من در این فکرم که در ایران عزیزمان چقدر جالب و راحت میتوان از مسائل این طوری سوژه درآورد!
و این که این سوژهپردازی فقط منحصر به ایران هم نمیشود و رنگ و لعاب بینالمللی پیدا میکند...
فقط روزنامهها و خبرگزاریهای ایرانی نیستند که مثلاً مینویسند «گوگل تمامیت ارضی ایران را زیر سؤال برده است»، بلکه برخی رسانههای شناخته شده مانند گاردین هم از تبدیل موضوع به این کوچکی به «نزاع فراملی» ابایی ندارند.
قضیه هم به نظر من واضح است.
چه کسی میتواند بررسی کند که درست بوده است یا نه، و جالبتر از آن اهمیت آن را زیر سؤال ببرد؟ ما خود به یک موضوع اهمیت میدهیم و آن را بزرگ میکنیم....
یک راه جلوگیری از این جنجالها این است که مطالبی که از «بدون منبع قابل بررسی» محرومند را «از یک گوش شنیده و از گوش دیگر بیرون کنیم». اگر منبع قابل اعتمادی ارائه شد، آنگاه میتوانیم آن را به عنوان مطلب «با اهمیت» خوانده و در مورد آن اظهار نظر کنیم. با وجود «منبع» میتوان از درستی و نادرستی آگاه شد..
نکتهی دیگر این است که خیلی وقتها برای تشخیص درستی یا نادرستی یک مطلب صرفاً به گشت و گذار در وب اکتفا میکنیم، اما باید دانست که مطالعهی مطالب نوشتاری موجود، آن هم «وبِ قابل دسترسی همه» آنقدرها هم به رسیدن به حقیقت کمک نمیکند. نوآم چامسکی در یکی از مصاحبههای جدیدش، چیز مشابهی را در مورد حقایق ۱۱ سپتامبر گفته:
To determine that, we'd have to investigate the alleged evidence. Take, say, the physical evidence. There are ways to assess that: submit it to specialists -- of whom there are thousands -- who have the requisite background in civil-mechanical engineering, materials science, building construction, etc., for review and analysis; and one cannot gain the required knowledge by surfing the internet.
به هر حال، حتی قضیهی به این سادگی که ممکن است ذرهی غباری نادیدنی به شمار آید، توسط برخی به خاک مناسبی برای «گل آلود کردن آب» و ماهیگیری تبدیل میشود! |