| نویسنده |
پیغام |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3173 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 24 فروردين 1386، ساعت 19:29 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#1
|
| |
ذکر مصي مصری، رحمهاالله:
آن متخصص در هدايت زندگي به راه راست, آن نقل اقوال اهل درد، استاد مخفي, مصي مصری، رحمهاالله, نقل است که گفت: حق-تعالی- مرا دو هزار دامن کوتاه مشکي حاضر کرد و در هر بازاری، بلوز قرمز جيگري و يه کيف و کفش که با اينا ست بشه بر من عرضه کرد. من قبول نکردم. به آخر مرا گفت:«ای مصي چه میخواهی؟» گفتم: « دوست پسر عاشق، روان شناس، التيام دهنده، سازمان دهنده و گرداننده، بسيار تميز و نظيف، صميمي و مهربان، دل نازک و دل رحم، زن دوست، ورزشکار، بامزه، خلاق، نيرومند، فهيم و با شعور، بردبار، محتاط و دور انديش، خوش سليقه، خوش لباس، بلند همت، توانا و لايق، دلير و بي باک ، مصمم، امين و احساساتي. » طنین صدای $@ &#! حق-تعالی- سقف بلند بازار را به صدا درآورد....
و نقل است که یوسفبنالحسین از او رسید - رحمهماالله - که « با که صحبت داریم؟ » گفت: « دخترها مارمولك تر از اين هستن كه شما پسرا بخواين بشناسينشون» گفت: « مرا وصیتی کن. » لحظهای تامل کرد و سپس پاسخ داد: « يه عمره داريم در مورد بودن عشق پاک بحث مي کنيم و به هيچ نتيجه اي هم نمي رسيم.» آنگه هرکسی از اهل آن مقام "محرم رازی با دامن کوتاه" جویان شدند و حق -تعالی- سیصد شصت لطیفه انس به نحو احسنت اترکتيو در میانشان فرستاد و فرمانها بداد، تا تن در نماز شد، دل در محبت پیوست، جان به قربت رسید و سرّ به وصلت قرار گرفت....
|
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
Bayas Gool  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 2169 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Tehran جنسيت: زن |
 |
شنبه 25 فروردين 1386، ساعت 11:24 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#2
|
| |
اما در كتبي ديگر بدين صورت نقل است كه :
مصي رامشگري آوازه خوان و زيباروي بوده كه در زمان حكم فرمائي اميد السلطنه كه حكيمي عاقل در تضاد با عشق ، مي زيسته كه عرصه را براي بانوان لطيف تنگ مي نمودي و دستور بر تمسخر اين لطيفان صادر نمودي و بسي گفتندي:زندگي در والت ديسني به صورت رمانتيك بر بانوان حرام است
و چنين شد كه پورمصي براي يافتن دوست پسري صادق و بي ريا آواره شد ، تبديل به پري دريائي شد و در اقيانوس مسكن گرفت و در ني لبك كوچك دلش آرام آرام نواخت و يك بار و براي هميشه عاشق شد
در تاريخ عشق و دلدادگي كمتر كسي به مقام مصي رسيد شايد بتوان عشق ليلي را به عشق مصي شبيه دانست اما در سيمايي ديگر
وقتي در دوزخ زندان اميد مي سوخت گفت : اميدا جرمي نداشتم جز آن كه عاشق بودم
و مصي با عشق ، به تشويق سيما الملوك بسطامي كه بر حركات دايره وار تاكيد فراوان داشت، رقص عارفانه مي كرد و به بزم عارفان رونق مي داد و آنها را به سماع و دست افشاني و پاي كوپي و شورش عليه اميد و جملات That' s Normal و Take it easy دعوت مي كرد
روزي در ميان تالار به پاخواست و رو به روي خشكه مقدسان و زاهدان و فقيهان دربار اميد السلطنه ايستاده فرياد زد: ما لطيفان تالار ماهي درياي عشقيم ، در عشق زاده مي شويم ،در عشق مي باليم و در عشق مي ميريم
او تا دم مرگ طعم گس عشق را همواره در دهان داشت و تنها جرمش زن بودن و عاشق بودن ،بودندي...
پي اس:
خودم يه پا تذكره نويس بودم خبر نداشتم |
_________________ ياد آور اين باشيم که عشق معجزه مي کند 
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3369 اعتبار کسب شده: 3732 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 28 فروردين 1386، ساعت 5:29 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#3
|
| |
آه, ای نوادگان شيوخ بسطامی, ای بسطامی زادگان
چنين گفتندی, نقال شکر گفتار و شيرين سخن, در کتاب تذکرت الا وليا با ه قلنبه که دو تا نقطه بايد بالايش بودندی تا "ت "خوانده شوندی و من فونتش را نداشتندی
که طوطی شيرين گفتار, و خوش پر و رنگ, سيما الملوک بسی در لايه های چهار گانه ی اميد الرشيد
با حرکات دورانی معجزه آسا و belly dance وارد شدندی و فی الحال شکار مشاهدات جبروتی کردندی
و در اعماق لايه های درونی بطن راست, مشاهداتی فرمودندی که من باب آن مشاهدات ميتوان گفتندی که
ای اجناس لطيف تالارهای گفتمان
نه همين کلام زيباست نشان آدميت, بنگر که تا چه حد است لايه های آدميت
در اين سير و پرواز عالم فراسوی, شيرين گفتار - نرمين دل, که او را زندانی اميد الرشيد ميخوانندی
ندا سر دادندی
که من آنگاه که در بند تو هستندی, آزاد بودندی
چه اگر, کلمات عاشقی سرند نکردندی, اميد الرشيد در حقيقت - درون, خود عشق بودندی
ولی شرط بلاغ است و کمال عقل, که از موقعيت اجتماعی, و مدارج تحصيلی مراقبت کردندی
که اجناس لطيف زادگان بسی مارمولک بودندی , عقل نداشتندی, و صوت و قد و قواره ی الرشيد زاده را ول کردندی, به يک صفحه کاغذ عاشق شدندی
و مصی بسطامی , که آن رامشگران سينه ات را نغمه ای فرمايندی, آسوده باشندی که سيما الملوک همواره
در پرتو عشق حقيقی طرفدار تو بودندی و دعای خير کردندی باشد که عشق تو آرام جان عزيز دل خواهر باشندی , تا در مراحل و درجات google talk با اميد الرشيد مستفيض گردندی و هر چه بيشتر take it easy کردندی و تلفظ زيبای Normal را شنيدندی
باشد که خداوند قلب سوختگان را به سوانح سوختگی, و عقل ناقص عقل ها را به تيمارستان, شفای عاجل بخشيدندی
والسلام عليکم
حال شما چطورندی |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3173 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 28 فروردين 1386، ساعت 8:43 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#4
|
| |
آن مخلص متقی ، آن مقتدای مهتدی ، آن شمع سابقان ، آن صبح صادقان ، آن فقير غنی ، سيما بسطامی رحمة الله عليه ، در مجاهده و مشاهده بی نظير بود ، و پيشوای بسی مشايخ بود ، و بسی مارمولک دراز يافته بود ، و اميد السلطنه در شان او مبالغتی تمام دارد ، و کلمات عاشقی او مقبول همه دلهاست ، و کليد همه مشکلها ؛ و کلام او در ميان تالار بسيار است . هر که زياده خواهد می طلبد اما از جهت تبرک را کلمه ای چند نقل می کنيم و بر حد اختصار رويم که اگر زيادت شرح او دهيم طعم گس عشق در دهان آواره گردد ، و اين تمام است که بدانی که از بزرگان تالار بوده است ، و بسيار کس از ناقص عقل ها -،رضی الله عهما - را به تالار ديده است .
و اميد -آن سوخته عشق كه عرصه را براي بانوان لطيف تنگ مي نمودي - از سيما پرسيد که :آن چيست که بدان نجات يابيم در اين کار ؟
گفت : حرکات دورانی معجزه آسا و belly dance که حلال بود و به جايی صرف کنی که به حق بود .
گفت :اين که تواند کرد ؟
گفت : اجناس لطيف مارمولک که عقل نداشتندی, و صوت و قد و قواره ی الرشيد زاده را ول کردندی, به يک صفحه کاغذ عاشق شدندی.
شبی تا روز نخفت و لازانيای سبزيجات درست کرد. سخن اوست که " مدام همش بزن تا به غلظت ماست در بياد" .
و مشاهدات جبروتی او تا حدی بود که گفت : هيچ وقت يه زن يا يک مرد, نميتونه با کسی که يه روزی دوستش داشته in a romantic way يک دوست معمولی بمونه و ادعا کنه که ميتونه اونو با مرد ديگه يا زن ديگه ای ببينه, بدون اينکه ناراحت بشه.
پس از وفات او را به خواب ديدند. گفت :ظاهراً همه چيز درسته. اين همه از برکات آن شيرين گفتار - نرمين دل است ، رحمة الله عليه . |
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
Bayas Gool  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 2169 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Tehran جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 28 فروردين 1386، ساعت 16:24 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#5
|
| |
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3173 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 29 فروردين 1386، ساعت 5:07 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#6
|
| |
آن سلطان ملت مصطفوی ، آن برهان حجت نبوی ، آن عامل صديق ، آن عالم تحقيق ، آن ميوه دل اولياء ، غريب آشنا - رضی الله عنه- در جمله علوم و اشارات مقتدای مطلق بود . کلمه ای چند از آن او بياوريم:
نقل است که با موالی خود روزی نشسته بود . داود طايی پيش او آمد و گفت: بزرگوارى شما مانع مى شود تا از شما پرسش نمايم، پس اجازه بفرماييد سؤالى بپرسم. غريب آشنا فرمود: بپرس. گفت : مردمان از فوايد انفاس تو محروم اند. گفت : اینجا مرکز پاسخگویی به شبهات دینی نیست.
از کراماتش اين بود که همواره ياران را از خوردن گوشت خرگوش بر حذر ميداشت و ميفرمود: گوشت خرگوش بوي ادرار ميدهد. و باعث غلبه خون مى شود زيرا حرارت بدن اين حيوان 39 تا 40 درجه است و 2 تا 3 درجه از حرارت بدن انسان بيشتر مى باشد.
و همچنين نقل است که روزي به تشويق سيما الملوك بسطامي بر بالاي پشت بام مسجد رفت و ندا در داد که: بهشت شورش عليه اميد است و دوزخ صحبت بانوان لطيف.
و سپس فرمود: بانوان لطيف عرصه را براي اوليا تنگ مي نمودندي و اگر صحبت لطيفان آوازه خوان و زيباروي نافع بودی خودم را منفعتی رسيدی که عمريست در اين راه کوشيده ام به جد اعلا. پرسيدند پس چگونه است که به وصال نرسيدي؟ گفت: از آن رو که مشروط به شروطي است که تا في الجمله محقق نگردد، نگردد. و نقل است که پير شد و همچنان فتوحات قلبي بر او حاصل نگرديد و لاجرم دستور بر تمسخر و انکار لطيفان تالار صادر نمودي...
روزي ديگر در ميان سیصد شصت لطيفه دل نازک و دامن کوتاه نشسته بود و ميگفت: اگر آينده را با گذشتهاي كه از زمان حضرت آدم آغاز شده مقايسه كنيم، آينده زمانش طولانيتر ميشود.
و گفت: خرچنگها بخوردن جسد انسان علاقه زيادى دارند.
سخن او بسيار است، چند کلمه گفتيم و ختم کرديم. |
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3369 اعتبار کسب شده: 3732 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 26 مرداد 1386، ساعت 4:50 |
|
 |
1 سال و 3 ماه پيش |
|
#7
|
| |
و چنين آورده اند راويان داستان و نقالان شکر زبان که در روزگاراني پ هلوان مردي
ميزيسته پر از شور و شوق شکار, که در دل او, غنج شليک, فراوان يافت ميشده, و تمناي گراز وحشي, بسيار, نام پر آوازه ي او در سراسر بلاد شکارگاه به نيکي و شجاعت بر سر زبانهاست
و او نيست به جز همان اميد السلطنه ساکن تالار هاي گفتمان
از شجاعت او چنين نقل کرده اند که وحشي ترين گراز را در يک پلک زدن به گوشت چرخ کرده تبديل کرده
و در سردخانه جاي ميداده است و بدين سان اشکالات شرعي شکار را رفع نموده و هدف از اين عمل
را رزق و روزي بيان ميکرده است در مقامات او بسي صحبت فراوان است و کلام کوتاه |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
|
|