اي صحنه سازي مي کند که ما باور کنيم اين جمله و حديث منفور و شيطاني متعلق به پيامبر اسلام است :
اني تارک فيکم الثقلين، کتاب الله و عترتي ما ان تمسکتم بهما تضلوا بعدي
همانا دو چيز وزين و نفيس ميانتان بر جاي مي نهم، کتاب خدا و عترتم، پس از من تا زمانيکه به آن دو تمسک جوييد، ابدا گمراه نمي شويد
بدين ترتيب کتابي ديگر در برابر کتاب خداوند علم مي کند و امر را بر بندگان او مشتبه مي سازد تا ندانند کدام حکم مربوط به پروردگار است و کدام نيست .
او همچنين آينده را نيز تحريف مي کند و بهشت و جهنم را بگونه اي جلوه مي دهد که در خارج هرگز تحقق نخواهند يافت و با وعده هاي دروغين و کذبي که مي دهد مردم را هرچه بيشتر تشويق مي کند که به حکم او گردن نهند و از اطاعت و تعبد پروردگارشان سر باز زنند. او دائماً بهشت و جهنم را براي فرقه هايي که مي آفريند اختصاصي مي کند ، گاهي بر زبان فرقه اي مي اندازد که بگويند :
[2:111] وقالوا لن يدخل الجنة الا من کان هودا او نصرى تلک امانيهم قل هاتوا برهنکم ان کنتم صدقين
گفتند: هيچ کس وارد بهشت نخواهد شد، جز يهوديان يا مسيحيان!" چنين است خيال خام آنها. بگو مدرک خود را به ما نشان دهيد، اگر حق با شماست
و گاهي به فرقه اي ديگر چنين القاء مي کند(يا يک چنين چيزي) :
اگر ايمانت به اندازه کوه ابو قبيس باشد و عمل صالحت به اندازه عمر نوح و در سعي بين صفا و مروه شهيد شوي ... اما ولايت علي و محبت اهل بيت را در دل نداشته باشي رنگ بهشت را نخواهي ديد.
شيطان همچنين از طريق مناسک ديني و تلبيس اعمال صالح بر ما وارد مي شود و فواحش را به نظرمان اعمال نيک و پسنديده جلوه مي دهد و کفر را لباس دين مي پوشاند. |
|
|
|
 |
| hady |
|
بسم الله الرحمن الرحيم
قل سيروا في الارض فانظروا کيف کان عقبة الذين من قبل کان اکثرهم مشرکين
بگو: "در زمين بگرديد و به عاقبت کساني که پيش از شما بودند، توجه کنيد." اکثر آنها مشرک بودند.
خداوند سبحان در مواضع مختلفي از کلام شريفش به مخاطب خود فرمان مي دهد که در احوال پيشينيان تفکر کند و تاريخ امم گذشته را مورد مطالعه و بررسي قرار دهد. در اهميت اين مطلب همين بس که حجم وسيعي از آيات قرآن کريم به نقل سرگذشت امتهاي پيشين و رويدادهايي که براي آنها اتفاق افتاده تعلق گرفته است. مورخ بزرگ قرآن هرگز دروغ نمي بافد و تاريخي که به روايت آن پاک بي انباز و يار باشد نابترين و راستترين تواريخ است. قدر اين نعمت بزرگ و ارزشمند را بدانيد و اين تاريخ ناب را اجر نهيد.خداوند رحمن با نشان دادن تشابه احوال اقوام گذشته و مواضع مشترکي که در برابر پيامبرانشان داشته اند ، آينه اي شفاف و زلال را در جلوي رويمان قرار داده تا تصوير خود را در آن ببينيم و قبل از اينکه به عاقبت گذشتگان گرفتار شويم ، عبرت گيريم و خود را اصلاح نماييم. البته قرآن خبر مي دهد که اين چشم انداز بديع و آينه بي بدليل تنها کساني را کار آيد که هنوز قلبشان مهر نخورده و زنگار نگرفته باشد. در غير اين صورت اغلال و زنجيرهايي که در اثر دوري از کتاب خدا و تمسک به کلام غير او گريبان انسان را مي گيرند ، به او نه اجازه نگاه کردن به چشم اندازهاي گذشته را مي دهند و نه قادر خواهد بود که جلوي روي خود را ببيند، بلکه کر و کور و لال سر در گريبان خود فرو برده و جز اهواء دروني خود را نمي بيند :
[36:8] انا جعلنا في اعنقهم اغللا فهي الى الاذقان فهم مقمحون
[36:9] وجعلنا من بين ايديهم سدا ومن خلفهم سدا فاغشينهم فهم لا يبصرون
ما دور گردن هاي آنها را تا زير چانه هايشان زنجير مي نهيم. درنتيجه، آنها در کفرشان اسير مي شوند
و ما حايلي در جلو و حايلي در پشت آنها قرار مي دهيم و بدين ترتيب بر آنها پرده مي افکنيم؛ آنها نمي توانند ببينند.
آنگاه چنين موجودي نتنها ايمان نمي آورد ، بلکه از دايره انسانيت خارج مي شود. هرچه به او بگويي کوچکترين اثري درش نخواهد کرد. حالا ديگر او يک حيوان است بلکه بدتر و گمراهتر ؛ يک طوطي مقلد که مرتب سخنان شيطان را تکرار مي کند و از آنچه به زبان مي آورد بي خبر است
[7:179] ولقد ذرانا لجهنم کثيرا من الجن والانس لهم قلوب لا يفقهون بها ولهم اعين لا يبصرون بها ولهم ءاذان لا يسمعون بها اولئک کالانعم بل هم اضل اولئک هم الغفلون
بسياري از جنيان و آدميان را به دوزخ محکوم کرده ايم. آنها عقل دارند ولي آن را به کار نمي بندند که بفهمند، چشماني دارند که با آن نمي بينند و گوش هايي که با آن نمي شنوند. آنان مانند حيوانات هستند؛ نه، آنها به مراتب بدترند- آنها کاملا غافلند.
آيه فوق دربخش انتهايي سوره معظم اعراف قرار گرفته و از يک نظر نوعي نتيجه گيري براي اين سوره معظم محسوب مي شود.سوره اعراف يکي از آن سوره هايي است که به نقل سرگذشت امتهاي پيشين مي پردازد و از اين لحاظ که سرگذشت آدم و ابليس نيز در مطلع آن آمده يک زنجيره و مجموعه منحصر بفرد را بوجود آورده است . يکي از کليدي ترين و برجسته ترين آيات اين سوره و نيز بارزترين فرمان الهي به انسان ، آيه شماره 3 مي باشد که چون خورشيدي درخشان بر تارک قرآن نشسته است. به خداقسم و به خداسم اگر انسان فقط به اين يک فرمان الهي گردن مي نهاد به طور قطع رستگار و سعادتمند مي شد. در اين سوره ، خداوند سبحان بعد از اينکه قرآن را به عنوان کتابي نازل شده از طرف خود معرفي مي کند ، مهمترين دستور و فرمان خود را خطاب به انسان چنين بيان مي دارد :
[7:3] اتبعوا ما انزل اليکم من ربکم ولا تتبعوا من دونه اولياء قليلا ما تذکرون
از آنچه از جانب پروردگارتان براى شما نازل شده است، پيروى کنيد؛ از کلام هيچ کس ديگري جز او( و لو اينکه شيطان او را اولياء بر حق خدا معرفي کرده باشد) پيروى نکنيد. قليلي از شما متذکر مي شود( و اکثرتان مشرکيد).
ديگر از اين واضح تر نمي شود ، منتهي براي کساني که گوشي براي شنيدن ، چشمي براي ديدن دارند. اولياء تراشي همواره شگرد شيطان بوده و هست و دقيقاً به وسيله همين اولياء و مقربين ساختکي است که توانسته کلام خود را با کلام خدا در هم آميزد و انسانها را فريب دهد تا بين کلام خدا و کلام اولياء ساخته شيطان، که در اصل همان کلام شيطان است ، فرقي نگذارند و همه را تعبد کنند.
اين ديگر خيلي حقه کثيفي است! يک تهمت بزرگ است ، نامرديست ، اين يک خيانت نابخشودنيست. از خودش حرف در مي آورد و بعد به وسيله اولياء ساخته دسته خود ، آن حرفها را به خدا نسبت مي دهد و آنقدر ماهرانه کار خود را انجام داده و مي دهد که به شهادت قرآن ؛ تنها قليلي از زير دستش به سلامت مي رهند. اين بلاي بزرگ از همانجا بر سر انسان فرود مي آيد ، که او عهد فوق را نديد مي گيرد و با بي اعتنايي نسبت به کلام خدا به سخن اوليائي که در پسشان کسي غير از شيطان نيست ، گرايش مي يابد. آنگاه هر فرقه و مذهبي خود را ره يافته مي بيند و هر کسي از اينکه بخت با او يار بوده و از اصحاب فرقه خودي گرديده است روزي صدهزار مرتبه خدا را شکر مي کند و از اينکه جزء تنها فرقه ناجيه است بسيار مسرور و خرسند است. ديگر غافل از اينکه شيطان را ولي و اولياء گرفته و گمان مي کند که هدايت يافته است :
[7:30] فريقا هدى وفريقا حق عليهم الضللة انهم اتخذوا الشيطين اولياء من دون الله ويحسبون انهم مهتدون
گروهي هدايت يافته و گروهي محکوم به گمراهى هستند. آنها شياطين را به جاى خدا اولياء خويش قرار داده اند، با اين حال باور مى کنند که هدايت شده اند.
حالا ديگر هر عملي موجه و خدايي مي شود ، هر فاحشه و عمل کثيفي که انجام مي دهند آن را با چاشني خدا در هم مي آميزند و در حالي که سر خود را بالا گرفته اند ، مي گويند خدا آنها را فرمان داده که چنان کنند :
[7:28] واذا فعلوا فحشة قالوا وجدنا عليها ءاباءنا والله امرنا بها قل ان الله لا يامر بالفحشاء اتقولون على الله ما لا تعلمون
آنها گناهي بزرگ مرتکب مي شوند، سپس مي گويند: "ما والدين خود را به همين شيوه يافتيم و خدا ما را به آن فرمان داده است." بگو: "خدا هرگز امر به گناه نمي کند. آيا درباره خدا چيزي مى گوييد که نمي دانيد؟"
اينها در و گهر هستند ، اين آينه تمام قد تاريخ است که مي خواهد ما را اصلاح کند و عيوبمان را نشانمان دهد. تکبر را کنار بگذار و در برابر آينه خود را بشکن . اگر اين مطالب در تو اثري ندارند بدان که قلبت را زنگار فرا گرفته است ، ديگر نمي شنوي و چشمانت نمي بينند.
خيلي راحت براي خداوند شريک قائل مي شود و آن شرکاء را اولياء بر حق خدا مي پندارد و گمان مي کند که در انتهاي مسير هدايت قرار گرفته است . اي بي نوا و اي کسي که به خسران دنيا و آخرت گرفتار آمده اي! تصور کرده اي خداوند از سر تقصيراتت مي گذرد؟ بندگان خداوند را اولياء و وسايل تقرب به او مي گيري ؟ تو گمراهي و هفت پشتت گمراه بوده و تصور مي کني که ره يافته اي. راه خدا را مي بندي و خانه هاي عنکبوتي شيطان را براي به دام انداختن بندگان خدا مي گستراني و به چيزي که مي سازي مي بالي :
[18:102] افحسب الذين کفروا ان يتخذوا عبادي من دوني اولياء انا اعتدنا جهنم للکفرين نزلا
[18:104] الذين ضل سعيهم في الحيوة الدنيا وهم يحسبون انهم يحسنون صنعا
آيا کساني که ايمان ندارند و بندگان مرا به عنوان اولياء در کنار من قرار مي دهند، فکر مي کنند مي توانند رهايي يابند؟ ما دوزخ را آماده کرده ايم که مکان ابدي کافران باشد.
آنها کساني هستند که اعمالشان در اين دنيا کاملا در گمراهي است، اما فکر مي کنند که خوب عمل مي کنند."
اين خصلت مشترک تمامي کافران در طول تاريخ بوده و هست : اينکه به سخن اولياء دست ساز شيطان گوش فرا دهند و بعد از آنها پيروي و تعبد کنند به بهانه اينکه اينها اولياء مقرب و بر حق خداوند هستند و برايشان وسايل تقرب به او مي باشند .
شيطان اين اولياء تقلبي را از روي بندگان مخلص خداوند شبيه سازي مي کند و براي خداوند شريک مي سازد. اينان اسمائي بيش نيستند و حقيقت ندارند. آنها که که حقيقت تاريخي دارند ، تمام سعي و تلاششان اين بوده که مردم را از گرفتار شدن به اين دام شيطان بر حذر دارند . روزي که اين افراد زنده شوند و مجال سخن گفتن بيابند ، اعتراف خواهند کرد که جز الله هرگز کسي را اولياء و ولي نگرفته اند. آنها پيروان قلابي خود را تکذيب مي کنند و علت گمراهيشان را فراموش کردن و پشت گوش انداختن کلام خدا معرفي خواهند کرد.
[25:18] قالوا سبحنک ما کان ينبغي لنا ان نتخذ من دونک من اولياء ولکن متعتهم وءاباءهم حتى نسوا الذکر وکانوا قوما بورا
معبودهاي آنها ميگويند خداوندا، تو پاکي، سزاوار ما نيست که اوليائي غير از تو براي خود بگيريم. ولي تو آنها و پدرانشان را از نعمت ها بهره مند ساختي تا آنجا که کلام تو را فراموش کردند و هلاک شدند |
|
|
|
 |
| احمدي نژاد |
|
ظاهرا اين سفيد يا همون hady نمي خواد روش خوندن نماز رو بگه .
باشه اشکالي نداره از يکي ديگه مي پرسم . |
|
_________________ هموطن گرامي. در مصرف برق صرفه جويي نماييد .
|
|
 |
| اکتيو |
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |