| نویسنده |
پیغام |
created_for_iran  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 فروردين 1386 مجموع ارسالها: 160 اعتبار کسب شده: 577 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 17 مهر 1386، ساعت 15:03 |
|
 |
7 ماه و 10 روز پيش |
|
#151
|
| |
|
هيچ ميدونستيد بعضي وقتها ما از معده هامون به جاي چرخ گوشت استفاده مي کنيم . |
|
|
|
|
|
|
 |
Bayas Gool  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 2080 اعتبار کسب شده: 5672 محل سکونت: Tehran جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 24 مهر 1386، ساعت 16:02 |
|
 |
7 ماه و 3 روز پيش |
|
#152
|
| |
آيا هنوز عاشقم هستي
آنگاه که سپيدي بر گيسوانم موج مي زند
...
آيا هنوز هم به ياد مي آوري
دختر جواني را
که بردي
چون عروست
در يک روز باراني
در پاييز
آيا هنوز مرا سخت در آغوش مي فشاري
چون شب پيوندمان
يا ،از ياد خواهي برد
اولين روز ديدارمان را
در تابستان
هنگامي که رزها شکوفه داده بودند
و پرندگان مي خواندند
آيا باز هم نواي خوش خنده هايمان
گوشت را مي نوازد
آيا هنوز هم به ياد داري
همه سالهاي شادي را که در کنار هم سپري کرديم
...
قلبت را تا هميشه
برايم روشن بدار ...
|
_________________ ديگه از کوچه عشق من ، راه برگشتي نداري 
|
|
|
|
|
 |
اشکبوس  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: شنبه 01 مهر 1385 مجموع ارسالها: 152 اعتبار کسب شده: 413 محل سکونت: حيات کوچک پاييز در زندان... جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 11 اسفند 1386، ساعت 21:36 |
|
 |
2 ماه و 16 روز پيش |
|
#153
|
| |
بزرگ شدم و قدم به ماه رسيد
و دانستم وقتي بر روي يک سنگ سيماني گلاب مي پاشند
انساني براي هميشه خسته شده است ...
خيلي وقت بود کسي توي اين صفحه چيزي ننوشته بود و اصولا خيلي وقته کسي چيزي نمي نويسه ... |
|
_________________ و با شتاب آبدزدک از خواب برکه بوسه ميدزديد.
تو داشت او ميشد
که دست من از قصه ها تو را دزديد...
|
|
|
|
|
 |
آزاد  سال صفري!
تاريخ عضويت: شنبه 24 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 80 اعتبار کسب شده: 232 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 02 فروردين 1387، ساعت 19:30 |
|
 |
1 ماه و 26 روز پيش |
|
#154
|
| |
سر بلند کرده اي که چه؟
مردانگيت را به رخ بکشي؟
پس ِ دوازده سال بار مردي تنها بردن
تن ها بردن
بلند کرده اي که چه؟
-
چه مي خاهي
از مردي که پدر مورهاست.
به جير جير کفش
به تق تق در
نگران.
چه مي خواني؟
به چه خاني؟
دوازده سکوت بي پدري
دوازده آجر تن ه ا ي ي
-
مردانگيت دوازده آجر تنهايي؛
تن ها يي نبود؟
- -
سر بلند کرده اي که چه؟
پس از دوازده سال پدري؛
و مادري
تؤام.
با توام.
فرزندت چه؟
-
ديگر نه
همآغوشي ِ همه بَسَست/
به مردي سر بلند نکرده ام.
منتظر همدمَمَم.
مرد مُرد
که کابوس خوابهاي مرديش؛
قطعي ِ تلفن بود.
تلفن در برق بود.
دو آفرودين 86 - 5:25 |
_________________ من از آن روز که رسوا شده ام، آزادم
|
|
|
|
|
 |
سراب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2324 اعتبار کسب شده: 4473 محل سکونت: شيراز سن: 20 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 07 ارديبهشت 1387، ساعت 1:52 |
|
 |
21 روز و 11 ساعت پيش |
|
#155
|
| |
| مهربان... نوشته بود: |
بگذار کلام برهنه با تمام فلش هاي خورده و نخورده،با تمام سردي برهنگي کلمات...ثبت شود در اين دفتر...
حرمت گرما ،بماند براي خانه هاي شما...
اينجا،حرف،حرف من و ما نيست...
حرف
تصوير
و
کلام
است
.
.
و گاه شايد،حرف ديگراني که زنده کردند مسلک کلام و تصوير بي نقاب را...
و
حرمت
نهادند
روح را...
اينجا،اگر ذهنت دور شد از کلام،
عابر حريم فاصله هامان مباش!
.
.
.
اينجا چيزي بيش از کلام پيشکش کنيد...
.
.
اينجا
11
10
85
.
.
.
سفره خاليست...بسم الله...
 |
يادش به خير!
هيچ وقت فکر نميکردم دلم براي ديدن اين عنوان تو جديد ترين ارسال ها تنگ بشه |
|
_________________ همون بهتر که ساکت باشه این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل
از این بدتر نشه رسوایی ما
که تنها تر نشه تنهایی ما...
|
|
|
|
|
 |
s.m.s  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384 مجموع ارسالها: 872 اعتبار کسب شده: 2329 محل سکونت: سن: 22 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 07 ارديبهشت 1387، ساعت 12:39 |
|
 |
21 روز پيش |
|
#156
|
| |
هنوز يک سال نشده
خيلي ها رفتن و خيلي ها هم ميرن
فقط دلمون تنگ ميشه
واسه يه لحظه
بعدش ديگه فرق نميکنه
ميشه مثل هميشه
عادت ميکنيم
به نبودن
به نديدن |
|
_________________
چو عاشق مي شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که اين دريا چه موج خون فشان دارد
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3375 اعتبار کسب شده: 4078 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 08 ارديبهشت 1387، ساعت 7:30 |
|
 |
20 روز و 5 ساعت پيش |
|
#157
|
| |
| سراب نوشته بود: |
يادش به خير!
هيچ وقت فکر نميکردم دلم براي ديدن اين عنوان تو جديد ترين ارسال ها تنگ بشه  |
نوشتم تا لباسها پايين بروند و عرياني بالا بيايد؛ بلکه دوستي دلش وا بشود...
وقتي که عريانم
ميترسم از کوچه ها
ميترسم از مردم
که عرياني ام را
با لختي
اشتباه بگيرند
و با بي لباسي
همسان بدانند!
وقتي که عريانم
ميروم حمام
و تنها
با وان و ديوار
عرياني ام را
قسمت ميکنم!
عکس وان
|
|
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 2106 اعتبار کسب شده: 3896 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 08 ارديبهشت 1387، ساعت 11:48 |
|
 |
20 روز و 1 ساعت پيش |
|
#158
|
| |
اون لحظه من تو حمام هستم.بعدش لباسامو مي پوشم . چه معني داره جلوي کسي لخت بشم.من يه عمر با سيلي صورتو سرخ نگه داشتم.
اون وقت چه معني داره من جلوي کسي لخت بشينم ؟!!! |
_________________ شکل تو گل اسم تو گل اما خودت خاري و بس
بغض مني نمي شکني گرفته اي راه نفس
ظالم ظالم
منو مي آزاري و بس
ظالم ظالم
براي من روحيهء خودم مهمه که افسرده نباشه.پس گير به من نده که برام مهم نيستي.___________
بيخود تلاش هم نکن به حالم ب.... 
|
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1240 اعتبار کسب شده: 2510 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 08 ارديبهشت 1387، ساعت 12:25 |
|
 |
20 روز پيش |
|
#159
|
| |
| ستاره’ غريب نوشته بود: |
اون لحظه من تو حمام هستم.بعدش لباسامو مي پوشم . چه معني داره جلوي کسي لخت بشم.من يه عمر با سيلي صورتو سرخ نگه داشتم.
اون وقت چه معني داره من جلوي کسي لخت بشينم ؟!!!  |
الله اکبر الله اکبر
يا ستار استر عيوبنا
اي پوشاننده عيب ها . بدي هايم را بپوشان
الله اکبر الله اکبر
يا معز اعزز امتنا
اي عزت دهنده – بر عزت و شکوه امت اسلام بيافزا
الله اکبر الله اکبر
يا مجيب اجب دعانا
اي اجابت دهنده – دعاهاي ما را اجابت فرما
الله اکبر الله اکبر
يا لطيف الطف بنا
اي همه لطف و مهرباني ما را از لطف و مهربانيت محروم نساز |
_________________ از ننه اديسون:
| نقل قول: |
از عاشق شدن مگه حاليته ؟
عشقت مال اون بچه ساليته ! |
|
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1240 اعتبار کسب شده: 2510 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 08 ارديبهشت 1387، ساعت 12:26 |
|
 |
20 روز پيش |
|
#160
|
| |
| پسر شجاع نوشته بود: |
| ستاره’ غريب نوشته بود: |
اون لحظه من تو حمام هستم.بعدش لباسامو مي پوشم . چه معني داره جلوي کسي لخت بشم.من يه عمر با سيلي صورتو سرخ نگه داشتم.
اون وقت چه معني داره من جلوي کسي لخت بشينم ؟!!!  |
الله اکبر الله اکبر
يا ستار استر عيوبنا
اي پوشاننده عيب ها . بدي هايم را بپوشان
الله اکبر الله اکبر
يا معز اعزز امتنا
اي عزت دهنده – بر عزت و شکوه امت اسلام بيافزا
الله اکبر الله اکبر
يا مجيب اجب دعانا
اي اجابت دهنده – دعاهاي ما را اجابت فرما
الله اکبر الله اکبر
يا لطيف الطف بنا
اي همه لطف و مهرباني ما را از لطف و مهربانيت محروم نساز |
|
_________________ از ننه اديسون:
| نقل قول: |
از عاشق شدن مگه حاليته ؟
عشقت مال اون بچه ساليته ! |
|
|
|
|
|
 |
ستاره’ غريب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 21 دي 1385 مجموع ارسالها: 2106 اعتبار کسب شده: 3896 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 08 ارديبهشت 1387، ساعت 20:40 |
|
 |
19 روز و 16 ساعت پيش |
|
#161
|
| |
| نقل قول: |
لله اکبر الله اکبر
يا ستار استر عيوبنا
اي پوشاننده عيب ها . بدي هايم را بپوشان
الله اکبر الله اکبر
يا معز اعزز امتنا
اي عزت دهنده – بر عزت و شکوه امت اسلام بيافزا
الله اکبر الله اکبر
يا مجيب اجب دعانا
اي اجابت دهنده – دعاهاي ما را اجابت فرما
الله اکبر الله اکبر
يا لطيف الطف بنا
اي همه لطف و مهرباني ما را از لطف و مهربانيت محروم نساز |
جلوي کسي گفتم. ولي اين کسي که مي گم يعني هر کسي که از راه برسه.وگرنه من زياد به خودم سخت نمي گيرم. افتادالان ؟!!! |
_________________ شکل تو گل اسم تو گل اما خودت خاري و بس
بغض مني نمي شکني گرفته اي راه نفس
ظالم ظالم
منو مي آزاري و بس
ظالم ظالم
براي من روحيهء خودم مهمه که افسرده نباشه.پس گير به من نده که برام مهم نيستي.___________
بيخود تلاش هم نکن به حالم ب.... 
|
|
|
|
|
 |
|
|