صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
امتيسآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 15 دي 1385
مجموع ارسالها: 47
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: گچساران
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 30 دي 1385، ساعت 3:55
 1 سال و 7 ماه پيش
#1
 
اگر خواهی خود را بشناسی، بدان که: هر کسی را از دو چیز آفریده‏اند: یکی این بدن‏ظاهر، که آن را تن گویند، و مرکب است از: گوشت و پوست و استخوان و رگ و پی وغیر اینها.و آن از جنس مخلوقات همین عالم محسوس است، که عالم جسمانیات‏است.و اصل آن مرکب از عناصر چهارگانه است که «خاک، آب، باد و آتش‏» است، وآن را به همین چشم ظاهری می‏توان دید.

و یکی دیگر «نفس‏» است که آن را روح و جان و عقل و دل نیز گویند، و آن‏جوهری است «مجرد» (10) از عالم ملکوت، و گوهری ست‏بس عزیز از جنس فرشتگان و «عقول قادسیه‏» ، (11) و دری است‏بس گرانمایه از سنخ مجردات، که خدای - تعالی - به‏جهت مصالحی چند - که شمه‏ای از آن مذکور خواهد شد - به قدرت کامله خود ربطی‏میان آن و این بدن ظاهری قرار داده و او را مقید به قید علاقه این بدن و محبوس درزندان تن نموده، تا وقتی معین و اجلی موعود، که قطع علاقه نفس از بدن می‏شودرجوع به عالم خود می‏کند.

و این نفس را به چشم ظاهر نتوان دید بلکه دیده نمی‏شود مگر به بصیرت باطنیه.وهر گاه حدیث نفس یا روح، یا جان، یا دل، یا عقل مذکور شد همین جزء اراده می‏شود،بلکه هرگاه انسان و آدم نیز گفته شود، به غیر از این، چیز دیگر مراد نیست، زیرا - چنانکه مذکور خواهد شد - حقیقت انسان و آدمی همین است.

پس بدن، آلتی است از نفس که باید به آن حالت‏به اموری چند که مامور است قیام‏نماید.

و بدان که: شناختن حقیقت «بدن‏» ، امری است‏سهل و آسان، زیرا دانستی که آن ازجنس مادیات است و شناخت‏حقایق مادیات، چندان صعوبتی ندارد.و اما «نفس‏» ، چون که از جنس مجردات است‏به حقیقت او رسیدن و او را به کنه، شناختن در این‏عالم میسر نیست، - رو مجرد شو مجرد را ببین - و از این جهت‏بود که بعد از آنکه‏حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم - شرح حقیقت او را خواستند حضرت بیان‏نفرمود، خطاب رسید که:

«و یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی‏» (12)

یعنی: «از تو از حقیقت روح سئوال‏می‏کنند، بگو که «روح‏» از امور پروردگار است و از عالم امر (13) است‏» .

و بیش از این رخصت نیافت که بیان کند.

بلی هر گاه نفس انسانی خود را کامل نموده باشد، بعد از قطع علاقه از بدن و حصول تجرد از برای آن می‏تواند شد که آن را بشناسد.بلکه هر گاه در این عالم نیز کسی نفس‏خود را کامل نموده باشد و بخواهد به سر حد کمال برساند و علاقه او از بدن کم شود،دور نیست که تواند فی الجمله معرفت‏به نفس بهم رساند.

_________________
خدواندا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
eastgirlآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 25 دي 1385
مجموع ارسالها: 582
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: همانجايي که ماهي ها زندگي مي کنند!
جنسيت: زن
ارسال دوشنبه 02 بهمن 1385، ساعت 15:08
 1 سال و 7 ماه پيش
#2
 
خيلي فلسفي بود d'oh! نصفيش رو فهميدم Eh?

_________________
من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند
افسوس که قصه مادربزرگ درست بود
هميشه يکي بود و يکي نبود...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است گفت و گو با سيدمحمدعلي ابطحي
1
پاسخها: 4 بیننده: 441 نویسنده: s_mr66
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است نفس خود را نگه داريد!
1
پاسخها: 13 بیننده: 417 نویسنده: armoazn
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است روز 29 بهمن روز سپندار مذگان، روز عشق شاد باد!
1
پاسخها: 11 بیننده: 566 نویسنده: اهورا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است آيا موسيقي مانع رسيدن انسان به کمال است ؟
1
پاسخها: 9 بیننده: 802 نویسنده: nashenas115

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: