| نویسنده |
پیغام |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4974 اعتبار کسب شده: 9970 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 24 آذر 1385، ساعت 3:21 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#1
|
| |
1. فردا خواهم مرد!
...
فردا بايد برم مصاحبه! کمتر از 6 ساعت ديگه به مصاحبه ام مونده! و البته اين مصاحبه نقش مهمي توي زندگيم داره! به جاي دوره کردن درسهام، تمام حماقتها و اشتباهاتم رو مرور کردم! و البته تا اين لحظه، بدون احتساب شب بيداريم، اين کاري که الان ميخوام انجام بدم، آخرينشونه! تصميم دارم وبلاگ بنويسم! مثل همه آدمهاي بيکاري که صبح تا شب وقتشون رو سر وبلاگشون صرف ميکنن، مثل همه اونائيه که ادعا ميکنن فقط براي دل خودشون مينويسن! با اين تفاوت که من واقعا براي دل خودم مينويسم! البته فعلا! تا اطلاع ثانوي هم همينجا مينويسم، تا وقتي که حوصله و وقت براي درست کردن يه وبلاگ درست و حسابي پيدا کنم! هر چيزي هم که در مورد اراجيفم بنويسيد، به عنوان يه کامنت در نظر ميگيرم و البته قول نميدم که بهش عمل کنم! همينا ديگه!
___
قبلا قبلنا مهدي يه موضوعي ساخته بود به اسم "وبلاگ من" که البته وبلاگ من نبود، وبلاگ خودش بود! اينو با اون اشتباه نگيريد! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط احسان در تاريخ دوشنبه 27 آذر 1385، ساعت 22:32 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3214 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 24 آذر 1385، ساعت 9:50 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#2
|
| |
|
اين مطلب رو كه خوندم، به ياد ترانه "من امشب مي ميرم" از "بنيامين" در آلبوم "85" افتادم. اينجا گذاشتمش. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3214 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 24 آذر 1385، ساعت 11:17 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#3
|
| |
الان فردا شده و اگه همه چيز همون جور كه احسان گفت پيش رفته باشه، احسان مرده. بنده در تالارهاي گفتمان به مدت يك هفته عزاي عمومي اعلام مي كنم.
اعضاي مجلس خبرگان ادميني در تلاش هستند هر چه سريعتر جانشين مناسبي براي احسان پيدا كنن. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4974 اعتبار کسب شده: 9970 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 24 آذر 1385، ساعت 17:12 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#4
|
| |
2. همه چيز طبيعيه!
اي خدا! اين دومين حکمتت رو هم ديدم! امروز هم باختم! در حالي که بازي 4-1 به نفع من بود، باختم! نميدونم اين چه جور حکمتيه که من هيچ وقت نميتونم درکش کنم! اي خدا! حکمت رو بزار براي يه وقت ديگه، من الان به رحمتت نياز دارم! ميدوني چي ميگم؟ اصلا متوجه هستي چي ميگم يا تو هم مثل من بازي از دستت در رفته؟ نکنه سومين حکمتت هم کارت قرمزه؟ ما که راضي هستيم به رضاي تو، اما آخه اين چه جور بازي کردنه؟ حق و ناحق فقط مال ما ضعفاست؟
...
يه لطفي کن هر وقت از تنبيه من فارغ شدي، اين بنده هاي بي شعورت رو هم از روي زمين جمع کن!
...
همه چيز داره به سمت بدتر شدن پيش ميره، ميدونم که طبيعيه! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط احسان در تاريخ دوشنبه 27 آذر 1385، ساعت 22:31 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
حافظ بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 124 اعتبار کسب شده: 175 محل سکونت: فعلا اين دنيا جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 24 آذر 1385، ساعت 18:57 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#5
|
| |
| احسان نوشته بود: |
همه چيز طبيعيه!
اي خدا! اين دومين حکمتت رو هم ديدم! امروز هم باختم! در حالي که بازي 4-1 به نفع من بود، باختم! نميدونم اين چه جور حکمتيه که من هيچ وقت نميتونم درکش کنم! اي خدا! حکمت رو بزار براي يه وقت ديگه، من الان به رحمتت نياز دارم! ميدوني چي ميگم؟ اصلا متوجه هستي چي ميگم يا تو هم مثل من بازي از دستت در رفته؟ نکنه سومين حکمتت هم کارت قرمزه؟ ما که راضي هستيم به رضاي تو، اما آخه اين چه جور بازي کردنه؟ حق و ناحق فقط مال ما ضعفاست؟
...
يه لطفي کن هر وقت از تنبيه من فارغ شدي، اين بنده هاي بي شعورت رو هم از روي زمين جمع کن!
...
همه چيز داره به سمت بدتر شدن پيش ميره، ميدونم که طبيعيه! |
مدت زيادي بود که نيومده بودم تالار ، توي اين مدت تحولي که به وضوح حس ميشه ، تغييرات حال و هواي احسانه!
انگار توي اين مدت چيزايي بر احسان گذشته ، که زياد هم براش دلنشين نبودند .
منم مثل بقيه ميگم : ان شاء الله که خيره!
و دعا ميکنم که خدا عاقبت به خيري و خير و صلاحت رو در چيزي قرار بده که مطلوب خودت هم باشه و دلت رو آروم کنه! |
|
_________________ به تو از تو مي نويسم، به تو اي هميشه در ياد
اي هميشه از تو زنده لحظه هاي رفته بر باد ...
----------------------
عشق يعني صداقت
---------------------------
|
|
|
|
|
 |
pantea  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 1235 اعتبار کسب شده: 2389 محل سکونت: سن: 24 جنسيت: زن |
 |
شنبه 25 آذر 1385، ساعت 2:02 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#6
|
| |
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1099 اعتبار کسب شده: 3772 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
شنبه 25 آذر 1385، ساعت 23:48 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#7
|
| |
| احسان نوشته بود: |
... هر وقت از تنبيه من فارغ شدي ...همه چيز داره به سمت بدتر شدن پيش ميره، ميدونم که طبيعيه!
|
اينجوري نگو! |
|
_________________ فقط اگر تو بخواهي
در عکسي 3 در 4
هزار بار
زانو مي زنم ...!
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4974 اعتبار کسب شده: 9970 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 27 آذر 1385، ساعت 22:26 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#8
|
| |
|
|
|
|
 |
pantea  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 1235 اعتبار کسب شده: 2389 محل سکونت: سن: 24 جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 28 آذر 1385، ساعت 0:21 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#9
|
| |
خوب دقيقا تووو اين لحظه هاست که آدم دوستاش رو بيشتر ميشناسه و قدرشون رو ،قدر حضورشون، بيشتر و بيشتر مي دونه....
ما که کاري نکرديم ...براي ما هم همين کافيه که دپرس نباشي و گذر زمان مشکلات رو برطرف کنه ...
خوشحالم که دوستاي خوب و نزديکت از جمله مهدي جان و وحيد عزيز و بقيه بچه ها تونستن بخش کوچک تا بزرگي از حال گرفته ات رو باهات شريک بشن...
ضمنا اشعارو نوشته ها داغند ...تابلو بود که مشکل از شرايط تحميلي اجتماعي آب ميخوره...
اميدواريم موفق و شاد باشي اقا احسان |
|
_________________ shine on! brighter than the sun...live for every moment before the moment''s gone...we shine on you and me tonight!
|
|
|
|
|
 |
Bayas Gool  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 2121 اعتبار کسب شده: 4177 محل سکونت: Tehran جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 28 آذر 1385، ساعت 11:55 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#10
|
| |
|
|
|
|
 |
سکوت  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 15 آذر 1385 مجموع ارسالها: 270 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: زياد دور نيست جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 28 آذر 1385، ساعت 23:16 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#11
|
| |
ا احسان اصلا فکر اينکه دپرس باشي رو نميکردم
خواهر من سال اول دپرس شد که حتي نزديک بود مشروط بشه که به همين خاطر رفت دکتر روانشناس و قرص سيتالوپرام گرفت بعدش خوب شد الانم که ترم آخرشه همچين ريلکس شده که با وجودي که درساش سنگينه غيبت ميکنه بهش که ميگم چرا نميري ميگه درسشمهم نيست بعد بهش بگم بيا اين سيم تلويزيونو درست کن مثلا مهندس برقي ميگه اينا که کار من نيست کار تکنسينه تو هر آستينش جواب داره هميشه همه ازش کم ميارن |
|
_________________ با تمام بي کسي هايم کسي دارم هنوز
چشم مشتاق و دل دلواپسي دارم هنوز
|
|
|
|
|
 |
سراب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2356 اعتبار کسب شده: 3487 محل سکونت: شيراز سن: 20 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 29 آذر 1385، ساعت 14:48 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#12
|
| |
|
|
|
|
 |
|
قصه خدا روي زمين مجموع ارسالها: 9 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: |
 |
پنجشنبه 30 آذر 1385، ساعت 20:02 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#13
|
| |
خب خدا رو شکر احسان هم از کما در اومد
خدا رو شکر again که مشکل عشقولانه نبود
خدا رو شکر again تر که دوستان هم تالاري همگي سرحالند |
|
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4974 اعتبار کسب شده: 9970 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 25 دي 1385، ساعت 4:45 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#14
|
| |
4. هستم!
تا دلتون بخواد فيلتر و فايروال سر راه اين مغز وامونده ام قرار دادم، ولي لامصب کارش از اين حرفها رده! آقا خوشت نمياد، نخون! ديگه چرا (توي دلت) بهم فحش ميدي؟
الف. يک تاپيک دورافتاده خاک خورده جائي هست که ميشه برگشتن نه چندان مهمي رو توش اعلام کرد! چند روز نبودن براي ريست شدن و از نو بالا اومدن! با همون hardware هاي کهنه قديمي، اما با performanc ي بهتر! به همراه upgrade نرم افزارها و درايورهاي زهوار در رفته سابق و فعلا نوي امروز! من نو هستم!
ب. چشم! نيمه خالي ليوان رو نميبينم! الان خيلي خوشحالم که تالار اينقدر خوب شده که نبودنم به چشم نياد، خوشحال از اينکه که اينقدر بد نيستم که بقيه از نبودنم خوشحال بشن، خوشحال از اينکه ... و البته خوشحال از اينکه باز هم هستم!
پ. به استثناي وحيد که تقريبا هر روز ميديدمش، و سياسفيد که ميشنيدمش(!) تقريبا با هيچ هم تالاري ديگه اي رابطه نداشتم. تالار رو هم تقريبا نميخوندم! اونائي که جنبه ندارن به خودشون مربوطه، اما تا جايي که به من مربوط ميشه ميدونم که دلم براي بعضيها تنگ شده! اسم نميارم که توي کفش بمونيد! "هستم!" نداشت، ولي حالا داره! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
سراب  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 22 مهر 1385 مجموع ارسالها: 2356 اعتبار کسب شده: 3487 محل سکونت: شيراز سن: 20 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 25 دي 1385، ساعت 4:58 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#15
|
| |
|
|
|
|
 |
|
|