صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
o0ofafao0o
زبون بسته!
زبون بسته!

آواتار

مجموع ارسالها: 9
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 20 فروردين 1386، ساعت 22:28
 1 سال و 7 ماه پيش
#1
 
گفتم : کبوتر ِ بوسه!
گفتی : پَر!
گفتم ‍: گنجشک ِ آن همه آسودگی!
گفتی : پَر!
گفتم : پروانه پرسه های بی پایان!
گفتی : پَر!
گفتم : التماس ِ علاقه،
بیتابی ِ ترانه،
بیداری ِ بی حساب!
نگاهم کردی!
نه انگشتت از زمین ِ زندگی ام بلند شد،
نه واژه «پر» از بام ِ لبان ِ تو پر کشید!
سکوت کردی که چشمه ی شبنم،
از شنزار ِ انتظار من بجوشد!
عاشقم کردی! همبازی ِ ناماندگار ِ این همه گریه!
و آخرین نگاه تو،
هنوز در درگاه ِ گریه های من ایستاده است!
حالا - بدون ِ تو!-
رو به روی اینه می ایستم!
می گویم: زنبور ِ گزنده ی این همه انتظار،
کلاغ ِ سق سیاه این همه غصه!
و کسی در جواب ِ گفته های من «پر!» نمی گوید!
تکرار ِ آن بازی،
بدون ِ دست و صدای تو ممکن نیست!
پس به پیوست تمام ِ ترانه های قدیمی،
باز هم می نویسم:
برگرد!?

_________________
هميشه آخرش باش !
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
تنها با تمام دردهاآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 30 شهريور 1385
مجموع ارسالها: 367
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: در قلب تو
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 21 فروردين 1386، ساعت 20:14
 1 سال و 7 ماه پيش
#2
 
اي نامه اي که مي روي به سويش از جانب من بکش تو گوشش
Mr. Green Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Oscarآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 20 دي 1385
مجموع ارسالها: 783
اعتبار کسب شده: 1651
محل سکونت: 
سن: 
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 21 فروردين 1386، ساعت 21:00
 1 سال و 7 ماه پيش
#3
 
فریبا خانم میتونم این شعر رو برای خودتون بفرستم ؟
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
o0ofafao0o
زبون بسته!
زبون بسته!

آواتار

مجموع ارسالها: 9
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 21 فروردين 1386، ساعت 21:21
 1 سال و 7 ماه پيش
#4
 
خيلي وقته ديگه بارون نزده
رنگ عشق به اين خيابون نزده
خيلي وقته ابري پر پر نشده
دل آسمون سبكتر نشده
مه سرده رو تن پنجره ها
مثل بغض روي سينه منه
ابر چشمام پر اشكه اي خدا
كاش بشه دوباره بارون بزنه
خيلي وقته كه دلم براي تو تنگ شده
قبلم از دوري تو بدجوري دل تنگ شده
بعد تو هيچ چيزي دوست داشتني نيست
كوه غصه از دلم رفتني نيست
حرف عشق تو رو من با كي بگم
همه حرفا كه آخه گفتني نيست

_________________
هميشه آخرش باش !
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نيلوفرآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

تاريخ عضويت: دوشنبه 02 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 353
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اصفهان
سن: 18
جنسيت: زن
ارسال سه‌شنبه 21 فروردين 1386، ساعت 21:21
 1 سال و 7 ماه پيش
#5
 
اظهار عشق را به بيان احتياج نيست
چندان که شد نگه به نگه آشنا بس است


you are not my love you always in my heart
[/ltr]
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
o0ofafao0o
زبون بسته!
زبون بسته!

آواتار

مجموع ارسالها: 9
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 21 فروردين 1386، ساعت 21:27
 1 سال و 7 ماه پيش
#6
 


یه کاری کردی به قلبم که بدونت حتی مردم

سخته حتی بی تو خوبم لذت از زندگی بردن

یه کاری کردی که از یاد نمیری حتی یه لحظه

درد عشقت کرده پیرم اما باور کن می ارزه

دیدن تو گرچه از دور واسه من یه جور امیده

یه چیزی مثل جادو که به من رهایی میده

این مهمه که میدونم واسه من چقدر عزیزی

من که جام عشق رو دادم چه بنوشی چه بریزی


از همه تون که به اين تاپيک سر مي زنيد ممنونم !

Anxious Wink

_________________
هميشه آخرش باش !
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3369
اعتبار کسب شده: 3756
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 21 فروردين 1386، ساعت 22:04
 1 سال و 7 ماه پيش
#7
 
شعر عاشقانه يعنی اين Mr. Green

ليوان به لبت بوسه زد و من لب ليوان
ديدی به چه نيرنگ ز لبت بوسه گرفتم Dancing Dancing Dancing Dancing

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
eastgirlآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 25 دي 1385
مجموع ارسالها: 582
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: همانجايي که ماهي ها زندگي مي کنند!
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 22 فروردين 1386، ساعت 21:29
 1 سال و 7 ماه پيش
#8
 
sedayedel نوشته بود:
شعر عاشقانه يعنی اين Mr. Green

ليوان به لبت بوسه زد و من لب ليوان
ديدی به چه نيرنگ ز لبت بوسه گرفتم Dancing Dancing Dancing Dancing


Applause Applause Applause باريک الله چه شعر عاشقانه اي حال کردم

_________________
من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند
افسوس که قصه مادربزرگ درست بود
هميشه يکي بود و يکي نبود...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
TITANآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 دي 1385
مجموع ارسالها: 1135
اعتبار کسب شده: 3880
محل سکونت: بين هيچ کجا و خداحافظ
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 22 فروردين 1386، ساعت 22:13
 1 سال و 7 ماه پيش
#9
 
sedayedel نوشته بود:
شعر عاشقانه يعنی اين Mr. Green

ليوان به لبت بوسه زد و من لب ليوان
ديدی به چه نيرنگ ز لبت بوسه گرفتم Dancing Dancing Dancing Dancing


يعني بار اول لبه ليوان ماتيکي شده يا دفعه دوم؟؟
d'oh! از الان بگم هااا؛ من ليوان ماتيکي شده دوست ندارم

_________________
خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم‌

در شبان غم تنهايي خويش، عابد چشم سخن گوي توام
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Oscarآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 20 دي 1385
مجموع ارسالها: 783
اعتبار کسب شده: 1651
محل سکونت: 
سن: 
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 22 فروردين 1386، ساعت 22:20
 1 سال و 7 ماه پيش
#10
 
واسه همینه که رو صندلیی که چند لحظه قبل روش دختر نشسته بوده نباید پسر بشینه چون ممکنه فکرای بد کنن
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
محمد_1366آفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

تاريخ عضويت: يکشنبه 26 آذر 1385
مجموع ارسالها: 342
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: shiraz
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 22 فروردين 1386، ساعت 22:21
 1 سال و 7 ماه پيش
#11
 
TITAN نوشته بود:
sedayedel نوشته بود:
شعر عاشقانه يعنی اين Mr. Green

ليوان به لبت بوسه زد و من لب ليوان
ديدی به چه نيرنگ ز لبت بوسه گرفتم Dancing Dancing Dancing Dancing


يعني بار اول لبه ليوان ماتيکي شده يا دفعه دوم؟؟
d'oh! از الان بگم هااا؛ من ليوان ماتيکي شده دوست ندارم

تو از طرف تميزش بخور Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
TITANآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 دي 1385
مجموع ارسالها: 1135
اعتبار کسب شده: 3880
محل سکونت: بين هيچ کجا و خداحافظ
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 22 فروردين 1386، ساعت 22:33
 1 سال و 7 ماه پيش
#12
 
Oscar نوشته بود:
واسه همینه که رو صندلیی که چند لحظه قبل روش دختر نشسته بوده نباید پسر بشینه چون ممکنه فکرای بد کنن


يعني صندلي لب و اينا با هم ارتباط دارند؟؟ اسکار تو چقدر بلدي... Wink

_________________
خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم‌

در شبان غم تنهايي خويش، عابد چشم سخن گوي توام
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
عاشق تنهاآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 06 ارديبهشت 1386
مجموع ارسالها: 249
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: سرزمين تاريکي
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 21 ارديبهشت 1386، ساعت 9:29
 1 سال و 6 ماه پيش
#13
 
مرا مي بيني و هر دم زيادت مي كني دردم **‌ تو را مي بينم و ميلم زيادت مي شود هر دم
به سامانم نمي پرسي نمي دانم چه سر داري ** به درمانم نمي كوشي نمي داني مگر دردم
نه راه است اينكه بگذاري مرا بر خاك و بر گردي ** گذاري آرو بازم پرس تا خاك رهت گردم
فرو رفت از غم عشقت دمم، دم مي دهي تا كي ** دمار از من برآوردي نمي گوئي برآوردم

_________________
هست طومار دل من به درازاي ابد
بنوشته ز سرش تا سوي پايان "تو مرو"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
عاشق تنهاآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 06 ارديبهشت 1386
مجموع ارسالها: 249
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: سرزمين تاريکي
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 21 ارديبهشت 1386، ساعت 9:36
 1 سال و 6 ماه پيش
#14
 
sedayedel نوشته بود:
نقل قول:
شعر عاشقانه يعنی اين :

ليوان به لبت بوسه زد و من لب ليوان
ديدی به چه نيرنگ ز لبت بوسه گرف


شعر عاشقانه يعني اين:
گفتي بدهم كامت و جانت بستانم
ترسم ندهي كامم و جانم بستاني

_________________
هست طومار دل من به درازاي ابد
بنوشته ز سرش تا سوي پايان "تو مرو"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اميرحسينآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 06 مهر 1384
مجموع ارسالها: 1617
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: ايران
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 21 ارديبهشت 1386، ساعت 16:50
 1 سال و 6 ماه پيش
#15
 
مستان سلامت می‌کند، پنهان پیامت می‌کند
آن کو دلش را برده‌ای، جان هم غلامت می‌کند
Image
یک لحظه می‌لرزاندت، یک لحظه می‌خنداندت
یک لحظه مستت می‌کند، یک لحظه جامت می‌کند
Image
Image
آینه‌ای، رنگ تو عکس کسی است
تو زهمـــه رنگ جــــــــدا بــــوده‌ای
Image

مولانا جلال‌الدین بلخی

* بیچاره مولانا روحش از این نوع استفاده از شعرهاش به همراه این اسمائیلی!ها خبر نداشت. خدا رحمتش کنه.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است سر به سر شعرا
1
پاسخها: 22 بیننده: 1033 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مشاعره [نسخه قديمي]
1
پاسخها: 1073 بیننده: 11121 نویسنده: اکتيو
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است شعر عاشقانه با فلش!
1
پاسخها: 0 بیننده: 436 نویسنده: mhaji
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است و بي آنکه خود بداني چشمانت گفتند که ....
1
پاسخها: 7 بیننده: 316 نویسنده: مهدي پلنگ

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: