| نویسنده |
پیغام |
رند  سال صفري!
تاريخ عضويت: سهشنبه 15 مهر 1382 مجموع ارسالها: 57 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: کلبه اي در دوردست بر روي دريا... جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 26 مهر 1382، ساعت 23:08 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#1
|
| |
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4995 اعتبار کسب شده: 8320 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 27 مهر 1382، ساعت 11:28 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#2
|
| |
برينکستر اجازه دسترسي مستقيم به فايلها رو از يه سرور ديگه نميده.
در نتيجه عکسها ديده نميشن!! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
رند  سال صفري!
تاريخ عضويت: سهشنبه 15 مهر 1382 مجموع ارسالها: 57 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: کلبه اي در دوردست بر روي دريا... جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 29 مهر 1382، ساعت 12:33 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#3
|
| |
Pardon me for this problem, I replaced the Brinkster by another one. Hope to can see the pictures from now on
Thank you Ehsan for your technical advise
|
|
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3413 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
جمعه 02 آبان 1382، ساعت 13:37 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#4
|
| |
دوست داشتن برتر از عشق نيست!!!
احمد شاملو، عاشقانه:
آن که ميگويد دوستت دارم،
خنياگر غمگيني است
که آوازش را از دست داده است.
اي کاش عشق را زبان سخن بود
هزار کاکلي شاد در چشمان توست
هزار قناري خاموش در گلوي من
عشق را اي کاش زبان سخن بود
آن که ميگويد دوستت ميدارم
دل اندوهگين شبي است
که مهتابش را ميجويد
اي کاش عشق را زبان سخن بود
هزار آفتاب خندان در خرام توست
هزار ستاره گريان در تمناي من
عشق را اي کاش زبان سخن بود |
|
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 02 آبان 1382، ساعت 22:11 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#5
|
| |
نمي دونم تا بحال کسي به اين فکر کرده که چرا کلمه "عشق" حتي يک بار هم در قرآن نيامده!
لطفا از اين توجيه ها نياريد که "قرآن، همه، کلام عشق است" و ... .
مسئله اينه که خدا - که خدا است - همه را به دوست داشتن خود و فرستادگانش امر کرده نه به عاشق شدن به آنها:
"قل ان کنتم تحبون الله ..."، "...يحببکم الله..."، "...اشد حبا لله..." و ... |
|
|
|
|
|
|
 |
رند  سال صفري!
تاريخ عضويت: سهشنبه 15 مهر 1382 مجموع ارسالها: 57 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: کلبه اي در دوردست بر روي دريا... جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 04 آبان 1382، ساعت 15:51 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#6
|
| |
| نقل قول: |
mhaji نوشته بود: دوست داشتن برتر از عشق نيست!!! |
مرسي از اينکه اين شعر خيلي قشنگ رو که شاملو براي آيدا سروده رو نوشتي.
اينو خيلي دوسش داشتم. .. "هزار کاکلي شاد در چشمان توست.. هزار قناري خاموش در قلب من.. عشق را اي کاش زبان سخن بود.." ..
ولي mhaji به اين توجه نکرده بود که معني عشق از زبان شاملو و دوست داشتن از زبان شريعتي از هم ديگه جدا نيستن..
دوست داشتن از زبان شريعتي به قول خودش يک نوع خويشاوندي .. يا لااقل احساس آشناييه که معادل فارسي براش پيدا نکرده.. و دوست داشتن رو براش انتخاب کرده.
و در مقابل عشق، تملک معشوقه.. و ..
شريعتي مي خواد دوست داشتن رو با اون حس خام که گاهي اسيرش ميشيم مقايسه کنه.
و البته عشق شاملو.. حافظ و مانند اينها زيباست و ما براي درک اين عشق بايد اول خودشونو بشناسيم تا به مفهومشون پي ببريم.
باز هم ممنون بخاطر شعر دوست داشتني که نوشتي. |
|
_________________ شادي از خرد عاقل تر است..
Will. Durant
|
|
|
|
|
 |
آزاد  سال صفري!
تاريخ عضويت: شنبه 24 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 80 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 06 آبان 1382، ساعت 13:46 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#7
|
| |
ديروز با آن دختر سخن مي گفتم،
و در دل با خود مي انديشيدم: که او هم بچه خوبيست؛
اگر چه من دوست او نيستم.
________________________
امروز فهميدم: من بد هستم. |
_________________ من از آن روز که رسوا شده ام، آزادم
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3413 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
شنبه 10 آبان 1382، ساعت 19:23 |
|
 |
4 سال و 11 ماه پيش |
|
#8
|
| |
عشق، تنها عشق...
سهراب سپهري، مسافر:
...
و عشق، تنها عشق
تو را به گرمي يک سيب ميکند مانوس
و عشق، تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگي ها برد
مرا رساند به امکان يک پرنده شدن
... |
|
|
|
|
|
|
 |
آزاد  سال صفري!
تاريخ عضويت: شنبه 24 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 80 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 27 آبان 1382، ساعت 14:13 |
|
 |
4 سال و 10 ماه پيش |
|
#9
|
| |
بشنو از ني چون حکايت مي کند
از جداييها شکايت مي کند
کز نيستان تا مرا ببريده اند
در نفيرم مرد و زن ناليده اند
سينه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگويم شرح درد اشتياق
هر کسي کو دور ماند از اصل خويش
باز جويد روزگار وصل خويش
من به هر جمعيتي نالان شدم
جفت خوش حالان و بدحالان شدم
هرکسي از ظن خود شد يار من
از درون من نجست اصرار من
سر من از ناله من دور نيست
ليک چشم و گوش را آن نور نيست
تن ز جان و جان ز تن مستور نيست
ليک کس را ديد جان دستور نيست
آتش است اين بانگ ناي و نيست باد
هر که اين آتش ندارد نيست باد
آتش عشق است کاندر ني فتاد
جوشش عشق است کاندر مي فتاد
ني حريف هرکه از ياري بريد
پرده هايش پرده هاي ما دريد
همچو ني زهري و ترياقي که ديد
همچو ني دمساز و مشتاقي که ديد
ني حديث راه پرخون مي کند
قصه هاي عشق مجنون مي کند
محرم اين هوش جز بيهوش نيست
مر زبان را مشتري جز گوش نيست
در غم ما روزها بيگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رو باک نيست
تو بمان اي آنک چون تو پاک نيست
هر که جز ماهي ز آبش سير شد
هر که بي روزي است روزش دير شد
در نيابد حال پخته هيچ خام
پس سخن کوتاه بايد والسلام |
_________________ من از آن روز که رسوا شده ام، آزادم
|
|
|
|
|
 |
|
|