صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
panteaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1235
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 25
جنسيت: زن
ارسال شنبه 29 مهر 1385، ساعت 15:44
 1 سال و 10 ماه پيش
#1
 
هفته بزرگداشت كورش بزرگ ، بزرگترين شخصيت تاريخ ايران و اولين نويسنده حقوق بشر در جهان ( 22 اكتبر تا 29 اكتبر) بر همه ايرانيان و ايراني تباران جهان مبارك باد Smile


كورش كبير در نظر محققان و مورخان

Image

كورش كبير پسر كمبوجيه، نوه ي كورش اول و نبيره ي چيش پيش از دودمان هخامنش جد بزرگ، پادشاه پارسيان و شاهزاده اي پارسي بود كه با اتحاد دو قوم پارس و ماد و اصلاح ميانه آنها كشور ايران و امپراطوري هخامنشي را بنيان نهاد و بدين گونه موفق به تاسيس بزرگترين دولت جهاني و مردمي گرديد. بنابراين او نخستين كسي است كه توانست به تاسيس يك شاهنشاهي در جهان دست يابد و لقب كبير را از تاريخ دريافت كند.
"كاسان دادن" دختر "فرناسپ" از خاندان هخامنشي يگانه همسر كورش بود كه در زمان پادشاهي كورش در گذشت و گويند كورش پس از آن هرگز همسري اختيار نكرده است. هئوتسيا،آتوسا، كمبوجيه و برديا حاصل ازدواج كورش و كاسان دان مي باشند و از اين ميان هئوتسيا همان است كه همسر داريوش كبير شد و كمبوجيه فاتح مصر.
طبق روايت گزنفون در "كورش نامه" (كورش يگانه پادشاهي است كه مردمان همه ي كشورها پادشاهي و اقتدار او را پذيرفته بودند.)
همچنين آنچه را كه فيثاغورث در سياحت نامه در توصيف كورش روايت كرده بيانگر فضائل ، كمالات و مردم داري كورش است. او چنين مي نگارد: ( ... در مراسمي كورش با تني چند از روستائيان برخوان نشست و چنين گفت: من همتاي شمايم. ما توشه و زاد خود وابسته به شما وام داريم . پايداري دولت از دسترنج شماست اما شما بي جنب و جوش ما خويشتن داري نتوانيد كرد و بر جاي استوار نتوانيد بود. همواره مانند برادر يگانه و مهربان زندگي كنيم.)
اين شاه توانمند پارسي كه به واسطه ي سخاوت و خوش قلبي سرشارش همه او را پيشواي خود مي دانستند پس از مرگ نيز نام نيكش بر زبانها جاري شد به گونه اي كه ما ايرانيان او را " پدر" مي ناميم و حتي يونانيان كه خاطره ي خوشي از دولت هخامنشي ندارند از او به عنوان" سرور و قانونگذار" ياد مي كنند و نوشته هاي هرودوت و گزنفون حكايت از محبوبيت كورش در نظر يونانيان دارد.
به گفته ي هرودوت: ( كورش پادشاهي بزرگوار و بخشنده بود و همچون پادشاهان ديگر به جمع مال و منال حريص نبود و در فنون جنگي بسيار ماهر بود.)
از دلايل محبوبيت كورش در نظر ملل مختلف اين است كه او به هنگام فتح سرزمين هاي مختلف نه تنها به عقايد و مذاهب و آداب و سنن آنان خدشه اي وارد نكرد بلكه با به رسميت شناختن مذاهب و خدايان آنها، موجبات آزادي و آرامي مردم را فراهم ساخت. او عقيده داشت كه هر كس خودش مي تواند خداي خود و دين خود را انتخاب كند همانگونه كه زرتشت فرموده.
كورش در تمام فتوحاتش فقط پادشاهان زورمند را كنار مي گذاشت و آنگاه بدون كوچكترين تغييري در ساختار حكومت وروند کار موسسات وابسته، خود حكومت را در دست مي گرفت و به آن گونه كه خوشايند طبع ساكنان آنها بود رفتار مي كرد و چون موجبات رفاه و رضايت مردم را فراهم مي ساخت از سوي آنان حمايت مي شد و مخالفي نداشت مگر عده اي آشوبگر و جاه طلب كه آن هم دور از دسترس كورش بر عليه او قيام مي كردند و البته طولي نمي كشيد كه سركوب مي شدند.
نوشته هاي اكثر مورخان حكايت از هوشياري، زيركي و انديشمندي كورش دارد. گزنفن از هوشياري ، مهرباني و نبوغ شاهي كورش سخن مي راند و او را به لحاظ داشتن ملكات و فضائل با حكما برابر مي داند.

Image
استاد گرانقدر باستاني پاريزي نيز در وصف قدرت واقتدار
پادشاه آرياها حق مطلب را به خوبي ادا مي كند و چنين سخن مي راند:
( كورش توانست با ايجاد مركزيت وقدرت در سرزمين ايران و تحكيم موقعيت نژاد آريايي و منكوب ساختن دشمنان چنان پايه اي براي حكومت بريزد كه نه تنها خود و اعقابش- يعني خاندان هخامنشي- بيش از دويست سال حكومت مقتدر داشته باشند، بلكه اگر امروز هم پس از 2500 سال هنوز سرزمين آرياها در دنياي پر تلاطم سياست و قوانين آكل و ماكول، در برابر نظريات شمال و تكانهاي شرق و تلاطم هاي جنوب و انقلابات غرب و به طوركلي هند و ترك و كرد و عرب و امثال آن خود را محفوظ داشته است و اگر امروز به حق خاطره 2500 سال قائميت خود را جشن مي گيريم و به ياد بود آن مراسمي بر پاي مي داريم ازيمن اراده ي اوست.)
همچنين در متني ديگر كه به دستور كورش در بابل نگاشته شده كورش اظهار مي دارد:
( مردوك، همه ي سرزمين ها را بازديد كرد، تا كسي را كه مي بايست پادشاهي عادل شود پادشاهي كه تابع قلب خويش باشد را دريافت، دست او را گرفت و وي را به نام
" كورش انشاني" خواند و پادشاهي همه ي جهان را به نام او كرد. همه ي مردمان شمال را به اطاعت از او واداشت ، همه ي مردمان سيله مو را واداشت تا عدل وداد او را احساس كنند و سپس مردوك به كورش راه بابل را نشان داد تا او به بابل برود، پس سپاه كورش با همراهي مردوك بدون هيچ گونه نزاعي وارد بابل شد...)
خلاصه اينكه اين پادشاه نابغه ي پارسي، اين فاتح نيرومند و انديشمند بارواج و انتشار انديشه هاي اخلاقي – فرهنگي و آزادي خواهانه توانست به گونه اي در ميان مردم و در دل آنها نفوذ كند كه هيچ كس قدرت سرپيچي از حكم او و نقض قوانين او را در خود نمي يافت.
او تنها پادشاهي است كه عمر خود را وقف يك پارچه كردن تمدن بين ملل مختلف كرد و همه كوشش و تلاش خود را براي به دست آوردن عزت،اقتدار و امنيت و سربلندي پارسيان به كار بست. او با ادغام تمدن ها و هضم آنها در تمدن پارسي به تمام ملت ها همزيستي، تفاهم و برابري را آموزش داد به گونه اي كه امروزه پس از دو هزار و پانصد سال هنوز بشر نتوانسته بدان دست يابد. پس كاملاً به جاست كه او را بينانگذار حقوق بشر مي شناسند و البته ما هم...

منبع: http://www.govashir.com



Image

Image

_________________
shine on! brighter than the sun...live for every moment before the moment''s gone...we shine on you and me tonight!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
panteaآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385
مجموع ارسالها: 1235
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 25
جنسيت: زن
ارسال شنبه 29 مهر 1385، ساعت 15:47
 1 سال و 10 ماه پيش
#2
 
كودكي كورش
آستياگس پادشاه ماد از بيم اينكه مبادا روزي پارسها بر او لشكر كشي كنند و قصد براندازي حكومتش را داشته باشند مصلحت را بر اين ديد كه با قوم پارس از در خويشاوندي در آيد و به اين سبب يگانه دخترش ماندانا را به عقد كمبوجيه كه از بزرگان قوم پارس بود در آورد.
بنابر روايت هرودوت ( آستياگس شبي در خواب ديد كه از شكم ماندانا درخت تاكي روئيد كه شاخ و برگ آن سر تا سر خاك آسيا را پوشاند)
آستياگس سخت آشفته شد و معبرين را به حضور خواند آنان خواب وي را اينگونه تعبير كردند كه فرزندي را كه ماندانا به دنيا خواهد آورد روزي تمام آسيا را فتح و قوم ماد را منكوب خواهد كرد و بر مسند شاهي خواهد نشست براساس اين تعبير آستياگس فرمان داد تا ماندانا به حضور او بيايد و در پايتختش
( همدان ) زايمان كند- بنابراين كورش بزرگ در روزي از سال 590 (پ.م) در هگمتانه و در سرزمين ماد پا به عرصه ي حيات گذاشت. پس آستياگس فرزند را از مادر جدا كرد و به هارپاگ كه منسوب به قوم ماد بود سپرد و به او فرمان داد تا بچه را سر به نيست كند.
هارپاگ كه قدرت كشتن بچه را در خود نيافت او را به مهرداد نامي سپرد كه چوپان بود و در اطراف اكباتان زندگي مي كرد. هارپاگ به او از قول آستياگس فرمان داد تا بچه را در بياباني كه حيوانات وحشي فراوان دارد رها كند. از قضاي روزگار همسر مهرداد بچه اي را به دنيا آورد كه مرده بود بنابراين مهرداد و همسرش تصميم براين گرفتند كه جاي فرزند ماندانا را با فرزند مرده به دنيا آمده خود عوض كنند. و بدين گونه بود كه موسس بزرگترين سلسله پادشاهي جهان و بنيانگذار دولت مقتدر ايران از مهلكه جان سالم به در برد و روزگار كودكي خود را با مهرداد و همسرش سپري كرد.
هرودوت مي گويد: ( كورش در كودكي بسيار زيرك و باهوش بود و در طرز صحبتش نه تنها نشاني از خود بيني و تكبر و غرور ديده نمي شد بلكه كلامش آميخته به سادگي و مهر و محبت و صفا بود.)
همچنين از زبان هرودوت آمده است كه كورش در يكي از روزها به هنگام بازي با همسالان خويش از سوي آنان به عنوان پادشاه منصوب شد و همه موظف شدند از او اطاعت كنند مشروطه به اينكه هر كس اطاعت امر نكند مجازات شود. كورش طبقه اصول چند نفر را به عنوان نگهبانان شخصي و پيام رسانان خويش انتخاب نمود در اين ميان يكي از بچه ها كه پسر يكي از نجيب زادگان مادي به نام آرتمبارس (Artembars) بود از فرمانبرداري كورش خودداري كرد و كورش نيز طبق مقررات واقعي دربار شاه اكباتان دستور داد تا او را شلاق بزنند پس از تنبيه پسرك ناراحت و خشمگين به نزد پدر رفت و از كورش شكايت كرد.
ماجرا به گوش پادشاه كه همان آستياگس باشد رسيد پس او كورش و پدر خوانده اش را به دربار فرا خواند هنگامي كه كورش ماجرا را براي پادشاه توضيح داد انقلابي در درون آستياگس رخ داد و او را دگربار دگرگون ساخت آنچه كه در چهره كورش نمايان بود و همچنين شيوه ي سخنوري او پادشاه شگفت زده را به شك واداشت پس او با تهديد مهرداد از واقعيت ماجرا باخبر شد و دانست كه كورش همان نوه ي دختري خودش مي باشد كه به دست تقدير و با دخالت خدايان زنده مانده است.
آستياگس ديگر بار معبران را براي چاره جويي فرا خواند آنان نظر خود را اينگونه به پادشاه اعلام كردند.
اي پادشاه آنچه را كه تو در خواب ديده بودي اكنون تعبير شده است چرا كه اين جوان در ميان همسالان خود به پادشاهي رسيد و ديگر بار شاه نخواهد شد و توديگر نبايد از او هراسي به دل داشته باشي بنابراين او را به پارس بفرست.
با اين اوصاف كورش به آغوش پدر و مادر خود كمبوجيه و ماندانا در پارس باز مي گردد و اندكي بعد پادشاه انشان يا انزان مي شود كه همان خوزستان امروزي مي باشد و سپس شوش را پايتخت خود قرار مي دهد.


منبع: http://www.govashir.com

_________________
shine on! brighter than the sun...live for every moment before the moment''s gone...we shine on you and me tonight!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است روز بزرگداشت سعدي گرامي باد
3
پاسخها: 15 بیننده: 1237 نویسنده: sunson
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است قدم نو رسيده مبارک!
1
پاسخها: 32 بیننده: 1298 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است تولدم مبارک!
1
پاسخها: 101 بیننده: 5391 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است روز 29 بهمن روز سپندار مذگان، روز عشق شاد باد!
1
پاسخها: 11 بیننده: 567 نویسنده: اهورا

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: