صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2272
اعتبار کسب شده: 4505
جنسيت: زن
ارسال سه‌شنبه 28 فروردين 1386، ساعت 13:38
 1 سال و 3 ماه پيش
#1
 
با اين که به سختي حرف ميزد اما به زنش گفت قول بده بهم وفادار ميموني و وقتي زنش با گريه گفت چشم ,چشمانش رو براي هميشه بست.

_________________
چي بگم از بخت سوختهء خودم Whistle
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
عاشق تنهاآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 06 ارديبهشت 1386
مجموع ارسالها: 249
اعتبار کسب شده: 309
محل سکونت: سرزمين تاريکي
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 07 ارديبهشت 1386، ساعت 13:23
 1 سال و 2 ماه پيش
#2
 
داستان من چند خطيه:
مي گن يه پسر عاشق يه دختر نا بينا بوده دختر بهش مي گه كاش يه چشم بود كه پيوند مي دادم و مي تونستم ببينم.
پسر دو تا چشم براي دختر نابينا پيدا مي كنه .دختر وقتي بينائي خودش را بدست مي آره مي بينه پسره نابيناست بهش مي گه: من دوست كور نمي خوام.
پسرك عاشق سرش پايين مي ندازه و مي ره در حال رفتن بر مي گرده و به دختر كه ديگه بينا شده بود مي گه:
فقط مواظب چشمام باش.

_________________
غم تنهايي اسيرت مي كنه
تا بياي بجنبي پيرت مي كنه
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
حامدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 08 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 1233
اعتبار کسب شده: 1448
محل سکونت: خوشا شيراز و وصف بي مثالش
سن: 22
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 08 ارديبهشت 1386، ساعت 14:57
 1 سال و 2 ماه پيش
#3
 
تکراري بود! Mr. Green

_________________
دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2272
اعتبار کسب شده: 4505
جنسيت: زن
ارسال شنبه 08 ارديبهشت 1386، ساعت 17:18
 1 سال و 2 ماه پيش
#4
 
مجتبي جان مرسي داستان قشنگي بود. براي 10 بار شنيدن هم ارزش داشت.
حامد جان مجتبي تازه عضو شده., اينقدر نمي خواد بهش خوش آمد بگي. Anxious

_________________
چي بگم از بخت سوختهء خودم Whistle
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
شازده کوچولوآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385
مجموع ارسالها: 976
اعتبار کسب شده: 6357
محل سکونت: هيدالو
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 08 ارديبهشت 1386، ساعت 20:44
 1 سال و 2 ماه پيش
#5
 
این داستان از خودم نیست اون رو توی مجله "اطلاعات علمی" خوندم:

مرد فضایی گفت: من از سیاره‌ای به نام زمین آمده‌ام.

_________________
نکند من هم يک خرده به آدم بزرگ‌ها رفته‌ام؟ «بايد پير شده باشم».
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سن‌تگزوپه‌ري)
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است داستانهاي خيلي کوتاه
4
پاسخها: 263 بیننده: 8573 نویسنده: mhaji
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است داستانهاي طنز
1
پاسخها: 28 بیننده: 668 نویسنده: hadi
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است چند خطي به همه
1
پاسخها: 2 بیننده: 149 نویسنده: sedayedel
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است داستانهاي كتاب فارسي دبستان
1
پاسخها: 1 بیننده: 185 نویسنده: Mini

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: