صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
Bayas Goolآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 2169
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Tehran
جنسيت: زن
ارسال يکشنبه 08 بهمن 1385، ساعت 11:03
 1 سال و 10 ماه پيش
#16
 
از وقتي اين تاپيك ساخته شده يه گوشه نشستم و دارم فكر مي كنم آخه چرا؟

نه جداّ چرا؟ d'oh!

و چون به هيچ جوابي نرسيدم
دوباره به توصيه هاي احسان دل سپردم
مي رم خودم رو معرفي كنم
چون منم يه ديوونه ام Rolling Eyes

_________________
ياد آور اين باشيم که عشق معجزه مي کند Angel
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1219
اعتبار کسب شده: 5797
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 08 خرداد 1386، ساعت 3:31
 1 سال و 6 ماه پيش
#17
 
منم بار اولمه که اومدم توي اين تاپيک

چرا اينجوريه فعلا از اينجا بيرون ميرم چون فصل امتحانات پايان ترم نزديکه يه چند وقته ديگه که امتحاناتم رو دادم دوباره بر مي گردم

خانوما و آقايوون دوونه فعلا ... خودافزززز ...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ehsaneyazdanpanahآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 390
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: ها آمو شيرازيِـَم من
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 16 مرداد 1386، ساعت 17:57
 1 سال و 3 ماه پيش
#18
 
من نميدونم چرا؟
اره چرا
قبلا هم گفته بودن چرا؟ Rolling Eyes
منم ميگم چرا؟
خوب چرا چرا؟
.............
Pray چراااااااااااااااااااااااا؟

_________________
براي شعري که بي تو خواهم گفت...
قافيه کم دارم ...
و...
تجربه ي با تو بودن را...
اي کاش به اندازه ي سلامي با هم بوديم...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
setareye deletoآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

تاريخ عضويت: شنبه 14 مهر 1386
مجموع ارسالها: 1
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 14 مهر 1386، ساعت 14:20
 1 سال و 1 ماه پيش
#19
 
vajihe نوشته بود:
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟ اخه چرا؟؟؟؟ Evil or Very Mad
چرا چرا اينقدر چرا و اگر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2299
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: زن
ارسال شنبه 14 مهر 1386، ساعت 14:55
 1 سال و 1 ماه پيش
#20
 
چرا بايد من به بن بست پر از چرا بخورم ؟ چرا ؟ d'oh! Anxious

_________________
Smile
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مارمولکآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386
مجموع ارسالها: 837
اعتبار کسب شده: 8743
محل سکونت: بين آدمها
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 30 مهر 1386، ساعت 13:10
 1 سال و 1 ماه پيش
#21
 
هميشه برام سوال بوده که
چرا ميگن " جنگ اول به از صلح آخر "

اينا که دوتا موضوع جداگانه و در تضاد ي نيستن.

يه مثال نقض:
شايد دو نفر باهم اول جنگ کنن بعدشم صلح کنن.

شايد بهتر بود ميگفتن:
جنگ اول به از صلح اول
يا
صلح آخر به از جنگ آخر

آيا واقعا چرا؟

_________________
نظرم عوض شد : از مارمولک بازي خوشم مياد!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
حيف!آفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 19 شهريور 1385
مجموع ارسالها: 658
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 30 مهر 1386، ساعت 22:28
 1 سال و 1 ماه پيش
#22
 
چرا فکرميکني از چيزي که نگفتي مي شه سوال کرد...کجاي قيافه من به غيب بين ها مي خوره Evil or Very Mad
چرا رنگ پريده ترين رنگهاي عالم رو ماليدي به هر چي مي خواي بدوني؟....ميخواي رد گم کني..يا بد سليقه اي Shame on you
چرا گوش دادي اونوقت خودت شنيده نمي شي..چشم دادي و ديده نمي شي..و...اينهمه مسائل انحرافي طرح کردي که کدوم بيچاره رو بفرستي کجا؟!..
چرا وقتي مي خواي بگي کي هستي 40 -50 صفحه کتاب دعا اسم رديف مي کني..اين همه شعار انتخاياتي Shame on you ..وقتي که بايد عمل کني هيچ کدوم از اسم هات کار نمي کنه Confused ....
چرا اينهمه ضد ونقيض عمل مي کني؟...صداقتت کجا رفته...
چرا بزرگ شدي بد شدي؟!..ما بزرگ شديم تو بد شدي؟ ..يا وقتي برامون بزرگ شدي ما بد شديم؟...يا ما بزرگ شديم ...تو نه!...ما بد شديم تو نه؟!...يا وقتي ديدي بزرگ شديم... ديدي بزرگ نشديم بد شدي...يا بد بودي ما بزرگ نشده بوديم؟...

_________________
سر آن ندارد امشب ..که برآيد آفتابي....
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مارمولکآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386
مجموع ارسالها: 837
اعتبار کسب شده: 8743
محل سکونت: بين آدمها
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 02 آبان 1386، ساعت 13:42
 1 سال و 1 ماه پيش
#23
 
تا حالا به اين دقت کردين که چرا اون موقع که بچه بوديم و کامپيوتري و اينترنتي نداشتيم که کار علمي (مثلا چت Wink ) انجام بديم و تنها سرگرميمون اين بود که کارتون ببينيم چرا اينهمه کارتون کودک آزار پخش ميشد؟

(قابل توجه يونيسف)

اکثر کارتونهايي که ميديدم قهرمان اصليش يا مادر نداشت يا پدر يا هيچ کدوم يا داشت ولي پيداشون نمي کرد

مثل هاچ زنبور عسل
حنا دختري در مزرعه
نِل
سباستين
دني توي اون کارتون که لوسين باعث شد از کوه بيفته و پاش بشکنه

پسر شجاع
چوبين
نيک و نيکو
يونيکُرن (اون اسب بالدار )

بَنِر (همون سنجابه)
سندباد
هاکل بري فين
پرين(بي خانمان)
.
.
.
اگه هم خانواده داشتن مثل دکتر ارنست و مهاجران يا بچه هاي مدرسه آلپ(؟) يا همگي گم شده بودن يا مهاجرت کرده بودن يا از فرط بي پولي داشتن ميمردن و بچه هه بايد کار ميکرد يا هزار و يک غم ديگه داشتن
خلاصه به هر دري ميزدن که يه وقت خداي نکرده ما احساس نکنيم دنيا قشنگه

راستي تا حالا قيافه يه بچه کوچولو رو که داره کارتون ميبينه ديدين اکثرا ميرن تو بحر کارتون و دهنشون هم باز مي مونه صداشون هم کني پلک هم نميزنن چه برسه به اينکه جواب بدن.

چرا انقدر با احساسات بچه ها بازي ميشه؟

ياد يه شعر افتادم که يادم نمياد از کيه فقط يادم مياد از يه خانم بود

همه گفتند کنون تا بچه است بگذاريد که بخندد شادان
که پس از اين دگرش فرصت خنديدن نيست
بايدش ناليدن
من نپرسيدم هيچ زچه رو بايدم ناليدن؟


--------------------------------------

_________________
نظرم عوض شد : از مارمولک بازي خوشم مياد!
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ستاره’ غريب
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

مجموع ارسالها: 2299
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: زن
ارسال جمعه 18 آبان 1386، ساعت 19:17
 1 سال پيش
#24
 
چرا ديگه تالار شلوغ نيست هيچ کدوم از بچه ها نيست ؟ ام حاجي نيست ؟ اميد نيست ؟ميني نمياد ؟ با خيلي هاي ديگه.ديگه منم دارم از اين تالر سوت و کور خسته ميشم !!! Crying or Very sad

_________________
Smile
 
1
-1
2
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
panteaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1269
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 25
جنسيت: زن
ارسال جمعه 18 آبان 1386، ساعت 19:36
 1 سال پيش
#25
 
ستاره’ غريب نوشته بود:
چرا ديگه تالار شلوغ نيست هيچ کدوم از بچه ها نيست ؟ ام حاجي نيست ؟ اميد نيست ؟ميني نمياد ؟ با خيلي هاي ديگه.ديگه منم دارم از اين تالر سوت و کور خسته ميشم !!! Crying or Very sad


من همين الان اميد و ام حاجي رو ديدم که از پاي کامپيوتر بلند شدن رفتن تا از کشور دفاع کنند! Mr. Green
ميني هم ايستگاه صلواتي منتظر من و سيما و مصي ايه که بريک شربت آبليمو بديم بهشون! Wink
ديرم شده برم.... Anxious

_________________
مه اديان و بيش‏ترِ آيين‏ها به شيشه‏ي پنجره مي‏مانند : راستي را از پسِ آن‏ها مي‏بينيم، ولي ميان ما و راستي حائل مي‏شوند و ما را از آن دور مي‏دارند. جبران‏خليل‏جبران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مارمولکآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386
مجموع ارسالها: 837
اعتبار کسب شده: 8743
محل سکونت: بين آدمها
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 25 آبان 1386، ساعت 21:44
 1 سال پيش
#26
 
بچه که بودم وقتي برام يه قصه تعريف ميکردن دچار پارادوکس فجيعي ميشدم بس خفن گونه!!

داستانها هميشه اينجوري شروع ميشدن:

يکي بود يکي نبود غير از خدا هيشکي نبود.


و بلافاصله با اين جمله ادامه داده ميشدن:

يه .....اي بودکه ..

و نقطه چين اول يه آدم يا يه جک و جونور يا يه گل و بلبل يا يه کوفت و زهرمار ديگه اي بود

و داستان ادامه داده ميشد و به جاهاي حساس ميرسيد و من هنوز اندر خم يک کوچه بودم که:

اگه يکي بود چرا يکي نبود؟

و خودم رو قانع ميکردم که شايد اين يکي با اون يکي فرق فوکوله!

و بعد يه چراي ديگه:
چرا اگه اين يکي بود و اون يکي نبود غير از خدا هيشکي نبود ؟ پس اين يکي چغندره؟

و باز به خودم ميقبولوندم که شايد اين يکي همون خدا بوده
و باز يه چراي ديگه:

اگه غير از خدا هيشکي نبود پس چرا نقطه چينه بوده؟؟

هنوز که هنوزه وقتي ميخوام واسه يه بچه قصه بگم نميدونم چه جوري شروع کنم
Think Think Think


پي نوشت : ميخواستم يه تاپيک بزنم به اسم يکي بود يکي نبود واسه وقتهايي که دور و بر مون چيزهايي ميبينيم که فکر ميکنيم ما رو دچار تضاد ميکنن.چطوره؟

_________________
نظرم عوض شد : از مارمولک بازي خوشم مياد!
 
3
3
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3420
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 26 آبان 1386، ساعت 22:44
 1 سال پيش
#27
 
مارمولک نوشته بود:
بچه که بودم وقتي برام يه قصه تعريف ميکردن دچار پارادوکس فجيعي ميشدم بس خفن گونه!!

داستانها هميشه اينجوري شروع ميشدن:

يکي بود يکي نبود غير از خدا هيشکي نبود.


و بلافاصله با اين جمله ادامه داده ميشدن:

يه .....اي بودکه ..

و نقطه چين اول يه آدم يا يه جک و جونور يا يه گل و بلبل يا يه کوفت و زهرمار ديگه اي بود

و داستان ادامه داده ميشد و به جاهاي حساس ميرسيد و من هنوز اندر خم يک کوچه بودم که:

اگه يکي بود چرا يکي نبود؟

و خودم رو قانع ميکردم که شايد اين يکي با اون يکي فرق فوکوله!

و بعد يه چراي ديگه:
چرا اگه اين يکي بود و اون يکي نبود غير از خدا هيشکي نبود ؟ پس اين يکي چغندره؟
...


تناقضي نداره. اين يکي از مفاهيم اساسي مکانيک کوانتومه. البته قبول دارم براي بچه 3 ساله يه مقدار درکش ثقيله!


مارمولک نوشته بود:

...
پي نوشت : ميخواستم يه تاپيک بزنم به اسم يکي بود يکي نبود واسه وقتهايي که دور و بر مون چيزهايي ميبينيم که فکر ميکنيم ما رو دچار تضاد ميکنن.چطوره؟


بررسي ميکنيم، اگه مشکلي نداشت بهتون تماس ميگيريم
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سرابآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385
مجموع ارسالها: 2368
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 20
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 27 آبان 1386، ساعت 0:36
 1 سال پيش
#28
 
تازه مخمل هم ميخواست نوک طلا و نوک سيا رو بخوره...هاپو کومار هم ميخواست مخمل رو بخوره و آخر سر هم همه کاسه کوزه ها، سر مخمل بدبخت ميشکست d'oh!
من هميشه طرفدار مخمل بودم! و تو اون کارتون ميگ ميگ که بوق ميزد در ميرفت Brick wall طرفدار گرگه بودم و هيچ وقت از بني(اون خرگوش مسخره) خوشم نيومد Evil or Very Mad

_________________
I Am SO Cute!!!
Mr. Green
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
ALPHAآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 25 بهمن 1385
مجموع ارسالها: 1219
اعتبار کسب شده: 5797
محل سکونت: زير گنبد کبود
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 27 آبان 1386، ساعت 1:31
 1 سال پيش
#29
 
سراب نوشته بود:
تازه مخمل هم ميخواست نوک طلا و نوک سيا رو بخوره...هاپو کومار هم ميخواست مخمل رو بخوره و آخر سر هم همه کاسه کوزه ها، سر مخمل بدبخت ميشکست d'oh!
من هميشه طرفدار مخمل بودم! و تو اون کارتون ميگ ميگ که بوق ميزد در ميرفت Brick wall طرفدار گرگه بودم و هيچ وقت از بني(اون خرگوش مسخره) خوشم نيومد Evil or Very Mad

تام و جري رو يادت رفت بگي پسرم.

من هم هميشه دلم مي خواست گربه اون موش بد ترکيب رو بگيره و به بدترين نحو ممکن حسابشو برسه ... Twisted Evil
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
شازده کوچولوآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 17 دي 1385
مجموع ارسالها: 1110
اعتبار کسب شده: 5606
محل سکونت: هيدالو
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 27 آبان 1386، ساعت 2:54
 1 سال پيش
#30
 
داري مشکوک ميزني ها

اين جمله آخر که گفتي يعنيييييي چه؟؟؟؟؟

_________________
تو تا زنده‌اي نسبت به چيزي که اهلي کرده‌اي مسئولي. تو مسئول گُلِتي...
شازده کوچولو (اثر آنتوان دو سنت اگزوپري)
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است خيام! تو ديگه چرا؟
1
پاسخها: 3 بیننده: 203 نویسنده: aram
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است يه اشکال باحال توي ويندوز
1
پاسخها: 14 بیننده: 1073 نویسنده: سيب
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است کسي ميتونه بگه چرا؟
1
پاسخها: 4 بیننده: 351 نویسنده: سيب
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است آيا سايت‌هاي ضداخلاقي به حکومت وابسته‌اند؟
1
پاسخها: 6 بیننده: 288 نویسنده: غريب آشنا

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: