صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
sadeghآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 05 ارديبهشت 1385
مجموع ارسالها: 155
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 05 بهمن 1385، ساعت 9:53
 1 سال و 6 ماه پيش
#1
 
دیشب جمعی از ادامنه شامل احسان , سیاسفید ,غریب آشنا و خدا بیامرز هاروارد با گروهی از کاربران قشنگ در خوابگاه مفتح دیدار فرمودند.

حدود ساعت ۱۲ ما پذیرای چند تن از بچه های قشنگ تالار بودیم.البته داخل اتاق راهشون ندادیم و تمام دیدارها رو پشت در انجام دادیم.
حدود دو سه دقیقه ای که در خدمتشون بودیم مامانهاشون نگران شده و یه هفت هشت باری بهشون زنگ زدند Mr. Green آخه حق هم داشتند پسر های دم بختشون توی این شهر خراب نصفه شبی از خونه زده بودن بیرون ...... Mr. Green
وقتی رفتند هم من کلی نگران شدم.چون یادم اومد واسه شکار گربه ها توی محل های مختلف تله نصب کرده بودند. Mr. Green

به هر حال از اینکه اینقدر به فکر مشکلات بشریت هستید ممنونیم.

_________________
Everything is an Object!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Bayas Goolآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 2144
اعتبار کسب شده: 3405
محل سکونت: Tehran
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 05 بهمن 1385، ساعت 10:10
 1 سال و 6 ماه پيش
#2
 
صادق جان
اين طور كه تو تفسير كردي من فقط ياد ديدار محرمانه مقام معظم رهبري از خانواده هاي محروم مي افتم

در هر حال سعادتي نصيبتون شده، همين كه اومدن توي خوابگاه نفس كشيدن كلي هواي اونجا متبرك شده Smile

_________________
ياد آور اين باشيم که عشق معجزه مي کند Angel
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 05 بهمن 1385، ساعت 16:00
 1 سال و 6 ماه پيش
#3
 
ديشب به ناگاه اراده ملوكانه ما بر اين قرار گرفت كه سري به رعيت خود بزنيم و حال آنها را جويا شويم. به حمدالله همگي در زير سايه الطاف بي كران ما زندگي را به خوبي و خوشي سپري مي كردند و دست بوس و دعاگوي ما بودند.

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سياسفيدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 2873
اعتبار کسب شده: 5904
محل سکونت: شيراز
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 05 بهمن 1385، ساعت 16:15
 1 سال و 6 ماه پيش
#4
 
غريب آشنا نوشته بود:
ديشب به ناگاه اراده ملوكانه ما بر اين قرار گرفت كه سري به رعيت خود بزنيم و حال آنها را جويا شويم. به حمدالله همگي در زير سايه الطاف بي كران ما زندگي را به خوبي و خوشي سپري مي كردند و دست بوس و دعاگوي ما بودند.


بله ، من هم در اين ميان سري به يخچال ها ي دوستان زدم ،خالي بود . Confused

_________________
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
harvardآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382
مجموع ارسالها: 1595
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!!
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 05 بهمن 1385، ساعت 16:19
 1 سال و 6 ماه پيش
#5
 
سياسفيد نوشته بود:
غريب آشنا نوشته بود:
ديشب به ناگاه اراده ملوكانه ما بر اين قرار گرفت كه سري به رعيت خود بزنيم و حال آنها را جويا شويم. به حمدالله همگي در زير سايه الطاف بي كران ما زندگي را به خوبي و خوشي سپري مي كردند و دست بوس و دعاگوي ما بودند.


بله ، من هم در اين ميان سري به يخچال ها ي دوستان زدم ،خالي بود . Confused

تو خودت ميري سر يخچال اما خوراکي ها توي کمد بود Wink داخل نيامدين که وگرنه از خجالتتون در مي آمديم .

_________________
عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .

اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4988
اعتبار کسب شده: 10202
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 05 بهمن 1385، ساعت 16:22
 1 سال و 6 ماه پيش
#6
 
چهارشنبه سوم دي 1385، براي ثبت در تاريخ!

بعد از داستان عجيب و باورنکردني باقلا خوردن وحيد، شب گذشته در اقدامي عجيب و غيرقابل باور، وحيد حاضر شد وارد خوابگاه بشه!!! گربه هاي خوابگاه مفتح اصلا انتظار ديدن يه آدم اتو کشيده کت و شلواري رو توي خوابگاه نداشتند! البته وحيد ادعا داشت که قبلا هم خوابگاه اومده و حتي ميگفت که يک بار نه تنها وارد اتاق شده، بلکه حتي دستپخت مهدي پلنگ رو توي ظروف خوابگاهي خورده که طبيعتا کسي باور نکرد! به هر تقدير ديشب بوق سگ شهري و سر شب خوابگاهي با وحيد و حاج حسين (سياسفيد) رفتيم و به هاروراد، صادق و سان سان سر زديم. همين!

___
سه نفر فوق الذکر که خودمون اينا باشيم ديشب تصميم گرفتيم به مناسبت طلاق* هاي صورت گرفته، به خودمون حال بديم و دور از چشم همه دوستان محترم (و محترمه) رفتيم زيتون! اونجا هم پشت سر هيچکدومتون غيبت نکرديم! Liar بديهيه که حرفم رو باور نميکنيد، و من هم اصراري ندارم! فقط يادتون نره حلالمون کنيد! عکسهاش رو (که البته کيفيت آينه نيست) به زودي و پس از اتمام کار جمع آوري کمکهاي مردمي براي خريد يک عدد کابل رابط، خريد و اهداي اون به وحيد، توي تالار منتشر ميشه Smile

___
عجيبترين حادثه ديشب که واقعا ميتونه توي تاريخ ثبت بشه اين بود که ديشب براي اولين بار، مادر وحيد ديرتر از مادر من به وحيد زنگ زد و از خواهش کرد که يا زودتر بياد خونه، يا همون بيرون بخوابه! Shhh

___
* من با غم، وحيد با بي مرامي و حاج حسين با امتحاناش!

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سياسفيدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 2873
اعتبار کسب شده: 5904
محل سکونت: شيراز
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 05 بهمن 1385، ساعت 16:36
 1 سال و 6 ماه پيش
#7
 
طبقه چهار براي عزيمت به طبقه ده سوار آسانسور شديم .
طبقه ششم دانشجوي پسري با شرت و زير پوش رکابي قرمز و بالش زير بغل
جلوي کت وشلوار اتو کشيده وصورت صافکاري شده وحيد وارد آسانسور شد .
من نگاه وحيد کردم ، بله ! آقا نزديک بود از خنده بميره !
من هم ننتونستم جلوي خندم را بگيرم و خنديدم .
و خدا خدا مي کردم زودتر به طبقه ده برسيم ، تا بچه هاي داخل آسانسور نزدنمون Very Happy

_________________
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
قصه خدا روي زمين
مجموع ارسالها: 9
اعتبار کسب شده: 0
محل سکونت: 
ارسال پنجشنبه 05 بهمن 1385، ساعت 21:51
 1 سال و 6 ماه پيش
#8
 
نقل قول:
عجيبترين حادثه ديشب که واقعا ميتونه توي تاريخ ثبت بشه اين بود که ديشب براي اولين بار، مادر وحيد Shocked ديرتر از مادر من به وحيد زنگ زد و از خواهش کرد که يا زودتر بياد خونه، يا همون بيرون بخوابه!


Shocked Wink Shocked

نقل قول:
طبقه ششم دانشجوي پسري با شرت و زير پوش رکابي قرمز و بالش زير بغل
جلوي کت وشلوار اتو کشيده وصورت صافکاري شده وحيد وارد آسانسور شد .
من نگاه وحيد کردم ، بله ! آقا نزديک بود از خنده بميره !
من هم ننتونستم جلوي خندم را بگيرم و خنديدم .


حاضرم نصف عمرم رو بدم قيافه ي ملت خوابگاهي رو وقتي غريب آَشنا رو ديدن ببينم Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 05 بهمن 1385، ساعت 22:12
 1 سال و 6 ماه پيش
#9
 
سياسفيد نوشته بود:
...طبقه ششم دانشجوي پسري با شرت و زير پوش رکابي قرمز و بالش زير بغل
جلوي کت وشلوار اتو کشيده وصورت صافکاري شده وحيد وارد آسانسور شد ...

علت تأكيد بر روي جنسيت فرد مذكور رو متوجه نمي شم. تو خوابگاه پسرونه فاعدتاً دانشجوها بايد از جنس برتر باشن. البته مواردي هم گزارش شده كه با استفاده از روشهاي خاص مثلاً كارتون يخچال و يا پنجره، عناصري از جنس لطيف وارد خوابگاه جنس برتر شدن. Anxious Sick Silenced

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Bayas Goolآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 2144
اعتبار کسب شده: 3405
محل سکونت: Tehran
جنسيت: زن
ارسال جمعه 06 بهمن 1385، ساعت 1:26
 1 سال و 6 ماه پيش
#10
 
غريب آشنا نوشته بود:
ديشب به ناگاه اراده ملوكانه ما بر اين قرار گرفت كه سري به رعيت خود بزنيم و حال آنها را جويا شويم. به حمدالله همگي در زير سايه الطاف بي كران ما زندگي را به خوبي و خوشي سپري مي كردند و دست بوس و دعاگوي ما بودند.


اگه افتخار بدين و رعيت دور افتاده خود، در ديار پر دود و ريا
ديار مردان غيور دولت، مورد بنده نوازي قرار دهيد بسيار سپاسگذار خواهيم بود Wink

_________________
ياد آور اين باشيم که عشق معجزه مي کند Angel
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Oscarآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 20 دي 1385
مجموع ارسالها: 783
اعتبار کسب شده: 1651
محل سکونت: 
سن: 
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 06 بهمن 1385، ساعت 1:34
 1 سال و 6 ماه پيش
#11
 
Bayas Gool نوشته بود:
ديار مردان غيور دولت، مورد بنده نوازي قرار دهيد بسيار سپاسگذار خواهيم بود

سپاسگزار
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4988
اعتبار کسب شده: 10202
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 06 بهمن 1385، ساعت 2:37
 1 سال و 6 ماه پيش
#12
 
Oscar نوشته بود:
Bayas Gool نوشته بود:
ديار مردان غيور دولت، مورد بنده نوازي قرار دهيد بسيار سپاسگذار خواهيم بود

سپاسگزار


خوشمان آمد! ميتونيم با تو به همراه عبود و وحيد يه حزب راه بندازيم! اسمش رو هم ميزاريم حزب لاک غلط"گير"ها! Razz

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Oscarآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 20 دي 1385
مجموع ارسالها: 783
اعتبار کسب شده: 1651
محل سکونت: 
سن: 
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 06 بهمن 1385، ساعت 2:41
 1 سال و 6 ماه پيش
#13
 
هازرم ازو بشم
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سرابآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385
مجموع ارسالها: 2364
اعتبار کسب شده: 3386
محل سکونت: شيراز
سن: 20
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 06 بهمن 1385، ساعت 4:34
 1 سال و 6 ماه پيش
#14
 
احسان نوشته بود:
Oscar نوشته بود:
Bayas Gool نوشته بود:
ديار مردان غيور دولت، مورد بنده نوازي قرار دهيد بسيار سپاسگذار خواهيم بود

سپاسگزار


خوشمان آمد! ميتونيم با تو به همراه عبود و وحيد يه حزب راه بندازيم! اسمش رو هم ميزاريم حزب لاک غلط"گير"ها! Razz

نکته اول:بنده حقیر نیز گاها به عنوان جوهر مشکی بر روی اغلاط املایی ریخته ام ؛ لذا بی دعوت در حزبتان register مینمایم.
نکته دوم : احسان خان شیرازی؟؟؟ تو رو جون سیبیلات اگه شیراز میای یه خبری هم به ما بده که ییهو ببینیمت Brick wall
این باید تیتر روزنامه های عربی بشه: الغریبُ فی المفتح؟؟! لا یمکن.*

____________
* : جهت اطلاع عبود: من اگه عربی کنکورمو یه کم از 40 بالاتر میزدم رتبه کنکورم نصف میشد!

_________________
I Am SO Cute!!!
Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سياسفيدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 2873
اعتبار کسب شده: 5904
محل سکونت: شيراز
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 06 بهمن 1385، ساعت 8:36
 1 سال و 6 ماه پيش
#15
 
غريب آشنا نوشته بود:
سياسفيد نوشته بود:
...طبقه ششم دانشجوي پسري با شرت و زير پوش رکابي قرمز و بالش زير بغل
جلوي کت وشلوار اتو کشيده وصورت صافکاري شده وحيد وارد آسانسور شد ...

علت تأكيد بر روي جنسيت فرد مذكور رو متوجه نمي شم. تو خوابگاه پسرونه فاعدتاً دانشجوها بايد از جنس برتر باشن. البته مواردي هم گزارش شده كه با استفاده از روشهاي خاص مثلاً كارتون يخچال و يا پنجره، عناصري از جنس لطيف وارد خوابگاه جنس برتر شدن. Anxious Sick Silenced


وارد شداندند . Embarassed

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

از وقتي وارد خوابگاه شديم ، نگاه بچه هاي خوابگاه توجه من را جلب کرد .
هر کس وحيد را مي ديد ، تعجب مي کرد و يه يه دقيقه اي يه گوشه مي ايستاد ونگاش مي کرد .

_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

_________________
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است گردهمايي کاربران تالارهاي گفتمان
7
پاسخها: 24 بیننده: 1724 نویسنده: وحيد
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است گردهمايي کاربران تالار به مناسبت بازگشت احسان
3
پاسخها: 44 بیننده: 1093 نویسنده: مسافر کوير
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است persianbb و کاربران
1
پاسخها: 23 بیننده: 1048 نویسنده: sedayedel
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است ديدار و بازرسي غير منتظره ادامنه از شاخه تهران؟؟
1
پاسخها: 7 بیننده: 218 نویسنده: کيوان

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: