| نویسنده |
پیغام |
| hady |
|
« محكم و متشابه» آنگونه كه در ميان اصحاب فرق مشهور شده يكي از آن حربه هاي ناجوانمردانه ايست كه شيطان براي به كرسي نشاندن احكام خويش از آن استفاده هاي فراواني برده و مي برد.
او مي گويد در قرآن كريم آيات تاريكي وجود دارند كه پيروي از آنها باعث گمراهي و تباهي مي شود و چون تعداد اين آيات بسيار زياد مي باشند انسان نبايد شخصاً در قرآن تفكر نمايد و آيات الهي را تفسير به رأي كند كه گمراه خواهد شد بلكه بايد تابع رأي و نظر معصومين( همانهايي كه وحي درگوشي را دريافت مي كنند و خداوند كل قرآن را به آنها آموزش داده است!) باشند.
بدين ترتيب شيطان راه خود را به قرآن باز مي كند و آنقدر آيات الهي را با احاديث و روايات قلابي همين معصومين مي پوشاند كه چهره حق بسان آبي كه در زير خاشاك پنهان مي گردد پوشيده شود و سيماي باطل نمايان گردد.
به عنوان نمونه اي از آيات تلبيس شده قرآن كه شيطان چهره آن را دگر گون نموده و حكمش را به نفع خود تغيير داده مي توان به آيه شماره هفت سوره معظم آل عمران اشاره كرد كه اگر در زير هزاران حديث باطل مدفون نشده بود و مي شد چهره درخشانش را به مردم نشان داد حرفهاي نابي براي گفتن داشت. من نمي دانم در راه شناساندن حقيقت اين آيه عظيم و گوهر گرانبها تا چه حد موفق خواهم شد اما بر عمق فرو روي ريشه هاي تلبيسي كه مفهوم آن را دگرگون ساخته اند بخوبي واقف هستم و با وجود اينكه مي دانم آشكار سازس حقيقت آن كار بسيار دشواري است اما با استمداد از پروردگارم اين كار را شروع مي كنم .
ابتدا اجازه دهيد اشاره اي داشته باشيم به اصل آيه و ترجمه رايج آن :
[3:7] هو الذي انزل عليك الكتب منه ءايت محكمت هن ام الكتب واخر متشبهت فاما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشبه منه ابتغاء الفتنة وابتغاء تاويله وما يعلم تاويله الا الله والرسخون في العلم يقولون ءامنا به كل من عند ربنا وما يذكر الا اولوا الالبب
او كسي است كه كتاب را بر تو نازل كرد . كتابي كه بعضي از آياتش محكمند و اصل مي باشند و برخي ديگر متشابه. و اما آنها كه دلهايشان مريض است بدنبال متشابهات مي روند و از آنها تبعيت مي كنند تا فتنه بپا كنند و تأويلشان نمايند در حالي كه تأويل آنها را جز خدا و راسخون علم ديگر كسي نمي داند . آنها مي گويند به كل قرآن ايمان آورديم و همه آن از ناحيه پروردگارمان است و جز خردمندان كسي متذكر نمي شود.
ترجمه كه ملاحظه فرموديد تقريباً عمومي است و تنها اختلافي كه ترجمه ها با يكديگر دارند و به چشم مي آيد اين است كه بعضي از آنها واوي را كه در عبارت الا الله والرسخون آمده از نوع عاطفه دانسته و مطلب را اينگونه ترجمه كرده اند كه جز خداوند و راسخون علم(معصومين) كسي تأويل آيات را نمي داند و عده اي ديگر آن واو را از نوع استيناف در نظر گرفته و اين قسمت از آيه را چنين ترجمه كرده اند : تأويل آنها را غير از خدا كسي نمي داند و راسخون علم مي گويند به آن ايمان آورديم ...
ظاهر قضيه اين است كه در قرآن كريم دو دسته آيات يافت مي شوند كه دسته اي واضح و روشن بوده و مفهومشان بخوبي براي همگان قابل درك بوده و تبعيت از آنها بر عموم واجب است و دسته اي ديگر مبهم و مغلقند و جز خدا يا اطرافيانش كسي قادر به درك آنها نيست و نبايد اين قبيل آيات را تبعيت كرد يا حد اقل شخصاً نبايد دنبال آنها راه افتاد.
اما اين مطلب با بسياري از آيات قرآن درتضاد و تناقض است و نمي توان آنها را با هم جمع كرد و بينشان آشتي برقرار كرد. محال است از آيه مورد بحث چنين مفهومي مد نظر خداوند بوده باشد كه نتنها با ظاهر بعضي از آيات قرآن همخواني ندارد بلكه محور اصلي مطالب اين كتاب شريف را از بنيان بيرون مي آورد و انسجام آيات آن را همچون دانه هاي يك تسبيح كه نخش پاره شده ، از هم مي گسلد.
خداوندي كه در جاي جاي كتاب شريفش مي فرمايند :
[6:106] از آنچه كه از جانب پروردگارت بر تو وحي شده است، پيروي كن. جز او خدايي نيست و به مشركان اعتنا نكن.
[6:153]ين است راه من- راهي مستقيم. از آن پيروي كنيد و از راه هاي ديگر پيروي نكنيد، تا مبادا شما را از راه او منحرف سازند. اينها فرمان هاي اوست بر شما، باشد كه نجات يابيد.
[6:155] اين کتابي است مبارک که ما آن را نازل کرده ايم؛ از آن پيروي کنيد و زندگي پرهيزكارانه اي را در پيش گيريد. باشد که به رحمت دست يابيد.
[7:3] همه شما بايد از آنچه از جانب پروردگارتان براى شما نازل شده است، پيروى كنيد؛ از هيچ معبود ديگرى جز او پيروى نكنيد. شما به ندرت توجه مي كنيد.
خداوندي كه اين همه دارد امر به دنباله روي و تبعيت از آيات قرآن مي كند حالا چگونه ممكن است در يك آيه و فقط يك آيه به پيروانش امر كند كه بعضي از آياتش را دنباله روي نكنند؟!
چگونه ممكن است؟
ازميان بالغ بر شش هزار آيه قرآني آيا مي توان نمونه اي ديگر پيدا كرد كه چنين امر كند؟
چگونه ممكن است خداوندي كه آياتش را نور مي خواند:
[64:8] پس، به خدا و رسول او و به نوري که نازل کرده ايم، ايمان بياوريد. خدا از تمام اعمالتان کاملا آگاه است.
[7:157] كساني كه از رسول پيروى مي كنند، پيامبرى كه از اهل كتاب نبود (محمد)، كسى كه در تورات و انجيل خودشان نوشته شده است. او آنها را به پرهيزكارى تشويق مى كند، از پليدى باز مى دارد، همه غذاهاى خوب را حلال و چيزهاى بد را حرام مى كند و بار تكاليف سنگين و قيد و بندهايى را كه بر آنها تحميل شده بود، برمى دارد. كسانى كه به او ايمان آورند، به او احترام بگذارند، او را حمايت كنند و از نورى كه با او آمد، پيروى كنند، افرادى موفق هستند."
به ناگهان بعضي از آنها را تاريك و غير قابل شناخت معرفي كند؟
چگونه ممكن است؟
آيا ازميان بالغ بر شش هزار آيه قرآني مي توان نمونه اي ديگر پيدا كرد كه چنين بگويد؟
چگونه ممكن است خداوندي كه كتابش را :
مبين ، تفصيل كل شي ، تبيان كل شي ، فرقان و اين قبيل القاب خطاب مي كند حالا در يك آيه و فقط يك آيه نظرش برگردد و قسمتهايي از آن را غير مبين ، تاريك و مبهم بنامد؟!
چگونه ممكن است؟!
نه ، چنين چيزي امكان ندارد .
اين ميوه منحوس ، ثمره درخت خبيث شيطان است نه شجره طيبه الله.
اين برداشت شوم متعلق به آيات شيطاني است نه كلام الهي.
اين اختراع فرايند كثيف تلبيس است.
تلبيس ، تلبيس و با فرياد بلند مي گويم : تلبيس |
|
|
|
 |
| created_for_iran |
|
بله .
عقیده ماهم اینست که
به تحقيق آسان نموديم قرآن را براي پند گرفتن پس آيا هست هيچ پند گيرنده
مسلما هرکس قرآن را بخواند به شرط آنکه از گروه ختم الله علی قلوبهم نباشد پند می گیرد . ولی آیا استخراج احکام دین و استنباط آن هم برای همه ممکن است ؟ در کجای قرآن نوشته که باید چند رکعت نماز بخوانیم ؟ یک آیه بیاورید . (لطفا)
آیا جز اینست که از طریق علمای دین (فعلا کاری به مذهب ندارم) با نماز و احکام آن آشنا شده اید . البته شما که علمای دین را قبول ندارید. شاید هم با دهن بینی و نگاه کردن به رفتار پدران خود اینگونه نماز می خوانید .
واذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه آباءنا اولو کان آباوهم لا یعقلون شیئا ولا یهتدون
hady نوشته بود :
| نقل قول: |
« محكم و متشابه» آنگونه كه در ميان اصحاب فرق مشهور شده يكي از آن حربه هاي ناجوانمردانه ايست كه شيطان براي به كرسي نشاندن احكام خويش از آن استفاده هاي فراواني برده و مي برد.
او مي گويد در قرآن كريم آيات تاريكي وجود دارند كه پيروي از آنها باعث گمراهي و تباهي مي شود و چون تعداد اين آيات بسيار زياد مي باشند انسان نبايد شخصاً در قرآن تفكر نمايد و آيات الهي را تفسير به رأي كند كه گمراه خواهد شد بلكه بايد تابع رأي و نظر معصومين( همانهايي كه وحي درگوشي را دريافت مي كنند و خداوند كل قرآن را به آنها آموزش داده است!) باشند. |
یقینا کسی که آیات قرآن را تاریک خطاب کند شیطان است . ما نمی گوییم که این آیات تاریک هستند بلکه می گوییم این آیات واجد معانی بسیار والایی هستند که به عقل هر ..... نمی رسد . البته اگر کسی در راه آموختن دین گام بردارد و در آیات قرآن تدبر کند و از ((الراسخون فی العلم )) کمک بگیرد می تواند به معانی والای قرآن برسد .
وما ارسلنا قبلک الا رجالا نوحی الیهم فاسالوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون
hady نوشته بود :
| نقل قول: |
| عده اي ديگر آن واو را از نوع استيناف در نظر گرفته و اين قسمت از آيه را چنين ترجمه كرده اند : تأويل آنها را غير از خدا كسي نمي داند و راسخون علم مي گويند به آن ايمان آورديم ... |
این هم دلیل مستکم دیگری بر حرفهای بنده که فهم قرآن کار هر .... نیست .
فعلا کاری به اینکه آیا آنها که اینگونه ترجمه کرده اند با زبان عربی کمترین آشنایی داشته اند یاخیر نداریم ولی اگر قرار بود که تاویل بعضی آیات را فقط خدا بداند وبس دلیلی وجود نداشت که آنها را در قرآن بیاورد تا آنکه عده ای بخواهند با تمسک به آنها فتنه ایجاد کنند . مگر نه اینست که این کتاب برای هدایت مردم آمده است .
hady نوشته بود :
| نقل قول: |
خداوندي كه اين همه دارد امر به دنباله روي و تبعيت از آيات قرآن مي كند حالا چگونه ممكن است در يك آيه و فقط يك آيه
به پيروانش امر كند كه بعضي از آياتش را دنباله روي نكنند؟!
چگونه ممكن است؟
ازميان بالغ بر شش هزار آيه قرآني آيا مي توان نمونه اي ديگر پيدا كرد كه چنين امر كند؟ |
اولا: در کجای این آیه گفته که از آیات متشابه پیروی نکنید ؟ بروید تاویل آن را از ((الراسخون فی العلم )) و از ((اهل الذکر)) بپرسید و از همه آیات تبعیت کنید .
دوما: آیا نمی شود به یک آیه و فقط یک آیه استناد کرد ؟ آیا برای شما باید هزاران آیه آورده شود تا پند گیرید ؟
سوما : چه کسی گفته که فقط یک آیه است . شما که ادعا می کنید برای فهم قرآن نیازی به دیگران ندارید چگونه از آیات دیگر غافل مانده اید :
هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلو علیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین
لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلو علیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین
همانگونه که در این آیات می بینید علاوه بر تلاوت کتاب برای مردم تعلیم آن نیز بر عهده پیامبر گذاشته شده است . اگر قرآن به تنهایی برای مردم بس بود که نیازی به تعلیم آن از جانب پیامبر نبود آن هم در طول 23 سال زمان .
کما ارسلنا فیکم رسولا منکم یتلو علیکم آیاتنا ویزکیکم ویعلمکم الکتاب والحکمة ویعلمکم ما لم تکونوا تعلمون
براستی با فرستادن قرآن آیا ندانسته ای باقی می ماند که تعلیم آن به عهده پیامبر گذاشته شود ؟
| نقل قول: |
| اونا شفيع و ولي غير خدا ميگرفتند الا هم ما همين کار رو ميكنيم |
ما غیر خدا کسی را نمی پرستیم ولی شما چگونه شفاعت را انکار می کنید در حالی که قرآن خود آن را تایید نموده است :
این آیه که دیگه روی هر در و دیواری نوشته شده
الله لا اله الا هو الحی القیوم لا تاخذه سنة ولا نوم له ما فی السماوات وما فی الارض من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه یعلم ما بین ایدیهم وما خلفهم ولا یحیطون بشیء من علمه الا بما شاء وسع کرسیه السماوات والارض ولا یووده حفظهما وهو العلی العظیم
اینهم یکی دیگه :
یعلم ما بین ایدیهم وما خلفهم ولا یشفعون الا لمن ارتضی وهم من خشیته مشفقون
| نقل قول: |
| تلبيس ، تلبيس و با فرياد بلند مي گويم : تلبيس |
احتمالا موقع فریاد زدن دستهایتان را هم درون گوشهایتان گذاشته اید . همین است که ندای حق را نمی شنوید .
براستی انسان با انکار ((الراسخون فی العلم)) و فرار از حقایق تنها خود را از فهم آیات الهی محروم می کند . اگر شما شفاعة شافعین را نمی خواهید میل خودتان است . خوب نخواهید . ولی به ما هم گیر ندهید چون ما به اندازه کافی برای شما جواب داریم . |
|
|
|
 |
| sefid |
|
اولا اگر آيه اي از قرآن مياوريد آدرسش رو هم بديد ممنون ميشم.
| created_for_iran نوشته بود: |
بله .
عقیده ماهم اینست که
به تحقيق آسان نموديم قرآن را براي پند گرفتن پس آيا هست هيچ پند گيرنده
مسلما هرکس قرآن را بخواند به شرط آنکه از گروه ختم الله علی قلوبهم نباشد پند می گیرد . ولی آیا استخراج احکام دین و استنباط آن هم برای همه ممکن است ؟ در کجای قرآن نوشته که باید چند رکعت نماز بخوانیم ؟ یک آیه بیاورید . (لطفا) |
شما هم يک حديث بياوريد که طريقه خواندن نماز را گفته باشد.(لطفا)
چون نميخوام بحثمون متفرق بشه فعلا استخراج احکام رو بيخيال ميشم.
| created_for_iran نوشته بود: |
| آیا جز اینست که از طریق علمای دین (فعلا کاری به مذهب ندارم) با نماز و احکام آن آشنا شده اید . البته شما که علمای دین را قبول ندارید. شاید هم با دهن بینی و نگاه کردن به رفتار پدران خود اینگونه نماز می خوانید . |
خير بنده نه با پيروي از علما نماز ميخوانم و نه نماز را از پدرانم گرففتم.پس بيخودي چيزي را نسبت ندهيد
| created_for_iran نوشته بود: |
ما غیر خدا کسی را نمی پرستیم ولی شما چگونه شفاعت را انکار می کنید در حالی که قرآن خود آن را تایید نموده است :
این آیه که دیگه روی هر در و دیواری نوشته شده
الله لا اله الا هو الحی القیوم لا تاخذه سنة ولا نوم له ما فی السماوات وما فی الارض من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه یعلم ما بین ایدیهم وما خلفهم ولا یحیطون بشیء من علمه الا بما شاء وسع کرسیه السماوات والارض ولا یووده حفظهما وهو العلی العظیم
اینهم یکی دیگه :
یعلم ما بین ایدیهم وما خلفهم ولا یشفعون الا لمن ارتضی وهم من خشیته مشفقون |
عزيز دل خيلي تند ميري اولا بنده به هيچ وجه شفاعت را تکذيب نکردم و نگفتم که شفاعت نيست آياتي روهم که
آوردي رو قبول دارم اما کجاي اين آيات نوشته شفاعت رو از جز خدا طلب کنيد اگر به صحبتهاي بنده حقير توجه ميکرديد
بنده نگفتم شفاعت وجود ندارد بنده عرض کردم شفاعت خواستن از غير الله شرک است. شما يک آيه بيار که
بگه شفاعت رو از غير الله بخواهيد و من هم آياتي را مياورم که گرفتن شفيعي غير از الله را رد ميکند
در ضمن مشرکان زمان پيامبر هم خدا رو آفريدگار آسمانها و زمين ميدونستند و الله را به خدايي قبول داشتند
ولي از کسي غير او طلب ياري ميکردند .
در ضمن يه خواهش دارم اگر برات مقدور هست يه کي سريع تر جواب بده. |
|
|
|
 |
| sefid |
|
| sefid نوشته بود: |
در ضمن يه خواهش دارم اگر برات مقدور هست يه کمي سريع تر جواب بده. |
|
|
|
|
 |
| hady |
|
created_for_iran نوشته بود
| نقل قول: |
هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلو علیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین
لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلو علیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین
همانگونه که در این آیات می بینید علاوه بر تلاوت کتاب برای مردم تعلیم آن نیز بر عهده پیامبر گذاشته شده است . اگر قرآن به تنهایی برای مردم بس بود که نیازی به تعلیم آن از جانب پیامبر نبود آن هم در طول 23 سال زمان .
کما ارسلنا فیکم رسولا منکم یتلو علیکم آیاتنا ویزکیکم ویعلمکم الکتاب والحکمة ویعلمکم ما لم تکونوا تعلمون |
با عرض سلام
جناب created_for_iran
تا انجا که بنده متوجه شدم استنباط شما از آيات فوق اين است که رسول علاوه بر ابلاغ پيام پروردگار و برخلاف گفته او كه فرموده : «ما على الرسول الا البلغ والله يعلم ما تبدون وما تكتمون » وظيفه تزكيه كردن ، حكمت آموزي و تعليم كتاب را نيز به عهده داشته است. به عبارت ديگر ، از ديد شما رسول كسي است كه از همان ابتدا همه چيز به او گفته شده و تمامي معارف كتاب آسماني را در اختيارش قرار داده اند تا من بعد او شخصاً به تعليم و تربيت و تزكيه خلق الله بپردازد !
به چه دليل ؟ به اين دليل :
[62:2] هو الذي بعث في الامين رسولا منهم يتلوا عليهم ءايته ويزكيهم ويعلمهم الكتب والحكمة وان كانوا من قبل لفي ضلل مبين
اما در اين مطلب اشتباهي وجود دارد ، اشتباهي مشابه با آنچه در مورد « اطيعوا الله و اطيعوا الرسول » مرتكب مي شويد. شما در آنجا بين خدا و رسول فرق مي گذاريد و رسول را فطرتاً صاحب حكم مي دانيد و در اينجا نيز او را گنجينه علوم بي پايان الهي قلمداد مي كنيد و مسئول تزكيه و تعليم خلق الله تصورش مي كنيد و بدين ترتيب باز هم فعل خدا را به خودش و فعل رسول را نيز به خودش نسبت مي دهيد.
اما اين حقيقت ندارد ؛ شما در آياتي كه آورديد و آنهايي كه نياورديد كلمه « آيات » را نديد گرفتيد. در واقع هدايت و تزكيه بدست احدي غير از خداوند نيست و اگر به ظاهر مي بينيد كه رسول به تزكيه و تعليم امت خود مأمور شده ، بواسطه تلاوت آيات الهي بر ايشان است نه اينكه خود مخزن دانش آشكار و نهان خداوندي باشد.
رسول فقط و فقط يك وسيله است تا پيام خداوند را به گوش بندگانش برساند همانگونه كه باد مأمور است تا ابرها را به سوي بلد ميت گسيل دهد. اگرچه ظاهراً اين باد است كه ابرها را برمي گيرد و به سوي زمينهاي تشنه گسيلشان مي دارد اما درحقيقت اين خداوند است كه مي باراند و مي آشاماند نه كسي ديگر.
خداوند رسولش را نيز با فرستادن كتاب تعليم مي دهد و الا رسول قبل از دريافت آيات الهي چيزي براي گفتن ندارد :
[4:113] ولولا فضل الله عليك ورحمته لهمت طائفة منهم ان يضلوك وما يضلون الا انفسهم وما يضرونك من شيء وانزل الله عليك الكتب والحكمة وعلمك ما لم تكن تعلم وكان فضل الله عليك عظيما
وقتي تعليم و تزكيه بواسطه آيات الهي صورت مي پذيرد انگاه هيچ فرقي وجود نخواهد داشت كه ما اين امر را به خدا نسبت دهيم :
[2:239] فان خفتم فرجالا او ركبانا فاذا امنتم فاذكروا الله كما علمكم ما لم تكونوا تعلمون
يا به رسولش :
[2:151] كما ارسلنا فيكم رسولا منكم يتلوا عليكم ءايتنا ويزكيكم ويعلمكم الكتب والحكمة و يعلمكم ما لم تكونوا تعلمون
وقتي خداوند مالك جان و مال انسانهاست ، تفاوت نمي كند كه توفي انفس و گرفتن جان انسانها را به خداوند نسبت دهيم و يا رسولش.
در آيات زير چه كسي از ظلمت بيرون مي آورد و به سوي نور رهنمون مي شود ؟ خدا ؟ رسولش؟ يا كتابش؟ كداميك؟
[2:257] الله ولي الذين ءامنوا يخرجهم من الظلمت الى النور والذين كفروا اولياؤهم الطغوت يخرجونهم من النور الى الظلمت اولئك اصحب النار هم فيها خلدون
[65:11] رسولا يتلوا عليكم ءايت الله مبينت ليخرج الذين ءامنوا وعملوا الصلحت من الظلمت الى النور ومن يؤمن بالله ويعمل صلحا يدخله جنت تجري من تحتها الانهر خلدين فيها ابدا قد احسن الله له رزقا
[5:16] يهدي به الله من اتبع رضونه سبل السلم ويخرجهم من الظلمت الى النور باذنه ويهديهم الى صرط مستقيم |
|
|
|
 |
| hady |
|
created_for_iran نوشته بود
| نقل قول: |
| براستی انسان با انکار ((الراسخون فی العلم)) و فرار از حقایق تنها خود را از فهم آیات الهی محروم می کند . |
به نظر شما راسخون في العلم چه شخص يا اشخاصي هستند. لطف کنيد به صورت کامل توضيح دهيد. |
|
|
|
 |
| sefid |
|
پرستش مردگان به مفهوم راز و نياز با آنها و يا حمد و ستايش ايشان نمي باشد.
پرستش مردگان يعني اطاعت از اوامر انهاست كه از كتب حديث و روايت = عترت = سنت بيرون مي آيد. همين هاست كه كودكي سه ساله را كه معلوم نيست افسانه است يا حقيقت ، به همه كاره خداوند بر زمين مبدل مي سازد.
همين حدثست كه موجودي توهمي به اسم مهدي را خلق مي كند و همين صندوقچه احاديث و روايات است
كه قلاده به گردن مشتي از حيوان پستتر مي اندازد تا در انظار همگان وانمود كنند كه سگهاي رقيه هستند.
آيا آنها شرم نمي كنند كه نام موجودي به اين عزيزي(سگ) را برخود مي نهند ؟!
آيا نمي دانند كه اين عملشان حتي سگ را نيز شرمنده مي سازد؟
[25:44] آيا فكر مي كني اكثر آنها مي شنوند يا مي فهمند؟ آنها درست مانند حيوانات هستند؛ نه، آنها بسيار بدترند.
.
وقتي سردمداران مذهب از معنويت تهي مي شوند و از قرآن حرفي براي گفتن ندارند ، آنگاه براي حفظ منافع خود چاره اي جز فريب مردم كوچه و بازار نمي بينند . از خواننده و بازيگر و وزنه بردار گرفته تا مرده و مرده خور و مداح سوء استفاده مي كنند تا آيين پوشالي و طبل توخالي خود را در ورايش پنهان سازند.
از خداوندي كه ناظر بر اين اعمال كثيفتان است شرم نمي كنيد؟!
[9:34] اي کساني که ايمان آورده ايد، بسياري از رهبران مذهبي و واعظان، اموال مردم را به باطلمي خورند و آنها از راه خدا بازمي دارند. به آنان که طلا و نقره مي اندوزند و آن را در راه خدا خرج نمي کنند، عذابي دردناک را وعده بده.
اينجاست كه خداوند در قرآن شريفش از ما دعوت مي كند كه فقط خداي وحده(قرآن) را دنباله روي كنيم و مانند اقوام گذشته به دنبال اوهام و حرفهاي اين و آن نرويم . چرا كه بعداً همين اوهام چهره حقيقت به خود گرفته و مانند لايه غباري چهره كلام خداوند را مي پوشانند. آنگاه به جاي حكم خدا فرمان شيطان به اجرا در آمده و هدف شيطان كه همانا گوش ندادن به حرف خداست ، تحقق مي يابد.
اينجاست كه امت واحده قبل از تشكيل متلاشي شده و تعداد زيادي فرقه تحت نامهاي مختلف جايگزين آن مي شوند و پيروان هر فرقه اي در اينكه پيرو تنها فرقه ناجيه هستند هيچ شكي نداشته و تصور مي كنند كه اين تنها آناند كه مقبول خداوند بوده و بهشت فقط از آن ايشان است |
|
|
|
 |
| created_for_iran |
|
|
sefid و hady جان . ان شاءالله که نوشتن این مطالب باعث روشن شدن حقیقت شود . مطالب شما را خواندم و در حال تهیه جواب هستم . از آنجا که جواب باید کاملا مستند به آیات قرآن باشد لذا تهیه جواب مقداری طول می کشد . من فردی شاغل هستم و مسئولیتهایی به عهده دارم لذا سعی می کنم در سریعترین زمان ممکن جواب دهم ولی به ناچار این قدر طول می کشد . عذر می خواهم . |
|
|
|
 |
| sefid |
|
شايد اين آخرين مطلبي باشه كه درباره توسل و خواندن غير خدا مينويسم
اعراف 190 تا 197
1.فَلَمَّا آتَاهُمَا صَالِحاً جَعَلاَ لَهُ شُرَكَاء فِيمَا آتَاهُمَا فَتَعَالَى اللّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
2.أَيُشْرِكُونَ مَا لاَ يَخْلُقُ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ
3.وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًا وَلاَ أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ
4.وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ يَتَّبِعُوكُمْ سَوَاء عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَامِتُونَ
5.إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ
6.أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا قُلِ ادْعُواْ شُرَكَاءكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلاَ تُنظِرُونِ
7.إِنَّ وَلِيِّـيَ اللّهُ الَّذِي نَزَّلَ الْكِتَابَ وَهُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ
8.وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلآ أَنفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ
آيا شريک مي گردانيد آنچه را که نميتوانند آفريد چيزي را و آنها آفريده ميشوند و نميتوانند
ايشان را ياري کنند ونه خودشان را ياري مي توانند بکنند اگر بخوانيد ايشان را به سمت هدايت
پيروي نميکنند شما را يکسان است بر شما خواه بخوانيد ايشانرا يا نخوانيد همانا
آنان را که ميخوانيد از غير الله بندگانند مثل شما پس بخوانيد ايشانرا پس بايد اجابت کنند شما را
اگر هستيد راستگويان آيا براي ايشان پاهايي نيست که راه ميروند با آن يا ايشان دستهايي که
بگيرند وايشانرا است چشمهايي که ببينند و گوشهايي که بشنوند بگو بخوانيد آنها را ....
به در ستيکه ياور (ولي)من خدايي است که فرو فرستاد آن کتابرا به حق واوست که ياري
ميکند صالحان را و آنان که ميخوانند غير خدا را نميتوانند ياري کنند شما را ونه خودشان را
بابا ديگه از اين واضح تر ميشه؟ داره ميگه اينايي كه ميخونيد(محمد عيسي علي ...) اينا همه بنده هاي من
هستند آيا اونا هم مثل شما چشم و گوش و دست و پا ندارند.به ظرف من برگرديد كه تنها ولي من هستم.
نحل20و21
1. وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ
2.أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاء وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ
آنانرا را که ميخوانند از غير الله نميتوانند چيزي را بيا فرينند و آنها آفريده مي شوند مردگانند نه
زندگان و نميدانند که کي برانگيخته ميشوند
فاطر13و14
1.يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ اِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ
داخل ميکند شب را در روز ودر مياورد روز از شب ورام گردانييد ماه وآفتابرا که هر يک حرکت
ميکنند تا وقت معييني.آن است خدا که براي اوست پادشاهي و آنانرا که ميخوانيد از غير او
مالک نميباشند قطمير(ريشه سفيد هسته خرما)اگر بخوانيد ايشانرا نشنوند صداي شما را
و اگر بشنوند اجابت نکنند شما را و روز قيامت به شرک شما انکار ميآورند و شما را مثل يک آگاه خبر نميدهند
يادمه چند وقت پيش تو يه تيم ورزشي عضو بودم بازي كه ميخواست شروع بشه يكي از بچه ها
براي اينكه غلامي و ارادتش رو به اهل بيت به اثبات برسونه به بچه هاي تيم گفت كه يه يا حسين
مشتي بگن(به سبك تيم ملي) من و چند نفر ديگه زياد توجه نكرديم بعد از كلي اصرار از اون, من به اونا
گفتم حالا چي ميشه يه يا الله بگيم خلاصه به هر شكلي بود قبول كردند البنه اين دوست ما(محب اهل بيت)
با كلي اكراه و با نارضايتي تمام يه يا الله زوركي گفت و تموم شد.بعد از بازي طرف با دلخوري تمام
به من گفت چرا نيومدي يا حسين بگي همين جا بود كه ياد اين آيه افتادم
زمر45
وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ
و چون ذکر کرده شود نام خدا تنها در هم شود دلهاي آنان که ايمان نمياورند به آخرت و چون ذکر کرده شود آنان که از غير اويند آنگاه ايشان شاد شوند.
احقاف5
1.وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ
کيست گمراه تر از آنکه مي خواند غير خدا آن را که اجابت نميکند او را تا روز قيامت و آنها
از خواندنايشان بيخبرانند
جدي چه كسي از اين گمراهتر است كه آيات پروردگارش را افسانه پيشينيان ميداند آنها را غير قابل استفاده ميداند و به دنبال صندوقچه توخالي حديث ميرود كه چيزي جز تفرقه و گمراهي را پديد نمياورد.
آيا نديديد كه چه طور بتكده ها را در عراق تخريب كردند خوب اگر آنها قدرتي داشتند جلاويشان را ميگرفتند
جالب اينجا بود كه كسي دلش به حال مردم هلاك شده در آن حوادث نميسوخت و و فقط در سوگ الهانشان
بودند.
[46:28] فلولا نصرهم الذين اتخذوا من دون الله قربانا ءالهة بل ضلوا عنهم وذلك افكهم وماكانوا يفترون
پس چرا الهه هايي كه جز خداوند و به جاي اوبراي خود ساخته بودند تا آنها را به خدا نزديك تر كنند، به آنها كمكي نكردند؟درعوض، آنها را طرد كردند. چنين بود خدايان دروغيني كه آنها به حد پرستش رساندند؛چنين بود آيين تازه اي كه از خود ساخته بودند |
|
|
|
 |
| hady |
|
محکم و متشابه
در بحث پيشين نشان دادم امكان ندارد منظور خداوند از آيه شماره 7 سوره آل عمران مطابق با آنچيزي باشد كه در ترجمه ها و تفسيرهاي قرآني آمده و حتماً قضيه از قرار ديگري است. اما چه قراري؟
بالاخره خداوند از بيان آيه مذكور منظوري داشته كه بايد چيستي آن مشخص شود.
براي پي بردن به حقيقت اين منظور من دو راه را در پيش مي گيرم :
1- بررسي محيطي كه آيه در آن قرار گرفته
2- آناليز تك تك اجزاء آيه
از آنجا كه قرآن كتابي كاملاً به هم پيوسته و مفهوم آيات و سوره هاي آن تا حد زيادي در گرو يكديگر مي باشند ، به اعتقاد من از دو راه مطرح شده اولينشان بهترين راه براي درك واقعيتي مي باشد كه اين آيه مي خواهد بطور مختصر و فشرده آن را بازگو كند. هرچند كه لازم است اجزاء آيه نيز مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند تا مشخص شود كه مي توان از منظري متفاوت نيز به آن نگريست.
در ابتداي سوره معظم آل عمران دو آيه با دو مفهوم به ظاهر متفاوت خود نمايي مي كنند كه خود سرفصلي براي قسمت اعظم مطالب اين سوره مي باشند؛ يكي از آنها آيه شماره 7 است كه فعلاً مورد اصلي بحث ماست و ديگري آيه شماره 13 مي باشد كه ترجمه آن تقريباً چنين است:
در دو گروهي كه با يكديگر به جنگ برخاستند اندرزهايي براي شما وجود داشت ؛ گروهي در راه خدا مبارزه مي كرد و گروه ديگر كافر به خداوند و آيات الهي بود. در حالي كه گروه كافر دسته مؤمنين را در چشم خود دو برابر آنچه بودند مي ديدند و خداوند هركه را بخواهد با نصرت خويش تاييد مي كند و در اين آيت عبرتهايي براي بينايان وجود دارد.
شروع فصل مربوط به آيه 13 تقريباً از آيه 119 مي باشد و قبل از آن خداوند سبحان به طريقي زيبا و درخور تأمل به تشريح مفهوم آيه 7 مي پردازد. دوستان براي بررسي صحت آنچه من مي گويم كار زيادي نمي خواهند انجام دهند ، فقط كافي است قرآني بدست گيرند و چند صفحه اي را كه به سوره آل عمران اختصاص داده شده مرور نمايند.من دراينجا خلاصه مطلب را براي شما مي گويم و نكات كليدي آن را برجسته مي كنم و از تشريح تك تك آيات مي گذرم .
در فصل مربوط به آيه 7 ، اهل كتاب كه اعم از يهوديان و نصرانيان مي باشند كاملاً برجسته هستند و مطالب حول محاورات و محاجات بين آنها و مسلمين مي باشد. در اينجا خداوند سبحان به آنها اعلام مي كند كه دينش اسلام است و تمام انبياء الهي نيز آمده اند تا همين اسلام را تبليغ كنند و هيچ پيامبري ديني غير از اسلام را نياورده است. اما اهل كتاب زير بار نمي روند و هريك ادعا مي كنند حقيقت دين آن چيزي است كه نزد آنهاست و مرتب از زبان خداوند فرامي بافند و آن را به كتابهاي آسماني خود نسبت مي دهند. خداوند سبحان نيز حقيقت مطلب را براي پيامبر و مسلمين بيان مي كند و به آنها مي گويد اگر در اين امور با شما به محاجه برخاستند بگوييد ما تنها تسليم آن چيزي هستيم كه از جانب پروردگارمان نازل شده و به اهواء و سخنان باطل شما گرايش پيدا نخواهيم كرد.
خداوند از اهل كتاب مي خواهد بجاي گرايش به سخنان باطل احبار و رهبانشان( مبلغان مذهبي) به چيزي اعتصام كنند كه بين آنها مشترك است : اينكه حرف و حديث اين و آن را كنار بگذارند و فقط خدا را تعبد كنند و تسليم او شوند.
اما آنها نيز گوششان به اين حرفها بدهكار نبود و مرتب به سنتها و حرف و حديثهاي نادرستي احتجاج مي كردند كه به گمان خود ميراث پيامبر انشان بوده است. درست مثل كارهايي كه امروز مذهبيون انجام مي دهند و بجاي اعتصام به قرآن و بندگي خداوند ، عبد و پرستار مفتي ها و منبري ها شده اند و به خيال باطل خود دارند سنت پيامبرشان را پاس مي دارند.
آنها به ابراهيم مي باليدند و هريك او را از خود مي دانستند و اينها نيز به علي و عمر مي بالند و به وسيله آنها مي خواهند به يكديگر برتري جويند تا حس تكبر پليدشان ارضاء شود.
يكي از آيات برجسته اي كه در اين فصل از قرآن به چشم مي خورد آيه شماره 71 است كه كاملاً هم جهت و هم راستا با آيه 7 است. در اين آيه خداوند به اهل كتاب اعتراض مي كند كه چرا كلام حق( ما انزل الله) را با كلام باطل( سنت پيشينيان ) تلبيس مي كنند و مي پوشانند :
اي اهل كتاب! چرا حق را با باطل تلبيس مي كنيد و با اينكه مي دانيد ، كلام پروردگارتان را ( كه چيزي جز حق نيست) كتمان مي نماييد.
و اما برجسته ترين آيه اي كه در مسير به آن بر مي خوريم و يقيناً به نحوي تكرار و ترجمه آيه مورد بحث ما مي باشد ، آيه شماره 78 است كه چنين مي گويد :
[3:78] وان منهم لفريقا يلون السنتهم بالكتب لتحسبوه من الكتب وما هو من الكتب ويقولون هو من عند الله وما هو من عند الله ويقولون على الله الكذب وهم يعلمون
ديگر از اين واضح تر نمي شود!
خوب دقت كنيد كه اگر مفهومي را كه اين آيه در پي بيان آن است ، دريافت نماييد مفهوم آيه شماره هفت برايتان جا خواهد افتاد؛
آيه دارد مي گويد عده اي از اهل كتاب سخنان پوچ و بي اساس و تراشه هاي ذهني خود را بگونه اي تنظيم مي كنند كه شبيه به مطالب كتاب آسماني شود و شنونده گمان كند كه آن مطلب از آن كتاب است در حالي كه چنين نيست . آنها چيزي را كه مي گويند به خداوند نسبت مي دهند و ادعا دارند كه از جانب خداست در حالي كه خداوند اين ادعاي ايشان را تكذيب مي كند و دروغهاي ايشان را از جانب خود نمي داند. در اينجا از دوستان عزيزم تقاضا مي كنم حتماً مطلبي را كه در آدرس زير قرار دارد مطالعه فرمايند كه براي آنچه درپي خواهد آمد يسيار رهگشا خواهد بود :
http://www.ghadeer.org/site/thekr/tafsir/t_almizan/j3/alm00033.htm
اگر بدانيد شيطان با تلبيس اين آيه چه بلايي برسر ما آورده شايد موضوع برايتان جالب تر شود و با علاقه بيشتري آن را دنبال كنيد.
شيطان با تلبيس اين آيه و ازطريق عمله و خدمه اش( مفتي ها و ملاها) قرنها جمعيت كثيري را از تفكر در قرآن محروم كرد ه و به آنها چنين القاء نموده كه تفكر در قرآن حرام است چرا كه قرآن مطالبي دارد كه باعث گمراهي مي شوند و تأويل آنها را فقط خدا يا اولياء الهي( = شياطين) مي دانند و شخص بجاي تفكر در قرآن و تفسير به رأي آن بايد به حرف اين اولياء گوش فرا دهد و رأي آنها را بپذيرد!
حال بقيه اش را خودتان حدس بزنيد .... |
|
|
|
 |
| sefid |
|
تا حالا با خودمون فکر کرديم ببينيم اين الهاني که ساختيم چه فرقي با خدا دارن اصلا مگه فرقي
هم ميکنند.
خدا سميع و بصير است آنها هم همينطور بلکه دو صد بيشتر
خدا شايسته خواندن و پيروي آنها هم همينطور
خدا منزه از هر گونه ظلم و اشتباه آنها هم همينطور
خدا شفيع و ولي آنها هم همينطور
خدا عذاب کننده آنها هم به همين شکل
خدا ميبيند و ديده نميشود آنها هم همينطور
خدا شايسته تذکر و ياد آنها هم همينطور
الله صاحب روز جزا آنها هم همينطور
تازگي ها هم که ثواب زيارت مقبره معصومين از زيارت کعبه هم بيشتر شده
البته اين وسط فقط يه تفاوت کوچيک هست که خدا آسمان ها و زمين را آفريد که اين هم به خاطر محمد و اهل بيتش
هست. |
|
|
|
 |
| created_for_iran |
|
http://www.ghadeer.org/site/thekr/tafsir/t_almizan/j3/alm00002.htm
در لینک بالا توضیح کامل در باره آیات محکم و متشابه آمده است . در این توضیح از هیچ روایت ویا حدیثی استفاده نشده و تماما با استفاده از آیات قرآن و ادبیات عرب به توضیح مطلب پرداخته است .
به دلیل زیاد بودن نمی توانم در اینجا کپی کنم .
جناب سفید .
قطعا هرکس شفاعت را آن طور که شما معنا کرده اید معنا کند دچار شرک گشته است . البته شما فکر نکنید مطلب جدیدی پیدا کرده اید . این موضوع سابقه ای به اندازه تمام تاریخ بشریت دارد .
واذ قال الله یا عیسی ابن مریم اانت قلت للناس اتخذونی وامی الهین من دون الله قال سبحانک ما یکون لی ان اقول ما لیس لی بحق ان کنت قلته فقد علمته تعلم ما فی نفسی ولا اعلم ما فی نفسک انک انت علام الغیوب ﴿116﴾ ما قلت لهم الا ما امرتنی به ان اعبدوا الله ربی وربکم وکنت علیهم شهیدا ما دمت فیهم فلما توفیتنی کنت انت الرقیب علیهم وانت علی کل شیء شهید ﴿117﴾
و آنگاه که خداوند به عیسی بن مریم میگوید: «آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را بعنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او میگوید: «منزهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنی را گفته باشم، تو میدانی! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهی; و من از آنچه در ذات (پاک) توست، آگاه نیستم! بیقین تو از تمام اسرار و پنهانیها باخبری. (116) من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آنها نگفتم; (به آنها گفتم) خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانی که در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم; ولی هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی، تو خود مراقب آنها بودی; و تو بر هر چیز، گواهی! --- مائده (117)
اما شایسته نیست که فردی اهل مطالعه چون شما با دیدن رفتار عده ای که در آیه بالا بدان اشاره شده سایر معارف قرآنی مانند شفاعت را منکر شوید . بلکه بهتر است نظر قرآن را در مورد شفاعت از خود قرآن بپرسیم که ان شاءالله آن را هم برایتان نوشته و یا لینکش را می گذارم .
سفید نوشته بود :
| نقل قول: |
| خير بنده نه با پيروي از علما نماز ميخوانم و نه نماز را از پدرانم گرففتم.پس بيخودي چيزي را نسبت ندهيد |
بالاخره به ما نگفتید که احکام نماز را از کجا آورده اید ؟ من منتظرم .
آن مطلبی هم که هادی نوشته بود ربطی به آن آیات نداشت . |
|
|
|
 |
| sefid |
|
| created_for_iran نوشته بود: |
جناب سفید .
قطعا هرکس شفاعت را آن طور که شما معنا کرده اید معنا کند دچار شرک گشته است . البته شما فکر نکنید مطلب جدیدی پیدا کرده اید . این موضوع سابقه ای به اندازه تمام تاریخ بشریت دارد .
واذ قال الله یا عیسی ابن مریم اانت قلت للناس اتخذونی وامی الهین من دون الله قال سبحانک ما یکون لی ان اقول ما لیس لی بحق ان کنت قلته فقد علمته تعلم ما فی نفسی ولا اعلم ما فی نفسک انک انت علام الغیوب ﴿116﴾ ما قلت لهم الا ما امرتنی به ان اعبدوا الله ربی وربکم وکنت علیهم شهیدا ما دمت فیهم فلما توفیتنی کنت انت الرقیب علیهم وانت علی کل شیء شهید ﴿117﴾
و آنگاه که خداوند به عیسی بن مریم میگوید: «آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را بعنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او میگوید: «منزهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنی را گفته باشم، تو میدانی! تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهی; و من از آنچه در ذات (پاک) توست، آگاه نیستم! بیقین تو از تمام اسرار و پنهانیها باخبری. (116) من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آنها نگفتم; (به آنها گفتم) خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانی که در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم; ولی هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی، تو خود مراقب آنها بودی; و تو بر هر چیز، گواهی! --- مائده (117)
اما شایسته نیست که فردی اهل مطالعه چون شما با دیدن رفتار عده ای که در آیه بالا بدان اشاره شده سایر معارف قرآنی مانند شفاعت را منکر شوید . بلکه بهتر است نظر قرآن را در مورد شفاعت از خود قرآن بپرسیم که ان شاءالله آن را هم برایتان نوشته و یا لینکش را می گذارم . |
با سلام
اولا حرفات خيلي مبهم بود يه کم واضح تر منظورت رو بگو.من فعل شفاعت رو چطور معنا کردم؟
دوما اگر قرار باشد شما به صحبتهاي بنده حقير توجه نکنيد که نميشود اصلا شما نظر مرا درباره شفاعت خوانديد
کجا بنده منکر شفاعت شدم.توصيه ميکنم يه بار ديگه پست هاي قبلي من رو ببيني.
| created_for_iran نوشته بود: |
بالاخره به ما نگفتید که احکام نماز را از کجا آورده اید ؟ من منتظرم .
|
دوما فعلا اين رو مطرح نکنيد چون نميخوام بحث متفرق بشه |
|
|
|
 |
| hady |
|
بسم الله الرحمن الرحيم
أفغير الله أبتغي حکما وهو الذي أنزل إليکم الکتابمفصلا
با وجود مفصل بودن اين کتاب آيا باز هم بدنبالحکم غير خدا هستيد؟
آيا هنوز هم به چشمان خود اعتماد نداريد و غير خدا را همصاحب حکم مي دانيد؟
برادران و خواهران ، باور کنيد مانيز مانند اقوام گذشته فريبشيطان را خورده و با پيروي از اولياي ساخته دست شيطان از راه راست منحرف شده ايم وفراموش کرده ايم که راه راست تنها و تنها تعبد حکم خداست. هر روز چندين بار زبانمانرا در دهان مي چرخانيم که : اياک نعبد (تنها تورا تبعيت و فرمانبرداري مي کنيم (اما بازهم دنبال حکم اولياء ساختگي شيطان هستيم چون او مرتب در گوش ما مي خواند کهاينها آل الله هستند و همه کاره او بر روي زمين . عزيزان اين بندگان خوب و مخلص خداديگر بين ما نيستند و اصلاً نمي دانند که ما داريم به اسم آنها شيطان را پيروي ميکنيم:
[25:17] ويوم يحشرهم وما يعبدون من دون الله فيقول ءانتم اضللتمعبادي هؤلاء ام هم ضلوا السبيل
[25:18] قالوا سبحنک ما کان ينبغي لنا ان نتخذ من دونک مناولياء ولکن متعتهم وءاباءهم حتى نسوا الذکر وکانوا قومابورا
عزيزان ؛ به چشمان خود اعتماد کنيد ، چيزهايي که به شما گفته شدهاست اکثراً از قوطي عطاري بيرون آمده اند پس زود آنها را به قوطي باز گردانيد ومحکم درش راببنديد. اين کلام واقعي خداوند است که دارد شما را مخاطب قرار مي دهد .آيا به حرف خدا اطمينان نداريد؟ آيا واضح تر از اين ديگر مي شود چيزي راگفت؟!
اين آيات دارند مي گويند در روز قيامت وقتي ما را بامعبودانمان(آنهايي که به خيال خودمان تبعيت مي کرديم يعني همان اولياءالله) محشورمي کنند به آنها خطاب مي شود که آيا شما اين بندگان مرا گمراه کرديد وآنها در پاسخمي گويند پروردگارا تو پاک و منزهي (اينها را نمي دانيم) اما ما سزاوار نمي دانستيمکسي را بجز تو اولياء بگيريم ( چرا که به هيچ حکمي بجز حکم تو پايبندنبوديم).
[7:3] اتبعوا ما انزل اليکم من ربکم ولاتتبعوا من دونه اولياء قليلا ما تذکرون
آهاي برادران ، آهاي خواهران ؛ آيا صداي اعتراض پروردگارتان را ميشنويد . چرا توجه نمي کنيد؟! چرا باز بدنبال حکم شيطان هستيد که از حنجره ساختگياولياءالله بيرون آمده است؟ مگر آنچه از طرف خدا نازل شده بصورت کتاب نيست؟ مگر اينکتاب در تک تک خانه هاي شما پيدا نمي شود؟
[45:6] تلک ءايت الله نتلوها عليک بالحق فبايحديث بعد الله وءايته يؤمنون
اگر به کلام حق و حقيقت خدا ايمان نداريد و اطمينان نداريد پس بعداز اين به کدامين حديث ايمان خواهيد آورد؟
[10:28] ويوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين اشرکوا مکانکم انتموشرکاؤکم فزيلنا بينهم وقال شرکاؤهم ما کنتم اياناتعبدون
[10:29] فکفى بالله شهيدا بيننا وبينکم ان کنا عن عبادتکملغفلين
روزي که همه آنان را احضار کنيم، به کساني که شرک ورزيدند، خواهيمگفت: "ما شما را همراه با کساني که بت کرده بوديد، احضار کرده ايم." و آنان را بايکديگر روبرو خواهيم کرد، و کساني که بت شده بودند به آنها خواهند گفت: "ما هيچ خبرنداشتيم که شما ما را معبود خود قرار داديد.
خدا به عنوان شاهد ميان ما و شما کافي است، که ما از تعبد شما درمورد خود به کلي بي خبر بوديم
اين بندگان مخلص خداوند اصلاً اطلاع ندارند که ما ايشان را بتساخته ايم و داريم تعبدشان مي کنيم در حالي که حتي خود نيز اطلاع نداريم که در واقعاين شيطان است که تبعيت مي شود نه آنها. تنها دين خالص از آن خداست ، آن دين خالصيکه از آيات شيطاني قاطي آن نشده باشد ولي متأسفانه اکثر ما به بهانه هاي خيالي اينرا فراموش مي کنيم و باز به دنبال حرف غير خدا هستيم و اگر به ما گفته شود که چرابه جاي خدا اولياء انتخاب کرده ايد و آنها را تعبد مي کنيد دقيقاً به همان دليلاسلافمان استدلال خواهيم کرد:
[39:3] الا لله الدين الخالص والذين اتخذوامن دونه اولياء ما نعبدهم الا ليقربونا الى الله زلفى ان الله يحکم بينهم في ما همفيه يختلفون ان الله لا يهدي من هو کذب کفار
عزيزان شمارا به خدا اين سوره معظم انعام را بارها و بارها وبارها بخوانيد . نه اينکه ختم آن ثواب ختم قرآن را دارد و نه اينکه اگر آن راخوانديد هفتاد هزار ملک با هفتاد هزار طبق از نو ر برايتان چنين و چنان مي گنند .نه، منظور من هيچ يک از اينها نيست . اگر اين سوره را چندين باربا دقت بخوانيم و از قوطي عطاري هم استفاده نکنيم بسته به اينکه خداوند به کداممانتوجه مي کند ، حتماً و حتماً رستگار خواهيم شد. |
|
|
|
 |
| اکتيو |
|
اين همه آيه از قرآن و ساده فهم بودن و قابل استناد بودنش ذکر کردي که بگي آيه "والراسخون في العلم" آيه شيطانيه؟
خوب همون اول بگو قرآن تحريف شده، ما تکليف خودمون رو بدونيم.
حالا اگه قرآن تحريف شده، از کجا معلوم شما داري به قسمتاي درستش استناد ميکني؟ |
|
_________________ علي يارت
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |