صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
panteaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1207
اعتبار کسب شده: 2377
محل سکونت: 
سن: 24
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 2:02
 1 سال و 4 ماه پيش
#1
 
/زهرا صادقی ( سایت زنستان)
«خانم٬ مقنعه‌ات را بکش جلو» «خانم آرايشت را پاك کن» «خانم اين چه وضع لباس پوشيدن / نشستن/ خنديدنه» «خانم …»
هر دختر دانشجويي تذکراتي از اين دست را بارها و بارها در دانشگاه شنيده‌است. تذکراتي که ما با خوش‌بيني نمونه‌هايي از آن‌ها را با لحني مودبانه ذکر کرديم اما ممکن است به گونه‌اي کاملا متفاوت و آزاردهنده و تحقيرآميز ادا شوند. البته بايد يادآور شويم که به دليل وضع خاص دانشگاه‌ها و جامعه‌ي ايران و کنترل شديد آن بر افراد٬‌ در اين مورد خاص جنسيت اين مشکل را براي دختران نه «ايجاد» که تشديد مي‌کند٬ زيرا پسران نيز کمابيش با اين مساله ( در سطحي پايين‌تر و ملايم‌تر) روبه‌رو هستند. اما مساله‌اي که ما در صدد بررسي آن هستيم نه وجود اين تذکرات٬ بلکه معيارهاي شکل‌دهنده و قوانين منشا آن‌هاست. امروز در دانشگاه‌ها٬ دانشجويان علاوه بر رعايت مقررات آئين نامه‌ي انضباطي‌ (که اکثريت قريب‌به‌اتفاق دانشجويان هرگز آن‌را نمي‌خوانند زيرا دسترسي به آن براي دانشجويان عادي عموما به راحتي امکان‌پذير نيست) موظف به رعايت يك‌سري قوانين نانوشته هستند که بسته به محيط تحصيلي آنها متفاوت است."

ادامه نوشته خانم زهرا صادقی به شرح زیر است:

فاکتورهاي تشکيل‌دهنده‌ و اعمال سليقه‌ی مسئولين

فاکتورهاي شکل‌دهنده‌ي اين قوانين شامل عرف معمول محيط تحصيلي ( که در دانشگاه‌هاي مختلف و حتي دانشکده‌هاي مختلف يك دانشگاه متفاوت است)٬ عرف معمول در نهاد حراست دانشگاه٬ سيستم معمول کنترل بين نگهبانان حراست و بافت فرهنگي و فکري دانشجويان است. علاوه بر اين فاکتورها بايد به اعمال سليقه‌ي شديد مسئولين و نگهبانان نيز اشاره کنيم. مسئولين به‌جاي محدود کردن «بايدها و نبايدها» به قانون٬ قوانين عرفي و نانوشته را در جايگاه مقررات رسمي قرار مي‌دهند و با عدم رعايت آن‌ها از سوي دانشجويان برخورد مي‌کنند٬ و در اين پروسه اعمال ‌سليقه‌ي نيروي انساني را به‌وفور شاهد هستيم. نوع برخورد مسئولين با «تخلفات» و حتي شناسايي يا عدم شناسايي يك عمل واحد به عنوان «تخلف» از سوي آنان٬ چندان وابسته به معيار قانوني نيست و نيروي انساني مسئول بسته به حالت روحي٬ عقايد و تفکرات فردي و حتي حب و بغض شخصي در آن اعمال سليقه مي‌کند. به‌عنوان مثال در آئين‌نامه قانوني دانشگاه‌ها فرم خاصي براي پوشش موي سر ذکر نشده و اصراري بر مقنعه نمي‌بينيم٬ اما چنان‌چه از اين گزاره نتيجه بگيريد که در صورت حفظ حجاب با روسري مي‌توانيد وارد هريك از دانشگاه‌هاي ايران شويد٬ در اشتباهيد. قانون اهميت چنداني ندارد٬ آن‌چه مي‌تواند اين اجازه را به‌شما بدهد يا ندهد عرف دانشکده يا دانشگاهي‌ است که شما قصد ورود به‌آن ‌را داريد. علاوه بر سيستم معمول حراست دانشگاه٬ پوشش رايج دانشجويان و ساير عواملي که در بالا ذکر شد٬ روحيه و اخلاق و وضع زندگي خانوادگي نگهبان نيز بخش مهمي از قضيه را تشکيل مي‌دهد. چنان‌چه از چهره‌اش پيداست که صبح با همسرش مشاجره‌اي داشته‌است٬ به سرعت از محل دور شويد و دنبال در ديگري براي ورود بگرديد٬ زيرا احتمالا آن‌قدر ظاهر شما را اسکن خواهدکرد تا بالاخره بتواند ايرادي پيدا کند ( که اگر حالش خوب بود اصلا به‌آن توجه نمي‌کرد!) و شما را به‌خاطر آن به کميته انضباطي بکشاند. در مورد ديگر٬ معيار خاصي براي کنترل حجاب و پوشش وجود ندارد. ممکن است ناگهان به‌شما گفته‌شود آرايشتان را پاك کنيد چون آرايش کردن در دانشگاه ممنوع است٬ در صورتي‌که معمولا مي‌توانيد با آرايش معمولي وارد دانشگاه شويد٬ و يا روز ديگر از شما خواسته‌شود فقط مثلا رژلبتان را پاك کنيد. ممکن است از يك در دانشگاه بتوانيد به‌راحتي وارد شويد اما هنگام خروج از در ديگر نگهبان از ظاهرتان ايراد بگيرد. هم‌چنين کنترل کارت دانشجويي هنگام ورود٬ از قانون خاصی ( اقلا قانونی که ما بتوانیم متوجه آن شویم!) پیروی نمی‌کند و معمولا تابع وضع آب و هواست!

برخورد جمعي دانشجويان با نقض قوانين عرفي

علاوه بر برخورد مسئولين با عدم رعايت قوانين غيررسمي٬ در صورت تخلف از آنان ممکن است شاهد برخوردهاي منفي از سوي دانشجويان نيز باشيد. مثلا اگر در دانشکده‌اي که از محيط بسته‌اي برخوردار است در لابي دانشکده با صداي بلند به گفتگو و خنده و شوخي با دوستانتان بپردازيد٬ علاوه بر تذکر حراست به احتمال زياد تا مدتي بايد نگاه‌هاي آزاردهنده و سرزنش‌‌آميز و حرف و حديث‌هاي دانشجويان را نيز متحمل شويد. چنان‌چه به نقض اين قوانين و عرف معمول محيط ادامه دهيد٬ ممکن است باعواقب جدي‌تري نظير ايجاد تصويري منفي و مخدوش از شما در ذهن جمعي٬ طرد غيرمحسوس يا محسوس از جمع دانشجويان و حتي دوستانتان و يا برخورد اساتيد روبه‌رو شويد.


نمونه‌هايي از قوانين نانوشته

تاثير و قدرت قوانين نانوشته و عرفي ممکن است در حوزه‌هاي گوناگوني نظير کنترل حجاب و پوشش٬ کنترل رفتار٬ نحوه‌ي تعامل دانشجويان جنس مخالف با يك‌ديگر٬ کشاندن فعاليت‌هاي غيررسمي و خارج از دانشگاه به محدوده‌ي دانشگاه و … مشاهده شود. وجود يا عدم وجود اين قوانين در اين حوزه‌ها و ميزان تاثير آن‌ها و نحوه‌ي برخورد با نقض آن‌ها بستگي کامل به محيط تحصيلي ( دانشگاه و دانشکده) دارد. به‌عنوان مثال٬ در اکثر دانشگاه‌ها استفاده از روسري چنان‌چه امکان‌پذير باشد راحت نيست و لازمه‌ي آن تحمل ايرادگرفتن‌هاي نگهبانان٬ بستن روسري به نحوي که موها را کاملا پوشش دهد و هموار کردن نگاه‌هاي دانشجويان بر خود است و تازه باز هم اين کار «غيرمعمول» ارزيابي مي‌شود. اما چنان‌چه سري به دانشکده‌ی هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بزنيد٬ متعجب خواهيد شد چرا که کاملا برعکس ساير دانشگاه‌ها٬ پوشش غالب را روسري تشکيل مي‌دهد و کم‌تر ممکن است مقنعه‌اي بر سر دختران دانشجو ببينيد٬ و برخوردي نيز با آنان نمي‌شود چرا که عرف دانشکده اين امر را براي آنان مجاز ساخته است. حال‌آن‌که در ساير دانشکده‌هاي همين دانشگاه چنين امري ديده نمي‌شود.

در اکثر دانشگاه‌ها٬ چنان‌چه دختر و پسر دانشجويي در حال دست‌دادن با يکديگر ديده‌شوند ممکن است مشکل جدي برايشان ايجاد شود٬‌ ولو اين‌که رابطه‌ي خاصي با هم نداشته و صرفا به‌منظور معارفه يا ابراز آشنايي و صميميت با هم دست‌داده‌باشند. بعد از قانون «سيگار براي دختران ممنوع» اين قانون عمومي‌ترين قانون غيررسمي در دانشگاه‌هاست.

در دانشگاه‌هایی که از فضای سبز برخوردارند، پسران آزادانه از آن استفاده مي‌کنند٬ در چمن‌ها لم مي‌دهند٬‌ دراز مي‌کشند و .. دختران چنان‌چه کمي از حد معمول راحت‌تر بنشينند٬ ممکن است علاوه بر نگاه‌هاي خيره با تذکر مسئولين مواجه شوند. لذت بردن از هوا و آفتاب و فضاي سبز نيز تنها مختص پسران است.

به‌عنوان مثالي ديگر مي‌توان از دانشکده‌ي اقتصاد دانشگاه شهيدبهشتي نام‌ برد. حراست اين دانشگاه نسبت به ساير دانشگاه‌ها بسيار سخت‌گيرتر است و همواره داراي مقام اول از نظر سخت‌گيري در کنترل بين حراست‌هاي دانشگاه‌هاي کشور بوده‌است. اما در همين دانشگاه و با وجود همين حراست٬ دانشکده‌ي اقتصاد به مثابه‌ي جزيره‌اي مستقل داراي قوانين خاص خود است. در اين دانشکده چهره‌هايي را مي‌توانيد ببينيد که در صورت رويت شدن در في‌المثل دانشکده‌ي حقوق ( که داراي محيطي به‌شدت بسته است) مسلما با برخورد حراست و تذکر و نگاه‌ها و زمزمه‌هاي دانشجويان روبه‌رو خواهند شد. يا ممکن است شاهد برخوردهاي دوستانه‌ي دانشجويان دختر و پسر باشيد بدون اين‌که نگاه‌ها و زمزمه‌هاي معني‌دار درباره‌ي آن‌ها به‌وجود آيد اما همين برخورد در دانشکده‌ي ديگري عاقبت خوبي به‌دنبال نخواهد داشت.

گردهم‌آيي‌ها٬ بحث‌ و گفتگوها٬ کنفرانس‌هاي دانشجويي و برخوردهاي دانشجويان در دانشکده علوم اجتماعي علامه طباطبايي٬ فعاليت‌هاي سياسي دانشجويان پلي‌تکنيك٬ آزادي پوشش دانشجويان دانشکده‌ي زيان‌هاي خارجي آزاد تهران مرکز٬ پوشش دانشجویان دانشگاه الزهرا و … چنان‌چه در دانشگاه‌هاي ديگر رخ دهند با برخوردي کاملا متفاوت روبه‌رو خواهند شد.
دانشگاه بدون دود٬ تنها براي دختران!
اکثر کساني که از آن‌ها در مورد قوانين نانوشته‌اي که نقض آن‌ها با برخورد مسئولين مواجه مي‌شود سوال کرديم٬ در درجه‌ي اول به ممنوعيت غيررسمي سيگار کشيدن براي دختران در محيط دانشگاه اشاره کردند. در حقيقت قانون خاصي که سيگار کشيدن در دانشگاه را براي دختران ممنوع کند وجود ندارد. طرح دانشگاه بدون دود در برخي دانشگاه‌هاي کشور به صورت فرماليته و اسمي «پياده» شده‌است که از حد حرف فراتر نرفته و هم‌چنان شاهد سيگار کشيدن دانشجويان در اين دانشگاه‌ها هستيم. اما ممنوعيت سيگار براي دختران قانون غيررسمي‌ايست که از بيشترين حمايت از سوي مسئولين برخوردار است. چنان‌چه جرات کنيد در فضاي باز در دانشگاه سيگار بکشيد٬ خودتان را در خطر توقيف کارت دانشجويي٬ احضار به کميته انضباطي٬ درج در پرونده و تذکر کتبي قرار داده‌ايد و هم‌چنين احتمال بسياري دارد که ساير دانشجويان از شما به‌عنوان يك دختر «خراب» ياد کنند ( طبق باور عمومي رايج در جامعه که سيگار کشيدن را از مشخصات زنان روسپي و بي‌بندوبار مي‌داند) در صورتي که همه‌روزه شاهد سيگار کشيدن پسران درست در برابر چشم‌هاي مراقب مسئولين دانشگاه و حراست هستيم و هيچ برخوردي نيز با آنان نمي‌شود. اين تنها قانوني است که عموما در تمام دانشگاه‌ها با تفاوت اندکي اجرا مي‌شود و عرف دانشگاه تفاوتي در آن ايجاد نمي‌کند. دختران سيگاري در محيط دانشگاه مجبورند براي سيگار کشيدن به گوشه‌ي خلوت و دور از ديدي پناه ببرند و مدام از ديده‌شدن توسط بسيج٬ مسئولين حراست٬ مسئولين دانشگاه و يا گزارش ساير دانشجويان به مسئولين هراس داشته‌باشند و در نتيجه عموما به اجبار در دانشگاه از سيگار کشيدن چشم‌پوشي مي‌کنند. مساله‌ي مطرح در اين بين٬ اين نيست که دختران اصرار داشته‌باشند در محيط دانشگاه سيگار بکشند٬ بلکه تبعيض جنسيتي و محدوديت بي‌منطق و برخورد فوق‌العاده بد و تحقيرآميز مسئولين است که آنان را آزار مي‌دهد.
وابستگي عرف دانشگاه‌ها به عرف جامعه
مسلم است که عرف حاکم بر دانشگاه٬ از عرف جامعه نشات مي‌گيرد. بسياري از قوانين نانوشته‌ی حاکم در دانشگاه از قبيل حجاب و سيگار نکشيدن و … در جامعه نيز حاکمند. ( اگرچه در بين دانشگاه‌هاي تهران که همگي تحت حکومت عرف واحد جامعه شهري هستند تفاوت در عرف محيط ديده مي‌شود) بنابراين با تفاوت جامعه و بسته‌تر يا بازتر شدن عرف آن عرف حاکم بر دانشگاه نيز تغيير مي‌يابد. به عنوان مثال مي‌توانيم دختران دانشجو در دانشگاه‌هاي شهرستان‌ها را ذکر کنيم٬ که علاوه بر رعايت قوانين رسمي و غيررسمي٬ موظف به رعايت عرف حامن بر محيط شهرستان نيز هستند. از آن‌جا که رعايت اين‌همه قانون براي دختراني که از شهرهاي ديگر و فرهنگ‌هاي شايد آزادتر آمده‌اند دشوار است٬ عموما نسبت به دختران دانشجو در شهرستان‌ها ديد خوبي وجود ندارد و مردم بومي آن‌ها را بي‌بندوبار و دردسرساز مي‌دانند.

به نقل از زنده رود

_________________
shine on! brighter than the sun...live for every moment before the moment''s gone...we shine on you and me tonight!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
manisaآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 تير 1385
مجموع ارسالها: 325
اعتبار کسب شده: 889
محل سکونت: tehran
سن: 30
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 3:03
 1 سال و 4 ماه پيش
#2
 
به نظر من الان فضاي دانشگاها خيلي بهتر از قبل شده من يادمه به زور سر ما چادر مي کردن و من هم چادر رو بعنوان شنل استفاده مي کردم با اينکه معقنه هم سرم بود بازم ايراد مي گرفتن و مي گفتن که چادرت رو سر کن ، از يک فرسخي پسرها هم نمي شد رد شد چه برسه به اينکه باهاشون دست بديم Shocked افتضاحي بود با همه چيز کار داشتن بسيجي فراون تو هر کلاس 100 تا جاسوس کلي حال کرديم خدايي Liar ولي منو يکدفعه بخاطر اينکه چادر رو مدل زرويي سر مي کردم مي خواستن ازدانشگاه اخراج کنن Smile تا تکيه داده بودم به ماشين جلو درب خروج دانشگاه به ماشين ريس دانشگاه با اون مدل چادر و سوت هم مي زدم آخه من يه عادت بد دارم اگه خيلي سردم بشه به صورت غير ارادي سوت مي زنم ديدم يکي آمد جلو نمي دانستم ريسه Sad اومد گفت اين چه وضعشه اينجا مگه لات خونس اين چه وضعه چادره فکر کردم استاده معارفي بايد باشه (روحاني بود )اون موقع ريس دانشگاه زود زود عوض مي شد گفتم به تو چه مگه فضولي دوست دارم اينطوري سر مي کنم مگه لختم يک دفعه حراست و صدا کرد گفت کارتشو بگيرن بندازينش بيرون گفت کارتتو بده تازه با ايما اشاره بچه ها فهميدم ريسه گفتم من اين اينجا درس نمي خونم مهمونم آمدم دنبال دوستم ،گفت اسم دوستتو بگو تا حال اونم بگيرم که با آشغالي مثل تو دوسته اينو که گفت منم قاطي کردم گفتم آشغال خودتي حرف دهنتو بفهم ،دانشگاه مگه ارث بابته اسم دوستمم نمي گم ،ميرم بيرون وايميسم منتظرش ،خلاصه منو انداختن بيرون اما دم دوستام گرم آدم فروشي نکردن ولي از فرداش رو مي گرفتم تو دانشگاه که منو نشناسن ولي حال کردم جوابشو دادم .... خودشم حال کرد يارو فکر نمي کرد يکي اينطوري حالشو بگيرم
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نبيآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 06 شهريور 1385
مجموع ارسالها: 1206
اعتبار کسب شده: 5573
محل سکونت: اينور دنيا!
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 3:16
 1 سال و 4 ماه پيش
#3
 
به نظر من با اینکه خوب شده ولی مشکلات همچنان هست.

این باعث شده جو دانشگاه ها خیلی خراب بشه

مثلا یکی از اینکه یکی از هم کلاسیا ازش جزوه خواسته عاشقش شده و بر عکسش هم هست یعنی یکی که می خواد عشقشو ثابت کنه میره جزوه می خواد

و ...

همه و همه دست به دست هم میدن که سالهایی که تو دانشگاه هستیم به بدترین سالهای زندگیمون از لحاظ عاطفی تبدیل شه. دوستی پشت دوستی! تا کی وابستگی قبل عشق!.

Brick wall Crying or Very sad

_________________
Every experience you have and how it makes you feel is a direct result of your perspective on life.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سکوتآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 15 آذر 1385
مجموع ارسالها: 270
اعتبار کسب شده: 0
محل سکونت: زياد دور نيست
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 11:52
 1 سال و 4 ماه پيش
#4
 
نميدونم من که دانشگاه نشد که برم اما تو هنرستان که بودم انقدر کار داشتم که نخوام با جنس مخالف دوست بشم يا آرايش کنم و اين کارا رو هم دوست ندارم چه معني داره دختر آرايش کنه من که الانم ميرم کلاس نقاشي اين کارو نميکنم آرايش کنم که چي بشه؟ d'oh!

_________________
با تمام بي کسي هايم کسي دارم هنوز
چشم مشتاق و دل دلواپسي دارم هنوز
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4948
اعتبار کسب شده: 9885
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 12:09
 1 سال و 4 ماه پيش
#5
 
مواردي که گفتيد(فارغ از بحث درست يا غلط بودن چنين اعتراضي) هيچ ربطي به دانشگاه نداره و در تمام جامعه همينطوره! قوانين نانوشته دانشگاهي در اين مورد ميتونه اين باشه که چرا يه پسر در شرايط مساوي با يه دختر نميتونه نمره اي به اندازه اون دختر بگيره؟ ميتونه اين باشه که چرا معمولا احترام بيشتري براي جنس لطيف در دانشگاه قائل ميشن؟ از کارمندان (عموما زن) دانشگاه گرفته تا اساتيد (عموما مرد) دانشگاه! بحث رو ميشه ريز کرد تا مسائل پيش پا افتاده اي چون سلف و ...! محاسبات من نشون ميده که در طول دو سال و خورده اي که توي اميرکبير بودم حدودا يک ماه کامل (شبانه روز!!!) براي رفتن به سلف در راه بودم!!! Brick wall (شام دخترا رو ميارن خوابگاه و پسرها براي شام خوردن بايد بکوبن برن دانشگاه!!!) ميشه سر اين موضوع بحث کرد که چرا دخترها ميتونن اينقدر کنکور بدن تا رنگ موهاشون بشه رنگ دندونهاشون، اما پسرها بايد هميشه چماق سربازي رو پشت سرشون حس کنن، و ... اين هم از نسخه منيستي يا آنتي فيمينيستي اعتراضات جنسيتي! مسائل رو با يک چشم ببينيم! Wink

___
برام خيلي عجيبه که چرا قبول کردن ممنوعيت سيگار کشيدن براي بعضيها سخته! اگه دست من بود که سيگار کشيدن مردها رو هم ممنوع ميکردم! Shame on you

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط احسان در تاريخ پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 12:11 ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Bayas Goolآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 2080
اعتبار کسب شده: 5672
محل سکونت: Tehran
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 12:09
 1 سال و 4 ماه پيش
#6
 
سکوت نوشته بود:
آرايش کنم که چي بشه؟ d'oh!


که هم روحيه خودت عوض بشه هم اون کسي که داره نگاهت ميکنه Very Happy

خدا رو شکر نه براي ادامه تحصيل در دبيرستان و نه در دانشگاه با هيچ کدوم از مشکلاتي که بهش اشاره شده مواجه نشدم
به نظر من اگه هر چيزي در حد معقول باشه هيچ کس نمي تونه ازش ايراد بگيره
يه سري از مواردي که گفته شده مشکليه که دخترا نه تنها تو دانشگاه بلکه به خاطر تفکر خاص مردم ايران نسبت به زن در تمام جامعه باهاش مواجه هستند
اما تا اونجائي که مي دونم بعد از سال 1376 تقريبا يک سري قوانين در مورد شکل و ظاهر خانوم ها در دبيرستان ها و دانشگاه کاملا متحول شد (البته اگر از اجبار چادر در دانشگاه آزاد فاکتور بگيريم) و سخت گيري هائي که در اوايل انقلاب وجود داشت تقريبا کم شد
در هر حال ما بايد اين رو فراموش نکنيم که براي ادامه تحصيل وارد دانشگاه شديم نه براي دوست يابي و خوش گذروني Mr. Green اگه هدفتون درس باشه اونوقت نه به آرايشتون گير ميدن نه به برخوردتون با آقايون Wink

_________________
ديگه از کوچه عشق من ، راه برگشتي نداري Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
عبودآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1317
اعتبار کسب شده: 1131
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 18:11
 1 سال و 4 ماه پيش
#7
 
Bayas Gool نوشته بود:
سکوت نوشته بود:
آرايش کنم که چي بشه؟ d'oh!


که هم روحيه خودت عوض بشه هم اون کسي که داره نگاهت ميکنه Very Happy

خدا رو شکر نه براي ادامه تحصيل در دبيرستان و نه در دانشگاه با هيچ کدوم از مشکلاتي که بهش اشاره شده مواجه نشدم
به نظر من اگه هر چيزي در حد معقول باشه هيچ کس نمي تونه ازش ايراد بگيره
يه سري از مواردي که گفته شده مشکليه که دخترا نه تنها تو دانشگاه بلکه به خاطر تفکر خاص مردم ايران نسبت به زن در تمام جامعه باهاش مواجه هستند
اما تا اونجائي که مي دونم بعد از سال 1376 تقريبا يک سري قوانين در مورد شکل و ظاهر خانوم ها در دبيرستان ها و دانشگاه کاملا متحول شد (البته اگر از اجبار چادر در دانشگاه آزاد فاکتور بگيريم) و سخت گيري هائي که در اوايل انقلاب وجود داشت تقريبا کم شد
در هر حال ما بايد اين رو فراموش نکنيم که براي ادامه تحصيل وارد دانشگاه شديم نه براي دوست يابي و خوش گذروني Mr. Green اگه هدفتون درس باشه اونوقت نه به آرايشتون گير ميدن نه به برخوردتون با آقايون Wink


از اينكه بين خانمها يه نفر پيدا شد كه حرف حق بزنه بسيار متعجب و در عين حال خوشحالم و به Bayas gool هم براي اينكه خيلي راحت جو گير نشده تبريك مي‌گم. Applause
در اينجا بر خودم واجب مي‌دونم كه يكي از بيانات حضرت پلنگ رو كه مدتي پيش در تالار غوغايي به پا كرد بيارم:
مهدي پلنگ نوشته بود:
به نظر من خانمها حق ندارند یکی از نیازهای طبیعی خودشون که اون جلب توجه یه مرده، توی جامعه ارضا کنند.
Applause Applause Applause

احسان نوشته بود:
مواردي که گفتيد(فارغ از بحث درست يا غلط بودن چنين اعتراضي) هيچ ربطي به دانشگاه نداره و در تمام جامعه همينطوره! قوانين نانوشته دانشگاهي در اين مورد ميتونه اين باشه که چرا يه پسر در شرايط مساوي با يه دختر نميتونه نمره اي به اندازه اون دختر بگيره؟ ميتونه اين باشه که چرا معمولا احترام بيشتري براي جنس لطيف در دانشگاه قائل ميشن؟ از کارمندان (عموما زن) دانشگاه گرفته تا اساتيد (عموما مرد) دانشگاه! بحث رو ميشه ريز کرد تا مسائل پيش پا افتاده اي چون سلف و ...! محاسبات من نشون ميده که در طول دو سال و خورده اي که توي اميرکبير بودم حدودا يک ماه کامل (شبانه روز!!!) براي رفتن به سلف در راه بودم!!! Brick wall (شام دخترا رو ميارن خوابگاه و پسرها براي شام خوردن بايد بکوبن برن دانشگاه!!!) ميشه سر اين موضوع بحث کرد که چرا دخترها ميتونن اينقدر کنکور بدن تا رنگ موهاشون بشه رنگ دندونهاشون، اما پسرها بايد هميشه چماق سربازي رو پشت سرشون حس کنن، و ... اين هم از نسخه منيستي يا آنتي فيمينيستي اعتراضات جنسيتي! مسائل رو با يک چشم ببينيم! Wink

___
برام خيلي عجيبه که چرا قبول کردن ممنوعيت سيگار کشيدن براي بعضيها سخته! اگه دست من بود که سيگار کشيدن مردها رو هم ممنوع ميکردم! Shame on you


اينها رو هم من اضافه مي‌كنم:
1- ممنوعيت هر گونه فعاليت اقتصادي
2- ممنوعيت داشتن شغل ثابت
3- ممنوعيت خروج از كشور
4- ممنوعيت اخذ كاغذي به نام مدرك تحصيلي كه اينهمه براش درس خوندي
5- ممنوعيت ...

واقعا كه اينجا چقدر به خانمها ظلم ميشه! Anxious

راستي گفتين نفر اول انتخابات شوراي شهر شيراز چكاره است؟ Wink
Laughing Laughing Laughing
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Yaghmaآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384
مجموع ارسالها: 967
اعتبار کسب شده: 2619
محل سکونت: همين امروز ...!
سن: 23
جنسيت: زن
ارسال جمعه 01 دي 1385، ساعت 6:08
 1 سال و 4 ماه پيش
#8
 
نقل قول:
هر دختر دانشجويي تذکراتي از اين دست را بارها و بارها در دانشگاه شنيده‌است.


اولا هر دختري : نه Evil or Very Mad
ثانيا: اين خود آدمِ (چه پسر چه دختر) که با رفتارش تعيين مي کنه که کي، کجا، چقدر بهش احترام بذاره.
و مطمئن هم بايد بود که تا وقتي کسي خودش قدر و اندازه و حرمت خودش رو ندونه کسي پيدا نمي شه که بخواد وقت بابتش صرف کنه. بابت اينکه حريم و حرمت آدم رو توي رفتارهاش و برخورداش.
ولي در کل منم با همه اونايي که از اين دست تذکرات به دخترا مي دن تا 99 درصد موافقم.

_________________
اين روزها،
روزهاي دلتنگي در من قدم مي زند...!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
s.m.sآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384
مجموع ارسالها: 872
اعتبار کسب شده: 2329
محل سکونت: 
سن: 22
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 01 دي 1385، ساعت 14:29
 1 سال و 4 ماه پيش
#9
 
احسان نوشته بود:
مواردي که گفتيد(فارغ از بحث درست يا غلط بودن چنين اعتراضي) هيچ ربطي به دانشگاه نداره و در تمام جامعه همينطوره! قوانين نانوشته دانشگاهي در اين مورد ميتونه اين باشه که چرا يه پسر در شرايط مساوي با يه دختر نميتونه نمره اي به اندازه اون دختر بگيره؟ ميتونه اين باشه که چرا معمولا احترام بيشتري براي جنس لطيف در دانشگاه قائل ميشن؟
Shame on you

آخ که گفتي احسان جون.خيلي دلم از اين خونه،يارو خجالت هم نميکشه!درست در شرايط مساوي،در شرايط کاملا مساوي!در شرايطي که خيلي مساوي بود!اونقدر که باورتون نميشه!
ولي نمره من از نمره دختر هم کلاسيم 3 نمره کمتر بود.اونم توي يه سوال 5 نمره اي!!
به استاد هم ميگيم ميگه سينوس متقارن نيست!!!!ربطش رو اگه فهميديد به ما هم بگيد!!!
البته من نمي دونم چرا کليد سوالات با برگه امتحاني اون خانم عوض شده بود!!!!

_________________


چو عاشق مي شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که اين دريا چه موج خون فشان دارد


 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 2981
اعتبار کسب شده: 2345
محل سکونت: Florida
سن: 35
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 01 دي 1385، ساعت 20:13
 1 سال و 4 ماه پيش
#10
 
عبود نوشته بود:


Bayas Gool نوشته بود:


در هر حال ما بايد اين رو فراموش نکنيم که براي ادامه تحصيل وارد دانشگاه شديم نه براي دوست يابي و خوش گذروني Mr. Green اگه هدفتون درس باشه اونوقت نه به آرايشتون گير ميدن نه به برخوردتون با آقايون Wink


از اينكه بين خانمها يه نفر پيدا شد كه حرف حق بزنه بسيار متعجب و در عين حال خوشحالم و به Bayas gool هم براي اينكه خيلي راحت جو گير نشده تبريك مي‌گم. Applause
در اينجا بر خودم واجب مي‌دونم كه يكي از بيانات حضرت پلنگ رو كه مدتي پيش در تالار غوغايي به پا كرد بيارم:
مهدي پلنگ نوشته بود:
به نظر من خانمها حق ندارند یکی از نیازهای طبیعی خودشون که اون جلب توجه یه مرده، توی جامعه ارضا کنند.
Applause Applause Applause



I absolutly agree that the "primary goal" of entring university is studing. But this dosen't mean that you have to do nothing else when you are there. The university years are the "best years" of each person's life when you are younge and care-free and can have fun. So, I dissagree that a student should spend 100% of his or her time studyng. The maximum time I consider OK for studing is 50% during normal weeks and 80% during the exams. The rest must be spent on anything else the person likes from shopping and partying to sports and travelling and whatever else... Wink

Now, two questions:

1- Have you ever eaten dinner in a fine resturant? Should men and women be forbidden from dressing up (=lebaase shik pooshidan) when they go to resturants because the goal there is just "eating"?

2- so you agree that women's desire to be attractive is natural (=made by God)? Good! And you say that they are not allowed to satisfy this natural desire in the society? Great!! Now, please tell me where exactly they are allowed to satisfy it then? On planet Mars??!!! Confused Very Happy


_________________
يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
عبودآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 1317
اعتبار کسب شده: 1131
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 01 دي 1385، ساعت 22:21
 1 سال و 4 ماه پيش
#11
 
Omid نوشته بود:
عبود نوشته بود:

در اينجا بر خودم واجب مي‌دونم كه يكي از بيانات حضرت پلنگ رو كه مدتي پيش در تالار غوغايي به پا كرد بيارم:
مهدي پلنگ نوشته بود:
به نظر من خانمها حق ندارند یکی از نیازهای طبیعی خودشون که اون جلب توجه یه مرده، توی جامعه ارضا کنند.
Applause Applause Applause



...2- so you agree that women's desire to be attractive is natural (=made by God)? Good! And you say that they are not allowed to satisfy this natural desire in the society? Great!! Now, please tell me where exactly they are allowed to satisfy it then? On planet Mars??!!! Confused Very Happy



ببخشيد! بايد زودتر مي‌گفتم که منظور حضرت پلنگ از "جامعه" در اين بيان تاريخيشون، همانا "ملاء عام" است. Wink
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3190
اعتبار کسب شده: 4835
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 01 دي 1385، ساعت 23:48
 1 سال و 4 ماه پيش
#12
 
Omid نوشته بود:

................................................
2- so you agree that women's desire to be attractive is natural (=made by God)? Good! And you say that they are not allowed to satisfy this natural desire in the society? Great!! Now, please tell me where exactly they are allowed to satisfy it then? On planet Mars??!!! Confused Very Happy
[/ltr]


کجا

ببخشيد ميخوام بی ادب بشم يک چيزی بگم, ولی چون اونقدر اين مسئله رفته بود توی اعصابم که هيچ وقت يادم نميره
من هميشه توی ايران چتريهام از روسری يا مقنعه بيرون بود, عادت داشتم, بدم ميومد همه ی موهام زير روسری باشه Twisted Evil
يک دفعه وقتی teen agar بودم با بچه ها رفته بوديم نمايشگاه بين المللی که هر سال توی تهران برگزار ميشد
يکی از اون خانمهايی که دم در کيف ها رو ميگردن و حجاب ها رو چک ميکنن به من گفت دخترم موهات و بکن زير روسری
توی ملا عام خوب نيست اينجوری بيای, موهات و نگه دار توی اطاق خواب برای شوهرت بذار بيرون
گفتم چشم, توی اطاق خواب مانتو ميپوشم با روسری, بعدش برای اينکه شوهرم خيلی خوشحال بشه, چتريهام و ميزارم بيرون Mr. Green

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
zahero batenآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 10 آذر 1385
مجموع ارسالها: 109
اعتبار کسب شده: 406
محل سکونت: شيراز
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 01 آذر 1386، ساعت 0:56
 5 ماه و 27 روز پيش
#13
 
الآن ديگه دانشگاه و بيرون نداره.
انقد بيخودي گير ميدن که آدم دوست داره همچين. ميتونيد به ستاره مراجعه کنيد.7 شب به بعد.

_________________
دو گرايش سبب از دست دادن مي شود:
_ ناسپاسي
_ ترس از دست دادن
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
خزان
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

مجموع ارسالها: 136
اعتبار کسب شده: 687
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 22 اسفند 1386، ساعت 1:28
 2 ماه و 6 روز پيش
#14
 
طبق آخرين آمار من که امروز زده شد تو دانشگاه يه ما يه دختر معصوم هست که معتاده

وداره پخش هم مي کنه

چييييييييي؟
دخترا ي ديگه بخواطر اين جور انگلها بايد از ديد بد مردم بگذرن
من با گير الکي خيلي خيلي مخالف هستمو متنفرم

چون ميگه هر کني واکنشي دارد بر خلاف اون کنش( قانون سوم نيوتن )
اگر گير بدي به خانم ميرن بيشتر مو سرشونو در ميارن گردن بيرون ميندازن پاچه ميره بالا آرايش افتضا ميشه
ولي به خداوندي خدا اگر بگن آزادي هر کاري بکن
دختر تا يه مدت بي حجابي مي کشه بعد که اشباع شد خودش راه درست رو انتخاب مي کنه

_________________
le paure che io sento quanto bruciano dentro le parole che non ho più detto, sai

 
1
0
1
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است قوانين احمقانه
1
پاسخها: 8 بیننده: 427 نویسنده: hadi
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است قوانين مورفي
3
پاسخها: 30 بیننده: 1017 نویسنده: احسان