| نویسنده |
پیغام |
بي ستاره  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 24 دي 1385 مجموع ارسالها: 250 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: دزفول جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 22 اسفند 1385، ساعت 2:01 |
|
 |
1 سال و 5 ماه پيش |
|
#1
|
| |
پرونده پدر
نامت چه بود؟ آدم
فرزند؟ من را نه مادری نه پدری،بنویس اول یتیم عالم خلقت
محل تولد؟ بهشت پاک
اینک محل سکونت؟ زمین خاک
آن چیست بر گرده نهاده ای؟ امانت است
قدت؟ رزی چنان بلند که همسایه خدا، اینک به قدر سایه بختم به روی خاک
اعضا خانواده؟ حوای خوب و پاک،قابیل خشمگین،هابیل زیر خاک
روز تولد؟ در روز جمعه ای به گمانم روز عشق
رنگت؟ اینک فقط سیاه ،ز شرم چنان گناه
چشمت؟ رنگی، به رنگ بارش باران،که ببارد ز آسمان
وزنت؟ نه آنچنان سبک که پرم در هوای دوست، نه آنچنان وزین که نشینم بر این زمین
جنست؟ نیمی مرا ز خاک، نیم دگر خدا
شغلت؟ در کار کشت امیدم، به روی خاک
شاکی تو؟ خدا
نام وکیل؟ آن هم فقط خدا
جرمت؟ یک سیب از درخت وسوسه
تنها همین؟ همین!!!
حکمت؟ تبعید در زمین
همدست در گناه؟ حوای آشنا
ترسیده ای؟ کمی
ز چه؟ که شوم من اسیر خاک
آیا کسی به ملاقاتت آمده است؟ گاهی فقط خدا
داری گلایه ای؟ دیگر گلایه نه ، ولی ...
ولی که چه؟ حکمی چنین، آن هم به یک گناه!!؟
دلتنگ گشته ای؟ زیاد
برای که؟ تنها فقط خدا
آورده ای سند؟ بلی
چه؟ دو قطره اشک
داری تو ضامنی؟ بلی
چه کس؟ تنها کسم خدا
در آخرین دفاع؟ می خوانمش ، چنان که اجابت کند دعا. |
_________________ حکمت خدا پيچيدست 
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |