| نویسنده |
پیغام |
| اکتيو |
|
خيلي با حاله که آياتي رو که به وضوح درباره يهوده، درباره علمايي از نسل پيامبر به کار ميبريد که همه علماي شيعه و سني نزد اونها تلمذ کردن.
در مورد واسطه هم، ابراهيم براي پدرش استغفار کرد، فرزندان يعقوب از او خواستن براشون استغفار کنه، در آيةالکرسي هم گفته شده که کسي بدون اذن او شفاعت نميکنه، دقيقاً يعني اينکه اگر هيچ کسي شفاعت نميکرد خدا مستقيم ميگفت اصلاً هيچ کس شفاعت نميکنه.
حالا اگه کسي معتقد باشه پيامبر و ثقلين به اذن خدا شفاعت ميکنند، شرک ورزيده؟
همه آياتي که در باره پرستش غير خدا آوردي هم مربوط به بت پرستا هست. الان اينجا کسي بت پرست سراغ داري؟
در ضمن، تو از کجا مي فهمي نماز رو چطور بايد بخوني؟ |
|
_________________ علي يارت
|
|
 |
| hady |
|
| اکتيو نوشته بود: |
| اين همه آيه از قرآن و ساده فهم بودن و قابل استناد بودنش ذکر کردي که بگي آيه "والراسخون في العلم" آيه شيطانيه؟ |
با سلام
جناب اکتيو
بنده راسخون في العلم را نفي نکردم
بنده مي گويم که قرآن قابل فهم است و اگر سوالي برايمان طرح شد ما مي توانيم از راسخون في العلم براي درک و فهم بيشتر کمک بگيريم و درست مانند کلاس درس رياضي يا فيزيک ،راسخون في العلم هم بايد براي گفته خود دلايل قانع کننده ايي داشته باشند . ما نبايد به خاطر اينکه آنها داراي مقام و منزلتي هستند چشم و گوش بسته تاويل هاي آنها را بپزيريم. اين همان حربه شيطان است که تلاش مي کند آيات خدا را برايمان غير قابل فهم نشان دهد و تنها راه سعادت را پيروي کورکورانه از اوليا الله معرفي کند.
(63/القصص):
قال الذين حق عليهم القول ربنا هؤلاء الذين أغوينا أغوينهم کما غوينا تبرأنا إليک ما کانوا إيانا يعبدون
کساني که قضاوت بر آنها آمد، خواهند گفت، «پروردگار ما، اينها هستند کساني که ما آنها را گمراه کرديم؛ ما آنها را گمراه کرديم چون خودمان گمراه بوديم. اکنون ما کاملا خود را وقف تو ميکنيم. آنها در واقع ما را پرستش نميکردند.»
(67/الاحزاب):
وقالوا ربنا إنا أطعنا سادتنا وکبراءنا فأضلونا السبيلا
آنها همچنين خواهند گفت، «پروردگار ما، ما از بزرگان و رهبرانمان پيروي کردهايم، اما آنها ما را گمراه کردند.
(33/سبا):
وقال الذين استضعفوا للذين استکبروا بل مکر اليل والنهار إذ تأمروننا أن نکفر بالله ونجعل له أندادا وأسروا الندامة لما رأوا العذاب وجعلنا الأغلل في أعناق الذين کفروا هل يجزون إلا ما کانوا يعملون
پيروان به رهبران خود خواهند، گفت، «شما بوديد که شب و روز حيله کرديد، سپس به ما دستور داديد که نسبت به خدا ناسپاس باشيم و شرکا را همرديف او قرار دهيم.» هنگامي که آنها عذاب را ببينند با ندامت رانده خواهند شد، زيرا ما به گردن کساني که کافر شدند زنجير خواهيم زد. آيا بخاطر اعمالشان عادلانه مجازات نميشوند؟
آيا نمي بينيد که دليل انحراف اکثر مردم پيروي کورکورانه از همين بزرگان و رهبران ديني است. |
|
|
|
 |
| hady |
|
بسم الله ارحمن الرحيم
ذلک بان الله هو الحق وان ما يدعون من دونه هو البطل وان الله هو العلي الکبير
تفسير به رأي
يادگاري نفرت انگيز از دوران جهالت و تحجر
خداي من ! چگونه ممکن است کسي سوره نوراني محمد را بخواند و باز هم در ظلمت جهالت خويش باقي بماند؟! چگونه ممکن است انساني مفهوم روان و مبين اين سوره معظم را درک کند و بازهم ذهن و زبان خود را با عبارت کثيف ، متعفن و شيطاني « تفسير به رأي » لجن آگين کند؟!
تا توانسته از زبان مردگان حديث و روايت نقل کرده و احکام و فرامين خود را به نحوي ماهرانه و فريبکارانه درون آنها جاسازي نموده تا بوسيله آن راه خدا را ببندد و خلق الله را به طريقت سعير رهنمون شود. اما تکليفش با کلام مستقيم خدا چيست؟ وقتي کتاب خدا و احکام حقيقي او بدون هيچگونه اختلاف و تحريفي حاضر است چه کسي به کتاب و احکام شيطان توجه خواهد کرد؟! چاره چيست و چگونه بايد بر اين مشکل فائق آيد؟
تلبيس ؛ پوشاندن انوار رخشنده خورشيد قرآن به وسيله ابرهاي سياه و ظلماني کلام خويش. او آيات قران را بوسيله آيات خود مشتبه مي سازد و کاري مي کند که حکم و امر خداوند دگرگون شود و هماني گردد که او مي خواهد. فرآيند کار او بسيار ساده و درعين حال مؤثر و عملي است :
ابتدا مي آيد و از قول يکي از آله ساخته دست خود احاديثي مانند دو حديث زير را نقل مي کند و تفسير و تفکر در قرآن را به رأي و تفسير اهل بيت و معصوميني که جز خودش کسي نيستند ، منوط مي نمايد :
من فسرالقرآن برايه فليتبوا مقعده منالنار
من قال فىالقرآن برايه قد کفر
و بعد از طريق همين احاديث شروع به تلبيس آيات قرآن مي کند و اذهان را به سمت احکام و فرامين خودش ميل مي دهد. در اين راه علماي رباني و سردمداران ديني و طوطي صفتان بي خرد و مقلد به جاي دست راست او عمل مي کنند تا هرکس خلاف ميل شيطان عمل کرد و اقدام به تفکر و تدبر در قرآن نمود ، با پتک گران «تفسير به رأي» بر سرش بکوبند.
اين يک مطلب من درآوردي نيست و جامعه ديني قرنها از آن رنج برده است و امروز نيز ما باز شاهد چنين تصور پليدي هستيم که از ذهن پوک و متعفن مريدان بي خرد و طوطي صفت شيطان خارج مي شود .
آهاي انسانها ! شما را به خدا بيدار شويد و بختک سياه و سنگين اهريمن را از روي خود به کناراندازيد. او دارد بيشترين ضربات را از سمت راست و عقبه برشما وارد مي آورد؛ بر طريق دين مي نشيند و به جاي کتا ب و کلام خدا توجه شما را به عقب بر مي گرداند و شما را به بلايي که آباء و اجداد و اعقابتان به آن گرفتار آمدند ، مبتلي مي سازد. اگر به عقب برگشتيد و به به کلام غير خدا تمسک کرديد ندانسته راه خدا را بسته ايد و بدانيد که تمامي اعمالتان تباه شده است و اگر به قرآن اعتصام کرديد و به آنچه بر محمد نازل شده ايمان آورديد و دانستيد که فقط و فقط کلام پروردگار حق است ، رستگار خواهيد شد.
[47:1] الذين کفروا وصدوا عن سبيل الله اضل اعملهم
[47:2] والذين ءامنوا وعملوا الصلحت وءامنوا بما نزل على محمد وهو الحق من ربهم کفر عنهم سىءاتهم واصلح بالهم
خدا کارهاي کسانيکه منکر شدند و مردم را از راه خدا بازداشتند بدون نتيجه کرد
و کسانيکه ايمان آوردند و کار درست کردند و به آنچه به محمد نازل شد و حقيقت و از طرف خدايشان بود ايمان آوردند، خدا گناهانشان را محو و وضعشان را اصلاح کرد.
چرا کافران به اين مصيبت گرفتار مي شوند و چه مي شود که صد سبيل مي کنند؟
[47:3] ذلک بان الذين کفروا اتبعوا البطل وان الذين ءامنوا اتبعوا الحق من ربهم کذلک يضرب الله للناس امثلهم
اينکار بدانجهت است که بيايمانها پيرو باطل بودند و باايمانها پيرو حقي که از جانب خدايشان بود. خدا اينطور براي مردم مثال ميزند
حالا باز هم زبان پليدت را در دهان بچرخان و بگو قرآن ( کلام حق) به تنهايي کفايت نمي کند و بايد به وسيله کلام باطل تفسير شود تا هرچه بيشتر راه خدا را ببندي و اعمالت را تباه سازي.
وقتي خدا به تنهايي نا مبرده مي شود قلبشان مشمئز مي شود و از اعتصام به ما انزل الله اکراه دارند و سخن خدا را قابل تبعيت نمي دانند و کلام شيطان را پيروي مي کنند و با همين کار اعمالش را بر باد مي دهند:
[47:9] ذلک بانهم کرهوا ما انزل الله فاحبط اعملهم
اين بدانجهت است که از آنچه خدا نازل کرد بدشان ميآمد در نتيجه خدا کارشان را بينتيجه ساخت
آيا آنها که فقط به کلام خدا استناد مي کنند و مردم را به يک خدا فرا مي خوانند با آنانکه شيطان سوء عملشان را زينت داده و آنها را تابع خود کرده است برابرند؟! |
|
|
|
 |
| احمدي نژاد |
|
| hady نوشته بود: |
تفسير به رأي
يادگاري نفرت انگيز از دوران جهالت و تحجر
|
برخورد رسانه اي با قران کلام منطق و عقل. |
|
_________________ هموطن گرامي. در مصرف برق صرفه جويي نماييد .
|
|
 |
| sefid |
|
| اکتيو نوشته بود: |
در مورد واسطه هم، ابراهيم براي پدرش استغفار کرد، فرزندان يعقوب از او خواستن براشون استغفار کنه، در آيةالکرسي هم گفته شده که کسي بدون اذن او شفاعت نميکنه، دقيقاً يعني اينکه اگر هيچ کسي شفاعت نميکرد خدا مستقيم ميگفت اصلاً هيچ کس شفاعت نميکنه.
حالا اگه کسي معتقد باشه پيامبر و ثقلين به اذن خدا شفاعت ميکنند، شرک ورزيده؟
همه آياتي که در باره پرستش غير خدا آوردي هم مربوط به بت پرستا هست. الان اينجا کسي بت پرست سراغ داري؟
|
اکتيو سلام
نميدونم چرا دوستان به اين مطلب توجه نميکنند.شايد من موضوع را بد مطرح کردم .ببين تو قبول داري که انسان نبايد
شفيعي جز خدا بگيرد اگر به صحبت هاي من و دوستان توجه کرده باشي هيچ کجا من نگفتم کسي نميتونه شفاعت کنه(با اذن) حرف من اينه که انسان شفاعت رو نبايد از غير خدا بخواد به نظر تو اين درسته يا نه؟
منظورت از بت پرست چه جور انسانيه اين بت پرسته چي کار ميکنه؟ |
|
|
|
 |
| احمدي نژاد |
|
ببين سفيد . يا همون hady .
ديگه همه فهميدن که تو يک وهابي هستي . يک بار هم created_for_iran دهنت رو سرويس کرد . يکبار هم اکتيو . چندين بار هم جناب عبود .
تو اگر راست مي گي همون سؤالهاي قبلي رو جواب بده بعد بيا اظهار نظر کن . |
|
_________________ هموطن گرامي. در مصرف برق صرفه جويي نماييد .
|
|
 |
| hady |
|
به نام او که هرگز نمي ميرد
همه مشرکين براي تقرب به خداوند بود که به الهه هاي خود توسل مي کردند
يک مشرک يا بت پرست کسيست که به خداوند و خالق آسمانها و زمين اعتقاد دارد و اصلا هدف و مقصودش از توسل به الهه هاي ساختگي فقط و فقط نزديکي به خداوند است . او به بتهايي که براي خود ساخته توسل ميکند تا آنها – که در اصل مقربين درگاه الهي هستند و واسطه ها و شفعاي بين او و رحمن مي باشند - وي را به خدا نزديک کنند . او به تمناي برآورده شدن نيازش وساطت و شفاعت اين مقربين را طلب مي کند و از آنها همچون وسايلي براي رساند و نزديک کردن درخواستش به خداوند استفاده مي کند و طبيعيست که هرگاه از او سئوال کني چرا به اين اولياء والهه ها متوسل ميشود و بجاي خداوند به ايشان روي مي آورد ، خواهدگفت:
ما نعبدهم إلا ليقربونا إلى الله زلفى
[39:3] الا لله الدين الخالص والذيناتخذوا من دونه اولياء ما نعبدهم الا ليقربونا الى الله زلفى ان الله يحکم بينهم فيما هم فيه يختلفون ان الله لا يهدي من هو کذب کفار
دين مطلقا بايد تنها به خدا اختصاص داده شود. کساني که غير از او اوليايي قرار مي دهند،مي گويند: "ما آنها را معبود خود قرار داديم، فقط براي آنکه ما را به خدا نزديک ترکنند؛ زيرا آنها مقربند و مقام بهتري دارند!" خدا درباره اختلافاتشان قضات خواهدکرد. خدا چنين دروغگويان کافري را هدايت نمي کند.
هر مشرک يا بت پرستي در گرفتاريهايش به الهه هاي خود رجوع مي کند و متوسل مي شود تا از طريق واسطه گري و شفاعت آنها بتواند از گرفتاريها نجات يابد:
[46:28] فلولا نصرهم الذين اتخذوا من دون الله قربانا ءالهة بل ضلوا عنهم وذلک افکهم وماکانوا يفترون
پس چرا الهه هايي که جز خداوند و به جاي اوبراي خود ساخته بودند تا آنها را به خدا نزديک تر کنند، به آنها کمکي نکردند؟درعوض، آنها را طرد کردند. چنين بود خدايان دروغيني که آنها به حد پرستش رساندند؛چنين بود آيين تازه اي که از خود ساخته بودند.
خوب دقت کنيد که چگونه واژه "اولياء" در آيه اول جاي خود را با "قربانا آلهه" معبوداني که وسيله تقرب به حداوند هستند" در آيه دوم مي دهد .
آيا شما تا کنون افرادي را ديده ايد که براي برآورده شدن نيازشان به اولياء غير خداوند توسل کنند و از ايشان بخواهند تا باشفاعتشان نزد پروردگار آنها را ياري دهند؟ آيا توسل مردمان جاهل دور و ور خودتان راحتي به مساجد و اماکن مقدس شنيده ايد؟ ديده ايد پشت اتومبيلها مي نويسند " يا مسجدجمکران" ؟ ابلهانست اگر کسي تصور کند که نويسنده چنين مطلبي صرفاً از مسجد جمکران طلب برآورده شدن نياز مي کند و نيز احمقانه خواهد بود اگر تصور کنيم که يک بت پرست صرفاً از سنگ و چوب استعانت مي کند. همه اينها درواقع چشم به رحمت خداوند که هماناخالق آسمانها و زمين است ، دوخته اند. باور نمي کنيد؟ حتي آيات فوق را؟ چند آيه ديگر مي خواهيد تا باورتان بشود؟
آيا تصور کرديد تعداد بت پرستان هندويي که همه روزه از دست خدايان خود شفاء مي گيرند کمتر از شيعيان است؟! |
|
|
|
 |
| سالم |
|
| hady نوشته بود: |
به نام او که هرگز نمي ميرد
همه مشرکين براي تقرب به خداوند بود که به الهه هاي خود توسل مي کردند
يک مشرک يا بت پرست کسيست که به خداوند و خالق آسمانها و زمين اعتقاد دارد و اصلا هدف و مقصودش از توسل به الهه هاي ساختگي فقط و فقط نزديکي به خداوند است . او به بتهايي که براي خود ساخته توسل ميکند تا آنها – که در اصل مقربين درگاه الهي هستند و واسطه ها و شفعاي بين او و رحمن مي باشند - وي را به خدا نزديک کنند . او به تمناي برآورده شدن نيازش وساطت و شفاعت اين مقربين را طلب مي کند و از آنها همچون وسايلي براي رساند و نزديک کردن درخواستش به خداوند استفاده مي کند و طبيعيست که هرگاه از او سئوال کني چرا به اين اولياء والهه ها متوسل ميشود و بجاي خداوند به ايشان روي مي آورد ، خواهدگفت:
ما نعبدهم إلا ليقربونا إلى الله زلفى
[39:3] الا لله الدين الخالص والذيناتخذوا من دونه اولياء ما نعبدهم الا ليقربونا الى الله زلفى ان الله يحکم بينهم فيما هم فيه يختلفون ان الله لا يهدي من هو کذب کفار
دين مطلقا بايد تنها به خدا اختصاص داده شود. کساني که غير از او اوليايي قرار مي دهند،مي گويند: "ما آنها را معبود خود قرار داديم، فقط براي آنکه ما را به خدا نزديک ترکنند؛ زيرا آنها مقربند و مقام بهتري دارند!" خدا درباره اختلافاتشان قضات خواهدکرد. خدا چنين دروغگويان کافري را هدايت نمي کند.
هر مشرک يا بت پرستي در گرفتاريهايش به الهه هاي خود رجوع مي کند و متوسل مي شود تا از طريق واسطه گري و شفاعت آنها بتواند از گرفتاريها نجات يابد:
[46:28] فلولا نصرهم الذين اتخذوا من دون الله قربانا ءالهة بل ضلوا عنهم وذلک افکهم وماکانوا يفترون
پس چرا الهه هايي که جز خداوند و به جاي اوبراي خود ساخته بودند تا آنها را به خدا نزديک تر کنند، به آنها کمکي نکردند؟درعوض، آنها را طرد کردند. چنين بود خدايان دروغيني که آنها به حد پرستش رساندند؛چنين بود آيين تازه اي که از خود ساخته بودند.
خوب دقت کنيد که چگونه واژه "اولياء" در آيه اول جاي خود را با "قربانا آلهه" معبوداني که وسيله تقرب به حداوند هستند" در آيه دوم مي دهد .
آيا شما تا کنون افرادي را ديده ايد که براي برآورده شدن نيازشان به اولياء غير خداوند توسل کنند و از ايشان بخواهند تا باشفاعتشان نزد پروردگار آنها را ياري دهند؟ آيا توسل مردمان جاهل دور و ور خودتان راحتي به مساجد و اماکن مقدس شنيده ايد؟ ديده ايد پشت اتومبيلها مي نويسند " يا مسجدجمکران" ؟ ابلهانست اگر کسي تصور کند که نويسنده چنين مطلبي صرفاً از مسجد جمکران طلب برآورده شدن نياز مي کند و نيز احمقانه خواهد بود اگر تصور کنيم که يک بت پرست صرفاً از سنگ و چوب استعانت مي کند. همه اينها درواقع چشم به رحمت خداوند که هماناخالق آسمانها و زمين است ، دوخته اند. باور نمي کنيد؟ حتي آيات فوق را؟ چند آيه ديگر مي خواهيد تا باورتان بشود؟
آيا تصور کرديد تعداد بت پرستان هندويي که همه روزه از دست خدايان خود شفاء مي گيرند کمتر از شيعيان است؟! |
دوست عزيز!
ما شيعيان نيز عقيده داريم که همه امور بدست خداست! و جز به امر و فرمان او هيچ امري تحقق نمي يابد! و اتفاقا بهمين دليل است که از پيامبر (ص) يا امامان معصوم (ع) در نزد خدا طلب شفاعت مي کنيم و ايشان را وسيله قرار مي دهيم چون خداوند متعال چنين دستوري بما داده واين با بت پرستي تفاوت دارد ما خودمان آنها را براي شفاعت انتخاب نکرده ايم بلکه خداوند متعال آنها را برگزيده است!
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ [٥-٣٥]
اي کساني که ايمان آوردهايد پرهيزگاري پيشه کنيد و وسيلهاي براي تقرب به خدا انتخاب نمائيد و در راه او جهاد کنيد باشد که رستگار شويد.
﴿٣٥﴾
آيا طلب مغفرت از خدا به واسطه پيامبر (ص) و امامان معصوم(ع)صحيح نيست؟ و شرک است؟
وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَن يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللَّهِ وَصَلَوَاتِ الرَّسُولِ أَلَا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ [٩-٩٩]
گروه (ديگري) از عربهاي باديه نشين ايمان بخدا و روز رستاخيز دارند، و آنچه را انفاق ميکنند مايه تقرب نزد خدا، و دعاهاي پيامبر ميدانند، آگاه باشيد اينها مايه تقرب آنها است، خداوند به زودي آنانرا در رحمت خود وارد خواهد ساخت، چرا که خداوند آمرزنده و مهربان است.
﴿٩٩﴾
حتي خداوند متعال نيز اين حق ( طلب عفو کردن براي بندگان يا همان شفاعت) را براي پيامبر به رسميت مي شناسد!
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا کَانُوا مَعَهُ عَلَىٰ أَمْرٍ جَامِعٍ لَّمْ يَذْهَبُوا حَتَّىٰ يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَکَ أُولٰئِکَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ [٢٤-٦٢]
مؤ منان واقعي کساني هستند که ايمان به خدا و رسولش آوردهاند و هنگامي که در کار مهمي با او باشند بدون اجازه او بجائي نميروند، کساني که از تو اجازه ميگيرند آنها براستي ايمان به خدا و پيامبرش آوردهاند، در اين صورت هر گاه از تو براي بعضي از کارهاي مهم خود اجازه بخواهند، هر کس از آنها را ميخواهي (و صلاح ميبيني) اجازه ده، و براي آنها استغفار کن که خداوند غفور و رحيم است.
﴿٦٢﴾
حال سوال اينجاست ! پيامبري که حضورش مانع نزول بلاست
وَمَا کَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ [٨-٣٣]
ولي خداوند، تا تو در ميان آنها هستي آنها را مجازات نخواهد کرد، و (نيز) تا استغفار ميکنند خدا عذابشان نميکند.
﴿٣٣﴾
اگر براي مسلماني و يا مومني دعا کند آيا دعايش ( جز در مواردي که صريحا ذکر شده) نافع( حداقل) نخواهد بود
فراموش نکنيم که ايمان به پيامبر جزي از ايمان به خداست!
وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰ أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَىٰ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ [٩-٨٤]
بر هيچيک از آنها که بميرد نماز نخوان، و بر کنار قبرش (براي دعا و طلب آمرزش) نايست چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند، و در حالي که فاسق بودند از دنيا رفتند.
﴿٨٤﴾
به همين دلايل و البته دلايل ديگر است که ما در ادعيه خود مي گوييم
يا وجيه عندالله اشفع لنا عندالله
اي آبرومند در نزد خدا ما را در نزد خدا شفاعت کن |
|
|
|
 |
| احمدي نژاد |
|
برادر سالم !
قبلا هم همين آيات و آيات ديگر در جواب اين همين شخص گفته شده و نتيجه کار هم مشخص شده .
اين ها عادت دارند هراز چند گاهي مي آيند و همان مطالب قديمي خود را تکرار مي کنند بدون اينکه به سؤالهايي که از آنها پرسيده شده جواب بدهند . فکر مي کنند با تکرار زياد مي توانند مطالب خود را اثبات کنند . |
|
_________________ هموطن گرامي. در مصرف برق صرفه جويي نماييد .
|
|
 |
| sefid |
|
| احمدي نژاد نوشته بود: |
ببين سفيد . يا همون hady .
ديگه همه فهميدن که تو يک وهابي هستي . يک بار هم created_for_iran دهنت رو سرويس کرد . يکبار هم اکتيو . چندين بار هم جناب عبود .
تو اگر راست مي گي همون سؤالهاي قبلي رو جواب بده بعد بيا اظهار نظر کن . |
با سلام خدمت جناب احمدي نژاد(يه لحظه فکر کردم دارم با رئيس جمهور حرف ميزنم)
دوست عزيز هدف من از نوشتن اين نيست که خودم رو مطرح کنم تا همه بگن سفيد کارش درسته شايد يه جاهايي
شيطنت کردم ولي هدف اصلي من بحث توي يه محيط سالم هست بدون توهين ودلخوري.صحبت هاي من ودوستان
يه نظريه هست و هر کس به نظرش درست اومد ميتونه ازش پيروي کنه.پس لزومي نداره که اگر شما حرفي رو قبول نداري زبان توهين رو انتخاب کني. اونچه که مهمه اينه که افکار تحجر گونه ازبين بره تا انشاالله همه دوستان در زمره کساني قرار گيرند که سخن را ميشنوند و بهترين را پيروي ميکنند.
اما صحبتي با سالم عزيز
به نظر من خداوند از همه به ما نزديک تر است اوست که نداي ما را ميشنود و پاسخ ميدهد و همچنين او
شايسته ترين وجودي است که انسان ميتواند نياز هايش را با او درميان بگذارد و به او توکل کند او شايسته
توسل است.حال به نظر شما کساني که تنها خدا را ميخوانند و تنها او را شايسته توسل و کمک خواستن ميدانند
چگونه سرنوشتي دارند وضع آنها چطور است آيا بايد آنها را وهابي و پيرو ابن تيميه خطاب کرد؟ |
|
|
|
 |
| سالم |
|
| sefid نوشته بود: |
[quote
اما صحبتي با سالم عزيز
به نظر من خداوند از همه به ما نزديک تر است اوست که نداي ما را ميشنود و پاسخ ميدهد و همچنين او
شايسته ترين وجودي است که انسان ميتواند نياز هايش را با او درميان بگذارد و به او توکل کند او شايسته
توسل است.حال به نظر شما کساني که تنها خدا را ميخوانند و تنها او را شايسته توسل و کمک خواستن ميدانند
چگونه سرنوشتي دارند وضع آنها چطور است آيا بايد آنها را وهابي و پيرو ابن تيميه خطاب کرد؟ |
دوست عزيز!
ما چگونه بايد خدا را بشناسيم و چگونه بايد به تکاليفي که او برايمان وضع کرده عمل کنيم؟ اگر خداوند متعال راه کمال وسعادت انسان را در پيروي از تعاليم نبي مکرم اسلام ( آموزش معارف الهي به وسيله ايشان) قرار داده آيا ما نبايد از پيامبر تبعيت کنيم ؟
دستور صريح قران اين است
قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ [٣-٣١]
بگو: اگر خدا را دوست ميداريد، از من پيروي کنيد! تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد، و گناهانتان را ببخشد، و خدا آمرزنده مهربان است.
﴿٣١﴾
ما نيز در پي عمل به دستور شارع هستيم! فقط همين!
اما در مورد فقط خواندن خدا و عمل به دستورات او! بلاخره اين دستورات چگون بما بايد برسد؟ ايا خودمان دست بکار تشريح و توصف احکام و دستورات کتاب آسماني گرديم؟ يا همان گونه که قران دستور داده به پيامبر رجوع کنيم؟ما شيعيان بر عقيده دوم هستيم يعني کتاب خدا و پيامبر را از هم جدا نمي بينيم !
اگر به نظر شما اين عقيده غلط است ما را راهنمايي کن! |
|
|
|
 |
| hady |
|
| نقل قول: |
| يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ [٥-٣٥] |
با سلام
جناب سالم
وسيله ايي که در آيه بالا به آن اشاره فرموديد عبارت است از: ايمان و اعمال شايسته؛ نه واسطه قرار دادن و تکيه کردن بر کسي يا چيزي در طريق قرب الي اللّه!
تقوا ـ ايمان و اعمال شايسته ـ وسيلهاي که در آيه ذکر شده، تنها راه رستگاري است که خداوند در اختيار انسان و حتّي در دسترس او گذاشته تا بتواند خود را به وسيلة آن به خدا نزديک گرداند.
نکتة قابل توجّه که در اين آيه وجود دارد، اين است که خداوند ميفرمايد: «وسيله را بجوييد!»؛ نه آن که «وسيله را بخوانيد!!»؛ زيرا وسيلة تقرّب که خواندني نيست، آن گونه که برخي تصوّر کردهاند! اگر چنانچه انسان موجودي را به فرياد بخواند تا او را به خدا نزديک گرداند، آن موجود همانند خدا شده است. در صورتي که انسان هرگز موجودي جز خداي ـ سبحان ـ را که در همه جا باشد و مشرق و مغرب از آنِ او باشد، بر همه چيز احاطه داشته باشد و...نخواهديافت.
غالباً کساني که به غير خدا متوسّل ميشوند و آن کس را وسيلة بين خود و خدا قرار ميدهند، خيال ميکنند به صرف اينکه او در پيشگاه خدا، بندهاي مقرّب و آبرومند است، پس ميتواند او نيز مانند خدا، همه جا حاضر و ناظر و آگاه به همة امور غيبي و آشکار باشد، وقتي خوانده شود، جوابِ خوانندة خود را بدهد، و ميگويند: پس دست به دامن شدن او مباح است و هيچ ايرادي ندارد! و حال آن که آن موجود، هرگز صداي خوانندة خود را نميشنود تا کاري را برايش انجام دهد.
در اين آيه، همة مؤمنان ـ از شخص پيامبر گرفته که اوّلين مؤمن بوده تا تمام اولياء و بندگان صالح و برگزيدة خدا ـ را مورد خطاب قرار ميدهد. در صورتي که اگر چنانچه وسيله ـ به زعم متوسّلين به اشخاص ـ همين بندگان خاصّ خدا و افراد متّقي و پرهيزگار باشند، آنها خود نيز بايد ـ طبق آيه ـ به دنبال واسطه باشند؛ چون آنها نيز بايد براي نزديکي به خدا وسيلهاي را بجويند! بدين ترتيب، وسيله نميتواند خود ايشان باشد؛ چرا که آنان نيز بايد وسيله را بجويند. چنانچه قرآن کريم ميفرمايد:
[ قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلَا يَمْلِکُونَ کَشْفَ الضُّرِّ عَنْکُمْ وَ لَا تَحْوِيلًا أُولَـ'ئِکَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَي' رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَ يَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ يَخَافُونَ عَذَابَهُ ] ... [ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِينَ ] .
[ (اي پيامبر! به مشرکان) بگو: کساني را که به جز خدا (به هنگام بلا) به فرياد ميخوانيد، (خواهيد ديد که) نه توانايي دفع زيان و رفع بلا از شما را دارند و نه ميتوانند آن را دگرگون سازند (و ناخوشيها را به خوشيها و برعکس...تبديل کنند). آن کساني که به فرياد ميخوانند، هر کدام از آنان که از همه (به درگاه خدا) نزديکتر است، خود براي تقرّب به پروردگارشان، وسيله ميجويند و (با اين حال) آنها هم به رحمت خدا اميدوار و از عذاب او هراسناک هستند ] ... [ همانا کساني را که به غير از خدا به فرياد ميخوانيد، بندگاني مثل خودتان هستند. پس آنها را بخوانيد، اگر راست ميگوييد بايد به شما پاسخ دهند!] ...
هيچ کس و هيچ چيز، جز ايمان به خدا و اعمال شايسته براي رضايت و خوشنودي خدا، انسان را به او نزديک نميسازد و باعث رستگارياش نميشود:
[ وَ مَا أَمْوَالُکُمْ وَ لَا أَوْلَادُکُمْ بِاللَّتِي تُقَرِّبُکُمْ عِنْدَنَا زُلْفَي' إِلَّا مَنْ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَأُولَـ'ئِکَ لَهُمْ جَزَاءُ الضِّعْفِ بِمَا عَمِلُوا وَ هُمْ فِي الْغُرُفَات ءَامِنُونَ ] ... [ وَ مَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِنًا قَدْ عَمِلَ الصَّالِحَاتِ فَأُولَـ'ئِکَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَي' ] .
[ نه اموال و نه اولاد شما (و نه هيچ کس و هيچ چيز ديگري)، چيزهايي نيستند که شما را به ما نزديک و مقرّب سازند، بلکه کساني که ايمان بياورند و اعمال شايسته انجام دهند (مقرّب درگاه ما بوده) و در برابر اعمالي که انجام ميدهند، پاداش مضاعفي دارند و ايشان در طبقات بالا و برترين منازل (بهشت) در امن و امان به سر ميبرند ] ... [ و هر کس با ايمان و عمل نيکو و شايسته به پيش پروردگارش برود، چنين کساني داراي مراتب بالا و درجات والايي هستند ] ...
در پايان شما به عنوان نمونه حتي يک آيه از قرآن نمي يابيد که به توسل به مردگان را جايز بداند .
(20/النحل):
والذين يدعون من دون الله لا يخلقون شيءا وهم يخلقون
آنهايي را که در کنار خدا صدا ميکنيد، آنها هيچ چيزي خلق نکردهاند و آنها خود خلق شده اند.
(21/النحل):
أموت غير أحياء وما يشعرون أيان يبعثون
آنها مردهاند، نه زنده و آنها به برانگيخته شدن هيچ آگاهي ندارند. |
|
|
|
 |
| hady |
|
به نام خداوند بخشنده مهربان
شيطان را اطاعت نکنيد!
مرا اطاعت کنيد ؛ راه مستقيم همين است
در قرآن کريم ، واضح ترين چشم انداز از مفهوم حقيقي عبادت را ، آيات شماره 60 و 61 از سوره معظم يس به نمايش در مي آورند:
الم اعهد اليکم يبني ءادم ان لا تعبدوا الشيطن انه لکم عدو مبين
وان اعبدوني هذا صرط مستقيم
اي فرزندان آدم، آيا با شما عهد نبستم که شيطان را بندگي نکنيد؟ (ازدستورهاي شيطان پيروي نکنيد)، چونکه او دشمن آشکار شما است
و ( فقط) بندگي مرا بکنيد ( بنده و مطيع محض و بي چون و چراي دستورها و نظرهاي هيچکس جز من نباشيد)، راه راست اين است
اکثر قريب به اتفاق مفسريني که بنده تفاسيرشان را ديده ام ، در آيات فوق، تعبد را بصورت اطاعت امر و فرمانبرداري تفسير کرده اند.درواقع عبادت و اطاعت، بايکديگر واژگان بيگانه اي نيستند و تقريباً با هم مرادفند .دقيقاً به همين دليل است که ما گاهي مي گوييم عبادات قبول و گاهي به جاي آن از عبارت«طاعات قبول» استفاده مي کنيم. با اين وجود ، عبادت يک فرق اساسي با اطاعت دارد : عبادت استثنا پذير نيست و فقط مخصوص خداست و چون و چرا در آن وجود ندارد ولي اطاعت چنين نيست .
عدم اطاعت از احکام شيطان و گردن نهادن به فرمان خداوند همان طريقت مستقيم و عهدنامه بين الله و پدرمان آدم است که مانيز بعنوان فرزندان او ، ملزم به رعايت آن هستيم. اما آدم به اين عهدنامه پايبند نبود و آن را شکست و بجاي اطاعت از امر خداوند ، فرمان شيطان را گردن نهاد.
[20:115] ولقد عهدنا الى ءادم من قبل فنسي ولم نجد له عزما
پيش از اين، از آدم پيمان گرفته بوديم; اما او فراموش کرد; و عزم استوارى براى او نيافتيم!
و قرآن به ما مي آموزد که اکثر بني آدم نيز تا کنون به اين پيمان و عهد پايبند نبوده اند و به جاي پيروي و اطاعت از احکام خداوند ، احکام و فرامين شيطان را اجرا کرده اند.
[7:102] وما وجدنا لاکثرهم من عهد وان وجدنا اکثرهم لفسقين
ما اکثرشان را در عهدشان وفادار نيافتيم؛ ما اکثرشان را ستمکار يافتيم
عزيزان ؛ آگاه باشيد!
اصل و اساس شرک همين رها کردن کلام خداوند و پيروي از کلام غير مي باشد که در اصل از زبان شيطان خارج شده است. هرچه تعبد و تعهد شخص به کلام غير بيشتر باشد درجه شرک او بالاتر خواهد بود.
کساني که به صحاح سته ، بحار الانوار و امثالهم به چشم وحي الهي مي نگرند پيروان و مريدان درجه يک شيطان محسوب مي شوند و بجاي رزق طيب و حلال خداوند ، ميوه هاي منفور درخت شيطان را تناول مي کنند.
اينان قلاده تقليد و بندگي کساني را به گردن آويخته اند که در اصل ، خود عمله و خدمه شيطانند.
افسوس! امروز نيز مانند هميشه تاريخ ، عمله و خدمه شيطان ساکنين اصلي ارض مقدسند . بايد وارد اين قريه شد و فاسقين و فاسدين و جبارين را از آن بيرون کرد .
پشت سرتان را نگاه نکنيد!
هرچند که ورود به اين قريه خطرناک است ، اما خداوند با صابران و توکل کنندگان است. |
|
|
|
 |
| hady |
|
| سالم نوشته بود: |
[
دوست عزيز!
ما چگونه بايد خدا را بشناسيم و چگونه بايد به تکاليفي که او برايمان وضع کرده عمل کنيم؟ اگر خداوند متعال راه کمال وسعادت انسان را در پيروي از تعاليم نبي مکرم اسلام ( آموزش معارف الهي به وسيله ايشان) قرار داده آيا ما نبايد از پيامبر تبعيت کنيم ؟
دستور صريح قران اين است
قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ [٣-٣١]
بگو: اگر خدا را دوست ميداريد، از من پيروي کنيد! تا خدا (نيز) شما را دوست بدارد، و گناهانتان را ببخشد، و خدا آمرزنده مهربان است.
﴿٣١﴾
ما نيز در پي عمل به دستور شارع هستيم! فقط همين!
اما در مورد فقط خواندن خدا و عمل به دستورات او! بلاخره اين دستورات چگون بما بايد برسد؟ ايا خودمان دست بکار تشريح و توصف احکام و دستورات کتاب آسماني گرديم؟ يا همان گونه که قران دستور داده به پيامبر رجوع کنيم؟ما شيعيان بر عقيده دوم هستيم يعني کتاب خدا و پيامبر را از هم جدا نمي بينيم !
اگر به نظر شما اين عقيده غلط است ما را راهنمايي کن! |
با سلام
جناب سالم
همانطور که ميدانيد قرآن پيام خداست. اما مشرکان زمان پيامبر ميگفتند که اين را محمد ساخته است. در واقع اين نشان ميدهد که آنان رسول را با قرآن ميشناختند. همه حرفشان از پيام جديدي بود که او آورده بود. خدا که خودش پايين نيامده تا قرآن را به مردم ابلاغ کند. بلکه اين وظيفه بر عهده رسول است. در واقع اينکه خدا فرموده اطيعوالله و اطيعوالرسول به معناي دو اطاعت موازي نيست. زيرا که پيام رسول همان پيام خداست زيرا رسول وظيفه ديگري غير از آن ندارد.
اما شما بين پيام خدا و پيام رسول تفرقه انداخته ايد بطوريکه قرآن را به خدا و کتب حديث (مال دو قرن بعد) را به رسول نسبت داده ايد. به اين طريق خدا حرفي ميزند و رسول حرفي ديگر. خدا ميگويد فقط از من کمک بخواهيد اما رسول ميگويد از منم هم کمک بخواهيد.
مشرکان ميگفتند قرآن سحر و جادوي پيامبر است نميگفتند که حديث هاي او سحر و جادوست. نزديک به 332 جمله اساسي قرآن با قل شروع ميشود و خدا به پيامبر دستور ميدهد که اين را بگو و پيامبر محمد هم همانها را ميگفت و اينها بهترين جملاتي است که پيامبر ميتوانسته گفته باشه و پيروي از رسول يعني همين. يعني پيروي از قرآن.
اگر واقعا و الله وکيلي شما ميخواهيد از رسول پيروي کنيد من چندين سخن پيامبر در قرآن را که با قل شروع ميشود را ذکر ميکنم و شما از آن پيروي کنيد.
قُل لَا أَجِدُ فِي مَاأُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلَى طَاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَن يَکُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(145/الاَنعام)
بگو در آنچه بمن وحي شده حرامي بر خورنده آن نمي بينم. مگر اينکه گوشت حيوان مرده يا خون ريخته شده يا گوشت خوک باشد، چون آن پليد است. يا نافرماني خدا باشد که حيواني را بنامي غير نام خدا سر بريده باشند. کسي که ناچار شد، بدون علاقه مندي و زياده روي، از آن بخورد اشکالي ندارد. چون خدا آمرزنده مهربان است.
سوره قصص
قُلْ فَأْتُوا بِکِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن کُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿49﴾
بگو اگر راست ميگوئيد کتابي از طرف خدا بياوريد که از اين دو کتاب (تورات و قرآن) بهتر راهنمائي کند تا من از آن پيروي کنم.
آيا شما کتابي در دست داريد که مي تواند بهتر از کلام خدا ما را راهنمايي کند. اين همان دستور خداوند است که توسط رسولش بيان شده است که در ادامه خداوند مي فرمايد که اگر اين حرف را قبول نکردند پس بدان اينها از گفته دلخواه خودشان پيروي مي کنند نه از آيات و کلام پروردگارشان.
سوره قصص
فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿50﴾
اگر حرف تو را قبول نکردند، بدان که آنها از دلخواه خود پيروي ميکنند. چه کسي گمراه تر از کسي است که بدون هدايت الهي از دلخواه خود پيروي کند؟ خدا ستمکاران را هدايت نميکند. |
|
|
|
 |
| sefid |
|
اول از همه اين رو بگم که فرمان رسول بايد اطاعت شود.
همين طور که hady گفت خداوند قرآن را به صورت يه کتاب از آسمان نفرستاد در آن زمان
قرآن به صورت امروزي نبود يعني به صورت يه کتاب + يه رسول نبود رسول وحي الهي را
بر مردم ميخواند و چيزي جز وحي براي مردم بيان نميکرد و خودش هم فقط از قرآن پيروي ميکرد
سالم عزيز سراسر قرآن را که بگردي امر به اين شده که از قرآن پيروي کنيم و قرآن بهترين کلامي معرفي شده که ميتوان از آن پيروي کرد.
جاثيه6
تِلْکَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْکَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ
اين آيت هاي خداست که ميخوانيم آنها را برتو به راستي پس به کدام سخن بعد از خدا و آياتش ميگروند
آيا کلامي بهتر از قرآن داريد ؟ آيا رسول چيزي جز قرآن را به مردم گفته؟ آيا خداوند دو کتاب را فرستاده
که يکي مشخص بدون تحريف و ديگري نا معلوم و آکنده از تحريف و پليدي؟
محمد(ص)به واسطه پيروي از قرآن و هدايت خدا به چنين جايگاه رفيعي رسيد حال آنکه قبل از آن نه از
ايمان خبر داشت ونه از کتاب.
[18:1] الحمد لله الذي انزل على عبده الکتب ولم يجعل له عوجا
[18:1] ستايش خدا را که اين کتاب آسماني را بر بنده خود نازل کرد و آن را بدون نقص قرار داد
اين کتاب بدون نقص و کامل است و هيچ کتابي مکمل آن نيست پس مسلما کتبي که پر از دروغ
و نوشته دست بشر است نميتواند مکمل آن باشد.
ريسمان الهي همان قرآن است و اعتصام به اين ريسمان مانع تفرقه است.اگر ميبينيم امروزه فرقه هاي
گوناگون به وجود آمده فقط فقط به خاطر عدم تبعيت از قرآن است.
و در آخر
أفغير الله أبتغي حکما وهو الذي أنزل إليکم الکتابمفصلا |
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |