| نویسنده |
پیغام |
ارژنگ  زبون بسته!
تاريخ عضويت: شنبه 30 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 14 اعتبار کسب شده: 105 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 22 مهر 1385، ساعت 21:58 |
|
 |
1 سال و 8 ماه پيش |
|
#1
|
| |
به نام خدا.
سخن خود را با طرح یک سوال آغاز می کنم ،و آن این است که :
« چه نیازی است به علی ؟ و امروز ، چه نیازی است به شناختن علی ؟ »
البته فکر می کنم که این سوال ، فقط از طرف ِ شیعیان ِ علی عنوان نشود ؛
زیرا که برای شیعه ی علی - بخصوص شیعه ای که اکنون هست - این سوال چندان مطرح نیست؛ چرا که علی امام و رهبر است ، پس باید او را شناخت و اصولا به او محتاجیم .
ما فرض را بر این می گذاریم که اساسا نسل جوان ما ، روشنفکر ما و روح ِاین عصر و زمان ِ ما ، این سوال را مطرح می کنند . - یا پیش ِ خود ، و یا خطاب به کسانی که از علی دم می زنند - ؛
و من می خواهم به این سوال جواب دهم ؛
جواب ، نه به کسی که نظر تشیع ، معتقد به علی است ،
و حتی ، نه به کسی که مسلمان است ،
بلکه ، به هر کسی و در هر کجا ،
شیعه یا غیر ِ شیعه ،
مسلمان یا غیر مسلمان ،
مومن یا غیر مومن ؛
فقط به یک شرط :
و آن اینکه سوال کننده ی آن ، انسانی باشد که امروز ، برای انسانیت و برای عدالت و برای آزادی ، در خودش احساس مسولیت می کند و به این اصولی که میان ِ همه ی روشنفکران و احرار جهان مشترک است ، معتقد است :
احرار ،
چه دیندار و چه غیر ِ دیندار ،
همچنانکه حسین به دشمنش می گوید که :
« اگر دین ندارید ، لااقل آزاده باشید » . |
|
_________________ ما اکنون شکست خورده نیستیم، آنچنانکه درمقابل مغول و عرب و روم!
بلکه خود را باخته ایم! در برابر غرب!
و اين ، بسي ترسناكتر و خطرناكتر است!!
|
|
|
|
|
 |
ارژنگ  زبون بسته!
تاريخ عضويت: شنبه 30 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 14 اعتبار کسب شده: 105 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 22 مهر 1385، ساعت 21:59 |
|
 |
1 سال و 8 ماه پيش |
|
#2
|
| |
|
پست هائي که اشتباه ارسال شده اند ، قابل زدودن نيستند ؟ |
|
_________________ ما اکنون شکست خورده نیستیم، آنچنانکه درمقابل مغول و عرب و روم!
بلکه خود را باخته ایم! در برابر غرب!
و اين ، بسي ترسناكتر و خطرناكتر است!!
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط ارژنگ در تاريخ شنبه 22 مهر 1385، ساعت 22:06 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
ارژنگ  زبون بسته!
تاريخ عضويت: شنبه 30 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 14 اعتبار کسب شده: 105 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 22 مهر 1385، ساعت 22:05 |
|
 |
1 سال و 8 ماه پيش |
|
#3
|
| |
هیچگاه مانند امروز !
می خواهم به همه ی آزادگان و به هر آزاده ی انسانی ، که ستایشگر ارزشهای انسانی است ،
بگویم که چه نیازی به شناخت علی است ،
بالاخص اگر آزاده ی انسان ، روشنفکری باشد که در جامعه ی اسلامی و در شرق زندگی می کند و معتقد به هر مسلک و مکتبی است .
می خواهم بگویم که اگر به یک مذهب خاص هم معتقد نباشی ، باز به شناخت علی نیازمندی ,
که انسان ِ امروز و بالاخص روشنفکر مسئول در جامعه های اسلامی ، به شناختن ِ علی ، بیش از هر قرن ِ دیگر نیازمند است .
درست ، بعکس آنچه روشنفکر می پندارد ، که :
« علی یک شخصیت بزرگ تاریخی است ، متعلق به گذشته ، و امروز نیاز انسان ، احساس ِ انسان و هدف های انسان تغییر کرده و بنابراین طرح مجدد آن سیما ، یک کار ِ کهنه و بی ثمر است » ،
می خواهم بگویم که :
هیچگاه مانند امروز ، بشریت ، و بخصوص روشنفکر ِ گرفتار در جامعه های اسلامی ، به شناختن انسانی بنام علی نیازمند نبوده است .
بارها گفته ام و بار دیگر تکرار می کنم که : انسان ِ امروز به « شناخت » علی نیازمند است ، نه به « محبت و عشق ِ » به او ،
زیرا که عشق و محبت ِ بدون شناخت ، نه تنها هیچ ارزشی ندارد ، بلکه سرگرم کننده و تخدیر کننده و معطل کننده نیز خواهد بود .
کسانی که به نام محبت علی و عشق به مولی ، بدون شناختن مولی و فهم ِ دقیق و درست ِ سخن و راه و هدف ِ او ،
مردم را معطل و سرگردان می کنند ،
نه تنها انسانیت و آزادی و عدالت را نابود می کنند ،
بلکه خود ِ این چهره های عزیز را نیز تباه می سازند و شخصیت خود علی را در زیر ِ این تجلیل های بی ثمر ، مجهول نگه می دارند ،
و باعث می شوند کسانی که تا آخر عمر در محبت ِ مولی وفادار می مانند ، هرگز از سخن و راهنمائی های او بهره ای نگیرند و متوقف و منحط بمانند ،
و آنهائی هم که کمی آگاه می شوند و با جهان ِ امروز آشنا، اصولا این گونه علی ِ بی ثمر و این محبت ِ بی نتیجه را رها کنند و به دنبال شخصیت های دیگر ، الگوهای دیگر و رهبران دیگر بروند .
عشق و محبت علی ، بعد از شناخت اوست که به عنوان عامل نجات انسانیت ، می تواند نقش خود را بازی کند ،
گر چه باز هم عده ای شایع خواهند کرد که « فلانی گفته عشق به علی و محبت مولی بی نتیجه است » ، و دنباله ی سخنان مرا حذف می کنند.
چنانکه در کتابی نوشته بودم که :
« اگر علی نمی بود و حکومت علی نمی بود ، رژیم سیاسی و اجتماعی ابوبکر وعمر - در مقایسه با رژیم خسروها و قیصرها - بعنوان بهترین رژیم هائی که در طول تاریخ بوجود آمده شناخته میشد . اما اینکه این رژیم ها محکوم است ، بخاطر این است که رژیم آنها را با رژیم علی ، و خود ِ آنها را با خود علی می سنجیم و بعد بحق محکوم می کنیم » - این چیزی بود که نوشته بودم -
بعد شنیدم که در بعضی مجالس گفته اند « فلانی گفته رژیم ابوبکر و عمر ، از همه ی رژیم ها در دنیا بهتر است » و بعد آنهائی که در مجلس بوده اند گفته اند که « ای خدا لعنتش کند که همچو حرفی زده است » !
نمی دانم که چرا همیشه با عوام ، که وارد به مسائل علمی نیستند ، صحبت می کنند !
و آنها را که احساساتشان قوی است ، تحریک می کنند .
این یک بحث علمی است ، اگر من اشتباه می کنم باید در یک مباحثه و نقد علمی تصحیح شود .
در کتاب « اسلام شناسی » ، بحثی را مطرح کرده ام و آن اینکه اساس جامعه شناسی در تاریخ و فلسفه ی تاریخ ، مبتنی بر چند اصل است :
1- شخصیت و رهبر 2- ناس ، یعنی توده ی مردم 3- سنت ، یعنی قانون ِ اجتماعی و قانون تاریخ. 4- تصادف ، یعنی شرایط اجتماعی که پیش می آید و خود زائیده ی قوانین علمی ِ دیگری است ؛ و این چهار ، عوامل بزرگی هستند که تاریخ را حرکت می دهند و حرکات ِ اجتماعی را تفسیر می کنند .
این یک بحث علمی است ، ولو درست هم نباشد .
بعد شنیدم ، در مشهد ِ خودمان ، شخصی یک عده از آن آدم های نقلعلی بیچاره را تحریک کرده که « ای مردم ! توی این کتاب فلانی نوشته اساس همه ی تاریخ و جامعه و زندگی و دین بر « ناس » است !
آنها هم چون نزدیک ِ افغانستان هستند ..... !!
( مقصود ماده ي مخدري است که در افغانستان استعمال مي شود ) |
|
_________________ ما اکنون شکست خورده نیستیم، آنچنانکه درمقابل مغول و عرب و روم!
بلکه خود را باخته ایم! در برابر غرب!
و اين ، بسي ترسناكتر و خطرناكتر است!!
|
|
|
|
|
 |
ارژنگ  زبون بسته!
تاريخ عضويت: شنبه 30 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 14 اعتبار کسب شده: 105 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 22 مهر 1385، ساعت 22:15 |
|
 |
1 سال و 8 ماه پيش |
|
#4
|
| |
هر کس که به مفاهیم ِ انسانی معتقد است ، به علی معتقد است
دکتر جرج جرداق ، که بزرگترین انسانی است که علی را به بشریت امروز شناسانده است ، در کتاب « الام علی صوت العدالت الانسانیه » می گوید :
« ای روزگار ، کاش می توانستی همه ی قدرت هایت ،
و ای طبیعت کاش می توانستی همه ی استعدادهایت را در خلق ِ
یک انسان بزرگ ، نبوغ بزرگ و قهرمان بزرگ جمع می کردی ،
و یکبار دیگر به جهان ما ، یک علی ِ دیگر می دادی »
نویسنده ی این کتاب یک طبیب مسیحی است و این نشان می دهد که علی ، تنها در چهارچوب یک فرقه ارزیابی نمی شود ،
بلکه هر انسانی که به مفاهیم ِ انسانی معتقد است ، به علی معتقد است ،
و هر عصری و هر نهضتی که به این ارزش ها معتقد است و برای این هدف ها مبارزه می کند ،
به شناخت علی نیازمند است ،
و مسلما وقتی که او را شناخت ، به او عشق می ورزد ،
و این عشق ، بزرگترین نیروی ِ محرک و بزرگترین قدرت نجات دهنده ی انسان می شود .
به نظر من ، شرح حال علی را می توان در سه دوره ی مشخص تقسیم بندی و بیان نمود .
البته دوره ی کودکی مستثنی است ، زیرا با وجودی که از نظر تکوین شخصیت بسیار مهم است ، از نظر نقش اجتماعی ِ انسان ، اهمیتی ندارد .
سه دوره ی جدا از هم و سه فصل کاملا مشخص ، زندگی ِ علی را می سازند ؛ عنوان ِ هر یک از این فصل ها نیز مشخص است :
دوره ی اول از بعثت ِ پیامبر اسلام آغاز می شود .
علی از آغاز ِ بعثت ، همدست و همگام پیامبر بوده و تا لحظه ی مرگ ی پیامبر ، همدم و همگام ِ او مانده و پیامبر ، در دامان علی جان داده است .
در خانه ی پیامبر زندگی می کرده که اولین پیام وحی رسیده و پذیرفته است .
این دوره 23 سال است ( سیزده سال در مکه و ده سال در مدینه ) .
در سیزده سال مکه ، اسلام برای استقرار ِ هدفش از نظر فکری و اعلام شعارهای ِ مذهبیش و ساختن فرد مبارزه کرده است .
این بحث هنوز هم مطرح است که در یک نهضت ، آیا باید افراد را ساخت تا جامعه ی سالم داشته باشیم ؟
یا از همان اول جامعه ی صالح بسازیم تا افراد سالم داشته باشیم ؟
اساسا ، این بحث ، به هر دو صورت غلط است ،
زیرا که با افراد ِ غیر صالح ، چگونه می توان جامعه ی صالح بنا نمود ؟
و از طرفی اگر بخواهیم همه ی افراد را صالح کنیم ، جامعه ی فاسد ، هرگز امکان این کار را به ما نخواهد داد ، زیرا قدرت های اجتماعی ، آنجا نایستاده اند تا ما مشغول ساختن ِ فرد فرد ِ انسان ها شویم .
اما از جهتی دیگر هر دو فکر درست است ؛
یعنی در مرحله ای خاص ، یک مکتب ، یک رهبر و یک پیام آور ، بر اساس مکتبش افراد را می سازد ؛
این افراد ، که بر اساس ِ این مکتب ساخته و پرورده شده اند ، یک گروه متعهد اجتماعی ، فکری و انقلابی را تشکیل می دهند .
در این مرحله ، دوره ی فرد سازی تمام می شود .
در مرحله ی بعد ، این گروه ِ فکری ِ اجتماعی ِ اعتقادی ، می توانند جامعه را دگرگون سازند و نظام و هدف و حکومت ِ تازه ای را بر اساس فکرشان در جامعه استقرار دهند ،
و آنگاه است که جامعه ، جامعه سازی خودش را آغاز می کند .
در تمام ِ این سالها و در هر دوره ، از اولین لحظه ی بعثت تا لحظه ی مرگ پیامبر ،
علی همدل و همگام ِ او ، و در شدیدترین مهلکه ها ، پیشتاز ِ همگان بوده است .
این دوره ی خاص ِ زندگی ِ علی ، با مرگ پیامبر پایان می پذیرد .
این دوره عنوانی دارد و آن مکتب سازی است ،
یعنی استقرار ِ مکتب در ذهن ِ جامعه و پرورش ِ جامعه بر اساس مکتب ، احیای مکتب و ایجاد ِ ایمان در وجدان ِ زمان و تشکیل یک گروه ِ اعتقادی ، و در یک کلمه مبارزه بخاطر هدف .
این ، فصل ِ اول زندگی علی است . 23 سال ِ اول در زندگی علی ،
23 سال مبارزه بخاطر مکتب است . |
|
_________________ ما اکنون شکست خورده نیستیم، آنچنانکه درمقابل مغول و عرب و روم!
بلکه خود را باخته ایم! در برابر غرب!
و اين ، بسي ترسناكتر و خطرناكتر است!!
|
|
|
|
|
 |
ارژنگ  زبون بسته!
تاريخ عضويت: شنبه 30 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 14 اعتبار کسب شده: 105 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 22 مهر 1385، ساعت 22:20 |
|
 |
1 سال و 8 ماه پيش |
|
#5
|
| |
25 سال سکوت ، مشکل ترین رسالت ِ علی .
بلافاصله بعد از مرگ پیامبر ، وضع و جبهه گیری تغییر پیدا می کند ،
رهبری عوض می شود ،
قدرت ها و نیروها و صف هائی که در داخل ِ حزب ، خاموش و پنهان نشسته بودند و در این عمومیت ِ مباره بخاطر مکتب ، خودشان را نشان نمی دادند ، روی کار آمدند .
جناح ها مشخص شد و قدرت های پنهانی ِ داخلی این حزب نمودار شدند ،
و بعد ، سکوت علی آغاز شد ؛
سکوت ، به این معنی که نمی تواند فریاد بزند ،
زیرا ناگهان می بیند کسانی که 23 سال در کنارش بودند ،
نه عکرمه و ابوجهل و ابوسفیان ها ،
بلکه صمیمی ترین و نزدیک ترین یاران خود ِاو و یاران ِ پیامبر که در 23 سال مبارزه بخاطر مکتب ، همگام ِ او و پیامبر بودند ، اکنون در برابرش ایستاده اند ؛
مبارزه یِ با اینها ، به منزله ی نابود کردن شخصیت های بزرگی است که به هر حال ، در شرایط خاص ِ آن روز ، حفظ قدرت و وحدت اسلامی دردستهای آنها و در شخصیت آنها تبلور پیدا کرده بود .
جناح بندی ها و اختلافات خانوادگی و قدرت های داخلی در اسلام و در میان مسلمین چنان بافت ِ پیچیده ای درست کرده بود که این شخصیت ها که در برابر علی ایستاده اند ، گره ِ این بافت محسوب می شدند ؛
و اگر علی بر روی آنان شمشیر بکشد ، در برابر کسانی شمشیر کشیده که برای پایمال کردن حق او برخاسته اند ،
اما نابود کردن ِ آنها ، یا نابود کردن ِ خود ش - هر دو - به این وحدت ِ نیروی ِ جوان ِ اسلام و مرکزیت قدرت ِ اسلام در مدینه آسیب می زند و نیروئی که بنام اسلام در مدینه بوجود آمده و بر سر همه ی قبایل ِ منافق و قدرت های امپراطوری ستمکار و نظامی ایران و روم سایه ی خودش را گسترده ، از داخل متلاشی خواهد شد .
قدرت های بزرگ خارجی متوجه می شوند که نیروها و رهبران و شخصیت ها اصلی ِ این نهضت بجان هم افتاده اند و این بزرگترین عامل برای هجوم به این قدرت و مرکزیت خواهد بود .
وحدت اسلام در دست کسانی است که از این موقعیت برای حفظ مقام خودشان سوء استفاده کرده اند ،
و بنابراین سکوت علی آغاز می شود .
25 سال ساکت بودن :
این بیست و پنج سال سکوت ، متاسفانه سکوتی است که هم شیعیان در باره اش سکوت کرده اند و هم محققین اهل سنت ،
و این سکوت باعث شده است که ارزش علی و بزرگترین تجلی علی و شهامت علی و فداکاری علی و حق پرستی او در این سکوتش ، بر اذهان و افکار ِ مردم روشن نباشد .
این است که امروز می بینیم حتی پیروانش در این باره که علی بجای پیامبر در مکه خوابیده ، اینهمه تکرار و تجلیل می کنند - در صورتیکه درست است که این فداکاری ِ بزرگی است ، اما نه برای علی - و حتی در باره ی اینکه در ِ بزرگ خیبر را از جا کنده و سپر قرار داده ، بعنوان سمبل شهامت ِ علی ، اینهمه مبالغه می کنند و ارزش و نقش آنرا به رخ افکار عمومی می کشند ،
اما از بزرگترین دوره و سخت ترین رسالت ِ علی که سکوت اوست ، سخنی بمیان نمی آورند ،
و کاش بمیان نیاورند که هر گاه در باره اش صحبت می کنند ، بدترین اتهامات را برای توجیه این سکوت به شخصیت و عظمت علی روا می دارند و آن این است که : « این سکوت از ترس است ! چرا بیعت کرد ؟! اگر نمی کرد می کشتندش ! چرا شمشیر نکشید ؟ می ترسید ! بزور آوردندش و چون بزور آوردندش ، به خلافت ِ باطل رای داد » !
از آخر ِ سال دهم و اول یازدهم که دوره ی مکتب تمام می شود و نفاق و اختلاف در داخل جامعه ی اسلامی بروز می کند ، سکوت علی آغاز می شود و این سکوت تا سال سی و پنج ، یعنی سال ِ انقلاب ِ مردم علیه عثمان و کشته شدن عثمان ادامه دارد .
بیست و پنج سال سکوت برای وحدت . |
|
_________________ ما اکنون شکست خورده نیستیم، آنچنانکه درمقابل مغول و عرب و روم!
بلکه خود را باخته ایم! در برابر غرب!
و اين ، بسي ترسناكتر و خطرناكتر است!!
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |