صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
رندآفلاين
سال صفري!
سال صفري!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 15 مهر 1382
مجموع ارسالها: 57
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: کلبه اي در دوردست بر روي دريا...
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 22 مهر 1382، ساعت 16:50
 5 سال و 1 ماه پيش
#1
 
مدتهاست که در انتظار آن روز لحظه ها را ميشمارم.. آن روز که وعده دادي برميگردي.
آن روز .. آن روز دگر .. که چشمهايت با من ميگويند که فردا روز ديگريست..
<><><><><><><><><><>


ميان خورشيدهاي هميشه
زيبايي تو
...لنگري ست
خورشيدي که
از سپيده دم همه ستارگان
.بي نيازم مي کند


نگاهت
...شکست ستمگري ست
نگاهي که عرياني روح مرا
از مهر
جامه اي کرد

و چشمانت با من گفتند
که فردا
...روز ديگري ست


آنک چشماني که خميرمايه مهر است
و اينک مهر تو
نبردافزاري،
تا با تقدير خويش پنجه در پنجه کنم

ميان آفتاب هاي هميشه
زيبايي تو..
..لنگري ست
نگاهت ..
شکست ستمگري ست


...............

و چشمانت با من گفتند
.که فردا روز ديگري ست
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
دختر قاجارآفلاين
زبون بسته!
زبون بسته!

تاريخ عضويت: شنبه 29 شهريور 1382
مجموع ارسالها: 2
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 25 مهر 1382، ساعت 14:13
 5 سال و 1 ماه پيش
#2
 
dametan garm
roohe taze ee dar talar damidid az cheshm haye mahboob sorodan o be omid fardayie digar boodan ghabele setayesh ast
man farsi nadaram delam mikhast man ham sher mineveshtam
kamyab bashid
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
aramآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

تاريخ عضويت: شنبه 18 مرداد 1382
مجموع ارسالها: 111
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 26 مهر 1382، ساعت 23:32
 5 سال و 1 ماه پيش
#3
 
رند نوشته بود:
مدتهاست که در انتظار آن روز لحظه ها را ميشمارم.. آن روز که وعده دادي برميگردي.
آن روز .. آن روز دگر .. که چشمهايت با من ميگويند که فردا روز ديگريست..
<><><><><><><><><><>


ميان خورشيدهاي هميشه
زيبايي تو
...لنگري ست
خورشيدي که
از سپيده دم همه ستارگان
.بي نيازم مي کند


نگاهت
...شکست ستمگري ست
نگاهي که عرياني روح مرا
از مهر
جامه اي کرد

و چشمانت با من گفتند
که فردا
...روز ديگري ست


آنک چشماني که خميرمايه مهر است
و اينک مهر تو
نبردافزاري،
تا با تقدير خويش پنجه در پنجه کنم

ميان آفتاب هاي هميشه
زيبايي تو..
..لنگري ست
نگاهت ..
شکست ستمگري ست


...............

و چشمانت با من گفتند
.که فردا روز ديگري ست




از شعري که نوشتي خيلي ممنون . من اين شعرو روزي چند بار مي خونم . مي خواستم اونو
تو تالار بنويسم که شما پيش دستي کردين . خيلي لذت بردم .معلومه خيلي با ذوقي .بازم ممنون.

_________________
بگردان ساقيا آن جام ديگر
بده جان مرا آرام ديگر
خلاصم ده خلاصم ده خلاصي
که سخت افتاده ام در دام ديگر
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3364
اعتبار کسب شده: 3738
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 19 مرداد 1385، ساعت 0:51
 2 سال و 3 ماه پيش
#4
 
و چشمانت همه چيز را گفتند
چشمها هميشه صحبت ميکنند
چه بسا که پويايی کلامشان, در سکوت
هزاران بار, حقيقی تر از کلمات باشند
گفتند که, پر از دانسته ها هستی
پر از احساس
پر از حرف
پر از شادی بخشيدن
ولی, چشمان من ترازو نداشت
پری روح تو, کوچکتر از کوچکترين نياز روحی من بود
چشمانت, همه چيز را گفنتد
ولی نگفتند, که پری يک پيمانه در مقابل يک دريا هستی
چشمانم بايد بياموزند, که سخن چشمها را اندازه گيری کنند
شايد فردا برای چشمانم ترازو خريدم

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مهربان...آفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 29 ارديبهشت 1385
مجموع ارسالها: 707
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 19 مرداد 1385، ساعت 3:40
 2 سال و 3 ماه پيش
#5
 
با چشمان تو
مرا به الماس ستارگان نيازي نيست..
با آسمان بگو!

_________________
سفر بايد کرد
دو قدم مانده تا قاف...
ع ، ش !!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
رايکاآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 11 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 616
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: دراعماق درياي عشق ....
سن: 21
جنسيت: زن
ارسال پنجشنبه 19 مرداد 1385، ساعت 13:04
 2 سال و 3 ماه پيش
#6
 
از روي چشم هايت
نگاهت را بردار,
حادثه خبر نمي کند...

_________________
هيچ فکر نمي کردم...
که روزي وقتي افتاب خودش را روي بام خيال تو پهن مي کند
عشق من را برنزه ببيني
اگر مي دانستم...
کرم ضد افتاب بوسه به تو هديه مي کردم...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3418
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 20 مرداد 1385، ساعت 0:15
 2 سال و 3 ماه پيش
#7
 
چشمانت را با چشمانم شمردم
و در تمام ثانيه هاي مبهم انتظار ضرب کردم d'oh!
خيلي شد... خيلي
به اندازه همه يأس هاي فلسفي! Rolling Eyes
بيا تا بود و نبود پلکهايم فرق ميکند
طعم تماشاي چشمه چشمانت را به دهان تشنه چشمانم بچشان!!
و فقدان حضرت خورشيد گرفتگي را بگذار به حساب چراغهاي بنارس! Smile
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sadeghآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 05 ارديبهشت 1385
مجموع ارسالها: 155
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 21 مرداد 1385، ساعت 13:22
 2 سال و 3 ماه پيش
#8
 
.... و نگاه
زبان بین المللی اهل دل است

_________________
Everything is an Object!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مهربان...آفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 29 ارديبهشت 1385
مجموع ارسالها: 707
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 24 مرداد 1385، ساعت 19:40
 2 سال و 3 ماه پيش
#9
 
چشمانت را قاب گرفته ام
جرات به ديوار زدنشان را ندارم
چشمانت چشم ميخورند...

_________________
سفر بايد کرد
دو قدم مانده تا قاف...
ع ، ش !!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3364
اعتبار کسب شده: 3738
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 29 مهر 1385، ساعت 1:07
 2 سال و 1 ماه پيش
#10
 
چشمات به من گفتند که گاهی با قدرت چند صدم ريشتر دلی رو ميلرزونن Wink
سياست گفت: خبر اين زلزله نبايد پخش بشه
ولی
صداقت نذاشت
سياست بد جنس تر از صداقته, ولی در عوض راز دار تره Wink
_____________________
برای اينکه يادمون باشه گاهی بايد بد جنس باشيم Mr. Green
اين يادگاری بايد توی تالار ميموند Razz

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
panteaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1265
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 25
جنسيت: زن
ارسال شنبه 29 مهر 1385، ساعت 14:53
 2 سال و 1 ماه پيش
#11
 
sedayedel نوشته بود:
چشمات به من گفتند که گاهی با قدرت چند صدم ريشتر دلی رو ميلرزونن Wink
سياست گفت: خبر اين زلزله نبايد پخش بشه
ولی
صداقت نذاشت
سياست بد جنس تر از صداقته, ولی در عوض راز دار تره Wink
_____________________
برای اينکه يادمون باشه گاهی بايد بد جنس باشيم Mr. Green
اين يادگاری بايد توی تالار ميموند Razz



پس امضاي قبليت رو نقض مي کني Very Happy و ميشه گاهي مثل خيليا بود!!!! Razz آره؟! Wink
Silenced

_________________
مه اديان و بيش‏ترِ آيين‏ها به شيشه‏ي پنجره مي‏مانند : راستي را از پسِ آن‏ها مي‏بينيم، ولي ميان ما و راستي حائل مي‏شوند و ما را از آن دور مي‏دارند. جبران‏خليل‏جبران
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3364
اعتبار کسب شده: 3738
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 30 مهر 1385، ساعت 9:12
 2 سال و 1 ماه پيش
#12
 
pantea نوشته بود:
sedayedel نوشته بود:
چشمات به من گفتند که گاهی با قدرت چند صدم ريشتر دلی رو ميلرزونن Wink
سياست گفت: خبر اين زلزله نبايد پخش بشه
ولی
صداقت نذاشت
سياست بد جنس تر از صداقته, ولی در عوض راز دار تره Wink
_____________________
برای اينکه يادمون باشه گاهی بايد بد جنس باشيم Mr. Green
اين يادگاری بايد توی تالار ميموند Razz



پس امضاي قبليت رو نقض مي کني Very Happy و ميشه گاهي مثل خيليا بود!!!! Razz آره؟! Wink
Silenced


This is not my signature my friend, it is just a ps to explain the reason of my writing to a person who knows about Wink Razz
my new singnature is the deepest meaning of love in my opinion

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اشکبوسآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 01 مهر 1385
مجموع ارسالها: 157
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: حيات کوچک پاييز در زندان...
جنسيت: نامشخص
ارسال يکشنبه 30 مهر 1385، ساعت 13:49
 2 سال و 1 ماه پيش
#13
 
غروب که خورشيد شب را فرياد ميزند
چشمانت را خميازه ميکشم ...

_________________
و با شتاب آبدزدک از خواب برکه بوسه ميدزديد.
تو داشت او ميشد
که دست من از قصه ها تو را دزديد...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اشکبوسآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 01 مهر 1385
مجموع ارسالها: 157
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: حيات کوچک پاييز در زندان...
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 03 آبان 1385، ساعت 1:42
 2 سال پيش
#14
 
تو شبستون چشات
پاي پله هاي پلکت
مچ مهتابو ميگيرم
اون دمي که گرگو ميشه
با يه گله ي شقايق
پيش پاي تو ميميرم ...

_________________
و با شتاب آبدزدک از خواب برکه بوسه ميدزديد.
تو داشت او ميشد
که دست من از قصه ها تو را دزديد...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
اشکبوسآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 01 مهر 1385
مجموع ارسالها: 157
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: حيات کوچک پاييز در زندان...
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 06 آبان 1385، ساعت 13:12
 2 سال پيش
#15
 
مزه هاي چشم يارم به نظر چنان نمايد
که ميان سنبلستان چرد آهوي ختايي

_________________
و با شتاب آبدزدک از خواب برکه بوسه ميدزديد.
تو داشت او ميشد
که دست من از قصه ها تو را دزديد...
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است [ نظر سنجي ] احمدي نژاد فردا شب در برنامه گفتگوي ويژه شبكه دوم
1
پاسخها: 3 بیننده: 274 نویسنده: اميرحسين
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است چه نيازيست به علي و چه نيازيست به شناختن علي؟
1
پاسخها: 4 بیننده: 321 نویسنده: ارژنگ
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است در محيط word يا هر نرم افزار ديگري نستعليق بنويسيد
1
پاسخها: 10 بیننده: 931 نویسنده: ice.plus
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است و بي آنکه خود بداني چشمانت گفتند که ....
1
پاسخها: 7 بیننده: 314 نویسنده: مهدي پلنگ

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: