صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
Yaghmaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384
مجموع ارسالها: 1194
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: همين امروز ...!
سن: 23
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 27 دي 1385، ساعت 3:16
 1 سال و 10 ماه پيش
#1
 
گزین گویه گزیده‌ای از بهترین بخش‌های بهترین کتابهایی است که تا به حال مطالعه کرده ایم. با ذکر نام کتاب، نام نویسنده و شماره صفحه.

_________________
........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط Yaghma در تاريخ جمعه 29 دي 1385، ساعت 3:21 ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Yaghmaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384
مجموع ارسالها: 1194
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: همين امروز ...!
سن: 23
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 27 دي 1385، ساعت 3:17
 1 سال و 10 ماه پيش
#2
 
ایمان و علم:

علم به ما روشنائی و توانایی می بخشد و ایمان عشق و امید و گرمی، علم ابزار می سازد و ایمان مقصد، علم سرعت می دهد و ایمان جهت، علم توانستن است و ایمان خوب خواستن، علم می نمایاند که چه هست و ایمان الهام می بخشد که چه باید کرد؟، علم انقلاب برون است و ایمان انقلاب درون، علم جهان را جهان آدمی می کند و ایمان روان را روان آدمیت می سازد، علم وجود انسان را به صورت افقی گشترش می دهد و ایمان به شکل عمودی بالا می برد، علم طبیعت ساز است و ایمان انسان ساز، هم علم به انسان نیرو میدهد هم ایمان اما علم نیروی منفصل می دهد و ایمان نیروی متصل، علم زیبایی است و ایمان هم زیبایی است، علم زیبایی عقل است و ایمان زیبایی روح، علم زیبایی اندیشه است و ایمان زیبایی احساس، هم علم به انسان امنیت می بخشد هم ایمان، علم امنیت برونی می دهد و ایمان امنیت درونی، علم در مقابل هجوم بیماریها، سیلها، زلزله ها، طوفانها ایمنی می دهد و ایمان در مقابل اضطرابها، تنهائیها، احساس بی پناهی ها، پوچ انگاری ها، علم جهان را با انسان سازگار می کند و ایمان انسان را با خودش.


انسان و ایمان
استاد مرتضی مطهری
ص 29

_________________
........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط Yaghma در تاريخ چهارشنبه 27 دي 1385، ساعت 4:26 ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
honeyآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 05 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 982
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 27 دي 1385، ساعت 3:20
 1 سال و 10 ماه پيش
#3
 
اسرار آل محمد (ع)
کتاب سليم بن قيس هلالي
ص 222



حق
راه آن روشن. منار آن نور دهنده .چراغ آن پرنور .نهايت آن بلند مرتبه ميدان آن کم و دربرگيرنده سواري هاي مسابقه است .
مورد مسابقه اش قابل توجه و عذاب آن دردناک و نعمت آن قديم است .
آمادگي آن قديم و سواران آن بزرگوارند .
ايمان راه آن و اعمال نيک محل نور آن وفقه و فهم چراغهاي آن ومرگ نهايت آن و دنيا ميدان آن وقيامت سواري آن و بهشت مورد مسابقه آن و آتش عذاب آن و تقوي آمادگي آن ومحسنين سواران آن هستند.

نتايج ايمان
با ايمان بر کارهاي صالح دلالت ميشود و با اعمال صالح فقه وفهم آباد ميشود وبا فقه و فهم از مرگ ترسيده ميشود و با مرگ دنيا خاتمه مي يابد و با دنيا به قيامت عبور داده ميشود وبا قيامت بهشت نزديک ميشود و بهشت حسرت اهل آتش است و آتش موعظه متقين است و تقوي اصل ايمان است .
واين است اسلام !!

_________________
چترها را بايد بست.
زير باران بايد رفت.
فکر را، خاطره را، زير باران بايد برد.
با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
honeyآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 05 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 982
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: زن
ارسال چهارشنبه 27 دي 1385، ساعت 18:09
 1 سال و 10 ماه پيش
#4
 
بار ديگر شهري که دوست ميداشتم
نادر ابراهيمي
ص 54


هلياي من !
زندگي طغياني ست بر تمام در هاي بسته و پاسداران بستگي .
هر لحظه يي که در تسليم بگذرد لحظه يي ست که بيهودگي و مرگ را تعليم ميدهد.
لحظه يي ست متعلق به گذشتگان که در حال رخنه کرده است .
لحظه يي ست اندوه بار و توان فرسا.
اينک گسستن لحظه هاي ديگران را چون پوسيده ترين زنجيرهاي کاغذي بياموز.
باري گريختن تنها از احساسات کودکانه خبر ميدهد.اما تکرار در گريز ثبات عشق را اثبات ميکند.
من- ايمان دارم که عشق تنها تعلق است .عشق وابستگي ست.
انحلال کامل فرديت است در جمع .
عشق مجموع تخيلات يک بيمار نيست .
آنچه هر جدايي را تحمل پذير ميکند انديشه ي پايان آن جدايي ست.
زندگي تنهايي را نفي ميکند وعشق بارورترين تمام ميوه هاي زندگي ست .
بياموز که محبت را از ميان ديوارهاي سنگي و نگاه هاي کينه توز از ميان لحظه هاي سلطه ي ديگران بگذراني.

_________________
چترها را بايد بست.
زير باران بايد رفت.
فکر را، خاطره را، زير باران بايد برد.
با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Yaghmaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384
مجموع ارسالها: 1194
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: همين امروز ...!
سن: 23
جنسيت: زن
ارسال جمعه 29 دي 1385، ساعت 3:14
 1 سال و 10 ماه پيش
#5
 
نه ... نه ای هوراسپ ِ نیک اندیش!
من جادوگر نیم و جادوگران را ستایشگر نیم. آنچه من می دانم بیشتر از آن چیزی است که تو می دانی، تنها و تنها نوشتن فرداست و از ژرفای روان باور داشتن فردا. همین و همین!
ای هوراسپ! بدان که دگرگونی، با باور دگرگونی آغاز می شود و فردا با پذیرفتن فردا. به آسمان بلند سوگند، به آفتاب تابنده، به رود پوینده، به کوه پایدار که ساییده می شود و شره های آبهای بهاری آنرا می ساید، که تو نخست باید فردا را باور کنی، با همه توان، تا دردهای چسبیده به تن امروز، ریشه کن شود، و آبهای وامانده، روان شود...
تو فردا را به نیک ترین شکل باید ببینی تا فردا نیک ترین شکل را به امروز بیاورد. این که «فردا» در روند آمدن خود «امروز» می شود – همچنان که «کودک»، «جوان» و «جوان»، «پیر» - داستنان ما نیست؛ این که به هنگام امروز شدن شکل امروز نخواهد بود، داستان بزرگ ماست ...


فردا شکل امروز نیست
نادر ابراهیمی
ص 13

_________________
........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
honeyآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 05 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 982
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: زن
ارسال شنبه 30 دي 1385، ساعت 19:01
 1 سال و 10 ماه پيش
#6
 
بار ديگر شهري که دوست ميداشتم
نادر ابراهيمي
سومين نامه ص 61


آيا هنوز ريزش باران بر گونه هايت تو را شاداب ميکند؟
آيا هنوز بوي بيدها زماني که از کنارشان ميگذري شادي مي افزايد؟
پس آن پرنده هاي جمله ها که هرگز بي سر آغازي به نام ((ما)) در انديشه هايت پر نميگرفتند کجا رفتند؟
مگر نميگفتي که ما با هم خواهيم خنديد و با هم خواهيم گريست؟
که روزي افسانه وش خواهيم مرد در کنار هم -وافسوس بماند براي ديگران؟
.
.
.
من اينجا زمستاني طولاني و سخت در پيش خواهم داشت .
زمستاني که هرگز از ياد نخواهد رفت.
ايمان من به تو ايمان من به خاک است.
ايمان من به رجعت هر شوکتي ست که در تخريب بناي پوسيده اي اقتدار ديگران نهفته است.
تو چون دستهاي من چون انديشه هاي سوگوار اين روزهاي تلخ و چون تمام يادها از من جدا نخواهي شد.
به من بازگرد !

_________________
چترها را بايد بست.
زير باران بايد رفت.
فکر را، خاطره را، زير باران بايد برد.
با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Yaghmaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384
مجموع ارسالها: 1194
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: همين امروز ...!
سن: 23
جنسيت: زن
ارسال يکشنبه 05 فروردين 1386، ساعت 5:42
 1 سال و 8 ماه پيش
#7
 
عشق، یک عکس یادگاری نیست؛ و یک مزاح شش ماهه یا یک ساله نیست. واقعیت عشق در بقای آن است حقیقت عشق در عمق آن؛ و این هر دو اراده انسانی ست که میخواهد رفعت زندگی را به زندگی بازگرداند. من دختران و پسران بسیاری را می شناسم که تمام هدفشان از طرح مسئله عشق رسیدن است.عجب جنجالی به پا می کنند! عجب درگیر می شوند! اعتصاب غذا. تهدید به خودکشی . قرص های خواب آور . تهدید . گریه . سکوت . فریاد ...
و سرانجام رسیدن.
مشکل اما از همین لحظه آغاز می شود. وقتی هدف اینقدر نزدیک باشد – گرچه کمی هم دور به نظر می رسد – بعد زمانی که برق آسا می گذرد، دیگر نمی دانند چه باید بکنند. با شست و شوی پرده ها، لب پر شدن بشقاب ها، بوی کهنگی گرفتن جهیز. می مانند معطل. قصد بی حرمتی به هم را که ندارند. بی حرمتی فرزند کهنگی ست، فرزند تکرار، این را باید می دانستند که رسیدن، پله اول مناره ای است که بر اوج آن، عاشقانه می گویند. برنامه ای برای بعد از وصل. برنامه ای برای تداوم بخشیدن به وصل. از وصل ممکن و آسان تن به وصل دشوار و خطیر روح. برنامه ای برای سد بندی قاهرانه در برابر خاطره شدن. برنامه یی برای ابد. برای آن سوی مرگ. برای بقای مطلق. برای بی زمانی عشق...


یک عاشقانه آرام
نادر ابراهیمی
ص 88

_________________
........ زيرا همه چيز از احساس آغاز مي شود!!!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است گفت و گو با سيدمحمدعلي ابطحي
1
پاسخها: 4 بیننده: 622 نویسنده: s_mr66
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است درباره تاريخ تمدن اسلامي
3
پاسخها: 29 بیننده: 2413 نویسنده: بزرگمهر
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است اگر قرار باشد مثبت ترين ويژگي بشر را ذکر کني ، چه مي گويي؟؟؟
1
پاسخها: 9 بیننده: 347 نویسنده: vafa
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است يك دانشجوي كارشناسي ارشد چگونه مطالعه مي‌كند!
1
پاسخها: 2 بیننده: 336 نویسنده: اکتيو

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: