صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1035
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 20 آبان 1385، ساعت 11:03
 2 سال پيش
#1
 
با سلام خدمت دوستان عزيز!

يکي مسائل اساسي و ريشه اي که من فکر مي کنم به نوعي تمامي بحثهاي امروز جامعه امروز ما و الطبع بحثهاي تالار ما از اون ناشي ميشه، مسائله هويت و مشکلاتي هست که با ورود به دنياي مدرن ما با اون مواجه مي شيم.
از همه دوستان عزيز «غريب آشنا»، «هاروارد» و «عبود» (نمايندگان هويت اسلامي) و از طرفي از استاد ارجمند pw.ark (نماينده هويت ايراني) و همچنين دوستان عزيزم «Omid»، «sedayedel» و «mahji» (به عنوان نمايندگان هويت مدرن» دعوت مي کنم در اين بحث شرکت کنند. همچنين ديگر دوستان هم از نظرات خود ما را بهره مند سازند.

با سپاس
بچه برقي 78

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1035
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 20 آبان 1385، ساعت 11:10
 2 سال پيش
#2
 
Definition 1

هويت: به کيفيات و گرايشهايي گفته مي شود که عده اي از انسانها را از بقيه مجزا مي کند.

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1035
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 20 آبان 1385، ساعت 11:12
 2 سال پيش
#3
 
Proposition 1

مهمترين مولفه هاي بيروني هويت:

1- ملّيت
2- مذهب
3- زبان

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1035
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 20 آبان 1385، ساعت 11:27
 2 سال پيش
#4
 
Broblem 1

شما ناخواسته فردي هستيد با مليت ايراني، زبان فارسي، و مذهب اسلام. چند نوع برخورد ممکن است با اين موضوع داشته باشيد.

1- من به مليت ايراني، زبان فارسي و دين اسلام افتخار مي کنم.

2- الف: مليت ايراني بهرحال داراي مشکلات فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي زيادي هست، ولي من ايراني متولد شدم و ايراني خواهم ماند.
ب: زبان فارسي فقط به درد شعر و شاعري مي خورد و براي علوم جديد خيلي ضعيف است، ولي اين ما هستيم که بايد با ترجمه متون علمي خارجي و معادل سازي آنها در زبان فارسي به غناي زبان فارسي کمک کنيم.
ج: دين اسلام با تمام مشکلات و تناقضاتي که دارد، اما جوهره دين زيباست و اين زوائد و خرافات است که بايد آنها را از دين جدا کرد و آن را مطابق نياز روز بروز کرد.

3- من بد شانس بودم که در ايران متولد شدم و نا خواسته مسلمان و فارسي زبان شدم. اگه خدا عادل بود من توي شهر رم متولد مي شدم. اسمم بجاي اسماعيل، مارچلو بود و به زبان زيباي ايتاليايي صحبت مي کردم و به جاي مهندسي برق مي رفتم انستيتوي «سانتا چچيلا» رشته آهنگسازي تحصيل مي کردم. يا اگه همين رشته بودم راه ادامه تحصيلم هموار تر بود.

4- ... (شما بگوييد؟؟)

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1035
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 20 آبان 1385، ساعت 11:40
 2 سال پيش
#5
 
Broblem 2
شما جزو هر کدام از دسته بنديهاي فوق که باشيد، ناخواسته با دنياي مدرن سروکار داريد. همين که از کامپيوتر استفاده مي کنيد، همين که در دانشگاه که به شيوه غربي ها ست درس مي خوانيد و .... نشان دهنده مدرن شدن شماست.
مطمئناً در برخورد با اين دنياي مدرن يک سري تعارضاتي داريد. مثلاً وقتي emial چک مي کنيد. ناخواسته عکس «جسيکا سيمپسون» را در banner ياهو مي بينيد. در صورتي که در مذهب ما ديدن آن حرام است و وظيفه داريد براي جلوگيري از گناه مجدد، ديگر وارد ياهو نشويد. يا در مملکت اسلامي بايد banner ها و Ad هاي تمام سايت ها را فيلتر کرد. در آنصورت تصور کنيد که اينترنت چه شکلي مي شود.

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1885
اعتبار کسب شده: 4925
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 20 آبان 1385، ساعت 11:58
 2 سال پيش
#6
 
بحث قشنگيه.
برداشت خودتون رو از هويت گفتيد.ولي مدرنيته يعني چي؟ ميخوام بگم يه چارچووب خاص براي مشخص کردن مدرنيته داريم يا نه؟ آيا مدرنيسم نسبيه؟

_________________
نه بسته ام به کس دل, نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج , رها, رها, رها من!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1035
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 20 آبان 1385، ساعت 12:41
 2 سال پيش
#7
 
Definition 2
جامعه مدرن با صنعتی شدن و حرکت توسعه و فناوری تحقق یافته است و با آرمانها و آمال های دموکراسی ارتباط نزدیکی با مدرنیته است.
مدرنیته در اندیشه آن است که رابطه افراد با دیگران و جامعه شناسان را با ارتقای سطح فردگرایی ارگانیکی از نو شکل بدهد. بدین سان باید مدرنیته را ترکیبی از جامعه صنعتی ، سطح بالایی از شعور فردگرایی و آستانه بالای قدرت سیاسی و اجتماعی در پذیرش دموکراسی دانست . این شاخص های کیفی را می توان نمادی از جامعه مدرن نامید .
End of Definition

مدرنيته پديده اي است که در قرن هجدهم ميلادي در اروپا به وجود آمد، وگرنه اونا هم تا قرن هفدهم دانشمند سوزي داشتند و حکم اعدام گاليله را صادر مي کردند.
معروف هست که مي گن: «نياز مادر اختراع است». بسته به شرايط زندگي و حتي شرايط اقليمي اروپا ساکنان اونجا به تفکري به نام مدرنيته رسيدند ولي ما بنا به شرايط خودمون همچين تفکري را نداشتيم و الان هر چه از مدرنيته بگوييم وامدار غرب هستيم.
و مشلکي که هست، تطبيق دادن خواسته هايي است که در زندگي مدرن براي ما پيش مياد با سنتها و ريشه هايمان است.

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1035
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 20 آبان 1385، ساعت 12:46
 2 سال پيش
#8
 
عاملين مدرنيته در ايران:

Image

با بیان ادله ها به بررسی اجمالی افرادی می پردازیم که در یاران مبدعان مدرنیته در ایران بودند . ولی در هر صورتی ناکام ماندند ما کاری نداریم کسانی بودند که تخم تفکر عقب ماندگی ایران و پیشرفت غرب را در ذهن عامه مردم ایران کاشتند . . و در یک جمله کوتاه مهمترین عامل ناکامی آنها از نگاه کلان که جو جامعه سیاسی ایران در آن زمانها بر محور نادانی و نفاق و تباهی اخلاقی بزرگان ایران می گذشت . مبدعین مدرنیته هر متفکری بر اساس پیش فرض ذهنی خود زمانی را مبدا ظهور مدرنیته می داند ولی آنچه که بین اکثر متفکران ایرانی متواتر است از زمان حمله روس به ایران و وشکستهای پی در پی ایرانیان می باشد که من هم با این برهه از زمان موافقم الان بحث نام کنم بلکه در طول مقاله ادله خود را بیان برهان عرض مینمایم . اکثر متفکرین اجتماعی در ایران متّفق القول قبول دلرند که میرزا عیسی قائم مقام ( پدر قائم مقام ) ، عباس میرزا ، قائم مقام فراهانی و میرزا تقی خان فراهانی ( امیر کبیر ) مبدعین تفکر مدرن در ایران می باشند . ولی باید گفت که نسبت هر کدام از اینها برای جواب سوال ما پیرامون مبدا مدرنیته در ایران تفاوت دارد . باید گفت مهمترین سوال و مبدا در این سوال مدرنیته در ایران سوال معروف عباس میرزا که از سفیر فرانسه پرسید که " ای غریبه به من بگو که در دنیا چه اتفاقی افتاده و چرا همیشه ما شکست می خوریم ؟ " . به زعم متفکرین ایرانی این سوال مهم و بسی سرنوشت ساز پیرامون مبدا فکری و نظری مدرنیته در ایران است .
در نگاه دکتر سید جواد طباطبایی ( فیلسوف سیاسی معاصر ایرانی ) معتقد است که این سوال عباس میرزا بر اساس سنت فکری قدمایی ایرانی یعنی همان تفکر عرفانی _ فقهی نیست بلکه این سوال در خلا به ذهن عباس میرزا خطور کرده و ذهن عباس میرزا بر اساس تجربه سیاسی و حکومت داری آماده و پذیرش چنین سوالی بود . دلیل آن بر این برهان استوار است که یکی از مهم ترین دلایل انحطاط سیاسی قاجاریه و ایران در این می باشد که ولیعهد اکثر اوقات تا قبل از ورود به سلطنت در حرمسرا در کنار زنان و خواجه گان دربار بزرگ می شدند ولی پدر عباس میرزا وی را در سن 12 سالگی از حرمسرا خارج نمود و به همراه میرزا عیسی قائم مقام ( پدر قائم مقام فراهانی ) به مرکز دارالسلطنه تبریز که مرکز مهم توزیع قدرت و ثروت بود فرستاد و بر اساس گواه تاریخی تفکرات مدرن در ایران اول از تبریز به تمام ایران فرستاده می شد و تبریز در آن زمان منبع مهم فکری و حتی تفکری مشروطه طلبی در ایران بود و مهم ترین آن نزدیک بودن به مراکز صنعتی ( World System ) دنیا یعنی غرب بود و در همان زمان قاجار دارالسلطنه تبریز دارای تفکری پیشرو تر نسبت به دارالسلطنه تبریز در امر حکومت داری دارا بود . و این سوال مهم عباس میرزا مبدا مهم برای ورود تفکر ابزار مدرنیته در ایران می باشد . باید گفت که نبود سوال در جامعه یعنی نبود آگاهی و عباس میرزا این آگاهی را در شکست از روسها فهمید آن هم بر اساس تجربه نه دانایی . در هر صورت با این سوال مهم تاریخی می توان آگاهی در دارالسلطنه تبریز پدیدار گردید و به این فکر فرو رفتند که چرا ایرانیان عقب مانده اند و غرب خیلی راحت بر ما چیره می شود . و پاسخ را در غرب یافتند .
به زعم دکتر سید جواد طباطبایی که مبدا اصلاحات سیاسی در ایران از دارالسلطنه تبریز آغاز شد . میرزا عیسی معتقد بود که باید برای اداره ایران بر اساس یک نظام فکری متفاوت عمل نمود و اصلاحات را انجام داد و او توانست دارالسلطنه تبریز را بیرون میدان جاذبه " بساط کهنه " دربار تهران به کانونی برای " طرح نو " تبدیل کند . میرزا عیسی برای اولین بار از همین دارالسلطنه افرادی را به عنوان دانشجو به خارج از کشور فرستاد مه همین دانشجویان برگشته از غرب پایه گذاران اصلی مشروطه در ایران بودند و این دانشجویان دارای تصوری جدید از حکومت داری بودند و آن نظام " قانون " بود .
این دانشجویان به سوال مبهم عباس میرزا پاسخ دادند که در غرب نهادهایی ایجاد شده متنی بر حکومت قانون به عبارت دیگر مشروطیت ، قدرت شاه را مشروط به قانون اساسی می کرد که یکی از این دانشجویان مستشارالدوله بو و گفت : " قانون "
با این تفاسیر باید به این فکر فرو رفت و این سوال را علمای اجتماعی پاسخ دهند که چه شد ما نتوانستیم جواب سوال عباس میرزا را از داخل ایران پاسخ دهیم و مجبور شدیم که از خارج از ایران به این سوال پاسخ داده شود و چرا سنت تفکری قدمایی ما پاسخگویی این مسائل نبود و از تحولات سریع جهانی عقب ماند . و تا الان در حال درجا زدن می باشد .
در هر صورت بعد از مرگ قائم مقام و شروع شدن صدارت ناصرالدین شاه قاجار مردی به عرصه حکومت داری قدم نهاد که پا بر شانه های موسسان تفکر مدرن در ایران گذاشت و دغدغه های آنان را عملی نمود و عامل مهم و تاثیر گذار در مدرنیته و تحولات سیاسی اجتماعی در ایران بود و خیلی از اعمال و کنش های او مبدا عملیاتی شدن مدرنیته در ایران می باشد .
میرزا تقی خان در تاریخ 21 ذیقعده 1264 مطابق با اکتبر 1848 ( همزمان با این اسپنسر ، مارکس ، آگوست کنت ، نیچه ، ادیسون ، بنز ، میشلن ، ولتر ، روسو ، هگل و کانت ) او به مدت سه سال و یک ماه و 27 روز همچون ستاره ایی بر شب تاریک این مرز و بوم سوسو می کردو می درخشید . امیر کبیر را می توان مردی دانست که در دوره نادانی ان زمان ملت و سلطنت تنها عامل مدرنیته در ایران بود ، اگر میرزا عیسی قائم مقام ، قائم مقام فراهانی و عباس میرزا را تئوری پردازانی که مانند کسانی بودند که این زمین را آماده برای کاشتن دانه مدرنیته می کردند ، امیر کبیر دانه را کاشت ولی نتوانست خود برداشت کند که ولی چه حیرانی که تا امروز هیچکس نتوانسته است بر این زمین دانه ها، مدرنیته را بپروراند و هر بار که خود را آماده برای درو کردن می نمود دچار نوعی آفت شده ، محصول و خود خاک را دچار فرسایش می نمود و درو کننده را ناکام و دل زده و یا دچار تیر غیب نموده . . در هر نگاه دلایل شکست اصلاحات امیر کبیر در این مقال نمی گنجاید و باید در جای دیگر چالش کرد.
امیر کبیر در زمانی به صدارت رسید که در غرب دانه های کاشته شده به ثمر رسیده بود و سخت کوشی در کار ، " شرعیات " آئین سرمایه داری نوین شده بود . دولتمردان غربی در حالی به رقابت با همدیگر در زمینه توسعه علوم و فنون نظامی و صنعتی با کشورهای هم سطح و رقیب خود بودند و از نو آوران فکری و تجربی حمایت می کردند . دیگر در علم روش تائید قدما به کلی مطرود و متروک شده روش صاحبان علم در کل تجربه ، آزمایش ، روش ریاضی و استنتاج منطقی به همراه عواید " سود " گریز ناپذیر بود. دیگر در غرب سلطنت را موهبت الهی نمی دانستند ، بلکه حکومت وابسته به مشروعیتی بود که از طرف مردم به پادشاه واگذار می شد و نهاد سلطنت مجبور که حافظ حقوق مردم و سرمایه آنها باشد . و بر همین اساس تفکیک قوا را لازم و ملزوم این نوع دولتها می دانستند .
نفع جامعه را در آموزش و پروش و نشر آگاهی می دانستند و در کنار آموزش عمومی و آموزش تکنیکی ، قدرت طلبی ، لذت بردن از زندگی ، سود جویی و ماجراجویی و روحیه پشتکار را به مردم می آموختند .
ولی از آن طرف در ایران وضع صدارت امیرکبیر بر چند روستا و قبیله و ایل را بر عهده داشت که دارای مردمی با فرهنگ انسانهای غار نشین ، و شاه ایران آن زمان که فرهنگ ایلیاتی را با خود به کاخ گلستان آورده بود عیاشی را در زمره کارهای مهم خود قرار داده بود .
شعرا و ادبا در آن زمان در فقر و مسکنت و دریوزگی و گدایی بودند . علم روز عبارت بود از جن گیری ، دعانویسی ، آداب طهارت ، مارنویسی و ...... ولی امیرکبیر با خیالاتی که در « کتابچه خیالات اتابکی» داشت آرام آرام شروع کرد. او برای اداره کشور و نجات آن از وابستگی و کوتاه کردن دست توطئه گران خارجی آگاه و ابله داخلی که با دستورات سفارتخانه های خارجی هماهنگ بودند برای جبران این عقب ماندگی نظریه داشت . امیر از عمق فرمول رشد غرب بااطلاع بود ، و اوضاع ویران ایران را نیز به خوبی می شناخت . هرچه بود او شاگرد قائم مقام فراهانی بود و آئین صدارت ورزی را از کودکی آموخته و سیاسی را در گوشت و پوست او جای داشت .
امیر به فراست دریافت که را رهایی از چنگ غرب قوی شدن و صنعتی شدن و بی نیاز شدن در تمام زمینه ست . و می دانست که زمینه اصلی کارزار وی با غرب ، ابزار نظامی نیست ، معرکه اصلی پیکار اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی است . بنابراین در تمام زمینه ها شروع به کار کرد .
فریدون آدمیت در کتاب امیر کبیر و ایران می گوید :« اهمیت مقام تاریخی امیر به سه چیز است نوآوری در راه رشد فرهنگ و صنعت جدید ، پاسداری هویت ملی و استقلال سیاسی ایران در مقابله تعرض غربی و اصلاحات سیاسی ، مبارزه با فساد اخلاقی مدنی [ 112: 2 ]
واتسون مورخ و نویسنده انگلیسی در مورد امیر می گوید : « در میان همه رجال اخیر مشرق زمین و زمام داران ایران که نامشان در تاریخ جدید ثبت شده است ، میرزا تقی خان امیر نظام بی همتا ست . دیوجانس ، روز روشن با چراغ در پی او می گشت . به حقیقت سزاوار است که به عنوان اشرف مخلوقات شاید به کار آید ، بزرگوار مردی بود [ 111: 2 ]
به هر صورت بخواهیم در مورد دستاوردهای صدارت امیر نظام صحبت کنیم مقاله به درازا خواهد کشید . بر همین اساس و فقط برای آگاهی و آشنایی با این دستاوردهای صدر اعظم که سه سال اندی صدارت کرد را لیست می کنیم و چه حیف که اگر افزونتر از این عمر داشت که چه می کرد ؟ ولی که صد حیف عجل مهلتش نداد !!!!
در اول مراحل اصلاحات امیرکبیر فقط بگوییم در سال نخست صدارت امیر وی 200 هزار تومان برای مملکت عایدی داشت . با این اوصاف زمینه های اصلاحات امیر کبیر به شرح زیر می باشد :
1- آرام کردن مملکت و از پای درآوردن یاغیان و گردنکشان
2- اصلاح ساختار اقتصادی
3- محدود کردن مستمری بگیران
4- قانون گمرک
5- توسعه کشاورزی
6- توسعه صنایع جدید
7- رونق تجارت ( بخصوص صادرات )
8- پایه گذاری بودجه نویسی منظم
9- انسجام نیروی نظامی کشور و پایه ریزی نیروی دریایی ( قوه بحریه ) و تاسیس مدرسه ای برای تدریس علوم نظامی زیر نظر مستشاران انگلیسی
10- تاسیس دارالفنون اولین دانشکده ایران
11- تاسیس کارخانه اسلحه سازی در تهران ، اصفهان ، فارس و خراسان
12- پایه گذاری دیوان عدالت
13- طرح آبله کوبی برای تمام ایرانیان
14- مبارزه با فساد ، رشوه خواری ، زور و بی عدالتی
15- فرستادن پزشک ایرانی و فرنگی به روستا ها و تهیه بروشور بهداشتی
16- تهیه شناسنامه بهداشتی
17- تاسیس چاپارخانه که هم مسئولیت پست را داشت و هم مسافر می برد
18- مرسوم کردن گذرنامه برای مسافرتهای خارج از کشور
19- ساخت پلها ، نهرها ( نهر کرج ) بیمارستانها و مجتمع های صنعتی
20- پایه گذاری اطلاع رسانی ، وقایع نگاری و خفیه نویسی
21- خرید 293 کتاب و 123 نقشه جغرافیایی
22- چاپ اولین روزنامه ایرانی

* ( این لیست اقدامات اصلاحی امیرکبیر خلاصه و طبقه بندی شده از کتاب کشته گان برسر قدرت مسعود بهنود فصل دوم : امیر کبیر می باشد . ) *

و باز هم چه حیف که امیر ملعبه دست هوس بازی و عیاشی شاه جوانی شد. که تمام ذکر و خیر عیاشی می بود شاه در مستی تمام ، حکم قتل مردی را صادر نمود که اگر زنده می ماند هم باعث عزت ایران میشد و در تاریخ سلسله قاجار با ارج و قرب به ثبت می رسید و مهم تر اینکه نام ناصر الدین شاه به عنوان شاه بزرگ ایران که در سودای پیشرفت و عزتمندی مملکت خود می باشد نوشته می شد همچون در کنار نام کوروش کبیر و داریوش و شاید با اجرای تمام اصلاحات امیر کبیر سرنوشت سیاسی ایران را جوری دیگر رقم میزد و باعث سربلندی نهاد سلطنت در ایران می شد .
اما زمانی که شاه جوان هوشیار شد و شاهد عمل ننگین خود شد که کار از کار گذشته بود و رگ امیر را با تیغ جهالت بریده بودند و گویند شاه ناصری تا آخر عمر دچار عذاب وجدان شدیدی شد که همیشه در انتخاب صدراعظم های خود سعی می نمود که افرادی را برگزیند که نشانی از رفتار و دغدغه های امیرکبیر را داشته باشند . ولی او نمی دانست که مادر روزگار انسانهای بزرگ را فقط یکبار می زاید .
واتسون در جای دیگر پیرامون امیر می گوید:« اگر میرزا تقی خان می ماند و اندیشه های خود را به انجام می رساند ، بدون تردید در زمره آن کسانی شمرده می شد که به عقیده برخی از سوی خدا به رسالت تاریخی برگزیده کشته شده اند .»
در هر صورت تاریخ شاهد این جنایت های سرنوشت ساز بوده و خواهد بود .اگر بخواهیم مهمترین دلیل به سرانجام نرسیدن تمام حرکتهای مردمی _ اصلاحی تاریخ ایران را در عصر حاضر بیان نماییم در این است که اکثر عاملین مدرنیته تا عصر حاضر پنداشته های خود را بر عرصه دیالکتیکی که تز آن سنت و آنتی تز مدرنیته که سنتز آن جامعه مدرن و توسعه یافته است در این نظرگاه بین سنت و مدرنیته تضاد وجود دارد در این روش دارای خطای روش شناسی بالایی بوده است که حداقل بااین گزاره می توان ابطال اش نمود ، در جوامع غربی که خود را زعمای مدرنیته می پندارند مدرنیته آنها بر شانه های سنت ایستاده است و از نردبان سنت به آسمان مدرنیته رسیدند و هیچگاه تمام عرصه های سنتی را پاک نکردند بلکه آن دسته از سنتها را که با مدرنیته هم خوانی نداشت از صحنه اجتماعی حذف نمودند . و آن قسمتهای تطابق پذیر را نگه داشتند . نمونه عالی آن هم خوانی در عصر حاضر را در کشورهای صنعتی چون ژاپن و توسعه یافته نیمه صنعتی همچون ترکیه ، هندوستان ، مالزی و اندونزی نگاه کرد .
به هر حال مدرنیته سرنوشت محتوم تمام بشریت است و هر کس در مقابل مدرنیته بخواهد بایستد چرخ دنده های مدرنیته له می کند و یا به تعبیر کارل مارکس هرکس در مقابل مدرنیته بایستد دود می شود.





منابع استفاده شده :

1- بهنود ، مسعود / کشتگان بر سر قدرت ( از قائم مقام تا هویدا ) / انتشارات علم ( تهران ) / چاپ اول 1378 .
2- رضا قلی ، علی / جامعه شناسی نخبه کشی / نشر نی ( تهران ) / چاپ هیجدهم 1380.
3- کیویستو ، پیتر / بنیادهای جامعه شناسی / منوچهر صبوری / نشر نی ( تهران ) / چاپ اول 1378.
4- طباطبایی ، سید جواد / دیباچه ایی بر نظریه انحطاط ایران ( جلد اول)/ انتشارات نگاه معاصر ( تهران ) / چاپ دوم 1381
5- طباطبایی ، سید جواد / بساط کهنه و طرح نو / سیاست نامه ویژه نامه روزنامه شرق / آذر ماه 1384.
6- طباطبایی ، سید جواد / دو نظام تولید دانش در ایران / روزنامه شرق / 22 اسفند 1383 /صفحه 18 (اندیشه )

مرجع : http://www.fasleno.com/archives/000568.php

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 3164
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Florida
سن: 36
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 20 آبان 1385، ساعت 22:06
 2 سال پيش
#9
 
Wow! Raika started a very serious topic about "women in diffeent cultures" and now you have started this whole thing about the meaning of "cultural identity = Howeeyat"! It seems that the forum is becomming very intellectual! Applause Applause

OK, now, what exactly are we supposed to discuss? Are we suppose to describe the Iranian cultural identity as it is? Or should we discribe it as the way it should be? Or we are supposed to discus the eternal question of "tradition vs modernism"? Confused



_________________
بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1035
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 21 آبان 1385، ساعت 13:11
 2 سال پيش
#10
 
Omid نوشته بود:
Wow! Raika started a very serious topic about "women in diffeent cultures" and now you have started this whole thing about the meaning of "cultural identity = Howeeyat"! It seems that the forum is becomming very intellectual! Applause Applause

OK, now, what exactly are we supposed to discuss? Are we suppose to describe the Iranian cultural identity as it is? Or should we discribe it as the way it should be? Or we are supposed to discus the eternal question of "tradition vs modernism"? Confused



جامعه ما در حال گذار از سنت به مدرنيته مي باشد و هيچ مقاومتي در برابر اين پديده نمي توان کرد، زيرا سرنوشت محتوم تمام جوامع مدرن شدن است و در دنياي مدرن جوامع سنتي محکوم به شکست مي باشند.
بهر حال مدرنيته پديده اي است که در غرب اتفاق افتاده و با توجه به شرايط جامعه اونجا شکل گرفته و طي چند قرن به تکامل رسيده، بطوري که هم اکنون وارد مرحله تازه پست مدرنيسم شده اند، که حتي برخي عقايد مدرن را هم اشتباه مي داند.
بهرحال دنباله روي از غرب مشکلات زيادي به همراه خواهد داشت. اولاَ که هر جامعه داراي داراي پتانسيل مشخصي مي باشد و اگر ما بخواهيم يک شبه ره صد ساله برويم جامعه ما اون ظرفيت را نداره. مثل سيستمي که بخواهيم يک پله يا ضربه خيلي بزرگ به اون وارد کنيم که سيستم قطعاَ ناپايدار خواهد شد.
اما بحث اصلي ما در باره بحران هويت است که در بستر گذار از سنت به مدرنيته براي افراد جامعه پيش مي آيد. چطور ارزشهاي سنتي و ارزشهاي مدرن را در کنار هم قرار دهيم؟ آيا اينها با هم تناقضي ندارند؟

نقل قول:
Broblem 1

شما ناخواسته فردي هستيد با مليت ايراني، زبان فارسي، و مذهب اسلام. چند نوع برخورد ممکن است با اين موضوع داشته باشيد.

1- من به مليت ايراني، زبان فارسي و دين اسلام افتخار مي کنم.

2- الف: مليت ايراني بهرحال داراي مشکلات فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي زيادي هست، ولي من ايراني متولد شدم و ايراني خواهم ماند.
ب: زبان فارسي فقط به درد شعر و شاعري مي خورد و براي علوم جديد خيلي ضعيف است، ولي اين ما هستيم که بايد با ترجمه متون علمي خارجي و معادل سازي آنها در زبان فارسي به غناي زبان فارسي کمک کنيم.
ج: دين اسلام با تمام مشکلات و تناقضاتي که دارد، اما جوهره دين زيباست و اين زوائد و خرافات است که بايد آنها را از دين جدا کرد و آن را مطابق نياز روز بروز کرد.

3- من بد شانس بودم که در ايران متولد شدم و نا خواسته مسلمان و فارسي زبان شدم. اگه خدا عادل بود من توي شهر رم متولد مي شدم. اسمم بجاي اسماعيل، مارچلو بود و به زبان زيباي ايتاليايي صحبت مي کردم و به جاي مهندسي برق مي رفتم انستيتوي «سانتا چچيلا» رشته آهنگسازي تحصيل مي کردم. يا اگه همين رشته بودم راه ادامه تحصيلم هموار تر بود.


Case Study No.1 Omid
مثلاً خود شما آيا به زبان فارسي صحبت مي کنيد؟ خير.
آيا خود را مسلمان مي دانيد؟ ....
آيا مليت ايراني داريد؟ اجباراَ بله

اما به نظر من شما هويت ايراني نداريد، داري يک هويت "اينتر نشنال" هستيد که محصول دنياي مدرن است.

Case Study No.2 بچه برقي 78
من خودم با هر سه مورد مشکل اساسي دارم، و نمي دانم که هستم. مطمئنم افراد زيادي مثل من مشکل هويت دارند، خود را وابسته به هويت خاصي نمي بينند و در دنياي مدرن سرگردانند.

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 3164
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Florida
سن: 36
جنسيت: مرد
ارسال يکشنبه 21 آبان 1385، ساعت 19:43
 2 سال پيش
#11
 
OK, let me make a couple of comments about your frst paragraph without answering the main questions:

1- Don't confuse the meaning of the word "modern" as applied to societies, science etc with the word "modernism" as used in Literary Theory (=Nagdeh Adabi, discussing literature, poetry, films etc.). Postmodernism is a concept invented by literary theorists. There is no such a thing as a"post-modern" society or sience or lifestyle...

2- Literary theory (along with simillar fields such as Gender Studies, Native $ Aborginal Studies, Women's Studies, Feminist Theory, Educational Theory, Black Studies etc) is PURE BULLSHIT. Don't waste your time on reading books or articles on these topics. These fields are created by luosy professors in universitiss who have nothing to say but needed to get tenure so started talking bullshit. Twisted Evil

3- A big proportion of people in the western countries are NOT modern either. They belive in things that even a villager in Iran would not believe! Brick wall

4- When the lifestyle becomes modern, people's brain DOSN"T change as fast so there alwaya remain a contradiction between the old way and the new way. People have no problem being illogical, so they do funny things which mixes the modern world with old-fashined ideas; and this looks perfectly OK to them! Here is an example:

Year 1320: If your little son was sick, you would get a "Kaleh Ghand" and take it to Emaamzadeh Taghi and pray/cry that he will cure your son. Neutral

Year 1388: If your little son gets sick, you will login to the Website of Emmazadeh Taghi, then order the prayer you need and pay for the Kaleh Ghand using your credid card! Razz

That's how societies change!

_________________
بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
wp.arkآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382
مجموع ارسالها: 431
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: آن طرف تر از عشق
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 21 آبان 1385، ساعت 22:52
 2 سال پيش
#12
 
بچه برقي 78 نوشته بود:
با سلام خدمت دوستان عزيز!

يکي مسائل اساسي و ريشه اي که من فکر مي کنم به نوعي تمامي بحثهاي امروز جامعه امروز ما و الطبع بحثهاي تالار ما از اون ناشي ميشه، مسائله هويت و مشکلاتي هست که با ورود به دنياي مدرن ما با اون مواجه مي شيم.
از همه دوستان عزيز «غريب آشنا»، «هاروارد» و «عبود» (نمايندگان هويت اسلامي) و از طرفي از استاد ارجمند pw.ark (نماينده هويت ايراني) و همچنين دوستان عزيزم «Omid»، «sedayedel» و «mahji» (به عنوان نمايندگان هويت مدرن» دعوت مي کنم در اين بحث شرکت کنند. همچنين ديگر دوستان هم از نظرات خود ما را بهره مند سازند.

با سپاس
بچه برقي 78


دوست گرامي بچه برقي 78 لطف نمودن و يک کلاه بسيار گشاد براي سر بي سامان من بيچاره Wink تهيه ديدند. براي چندمين بار در اين تالار بايد تکرار کنم که "اين کلاه افسري بر اين سر سودا زده سخت سنگين است".

همچنين بنده نماينده هيچ يک از هويت هاي گفته شده نيستم و از هر کدام از آنها در جاي خود دفاع مي کنم و بر هر کدام از آنها در جاي خود منتقدم و براي اين انتقاد کردن ها هم هيچ کدام از اين سه موضوع عنوان شده را در جايگاه مقدسي نمي نشانم. تا به دليل مقدس بودن ، دست انتقاد از ساحت والاي آنها کوتاه باشد.

اما دز مورد موضوع اصلي بحث چند نکته رو بررسي مي کنم.

1- اين موضوع مهمي هست و از بچه برقي 78 به خاطر شروعش تشکر مي کنم.

2- اين بحث سنت v.s مدرنيته ، هميشه و براي مدت هاي طولاني به خصوص در محيط هاي دانشگاهي و همچنين مجامع روشنفکري کشورمون بر پا بوده و همچنان هست، شايد يکي از علت هاي بي نتيجه موندن بعضي بحث ها در اين ضمينه نداشتن تعريف درستي از هيچ يک از دو طرف مورد بحث باشد.

3- به نظر من قبل از شروع بحث بايد مشخص کنيم وقتي مي گوييم سنت منظورمان چيست و وقتي سخن از مدرنيته مي گوييم از چه چيز (انتزاعي يا واقعي) سخن مي گوييم.

4- در ايجا سخن از هويت مدرن يا هويت سنتي آمد. بايد دقت کرد که هويت بر خلاف واقعيت يک موجوديت انتزاعي است و ساخته ذهن انسان ها، البته اين تعريف به منظور بي استفاده نشان دادن هويت نيست. آنچنان که پيش از اين در بحثي در مورد آبرو نوشتم، هويت هم از جهتي مانند آبرو ، انرژي پتانسيل ، اينرسي و... است. هويت باعث مي شود تا انسان ها انگيزه کافي براي ادامه داشته باشند و درواقع يک يک نوع روح و روان انتزاعي براي يک مجوموعه انساني و فکري تدارک ديدن است. تا اينجاي کار هويت اشکالي جدي اي ندارد. (يعني اگر به عنوان يک پشتوانه استفاده شود). اما در بحث علمي در باره موضوع هايي مثل مدرنيسم و سنت بهتر است به واقعيت و حقيقت آن که ملموس تر است توجه کنيم نه به هويت که يک موضوع انتزاعي است و واقعيت بيروني ندارد.

5- بنابر آنچه در مورد پيش آمد اينک مي خواهم شخصا منظور خود را از مدرنيسم بيان کنم. مدرنيسم مجموعه اي است از اجزا زير که با هم بر هم کنش هم دارند : الف- منطق مدرن، ب- علوم مدرن(فيزيک مدرن، رياضي مدرن، کامپيوتر ، زبانشناسي، روانشناسي و ..) پ- فلسفه مدرن، ت- سياست مدرن و نظريه هاي مدرن حکومتي (جمهوري ،ليبرال دموکراسي، سوسيال دموکراسي و ...) ث- اخلاق مدرن ج- حقوق مدرن و ديگر اعضاي اين مجموعه.

6- اين اجزا و مولفه ها هم در مدرنيسم وجود دارند و هم در سنت، و در واقع اجزاي فيزيکي اي هستند که ما با نگاه کردن به آنها يک روح ديده ايم که آنها را مدرن يا سنتي مي دانيم. به نظر من در بررسي سنت و مدرنيسم راه علمي و دقيق تر آن است که تک تک اين مولفه ها بررسي شود و قوت يا ضعف هر يک بر ديگري مشخص شود، اين به مراتب بهتر از آن است که در بررسي دو موضوع انتزاعي که نامشان مدرنيسم و سنت است بحث راه بيندازيم و احتمال زياد آخر هم به جايي نرسيم.

7- يکي از موضوع هاي مهم که در بحث سنت ومدرنيسم مطرح مي شود سيستم ارزش دهي اين دو است که در واقع بخش بزرگي از بحث هم هست. سنت يک سيستم ارزش گذاري براي خود دارد ، مدرنيسم هم همين طور . ارزش ها دو نوع هستند. ارزش هاي وسيله اي و ارزش هاي هدفي ، مثلا در سنت الاغ ارزش داشت ولي به عنوان يک وسيله ، امر مقدس هم ارزش داشت اما به عنوان يک هدف . در دنياي مدرن هم ارزش ها همين تقسيم بندي وسيله اي يا هدفي را مي پذيرند. در دنياي مدرن کامپيوتر و اينترنيت وسيله هاي ارزشمندي هستند. از طرفي اصالت فرد ، آزادي فردي و مانند اينها ارزش هايي هستند که نسبت به ارزشهايي مانند کامپيوتر در دسته ارزش هاي هدفي قرار مي گيرند.

8- دسته بندي ارزشها به دو دسته وسيله اي و هدفي ( يا آنهايي که در خدمت انسان هستند و آنهايي که انسان براي رسيدن به آنها تلاش مي کند) يک دسته بندي مطلق نيست بلکه نسبي است. مثلا در مدرنيسم دموکراسي در جامعه اي مثل ايران نسبت به خطوط هواپيمايي يک هدف است، اما همين دموکراسي نسبت به هدف بعدي آن که جامعه بهتر مي باشد ، خود يک وسيله است. در سنت هم همين طور است مثلا مذهب نسبت به مرکب (الاغ) يک ارزش هدفي است، اما نسبت به حرکت به سوي تکامل که همان خدا باشد يک وسيله است.

9- اگر دقت کرده باشيم مدرنيسم و سنت در مورد ارزش هاي وسيله اي خود راحت تر با هم کنار مي آيند. مثلا يک فرد سنتي هم مي تواند استفاده از اينترنت ، استفاده از برق، رفتن به دکتر براي معالجه بيماري و هواپيما و ... را به راحتي (البته پس از يک مقاومت کوچک) بپذيرد، اما پذيرفت دموکراسي براي او خوب مشکل تر است، يا رعايت حق آزادي فردي ديگران و اعتقاد به آن اگر با اعتقادات سنتي اش متضاد باشد ،براي او سخت و به همان ميزان ناخواستني است. يک فرد مدرن هم ممکن است وسيله هاي سنتي را بپذيرد. مثلا براي زندگي به يک روستاي سنتي برود اما ارزشهاي هدفي تر آن را حاضر نيست بپذيرد.

10- پس مجموعه افراد کل جامعه را مي توانيم به چهار دسته پارتيشن کنيم:


{ (وسيله , هدف)} ::
{(سنتي,سنتي)} , { (سنتي , مدرن)} , {(مدرن, سنتي)} , {(مدرن , مدرن)}


البته اين زير مجموعه ها را crisp در نظر نگيريد (fuzzy در نظر بگيريد) چون در غير اين صورت همه افراد در اين دسته بندي هاي از پيش تعيين شده 4 گانه و قطعي جا نمي شوند.

11- ممکن است همان طور که Omid نوشته به اين فکر شود که هرگاه مولفه اول يکي از اين دو تايي ها با مولفه ديگر متفاوت باشد، تعارض مدرنيسم و سنت شروع مي شود و آنچه بحران هويت ناميده شده پيش مي آيد ، اين تا حدودي درست است يعني در واقع اين تعارض با اين حالت شروع مي شود اما بحران و تعارض در اين حالت ها (ابزار مدرن ، ارزش ها سنتي و برعکس ) خيلي زياد نيست. بلکه تعارض جدي هنگامي پيش مي آيد که فردي در مورد هدف ها و ايده هاي اصلي زندگي خود نه مدرن باشد و نه سنتي ، نه بتنواند يکي را به تمام بگذارد و نه ديگري را کاملا بر دارد.

12- سخن از حتمي بودن گذار از سنت به مدرنيسم يک پيش بيني تاريخي است (از نوع همان پيش بيني ها يي که مارکس کرد و اصلا وقوع هم نيافت) ، اين گونه ادعا ها مبنايي علمي ندارد ، چون اصلا تاريخ موجودي پيش بيني پذير قطعي نيست. اما هر چند شايد نتوان اين را به عنوان يک گزاره حتمي الوقوع اعلام کرد اما خوب بالاخره يک مشاهده عام است که در مورد جوامع زيادي صدق کرده و با احتمال (نه قطعا) در مورد بقيه هم صدق مي کند.

_________________

بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark

 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1035
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: اهواز
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 22 آبان 1385، ساعت 14:55
 2 سال پيش
#13
 
با تشکر از توضيهات مفيد جناب pw.ark و Omid

من خودم شخصاً در استفاده از وسايل سنتي و مدرن مشکلي ندارم، و اين آرمانها و اهدافند که مشکل اساسي با آنها دارم.
بطور مثال عرض مي کنم، من به موسيقي سنتي و موسيقي مدرن هر دو علاقه دارم و هدفم از شنيدن لذت بردن از زيبايي موسيقي ست(هدف). حتي بعضي وقتها براي تمرين موسيقي فايل mp3 را از روي pc (مدرن) اجرا مي کنم و با ساز (سنتي) اون را همراهي مي کنم.
اما در سنت اسلام موسيقي حرام است و تنها در شرايط خاصي آن هم اگر موسيقي مطرب نباشد اشکالي ندارد.
از طرف ديگه من نماز هم مي خوونم، حالا موندم اگه مسلمونم که به همه دستورات دين عمل کنم و موسيقي را کنار بذارم. يا اگه مي خوام به موسيقي ادامه بدم نماز را بي خيال بشم.

لطفاً بقيه دوستان (عبود، غريب آشنا و ... ) هم در بحث شرکت کنيد!

_________________
... دلبري برگزيده ام که مپرس
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3364
اعتبار کسب شده: 3738
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 22 آبان 1385، ساعت 23:23
 2 سال پيش
#14
 
در ابتدا از بچه برقی عزيز تشکر ميکنم که موضوع خوبی رو برا&