صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
4
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
قطرهآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 128
اعتبار کسب شده: 950
محل سکونت: 
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 22 خرداد 1386، ساعت 14:34
 11 ماه و 3 روز پيش
#46
 
[size=18]پاره ترين قسمت دنيا[/size]ا
کفش هايم کو/ دم در چيزي نيست/ لنگه کفش من اينجاها بود/ زير انديشه اينجا کفشي/ مادرم شايد ديشب/ کفش خندان مرا/ برده باشد به اتاق/ که کسي پا نتپاند درآن/ هيچ جا اثر از کفشم نيست/ نازنين کفش مرا درک کنيد/ کفش من کفشي بود کفشستان/ و به اندازه انگشتانم معني داشت/ پاي غمگين من احساس عجيبي دارد/ شست پاي من از اين غصه ورم خواهد کرد/ شصت پايم به شکاف سر کفش عادت داشت/ نبض جيبم امروز/ تند تر مي زند از قلب خروسي که در اندوه غروب/ کوپن مرغش باطل بشود/ جيب من ازفقدان هزارو صدو هشتاد و سه چوق / که پي کفش به کفاش محل خواهد داد/ مي ميرد/ خواب در چشم ترش مي شکند/ کفش من پاره ترين قسمت اين دنيا بود/ سيزده سال و چهل روز مرا در پا بود/ يا دباد انکه نهاني نظرش با ما بود/ دوستان کفش مرا کشف کنيد/ کفش من مي فهميد/ که کجا بايد رفت/ که کجا بايد خنديد/ کفش من له ميشد گاهي/ زير کفش حسن و جعفر وعباس وعلي،توي صفهاي دراز/ من در اين کله صبح پي کفشم هستم/ تا کنم پاي در آن/ و به جايي بروم که به آن نانوايي مي گويند/ شايد آنجا بتوان/ نان صبحانه فرزندان را/ توي صف پيدا کرد/ بايد الان بروم/ اما نه/ کفشهايم نيست/ کفشهايم کو...
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
قطرهآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 13 خرداد 1386
مجموع ارسالها: 128
اعتبار کسب شده: 950
محل سکونت: 
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 22 خرداد 1386، ساعت 14:41
 11 ماه و 3 روز پيش
#47
 
صداي پاي دانشجو
اهل شهرستانم/ نسبتم شايد برسد/ به انيشتين،نيوتن يا که ارسطا طا ليس/ اهل دانشگاهم/قبله ام هست کتاب/ جانمازم دفتر/ جزوه سجاده من/ من کتابم را وقتي مي خوانم / که شده اخر ترم/ اهل خوابستانم/ خوابگاهم قفسي هست که 9 تا10 تن/ مثل من شب همه شب بر کف آن مي خوابند/ فکر من در پي امرار معاش/ پي بگرفتن قرض از رفقا/ يا پي وام از يک جاي دگر/
يا که يک چيز دگر گم شده است/ من نمي دانمکه چرا مي گويند/ هنر و کسب علوم بهتر است از ثروت/ و چرا در کت دانشمندان پولي نيست/علم را بايد کشت/پول را بايد جست/ جور ديگر بايد ديد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سالم
پرچونه!!
پرچونه!!

مجموع ارسالها: 594
اعتبار کسب شده: -491
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 1:49
 10 ماه و 7 روز پيش
#48
 
آدمت نيستم آنقدر که حوا باشي

عاشقت هم نشدم، هر چه که زيبا باشي

چقدر حرف تو را شب همه شب گوش کنم؟

بچه ات نيستم آنقدر که بابا باشي

ليليا! وقتي مجنون به تو عاشق شده بود

فکر ميکرد که اينقدر هيولا باشي؟

فکر مي کرد که با آنهمه آوازه حسن

صاحب اينهمه پهنا و درازا باشي؟

ينهمه شهد و شکر کز سخنت مي ريزد

حدس بايد بزند بچه بالا باشي

مرغ باغ ملکوتي، برو و حرف نزن

حيف باشد که چنين بسته دنيا باشي

حيف باشد که در اين تيمچه سود و زيان

تابع قاعده عرضه-تقاضا باشي

من به همراه تو مي آيم تا قله قاف

چه بسا آنطرفش هم، تو اگر پا باشي



*****


کسي که اينطرف خط نشسته مجنون است

کسي که آنطرف خط نشسته ليلون است



-الو سلام عزيزم! صدات يک جوري است

گمان کنم مرضت ايدز يا که طاعون است



دوباره پشت سرم حرفهاي بد زده اي

و گفته اي که فلاني شبيه ميمون است



بگو که هرچه بگويي مرا خيالي نيست

تو فحش هم بدهي پاسخم فقط "جون" است



برو ببين نکند گوش ايستاده کسي

بگو ببينم آيا بابات بيرون است؟



از آن زمان که به قيچي سپرده اي مويت

براي ساختن شعر قحط مضمون است



تو مثل آن دفعه شير پسته مي خواهي

ولي تمايل من بيشتر به معجون است



بيا که دکمه اين ضبط را فشار دهم

شنيده ام حرکاتت عجيب موزون است



نمي شود که بگويم که دوستت دارم

دروغ هرکه بگويد به دوست ملعون است



نمي شود که تو را بي اجازه عقد کنم

نمي توانم ليلون خلاف قانون است.

اميد مهدي نژاد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سالم
پرچونه!!
پرچونه!!

مجموع ارسالها: 594
اعتبار کسب شده: -491
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 17 تير 1386، ساعت 2:02
 10 ماه و 7 روز پيش
#49
 
وه چه شوم و وحشتناک: زرت، ناگهان مردن

در ميان طيّاره، توي آسمان مردن



اِند بدبياري هاست تشنه-گشنه جان دادن

ليک بدتر است از آن لقمه در دهان مردن



(نيست آنچنان مردن بهتر از چنين مردن

هست اينچنين مردن بدتر از چنان مردن)



يک شبي رضاخان را توي خواب ديدم، گفت:

سرنوشت شاطرهاست در تنور نان مردن



گرچه کار سهلي نيست انتخاب بايد کرد:

مثل قهرمان خوردن؟ مثل قهرمان مردن؟



قبر و مسجد و مجلس روي هم دو ميليون شد

آن قديم ها کي بود اينقدر گران مردن؟



زيربار اين دنيا قسمت تمام ماست:

مرد بودن و آخر حين زايمان مردن


از قبلي!
 
2
1
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
hadiآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 19 ارديبهشت 1385
مجموع ارسالها: 900
اعتبار کسب شده: 4851
محل سکونت: شهر ري
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 06 مرداد 1386، ساعت 8:02
 9 ماه و 17 روز پيش
#50
 
اهل حمامم

اهل حمامم
پوستم مهتابي‌ست
چشمهايم آبي‌ست
پدرم دلاک است
سر طاسي دارد
لُنگ مي‌اندازد
شامپو مصرف کرد
کله‌اش هي کف کرد
و سپس مويش ريخت
و چه اندازه سرش براق است!

حرفه‌ام دلاکي‌ست
هدف من پاکي‌ست
مي‌نشيند لب سکو آرام
يک نفر با احساس
و تصور کرده، خوش پر و پاست!
کودکي را ديدم
مي‌دود در پي صابون و لگن

اي نهان در پسِ دَر
خشک آوردم، خشک!
مشتري‌هاي عزيز
لگن خاصره‌تان سالم باد!
رخت ها را نکنيد
آب‌مان بند آمد !
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
پسر شجاعآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382
مجموع ارسالها: 1231
اعتبار کسب شده: 2510
محل سکونت: کارتون خوابيم
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 06 مرداد 1386، ساعت 8:09
 9 ماه و 17 روز پيش
#51
 
قطره نوشته بود:
[size=18]پاره ترين قسمت دنيا[/size]ا
کفش هايم کو/ دم در چيزي نيست/ لنگه کفش من اينجاها بود/ زير انديشه اينجا کفشي/ مادرم شايد ديشب/ کفش خندان مرا/ برده باشد به اتاق/ که کسي پا نتپاند درآن/ هيچ جا اثر از کفشم نيست/ نازنين کفش مرا درک کنيد/ کفش من کفشي بود کفشستان/ ............ کفش من پاره ترين قسمت اين دنيا بود/ ...................... کفشهايم کو...


اين جمله(مصرع يا هر چيز ديگه) واقعا زيباست. و چه فريبا آورده شده اين پاره ترين قسمت دنيا
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mojiآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

تاريخ عضويت: پنجشنبه 13 مهر 1385
مجموع ارسالها: 140
اعتبار کسب شده: 715
محل سکونت: shiraz
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 06 مرداد 1386، ساعت 16:08
 9 ماه و 17 روز پيش
#52
 
اوس محمود:

فداي وصله هاي چاک چاکت
مو از شرمندگي گشتم هلاکت

نشد نفتي سر سفره ت بيارُم
نه بنزيني بريزُم توي باکت!!

بهزاد خان:

چرا اين قدر بنزين دود کردي
محيط زيست را نابود کردي

بکش حالا جزاي کار خود را
محمد را چرا محمود کردي؟!

آبجي فروغ:

نمي گويم که آن يا اين بياور
براي خانه ام آذين بياور،

به جاي هر دريچه يا چراغي
برايم مهربان! بنزين بياور!

بي اُتول:

بنازم همتي با اين بلندي
چو کارت سوخت اندر هوشمندي

چه دولت را چنين فناوري بود
که بنزين را کند سهميه بندي؟!

دلال باشي:

چنين اوراق منگراين خفن را
ز کارت سوختش سود است من را

الهي خير بيند از جوونيش
به ما انداخت هرکس اين لگن را!!

م.ر.ت:

الهي غير خوشحالي نباشه
شعار و حرف پوشالي نباشه

تموم دورهّ سهميه بندي
الهي باکتون خالي نباشه!

منبع
از فصل فاصله ادبيات

_________________
هروز دلم در غم تو زار تر است
وزمن دل بيرحم تو بيزار تراست
بگذاشتيم غم تو مگذاشت مرا
حقا که غمت از تو وفادار تر است
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سالم
پرچونه!!
پرچونه!!

مجموع ارسالها: 594
اعتبار کسب شده: -491
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 11 مرداد 1386، ساعت 19:27
 9 ماه و 12 روز پيش
#53
 
رفع خطر

بي همگان به سر شود بي تو مگر نمي شود ؟!
در دل بي قرار من عشق تو شر نمي شود

گر نروي تو از برم من بگريزم از درت
موهبتي براي من مثل سفر نمي شود

لطف کن اي نگار من دور شو از کنار من
با دو – سه متر فاصله رفع خطر نمي شود

کور شد اشتهاي من ناز نکن براي من
قند و عسل براي تو مثل پسر نمي شود !

اسب خيالِ شعر من مي رمد از کنار تو
عشوه ي بيهوده نکن اسب که خر نمي شود

هرچه کني به خود کني گر همه نيک و بد کني
دامن ضد آبِ من يک ذره تر نمي شود

سرو چمان من دگر همدم گل نمي شود
ميل چمن نمي کند سيخ ِ جگر نمي شود !

دايره ي خيال اگر مستِ شعاع ِ چشم تو
زاويه ي نگاه من با تو وتر نمي شود (؟!)

حرف به افراط زدم گيج شدم قاط زدم
شعر که همواره چنان درّ و گهر نمي شود

يا تو بيا به خانه ام يا ببرم به خانه ات
يا برو بي خيال شو يا دم ِ در نمي شود

مايه ي انحراف من ! گوش کن اعتراف من :
بنده هم عاشقم ولي زير ِ گذر نمي شود !


مهدي استاد احمد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سالم
پرچونه!!
پرچونه!!

مجموع ارسالها: 594
اعتبار کسب شده: -491
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 11 مرداد 1386، ساعت 19:30
 9 ماه و 12 روز پيش
#54
 
در شجاعت خود سروده
پسرم، گرچه دلخوري و پکر / پدري داري از همه بهتر
پدري در بيان حق چالاک / پدري مثل شير نر، بي باک
از وبا يا بلا نمي ترسد / از کسي جز خدا نمي ترسد
از سياست اگر نمي گويم / نه تصور کني که ترسويم
تو زبان مرا بيا گز کن / همچو افشاگري کنم، حظ کن!
في المثل: هيچ با خبر شده اي / که ................... ؟
يا شنيدي که ............ برده / ......................خورده؟
کرده البته .......... / حرف آقاي ......... را تکذيب
خانم ............... / ..........خريده توي دبي
يا به نقل از صداي «بي بي سي» / بعد از آن ماجراي ۱۳۰-C
....................................... / ..................................
جمع کرده «الف» دکانش را / بسته آقاي «نون» زبانش را
................. در ليست / ......... تازه اين که چيزي نيست
....................................... / ..................................
پسرم، خوب شد، بيا، ديدي؟ / اصلاً اين ترس داشت؟ ترسيدي؟
جاي اين حرف هاي کهنه و زشت / مي شود چيزهاي خوب نوشت
بحث ما غير «خودشناسي» نيست / کار ما مطلقاً سياسي نيست
مي کنيم آن قدر که هست مجاز / پا به اندازه گليم، دراز!

ابوالفضل زرويي نصرآباد
 
1
-1
2
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
علي باباآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 14 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1059
اعتبار کسب شده: 2010
محل سکونت: کهکشان راه شيري درب اول سمت راست !!!
سن: 28
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 12 مرداد 1386، ساعت 4:28
 9 ماه و 11 روز پيش
#55
 
در وصف ..... سروده.
اگر تو ............./.............بوده Embarassed
فکرنکني ............. / در حقيقت ............. بوده
Drool ............./.............بوده!!! Whistle Whistle
............./.............
Dancing Silenced Mad Embarassed Surprised Drool Liar Shame on you Razz Anxious Anxious
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
hadiآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 19 ارديبهشت 1385
مجموع ارسالها: 900
اعتبار کسب شده: 4851
محل سکونت: شهر ري
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 19 آذر 1386، ساعت 20:23
 5 ماه و 2 روز پيش
#56
 
پاييزان...!


هوا سرد است!
به روى بينى‏ام از سقف منزل مى‏چکد باران،
زمين يخ، دست يخ، پا يخ، کمر يخ، سينه يخ، دل يخ
غلط کردم اگر هنگام گرما "اوخ و اَخ" کردم
خدايا!
پاک، يخ کردم!

×××

چراغى دارم اى ياران
که هر سالى در اين ايام بارانى
زمن چيزى عجايب‏ناک و هشت الهفت! مى‏خواهد
چراغم، "نفت" مى‏خواهد!
چراغى مانده از اجداد من باقى
- الا يا ايها الساقى! -
دمش سرد است و آهش گرم
اما حيف، خاموش است!

×××

الا اى مرد نفتى، مرد روغنمال چرکين جامه، در بگشا!
منم، من! مرد سرما خورده بى‏حال
منم، من! مرد هالوى کوپن‏دار مشنگ بيخودى خوشحال!
نباشد بشکه‏ات خالى، زبانم لال!

×××

هوا سرد است و جانسوز است
يکى مى‏گفت:
"روز اول هر سال
نوروز است
- و گرما مى‏رسد از راه..."
صد و سى روز و اندى مانده تا نوروز
صد و سى روز طاقت سوز
به فکر نفت بايد بود - از امروز!

×××

على از من کتاب و کيف مى‏خواهد
حسن کفش و ثريا دامن و مهرى جهاز و اصغرى قاقا!
زنم از من لباس پشمى و زربفت مى‏خواهد
در اين احوال وانفسا
چراغم نفت مى‏خواهد!

×××

ستايش باد خياطان ايران را
که ارزانى به ما بيچارگان کردند
تنبان را
مربا، لوله قورى، صنوبر، طبل تو خالى
الک، دفتر، سماور، اشک!
يعنى کشک!
خداوندا!
دلم، غمگين و لرزان است و پر درد است
وزير نفت و بنزينا!
هوا سرد است!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
hadiآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 19 ارديبهشت 1385
مجموع ارسالها: 900
اعتبار کسب شده: 4851
محل سکونت: شهر ري
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 03 دي 1386، ساعت 20:47
 4 ماه و 18 روز پيش
#57
 
با عرض معذرت از رهي معيري


نداند رسم ياري بيوفا ياري که من دارم
به آزار دلم کوشد دل آزاري که من دارم


رهي معيري




تعجب مي کند يارم ز رفتاري که من دارم
تصور مي کند ديوانه ام ياري که من دارم

نه او، هر کس دگر باشد تعجب مي کند طبعاً
ز رفتار عجيب و نابهنجاري که من دارم

همه گويند رفتارم عجيب و نابهنجار است
و گاهي مايه شرم است اطواري که من دارم

خودم يکبار رفتار خودم را بررسي کردم
ولي ديدم که معقول است رفتاري که من دارم

و ديشب دست آخر گفتمش با صد زبان بازي:
خودت -يارا!- مرض داري و پنداري که من دارم

هميشه فکر مي کردي که من از خويش شک دارم
کنون ديدي بي علت نيست اصراري که من دارم؟

چه خواهي گفت اگر روزي درآري سر ز افکارم؟
که رفتارم شده مشتق ز افکاري که من دارم

کسي ديگر مرا کي مي تواند کنترل کردن؟
نباشد دست کس -غير تو- افساري که من دارم

برايم آبرو نگذاشتي، بي آبرو! شرمي
کنون نقل محافلهاست آماري که من دارم

نه پولم مي دهد، نه احترامم پاس مي دارد
طلبکار است خود گويي بدهکاري که من دارم

تمام سالمندان از پرستار جوان گويند
ولي صد سال سن دارد پرستاري که من دارم
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
رضا پاترآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 01 دي 1386
مجموع ارسالها: 9
اعتبار کسب شده: 145
محل سکونت: هاگوارتز
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 05 دي 1386، ساعت 22:44
 4 ماه و 16 روز پيش
#58
 
توانا بود هرکه دانا بود........دم گربه ها رو به بالا بود
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
hadiآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 19 ارديبهشت 1385
مجموع ارسالها: 900
اعتبار کسب شده: 4851
محل سکونت: شهر ري
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 23 اسفند 1386، ساعت 12:35
 1 ماه و 28 روز پيش
#59
 
طنز انتخاباتي
گربه شورا راه يابد پاي من
هرچه ويراني است عمران مي کنم
مي روم هر شب به ميدان هاي شهر
هر چه ساعت بود ميزان مي کنم
مشکلات شهرتان را رتق و فتق
پشت ميز و پشت فرمان مي کنم
کوچه هاي تنگ را هر شب فراخ
هرچه بن بست است دالان مي کنم
چاله هاي شهر را چاه عميق
هرچه دالان را خيابان مي کنم
هرکه شورا شد فقط اين کرد و رفت
من اگر شورا شوم آن مي کنم
مردها را اهل تجديد فراش
لطف ها در حق نسوان مي کنم
تا کش آيد پوز اعضاي اوپک
نفت را فالفور ارزان مي کنم
مرده ها را مي کنم ساماندهي
شهرتان را باغ رضوان مي کنم
شاعران شهر را در خانه ام
هفته اي يک بار مهمان مي کنم
کارگردان هاي با احساس را
مي برم مهمان مامان مي کنم
تا که پررو نق شود گردشگري
اصفهان را ارمنستان مي کنم
شهردار از شهرضا مي آورم
الغرض اين مي کنم آن مي کنم
مي شوم هر شب سوار بلدوزر
هر چه ناصافي است ويران مي کنم
شهر تا راحت شود از چشم هيز
ديدني ها را فراوان مي کنم
مي نويسم طنز بر ديوار و در
شهرتان را من نمکدان مي کنم
تا که کار خلق فورا حل شود
کارمندان را دو چندان مي کنم
هي تراکم مي فروش را به را
ياري انبوه سازان مي کنم
شهرداري را همه رايانه اي
کارها را سهل و اسان مي کنم
گر رقيبانم به من فرصت دهند
چاره ي کمبود سيمان مي کنم
مي کنم هي کارهاي خوب خوب
دشمنانم را پشيمان مي کنم
هفته اي يک شب کليسا مي روم
ارمني ها را مسلمان مي کنم
مي فروشم کل اسراييل را
پول آن را خرج لبنان مي کنم
يک سخنراني به نفع مسلمين
در بلندي هاي جولان مي کنم
مثل اقشار ضعيف اجتماع
نوش جان سوياي سبحان مي کنم
هم صدايي هم دلي هم زيستي
با سراي سا لمندان مي کنم ...
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
majeed_bannedآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

تاريخ عضويت: جمعه 05 بهمن 1386
مجموع ارسالها: 2
اعتبار کسب شده: 131
محل سکونت: شيراز
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 24 اسفند 1386، ساعت 19:45
 1 ماه و 27 روز پيش
#60
 
آن کانديداي مجلس هشت ، آن سفر کرده به قزوين و رشت، آن مدافع حقوق زنان ،آن سينه چاک جفاي رفته به خران .

و آن قرتي مار موز ديروز که شده شيخ زاهد امروز !


در ولا يتي صفا ميکرد ** بس به خلق خدا جفا ميکرد


ليک ميخواست که نامدار گردد ** کانديداي مجلس سنا گردد


پس يکي تسبيح را بر دست برد ** يقه بست و در محاسن دست برد


رفت بر منبر بشد همسوي باد ** سرفه اي کرد و بشدت کرد داد:


بنده فلان بن فلان بن فلانم ** از بهر سوابق نه چنينم نه چنانم


از بهر سياست منم ان مرد شناگر ** عمرست که هستم وسط اب شناور


با انتخاب من شود وضع همه ميزان چنان ** کز هر تنور ايد برون از بهر هرکس نان چنان


شيراز رشت شيروان ، تجريش و تفت و طالقان ** سمنان و يزد و اصفهان ، سرتاسر ايران چنان


هر قفل را وا ميکنم با شير دعوا ميکنم ** بهرت مهيا ميکنم امروز چنين فردا چنان


شير بيشه کار زار منم ** عاشق سينه چاک اين وطنم

با همه ...1 شعر گويان مدعي ** بيسواد و کور لنگ و پا پتي


من يکي دارم دو صد فرق اي پسر ** ديده اي همچون مني کاکل بسر؟!


پس در آن ميدان بسي کولاک کرد ** خلق مفلس را بديد و رام کرد


مردم بيچاره با صد کوش و سعي ** خل بگشتندو بر او دادند راي


چون که راي اورد شد اندر سنا ** اب ديد و زيرکي زد بر شنا


مردم شهرش همه از ياد برد ** هر که بر او داد رايش، ....2 خورد .


مار خورد گشت همچون يک حفي ** بار خود بست و بزد بانگ خفي :




ما که رفتيم نگران اي دوستان حال کنيد


... 3لق دگران اي دوستان حلال کنيد

******
1 - ول ، شل
2- سير ، شير ...
3- دندان
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است افتخارات دولت احمدي نژاد (طنز)
3
پاسخها: 41 بیننده: 2703 نویسنده: Bayas Gool
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است جام جهاني از نگاه طنز
1
پاسخها: 7 بیننده: 1555 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است نوشته هاي طنز!
1
پاسخها: 16 بیننده: 710 نویسنده: armoazn
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مجموعه اي از اشعار شاعران معاصر ايران
1
پاسخها: 1 بیننده: 322 نویسنده: غريب آشنا

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: