| نویسنده |
پیغام |
pantea  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 1207 اعتبار کسب شده: 2377 محل سکونت: سن: 24 جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 2:02 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#1
|
| |
/زهرا صادقی ( سایت زنستان)
«خانم٬ مقنعهات را بکش جلو» «خانم آرايشت را پاك کن» «خانم اين چه وضع لباس پوشيدن / نشستن/ خنديدنه» «خانم …»
هر دختر دانشجويي تذکراتي از اين دست را بارها و بارها در دانشگاه شنيدهاست. تذکراتي که ما با خوشبيني نمونههايي از آنها را با لحني مودبانه ذکر کرديم اما ممکن است به گونهاي کاملا متفاوت و آزاردهنده و تحقيرآميز ادا شوند. البته بايد يادآور شويم که به دليل وضع خاص دانشگاهها و جامعهي ايران و کنترل شديد آن بر افراد٬ در اين مورد خاص جنسيت اين مشکل را براي دختران نه «ايجاد» که تشديد ميکند٬ زيرا پسران نيز کمابيش با اين مساله ( در سطحي پايينتر و ملايمتر) روبهرو هستند. اما مسالهاي که ما در صدد بررسي آن هستيم نه وجود اين تذکرات٬ بلکه معيارهاي شکلدهنده و قوانين منشا آنهاست. امروز در دانشگاهها٬ دانشجويان علاوه بر رعايت مقررات آئين نامهي انضباطي (که اکثريت قريببهاتفاق دانشجويان هرگز آنرا نميخوانند زيرا دسترسي به آن براي دانشجويان عادي عموما به راحتي امکانپذير نيست) موظف به رعايت يكسري قوانين نانوشته هستند که بسته به محيط تحصيلي آنها متفاوت است."
ادامه نوشته خانم زهرا صادقی به شرح زیر است:
فاکتورهاي تشکيلدهنده و اعمال سليقهی مسئولين
فاکتورهاي شکلدهندهي اين قوانين شامل عرف معمول محيط تحصيلي ( که در دانشگاههاي مختلف و حتي دانشکدههاي مختلف يك دانشگاه متفاوت است)٬ عرف معمول در نهاد حراست دانشگاه٬ سيستم معمول کنترل بين نگهبانان حراست و بافت فرهنگي و فکري دانشجويان است. علاوه بر اين فاکتورها بايد به اعمال سليقهي شديد مسئولين و نگهبانان نيز اشاره کنيم. مسئولين بهجاي محدود کردن «بايدها و نبايدها» به قانون٬ قوانين عرفي و نانوشته را در جايگاه مقررات رسمي قرار ميدهند و با عدم رعايت آنها از سوي دانشجويان برخورد ميکنند٬ و در اين پروسه اعمال سليقهي نيروي انساني را بهوفور شاهد هستيم. نوع برخورد مسئولين با «تخلفات» و حتي شناسايي يا عدم شناسايي يك عمل واحد به عنوان «تخلف» از سوي آنان٬ چندان وابسته به معيار قانوني نيست و نيروي انساني مسئول بسته به حالت روحي٬ عقايد و تفکرات فردي و حتي حب و بغض شخصي در آن اعمال سليقه ميکند. بهعنوان مثال در آئيننامه قانوني دانشگاهها فرم خاصي براي پوشش موي سر ذکر نشده و اصراري بر مقنعه نميبينيم٬ اما چنانچه از اين گزاره نتيجه بگيريد که در صورت حفظ حجاب با روسري ميتوانيد وارد هريك از دانشگاههاي ايران شويد٬ در اشتباهيد. قانون اهميت چنداني ندارد٬ آنچه ميتواند اين اجازه را بهشما بدهد يا ندهد عرف دانشکده يا دانشگاهي است که شما قصد ورود بهآن را داريد. علاوه بر سيستم معمول حراست دانشگاه٬ پوشش رايج دانشجويان و ساير عواملي که در بالا ذکر شد٬ روحيه و اخلاق و وضع زندگي خانوادگي نگهبان نيز بخش مهمي از قضيه را تشکيل ميدهد. چنانچه از چهرهاش پيداست که صبح با همسرش مشاجرهاي داشتهاست٬ به سرعت از محل دور شويد و دنبال در ديگري براي ورود بگرديد٬ زيرا احتمالا آنقدر ظاهر شما را اسکن خواهدکرد تا بالاخره بتواند ايرادي پيدا کند ( که اگر حالش خوب بود اصلا بهآن توجه نميکرد!) و شما را بهخاطر آن به کميته انضباطي بکشاند. در مورد ديگر٬ معيار خاصي براي کنترل حجاب و پوشش وجود ندارد. ممکن است ناگهان بهشما گفتهشود آرايشتان را پاك کنيد چون آرايش کردن در دانشگاه ممنوع است٬ در صورتيکه معمولا ميتوانيد با آرايش معمولي وارد دانشگاه شويد٬ و يا روز ديگر از شما خواستهشود فقط مثلا رژلبتان را پاك کنيد. ممکن است از يك در دانشگاه بتوانيد بهراحتي وارد شويد اما هنگام خروج از در ديگر نگهبان از ظاهرتان ايراد بگيرد. همچنين کنترل کارت دانشجويي هنگام ورود٬ از قانون خاصی ( اقلا قانونی که ما بتوانیم متوجه آن شویم!) پیروی نمیکند و معمولا تابع وضع آب و هواست!
برخورد جمعي دانشجويان با نقض قوانين عرفي
علاوه بر برخورد مسئولين با عدم رعايت قوانين غيررسمي٬ در صورت تخلف از آنان ممکن است شاهد برخوردهاي منفي از سوي دانشجويان نيز باشيد. مثلا اگر در دانشکدهاي که از محيط بستهاي برخوردار است در لابي دانشکده با صداي بلند به گفتگو و خنده و شوخي با دوستانتان بپردازيد٬ علاوه بر تذکر حراست به احتمال زياد تا مدتي بايد نگاههاي آزاردهنده و سرزنشآميز و حرف و حديثهاي دانشجويان را نيز متحمل شويد. چنانچه به نقض اين قوانين و عرف معمول محيط ادامه دهيد٬ ممکن است باعواقب جديتري نظير ايجاد تصويري منفي و مخدوش از شما در ذهن جمعي٬ طرد غيرمحسوس يا محسوس از جمع دانشجويان و حتي دوستانتان و يا برخورد اساتيد روبهرو شويد.
نمونههايي از قوانين نانوشته
تاثير و قدرت قوانين نانوشته و عرفي ممکن است در حوزههاي گوناگوني نظير کنترل حجاب و پوشش٬ کنترل رفتار٬ نحوهي تعامل دانشجويان جنس مخالف با يكديگر٬ کشاندن فعاليتهاي غيررسمي و خارج از دانشگاه به محدودهي دانشگاه و … مشاهده شود. وجود يا عدم وجود اين قوانين در اين حوزهها و ميزان تاثير آنها و نحوهي برخورد با نقض آنها بستگي کامل به محيط تحصيلي ( دانشگاه و دانشکده) دارد. بهعنوان مثال٬ در اکثر دانشگاهها استفاده از روسري چنانچه امکانپذير باشد راحت نيست و لازمهي آن تحمل ايرادگرفتنهاي نگهبانان٬ بستن روسري به نحوي که موها را کاملا پوشش دهد و هموار کردن نگاههاي دانشجويان بر خود است و تازه باز هم اين کار «غيرمعمول» ارزيابي ميشود. اما چنانچه سري به دانشکدهی هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بزنيد٬ متعجب خواهيد شد چرا که کاملا برعکس ساير دانشگاهها٬ پوشش غالب را روسري تشکيل ميدهد و کمتر ممکن است مقنعهاي بر سر دختران دانشجو ببينيد٬ و برخوردي نيز با آنان نميشود چرا که عرف دانشکده اين امر را براي آنان مجاز ساخته است. حالآنکه در ساير دانشکدههاي همين دانشگاه چنين امري ديده نميشود.
در اکثر دانشگاهها٬ چنانچه دختر و پسر دانشجويي در حال دستدادن با يکديگر ديدهشوند ممکن است مشکل جدي برايشان ايجاد شود٬ ولو اينکه رابطهي خاصي با هم نداشته و صرفا بهمنظور معارفه يا ابراز آشنايي و صميميت با هم دستدادهباشند. بعد از قانون «سيگار براي دختران ممنوع» اين قانون عموميترين قانون غيررسمي در دانشگاههاست.
در دانشگاههایی که از فضای سبز برخوردارند، پسران آزادانه از آن استفاده ميکنند٬ در چمنها لم ميدهند٬ دراز ميکشند و .. دختران چنانچه کمي از حد معمول راحتتر بنشينند٬ ممکن است علاوه بر نگاههاي خيره با تذکر مسئولين مواجه شوند. لذت بردن از هوا و آفتاب و فضاي سبز نيز تنها مختص پسران است.
بهعنوان مثالي ديگر ميتوان از دانشکدهي اقتصاد دانشگاه شهيدبهشتي نام برد. حراست اين دانشگاه نسبت به ساير دانشگاهها بسيار سختگيرتر است و همواره داراي مقام اول از نظر سختگيري در کنترل بين حراستهاي دانشگاههاي کشور بودهاست. اما در همين دانشگاه و با وجود همين حراست٬ دانشکدهي اقتصاد به مثابهي جزيرهاي مستقل داراي قوانين خاص خود است. در اين دانشکده چهرههايي را ميتوانيد ببينيد که در صورت رويت شدن در فيالمثل دانشکدهي حقوق ( که داراي محيطي بهشدت بسته است) مسلما با برخورد حراست و تذکر و نگاهها و زمزمههاي دانشجويان روبهرو خواهند شد. يا ممکن است شاهد برخوردهاي دوستانهي دانشجويان دختر و پسر باشيد بدون اينکه نگاهها و زمزمههاي معنيدار دربارهي آنها بهوجود آيد اما همين برخورد در دانشکدهي ديگري عاقبت خوبي بهدنبال نخواهد داشت.
گردهمآييها٬ بحث و گفتگوها٬ کنفرانسهاي دانشجويي و برخوردهاي دانشجويان در دانشکده علوم اجتماعي علامه طباطبايي٬ فعاليتهاي سياسي دانشجويان پليتکنيك٬ آزادي پوشش دانشجويان دانشکدهي زيانهاي خارجي آزاد تهران مرکز٬ پوشش دانشجویان دانشگاه الزهرا و … چنانچه در دانشگاههاي ديگر رخ دهند با برخوردي کاملا متفاوت روبهرو خواهند شد.
دانشگاه بدون دود٬ تنها براي دختران!
اکثر کساني که از آنها در مورد قوانين نانوشتهاي که نقض آنها با برخورد مسئولين مواجه ميشود سوال کرديم٬ در درجهي اول به ممنوعيت غيررسمي سيگار کشيدن براي دختران در محيط دانشگاه اشاره کردند. در حقيقت قانون خاصي که سيگار کشيدن در دانشگاه را براي دختران ممنوع کند وجود ندارد. طرح دانشگاه بدون دود در برخي دانشگاههاي کشور به صورت فرماليته و اسمي «پياده» شدهاست که از حد حرف فراتر نرفته و همچنان شاهد سيگار کشيدن دانشجويان در اين دانشگاهها هستيم. اما ممنوعيت سيگار براي دختران قانون غيررسميايست که از بيشترين حمايت از سوي مسئولين برخوردار است. چنانچه جرات کنيد در فضاي باز در دانشگاه سيگار بکشيد٬ خودتان را در خطر توقيف کارت دانشجويي٬ احضار به کميته انضباطي٬ درج در پرونده و تذکر کتبي قرار دادهايد و همچنين احتمال بسياري دارد که ساير دانشجويان از شما بهعنوان يك دختر «خراب» ياد کنند ( طبق باور عمومي رايج در جامعه که سيگار کشيدن را از مشخصات زنان روسپي و بيبندوبار ميداند) در صورتي که همهروزه شاهد سيگار کشيدن پسران درست در برابر چشمهاي مراقب مسئولين دانشگاه و حراست هستيم و هيچ برخوردي نيز با آنان نميشود. اين تنها قانوني است که عموما در تمام دانشگاهها با تفاوت اندکي اجرا ميشود و عرف دانشگاه تفاوتي در آن ايجاد نميکند. دختران سيگاري در محيط دانشگاه مجبورند براي سيگار کشيدن به گوشهي خلوت و دور از ديدي پناه ببرند و مدام از ديدهشدن توسط بسيج٬ مسئولين حراست٬ مسئولين دانشگاه و يا گزارش ساير دانشجويان به مسئولين هراس داشتهباشند و در نتيجه عموما به اجبار در دانشگاه از سيگار کشيدن چشمپوشي ميکنند. مسالهي مطرح در اين بين٬ اين نيست که دختران اصرار داشتهباشند در محيط دانشگاه سيگار بکشند٬ بلکه تبعيض جنسيتي و محدوديت بيمنطق و برخورد فوقالعاده بد و تحقيرآميز مسئولين است که آنان را آزار ميدهد.
وابستگي عرف دانشگاهها به عرف جامعه
مسلم است که عرف حاکم بر دانشگاه٬ از عرف جامعه نشات ميگيرد. بسياري از قوانين نانوشتهی حاکم در دانشگاه از قبيل حجاب و سيگار نکشيدن و … در جامعه نيز حاکمند. ( اگرچه در بين دانشگاههاي تهران که همگي تحت حکومت عرف واحد جامعه شهري هستند تفاوت در عرف محيط ديده ميشود) بنابراين با تفاوت جامعه و بستهتر يا بازتر شدن عرف آن عرف حاکم بر دانشگاه نيز تغيير مييابد. به عنوان مثال ميتوانيم دختران دانشجو در دانشگاههاي شهرستانها را ذکر کنيم٬ که علاوه بر رعايت قوانين رسمي و غيررسمي٬ موظف به رعايت عرف حامن بر محيط شهرستان نيز هستند. از آنجا که رعايت اينهمه قانون براي دختراني که از شهرهاي ديگر و فرهنگهاي شايد آزادتر آمدهاند دشوار است٬ عموما نسبت به دختران دانشجو در شهرستانها ديد خوبي وجود ندارد و مردم بومي آنها را بيبندوبار و دردسرساز ميدانند.
به نقل از زنده رود |
|
_________________ shine on! brighter than the sun...live for every moment before the moment''s gone...we shine on you and me tonight!
|
|
|
|
|
 |
manisa  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 تير 1385 مجموع ارسالها: 325 اعتبار کسب شده: 889 محل سکونت: tehran سن: 30 جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 3:03 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#2
|
| |
|
|
|
|
 |
نبي  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 06 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 1206 اعتبار کسب شده: 5573 محل سکونت: اينور دنيا! سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 3:16 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#3
|
| |
به نظر من با اینکه خوب شده ولی مشکلات همچنان هست.
این باعث شده جو دانشگاه ها خیلی خراب بشه
مثلا یکی از اینکه یکی از هم کلاسیا ازش جزوه خواسته عاشقش شده و بر عکسش هم هست یعنی یکی که می خواد عشقشو ثابت کنه میره جزوه می خواد
و ...
همه و همه دست به دست هم میدن که سالهایی که تو دانشگاه هستیم به بدترین سالهای زندگیمون از لحاظ عاطفی تبدیل شه. دوستی پشت دوستی! تا کی وابستگی قبل عشق!.
|
_________________ Every experience you have and how it makes you feel is a direct result of your perspective on life.
|
|
|
|
|
 |
سکوت  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 15 آذر 1385 مجموع ارسالها: 270 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: زياد دور نيست جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 11:52 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#4
|
| |
نميدونم من که دانشگاه نشد که برم اما تو هنرستان که بودم انقدر کار داشتم که نخوام با جنس مخالف دوست بشم يا آرايش کنم و اين کارا رو هم دوست ندارم چه معني داره دختر آرايش کنه من که الانم ميرم کلاس نقاشي اين کارو نميکنم آرايش کنم که چي بشه؟ |
|
_________________ با تمام بي کسي هايم کسي دارم هنوز
چشم مشتاق و دل دلواپسي دارم هنوز
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4948 اعتبار کسب شده: 9885 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 12:09 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#5
|
| |
|
|
|
|
 |
Bayas Gool  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 2080 اعتبار کسب شده: 5672 محل سکونت: Tehran جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 12:09 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#6
|
| |
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 1131 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 18:11 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#7
|
| |
|
|
|
|
 |
Yaghma  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 967 اعتبار کسب شده: 2619 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
جمعه 01 دي 1385، ساعت 6:08 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#8
|
| |
| نقل قول: |
| هر دختر دانشجويي تذکراتي از اين دست را بارها و بارها در دانشگاه شنيدهاست. |
اولا هر دختري : نه
ثانيا: اين خود آدمِ (چه پسر چه دختر) که با رفتارش تعيين مي کنه که کي، کجا، چقدر بهش احترام بذاره.
و مطمئن هم بايد بود که تا وقتي کسي خودش قدر و اندازه و حرمت خودش رو ندونه کسي پيدا نمي شه که بخواد وقت بابتش صرف کنه. بابت اينکه حريم و حرمت آدم رو توي رفتارهاش و برخورداش.
ولي در کل منم با همه اونايي که از اين دست تذکرات به دخترا مي دن تا 99 درصد موافقم. |
|
_________________ اين روزها،
روزهاي دلتنگي در من قدم مي زند...!
|
|
|
|
|
 |
s.m.s  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384 مجموع ارسالها: 872 اعتبار کسب شده: 2329 محل سکونت: سن: 22 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 01 دي 1385، ساعت 14:29 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#9
|
| |
| احسان نوشته بود: |
مواردي که گفتيد(فارغ از بحث درست يا غلط بودن چنين اعتراضي) هيچ ربطي به دانشگاه نداره و در تمام جامعه همينطوره! قوانين نانوشته دانشگاهي در اين مورد ميتونه اين باشه که چرا يه پسر در شرايط مساوي با يه دختر نميتونه نمره اي به اندازه اون دختر بگيره؟ ميتونه اين باشه که چرا معمولا احترام بيشتري براي جنس لطيف در دانشگاه قائل ميشن؟
 |
آخ که گفتي احسان جون.خيلي دلم از اين خونه،يارو خجالت هم نميکشه!درست در شرايط مساوي،در شرايط کاملا مساوي!در شرايطي که خيلي مساوي بود!اونقدر که باورتون نميشه!
ولي نمره من از نمره دختر هم کلاسيم 3 نمره کمتر بود.اونم توي يه سوال 5 نمره اي!!
به استاد هم ميگيم ميگه سينوس متقارن نيست!!!!ربطش رو اگه فهميديد به ما هم بگيد!!!
البته من نمي دونم چرا کليد سوالات با برگه امتحاني اون خانم عوض شده بود!!!! |
|
_________________
چو عاشق مي شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که اين دريا چه موج خون فشان دارد
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2981 اعتبار کسب شده: 2345 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 01 دي 1385، ساعت 20:13 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#10
|
| |
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 1131 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 01 دي 1385، ساعت 22:21 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#11
|
| |
ببخشيد! بايد زودتر ميگفتم که منظور حضرت پلنگ از "جامعه" در اين بيان تاريخيشون، همانا "ملاء عام" است. |
|
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3190 اعتبار کسب شده: 4835 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 01 دي 1385، ساعت 23:48 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#12
|
| |
|
|
|
|
 |
zahero baten  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: جمعه 10 آذر 1385 مجموع ارسالها: 109 اعتبار کسب شده: 406 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 01 آذر 1386، ساعت 0:56 |
|
 |
5 ماه و 27 روز پيش |
|
#13
|
| |
الآن ديگه دانشگاه و بيرون نداره.
انقد بيخودي گير ميدن که آدم دوست داره همچين. ميتونيد به ستاره مراجعه کنيد.7 شب به بعد. |
|
_________________ دو گرايش سبب از دست دادن مي شود:
_ ناسپاسي
_ ترس از دست دادن
|
|
|
|
|
 |
خزان بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 136 اعتبار کسب شده: 687 جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 22 اسفند 1386، ساعت 1:28 |
|
 |
2 ماه و 6 روز پيش |
|
#14
|
| |
طبق آخرين آمار من که امروز زده شد تو دانشگاه يه ما يه دختر معصوم هست که معتاده
وداره پخش هم مي کنه
چييييييييي؟
دخترا ي ديگه بخواطر اين جور انگلها بايد از ديد بد مردم بگذرن
من با گير الکي خيلي خيلي مخالف هستمو متنفرم
چون ميگه هر کني واکنشي دارد بر خلاف اون کنش( قانون سوم نيوتن )
اگر گير بدي به خانم ميرن بيشتر مو سرشونو در ميارن گردن بيرون ميندازن پاچه ميره بالا آرايش افتضا ميشه
ولي به خداوندي خدا اگر بگن آزادي هر کاري بکن
دختر تا يه مدت بي حجابي مي کشه بعد که اشباع شد خودش راه درست رو انتخاب مي کنه |
|
_________________ le paure che io sento quanto bruciano dentro le parole che non ho più detto, sai
|
|
|
|
|
 |
|
|