| نویسنده |
پیغام |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 15 آذر 1382، ساعت 8:55 |
|
 |
4 سال و 12 ماه پيش |
|
#1
|
| |
عجب باروني مياد! خدا رو شکر. ايشالله همين جوري ادامه پيدا کنه.
بيا تا بارون باشيم
تا که از غبار غم پاک کنيم دلها رو
تا که از عاطفه سيراب کنيم گلها رو
تا مثل رنگين کمونها
موقع رفتن بارون
توي آسمون دلها
بمونن خاطره هامون
بعضيها روزهاي باروني رو خيلي دوست دارن. يکي مي گفت روزهاي باروني، روز عاشقها و ديوونه هاست! بعضيها هم ميگن روزهاي باروني دلگيره. نظر شما چيه؟ |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
Ramtin  سال صفري!
تاريخ عضويت: سهشنبه 20 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 35 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز يو ، البته متولد و بزرگ شده اصفهان و صد البته اصليتا" کرما ني !!! جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 15 آذر 1382، ساعت 12:26 |
|
 |
4 سال و 12 ماه پيش |
|
#2
|
| |
باز باران با ترانه ...
بچه که بودم وقتي اين شعرو مي خونديم ، خيلي حال مي کردم. به نظر من بارون يکي از زيبا ترين پديده هاي طبيعته و در عين حال براي من نه تنها دل گير نيست ، خيلي هم دل باز کن ( دل گير =! ) است.
ما هم خدا رو شکر مي کنيم. |
|
_________________ ... By the time, this night is over
قربون شما ، رامتين
|
|
|
|
|
 |
harvard  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382 مجموع ارسالها: 1595 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!! جنسيت: مرد |
 |
شنبه 15 آذر 1382، ساعت 12:28 |
|
 |
4 سال و 12 ماه پيش |
|
#3
|
| |
منو ميگي که از همه بيشتر روز منه چون هم عاشقم و هم ديوانه
البته عشقو با تعريفي که خودم ازش دارم ميدانم
من به هرعاشق تريني عاشقم راه و رسم عاشقي را عاشقم
من به هر جا بنگرم عاشق شوم چون که محو رقص محبوبم شوم
جلوه هاي حق تجلي ميکند بر دلم عشقش خدايي ميکند...
بقيه شعرمو نمينوييسم فقط ميخواستم که بگم:
عشق اگر عشق است بايد در زمين غوغا کند جمله مستان و خوشان را سر خوش و شيدا کند
شور و شر بر پا کند شاهان به سودا افکند محشري از خون گرم عاشقان بر پا کند |
|
|
|
|
|
|
 |
اهورا  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 آبان 1382 مجموع ارسالها: 480 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: تهران جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 15 آذر 1382، ساعت 20:48 |
|
 |
4 سال و 12 ماه پيش |
|
#4
|
| |
"harward" شعر قشنگي نوشته ايد. من که لذت بردم .
حسي که موقع بارون به آدم دست ميده خيلي قشنگه . يادمه که در تاپيک "رودخانه خشک" هم "harward" از لحظه هاي بارونيش تعريف مي کرد .
ميدونين بچه ها براي من قطرات بارون از اين نظر مقدسند که همين الان آيه "کن فيکون" بر اونها خونده شده . در هر قطره اي آيه اي از آيات خدا نهفته است که بايد چشمامون رو باز کنيم تا ببينيم . اينها هرکدوم يه نشونه اند ، يه شاهدند ، نذاريم الکي از دستمون برند. همينکه يه قطره ميوفته پايين يعني که بابا کلت رو بالا کن ببين اون بالاها چه خبره !!! فکر نکن هرچي که هست همينه که تو زمين مي بيني ، نه خيلي چيزها هست که تو نديدي ، خيلي چيزا هست که تو نميدوني . اصلا شايد تو واسه اون جاها خلق شده باشي و اينجا که اومدي حواست پرت شده باشه ، يادت رفته باشه ميخواستي چيکار کني ، ميخواستي کجا بري.
اينها هرکدوم يه نشونه اند ، يه شاهدند ، نذاريم الکي از دستمون برند... |
|
_________________ روزی تو خواهی آمد از كوچه های باران
تا از دلـــــــم بشویی غمهای روزگـــــاران
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 17 آذر 1382، ساعت 12:45 |
|
 |
4 سال و 12 ماه پيش |
|
#5
|
| |
| غريب آشنا نوشته بود: |
عجب باروني مياد! خدا رو شکر. ايشالله همين جوري ادامه پيدا کنه.
بيا تا بارون باشيم
تا که از غبار غم پاک کنيم دلها رو
تا که از عاطفه سيراب کنيم گلها رو
تا مثل رنگين کمونها
موقع رفتن بارون
توي آسمون دلها
بمونن خاطره هامون
بعضيها روزهاي باروني رو خيلي دوست دارن. يکي مي گفت روزهاي باروني، روز عاشقها و ديوونه هاست! بعضيها هم ميگن روزهاي باروني دلگيره. نظر شما چيه؟ |
لطفا از اين گروه جلف که شبه پسر هاش آبروي هر چي مَرده بردن، اينجا برده نشه که ممکنه کم کم تالار خلوت بشه. اين مخالفت با آزادي بيان نيست، بلکه اصالت دادن به هنر و ارزشهاي انسانيست از راه مبارزه با کساني که آنها را لوث کرده اند.
با تشکر |
|
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 17 آذر 1382، ساعت 12:48 |
|
 |
4 سال و 12 ماه پيش |
|
#6
|
| |
| غريب آشنا نوشته بود: |
عجب باروني مياد! خدا رو شکر. ايشالله همين جوري ادامه پيدا کنه.
بيا تا بارون باشيم
تا که از غبار غم پاک کنيم دلها رو
تا که از عاطفه سيراب کنيم گلها رو
تا مثل رنگين کمونها
موقع رفتن بارون
توي آسمون دلها
بمونن خاطره هامون
بعضيها روزهاي باروني رو خيلي دوست دارن. يکي مي گفت روزهاي باروني، روز عاشقها و ديوونه هاست! بعضيها هم ميگن روزهاي باروني دلگيره. نظر شما چيه؟ |
لطفا از اين گروه جلف که شبه پسر هاش آبروي هر چي مَرده بردن، اينجا اسمي برده نشه که ممکنه کم کم تالار خلوت بشه. اين مخالفت با آزادي بيان نيست، بلکه اصالت دادن به هنر و ارزشهاي انسانيست از راه مبارزه با کساني که آنها را لوث کرده اند.
با تشکر |
|
|
|
|
|
|
 |
اهورا  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 آبان 1382 مجموع ارسالها: 480 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: تهران جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 17 آذر 1382، ساعت 16:15 |
|
 |
4 سال و 12 ماه پيش |
|
#7
|
| |
|
عبود جان حرفت درسته. حالا چرا دوتا دوتا پست مي کني!!!؟ |
|
_________________ روزی تو خواهی آمد از كوچه های باران
تا از دلـــــــم بشویی غمهای روزگـــــاران
|
|
|
|
|
 |
|
|