صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
sunsonآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 24 مهر 1385
مجموع ارسالها: 2035
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: پشت هيچستان!
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 10 آبان 1385، ساعت 15:21
 3 سال و 10 ماه پيش
#1
 
دو مجسمهء سنگی در یکی از میدان های دهکده قرار داشت.
یکی مجسمهء مردی ایستاده بود و دیگری مجسمهء یک زن. چیزی حدود سی سال بود که این دو مجسمه بدون کوچکترین تغییری در همان محل ایستاده بودند.
روزی از روزها یک فرشته از آسمان پایین آمد و جلوی آن دو ایستاد. نگاهی به آنها انداخت و گفت: شما سی سال است که همینجوری اینجا ایستاده اید؟ من به سبب این پایداری شما و روحيه و شادابی ای که در اين مدت به مردم بخشيده ايد جایزه ای برایتان دارم. شما میتوانید به مدت نیم ساعت زنده باشید و مانند انسانهای واقعی باشید!
بشکن کوچکی زد و بنگ! دو مجسمه تبدیل به دو انسان عادی شدند!... نگاهی تشکر آمیز به فرشته انداختند و نگاهی شادمان به یکدیگر. آنگاه به سرعت به سمت باغی که آن روبرو قرار داشت دویدند.
فرشته با لبخند تماشا کرد که آنها میان درختان میدویدند و از پشت این درخت به پشت آن درخت میدویدند و دست آخر پشت یکی از درختان به زیر بوته ای شیرجه زدند و با تکان های بوته و صداهای خفیفی که میامد فرشته با رضایت درک میکرد که آنها به آرزویشان رسیده اند.
تقریبا پانزده دقیقه گذشته بود که مرد با چهره ای بسیار راضی از پشت درخت بیرون آمد. فرشته به او گفت: عجب! تمام شد؟ شما هنوز پانزده دقیقهء دیگر وقت دارید! نمیخواهید یک بار دیگر تکرار کنید؟
مرد به آرامی برگشت و از پشت درخت زن را صدا کرد و گفت: میخوای یک بار دیگه؟
زن گفت: با کمال میل! ولی ایندفعه خودت باید کلهء کبوتره رو نگه داری و من روش کثافت کاری کنم! باشه؟

_________________
برو بچ کامپيوتر همه ديوونن ولي هاليشون نيست!!

"فلفلو"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
تنها با تمام دردهاآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: پنجشنبه 30 شهريور 1385
مجموع ارسالها: 379
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: در قلب تو
جنسيت: نامشخص
ارسال پنجشنبه 11 آبان 1385، ساعت 11:19
 3 سال و 10 ماه پيش
#2
 
تا چشم آدم هاي منفي باف در آيد
فلفل تو چشمشون
غذاي مامانشون هم شود بشه
ان شا الله Mr. Green Mr. Green
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
علي باباآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 14 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1059
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: کهکشان راه شيري درب اول سمت راست !!!
سن: 31
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 11 آبان 1385، ساعت 15:05
 3 سال و 10 ماه پيش
#3
 
تنها با تمام دردها نوشته بود:
تا چشم آدم هاي منفي باف در آيد
فلفل تو چشمشون
غذاي مامانشون هم شود بشه
ان شا الله Mr. Green Mr. Green

آدم هاي منفي باف يا فرشته هاي منفي باف ؟؟؟ Think
Whistle Whistle Whistle
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است حمله خشم الود خداوند به مجسمه عيسي مسيح
2
پاسخها: 8 بیننده: 255 نویسنده: majidjon13
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است داستان هاي کوتاه
9
پاسخها: 387 بیننده: 13950 نویسنده: اهورا
اين موضوع قفل شده است شما نمي توانيد پيغام جديدي ارسالي کنيد، به پيغامي پاسخ دهيد و يا آن را ويرايش کنيد. داستان زندگي من...
2
پاسخها: 4 بیننده: 615 نویسنده: رايکا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است داستان قهرمانيهاي من
1
پاسخها: 3 بیننده: 1138 نویسنده: احسان

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: