- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - ساعت 6 عصر، مجتمع زيتون واقع در بلوار صنايع (تاچارا)، نرسيده به زيرگذر صنايع، سمت راست
( اين تيكه با صداي آروم خونده بشه: ) به دوستان خود بگوييد. - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - متن بالا الان در حال چشمك زدن و خاموش و روشن شدنه كه جلب توجه كنه و از زمان و مكان مراسم خبردار بشين. اگه متوجه نشدين، تقصير خودتونه. بايد به چشم پزشك مراجعه كنين.
گردهمايي قاعدتاً بايد جايي باشه كه بشه شام خورد. يه جاي سر راست و نزديك. پيشنهاد من "شاطر عباس 2" در بلوار چمران هست. پيشنهاد ديگه اي اگه دارين زودتر اعلام كنين. در غير اين صورت به شكل ديكتاتوري با قضيه برخورد خواهد شد.
در ضمن عمراً بنده هزينه شام رو متقبل بشم. اگه مي تونين يه باني خير براي اين امر مهم و حياتي پيدا كنين. اگه هم نمي تونين، هر كي مي خواد بياد به اندازه يه دست شام پول همراهش باشه. وگر نه بايد شب وايسته و ظرفها رو بشوره.
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
اين مطلب آخرين بار توسط غريب آشنا در پنجشنبه 12 بهمن 1385، ساعت 16:50 ، و در مجموع 9 بار ويرايش شده است.
میگم میذاشتین جمعه میگفتین
من که ...*یام. هزینه شام دو نفر رو حساب میکنم.یکی کسی که بیاد تو سایتم عضو بشه و تا دو هفته دیگه حداقل 200 تا پست داشته باشه!!!
یکی دیگه هم کسی که پروژه Java مو برام کامل کنه!!!
یکی هم کسی که سایتمو رو براه کنه(آخه همه جاش میلنگه)!!!
_____________
شد سه نفر که!!!
من اگه بودم دومی رو انتخاب میکردم
در هر یک از موارد بالا فقط یک نفر پذیرش داریم ؛ لطفا التماس نفرمایید
به همتون خوش بگذره. من هم از طرف خودمون(بر و بچ حاظر در تهران) یک نان و پنیر نوش جان مینمایم و یاد شما را گرامی میدارم.
حیف که من نمیتونم بیام... وگرنه میخواستم کار جاوای «سراب» رو راه بندازم دیگه دردسر نکشه، ولی با احتساب شرایط انگار نمیشه. اون شرط اول رو هم که من داشتم دیگه.
به همتون خوش بگذره. من هم از طرف خودمون(بر و بچ حاظر در تهران) یک نان و پنیر نوش جان مینمایم و یاد شما را گرامی میدارم.
حیف که من نمیتونم بیام... وگرنه میخواستم کار جاوای «سراب» رو راه بندازم دیگه دردسر نکشه، ولی با احتساب شرایط انگار نمیشه. اون شرط اول رو هم که من داشتم دیگه.
اين حاظرين عجب سوتيهايي رو تکرار ميکنن! 19 تمام!
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
اين طور كه مشخصه، اربابان قصدمسافرت به تهران ندارند
و فقط دل ما رو الكي خوش كردن
يعني چي گردهمائي هاتون رو نگه دارين براي زماني كه ما قراره بيائيم شيراز
اينجوري بيشتر خوش مي گذره
_________________ ياد آور اين باشيم که عشق معجزه مي کند