| نویسنده |
پیغام |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 08 مهر 1385، ساعت 22:05 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#46
|
| |
| spring نوشته بود: |
| ...دين بايد به روز باشه وگرنه مردم از اون فراري مي شن... |
جواب اين مسأله رو كاملاً صريح و آشكار نوشته بودم:
"اسلام يه چارچوب خشك و غير قابل تغيير نيست. مسأله اجتهاد در اسلام دقيقاً به خاطر اينه كه دين بتونه با توجه به مقتضيات زمان و مكان بدون اين كه اصل اون ضربه بخوره و آسيب ببينه انعطاف پذير باشه. اجتهاد در اسلام بحث "تطابق با نيازهاي بشري" رو حل مي كنه و نيازي به آمدن پيامبران و اديان جديد نيست."
| spring نوشته بود: |
| ...بسياري از احکام و تعاليم اسلام امروزه ديگر قابل اجرا نيست. کافي است تنها برويد و سوره ي نساء را بخوانيد.... |
جواب اين تشكيك رو هم نوشته بودم:
"...دين برنامه زندگي دنيا و زمينه ساز سعادت آخرته. بر طبق اين اعتقاد زندگي دنيوي بايد بر پايه دستورات ديني باشه. يعني ما بايد سعي كنيم زندگيمون رو بر پايه دين بسازيم نه اين كه زندگي رو هر جور دلمون خواست شكل بديم و بعد به بهانه اين كه دين با زندگي امروزي سازگاري نداره جامعيت دين رو نفي كنيم يا در پي تغيير اون بر بيايم.
...به نظر من بيشتر ايراداتي كه امروزه به اديان الهي وارد مي شه و اونها رو فاقد جامعيت براي زندگي دنيوي معرفي مي كنه ناشي از اينه كه زندگي دنيوي ما هيچ رنگ و بويي از دين نداره كه بخواد با اون سازگاري داشته باشه. اگه جوامع بشري بر اساس آموزه هاي ديني شكل گرفته بودن، الان اين مشكلات وجود نداشت و كسي نمي تونست جامعيت دين رو نفي كنه."
اينها مطالب ارسال قبلي بنده در جواب تشكيك هاي شما بود. شما بدون اين كه در رد اونها استدلالي بيارين، حرفهاي قبلي خودتون رو تكرار مي كنين. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 08 مهر 1385، ساعت 23:55 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#47
|
| |
|
|
|
|
 |
حامد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 1240 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 09 مهر 1385، ساعت 13:35 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#48
|
| |
|
يک لحظه! فقط يک لحظه! من نه مسلمانم و نه بهايي و نه هيچ چيز ديگه اي ولي مي خوام قضاوت کنم! من دوباره مسلمان مي شم! شما چي؟؟ |
|
_________________ دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.
|
|
|
|
|
 |
spring  سال صفري!
تاريخ عضويت: جمعه 31 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 20 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 10 مهر 1385، ساعت 8:59 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#49
|
| |
با سلام
در مورد اسلام و مقتضیات زمان و مسئله ی اجتهاد. حضرت بهاءالله در کتاب ایقان بیانی زیبا در این مورد دارند که نقل آن را مناسب می بینم. از کمی قبلتر از موضوع اصلی نقل می کنم:
. ای برادر من، جهدی بايد تا ايّام باقی است از اکواب باقی چشيم. هميشه نسيم جان از مصر جانان نوزد و هميشه نهرهای تبيان در جريان نه و مدام ابواب رضوان مفتوح نماند. آيد وقتی که عندليبان جنان از گلستان قدسی به آشيان های الهی پرواز نمايند، ديگر نه نغمه بلبل شنوی و نه جمال گل بينی. پس تا حمامه ازلی در شور و تغنّی است و بهار الهی در جلوه و تزيين غنيمت شمرده گوش قلب را از سروش او بی بهره مکن. اين است نصيحت اين عبد آن جناب و احبّای خدا را. فَمَن شَاءَ فَلْيُقْبِلْ و مَن شَاءَ فَليُعْرِض. إنَّ اللّهَ کانَ غَنيّاً عَنهُ و عَمّا يُشاهَدُ وَ يُرَی. و اين است نغمات عيسی بن مريم که در رضوان انجيل به الحان جليل در علائم ظهور بعد فرموده. در سفر اوّل که منسوب به متّی است در وقتی که سؤال نمودند از علامات ظهور بعد جواب فرمود: "و لِلوَقتِ مِن بَعدِ ضيقِ تلکَ الاَيّامِ تُظلَم الشَّمسُ والقَمَرُلا يُعطی ضَوءَهُ و الکَواکِبُ تَتَساقَطُ مِنَ السَّماء وَ قُوّاةُ الاَرضِ تَرتجُّ.حينَئِذٍ تَظهَرُ عَلاماتُ ابنِ الانسانِ فی السّماء وَ يَنُوحُ کُلُّ قَبائِلِ الاَرضِ وَ يَرونَ ابنَ الإنسان آتياً عَلی سحابِ السَّماء مَعَ قُوّاةٍ و مَجدٍ کَبيرٍ و يُرسِلُ مَلائِکَتَهُ معَ صَوتِ السّافُورِ العَظيمِ."١ انتهی. ترجمه آن بفارسی اين است که بعد از تنگی و ابتلا که همه مردم را احاطه می نمايد شمس از افاضه ممنوع می شود يعنی تاريک می گردد و قمر از اعطای نور باز می ماند و ستاره های سماء بر ارض نازل می شوند و ارکان ارض متزلزل می شود. در اين وقت ظاهر می گردد نشانه های پسر انسان در آسمان، يعنی جمال موعود و ساذج وجود بعد از ظهور اين علامات از
-١ انجيل متّی، فصل ٢٤، آيه ٢٩-٣١
عرصه غيب به عالم شهود می آيد. و می فرمايد: "در آن حين جميع قبيله ها که در ارض ساکن اند نوحه و ندبه می نمايند و می بينند خلايق آن جمال احديّه را که می آيد از آسمان در حالتی که سوار بر ابر است با قوّت و بزرگی و بخششی بزرگ و می فرستد ملائکه های خود را با صدای سافور عظيم. انتهی. و در اسفار ثلاثه ديگر که منسوب به لوقا و مرقس و يوحنّا است همين عبارات مذکور است و چون در الواح عربيّه به تفصيل مذکور شد ديگر در اين اوراق متعرّض ذکر آنها نشديم و اکتفا به يکی از آنها نموديم. و علمای انجيل چون عارف به معانی اين بيانات و مقصود مودعه در اين کلمات نشدند و به ظاهر آن متمسّک شدند لهذا از شريعه فيض محمّديّه و از سحاب فضل احمديّه ممنوع گشتند. و جهّال آن طائفه هم تمسّک به علمای خود جسته، از زيارت جمال سلطان جلال محروم ماندند زيرا که در ظهور شمس احمديّه چنين علامات که مذکور شد به ظهور نيامد. اين است که قرن ها گذشت و عهدها به آخر رسيد و آن جوهر روح به مقرّ بقای سلطنت خود راجع شد و نفخه ديگر از نَفْس روحانی در صور الهی دميده شد و نفس های مرده از قبور غفلت و ضلالت به ارض هدايت و محلّ عنايت محشور شدند و هنوز آن گروه در انتظار که کی اين علامات ظاهر شود و آن هيکل معهود به وجود آيد تا نصرت نمايند و مال ها در راهش انفاق کنند و جان ها در سبيلش ايثار. چنانچه امم ديگر هم به همين ظنونات از کوثر معانيِ رحمت نامتناهيِ حضرت باری دور ماندهاند و به خيال خود مشغولند. و از اين عبارت گذشته، بيان ديگر در انجيل هست که می فرمايد: "اَلسَّماءُ وَالارضُ تَزولانِ وَلکِنْ کَلامی لا يزُولُ"١ که معنی آن به فارسی اين است که آسمان و زمين ممکن است که زائل و معدوم شوند امّا کلام من هرگز زائل نمی شود و هميشه باقی و ثابت ميانه ناس خواهد بود. و از اين راه است که اهل انجيل می گويند که حکم انجيل هرگز منسوخ نمی شود و هروقت و زمان که طلعت موعود با همه علامت ها ظاهر شود بايد شريعت مرتفعه در انجيل را محکم و ثابت نمايد تا در همه عالم دينی باقی نماند مگر اين دين. و اين فقره از مطالب محقّقه مسلّمه است نزد ايشان. و چنان اعتقاد کردهاند که اگر نفسی هم مبعوث شود به جميع علامات موعوده و بر خلاف حکم ظاهر در انجيل حکم نمايد البتّه اذعان نکنند و قبول ننمايند بلکه تکفير نمايند و استهزاء کنند. چنانچه در ظهور شمس محمّديّه مشهود شد. حال اگر معانی اين کلمات مُنزله در کتب را که جميع ناس از عدم بلوغ به آن، از غايت
-١ انجيل متّی، فصل ٢٤، آيه ٣٥ و انجيل لوقا، فصل ٢١، آيه٣٣
قصوی و سدره منتهی محجوب شدهاند از ظهورات احديّه در هر ظهور به تمام خضوع سؤال می نمودند البتّه به انوار شمس هدايت مهتدی می شدند و به اسرار علم و حکمت واقف می گشتند. حال اين بنده رشحی از معانی اين کلمات را ذکر می نمايم تا اصحاب بصيرت و فطرت از معنی آن به جميع تلويحات کلمات الهی و اشارات بيانات مظاهر قدسی واقف شوند تا از هيمنهکلمات از بحر اسماء و صفات ممنوع نشوند و از مصباح احديّه که محلّ تجلّی ذات است محجوب نگردند. قوله: "مِن بَعدِ ضيقِ تِلکَ الايّام"، يعنی وقتی که ناس در سختی و تنگی مبتلا شوند، و اين در وقتی است که آثار شمس حقيقت و اثمار سدره علم و حکمت از ميان مردم زائل شود و زمام ناس بدست جهّال افتد و ابواب توحيد و معرفت که مقصود اصلی از خلق انسانی است مسدود شود و علم به ظنّ تبديل گردد و هدايت به شقاوت راجع شود. چنانچه اليوم مشاهده می شود که زمام هر گروهی به دست جاهلی افتاده و به هر نحو که اراده کنند حرکت می دهند و در ميان ايشان از معبود جز اسمی و از مقصود جز حرفی نمانده. و به قسمی بادهای هوی و نفس غالب شده که سراج های عقل و فؤاد را در قلوب خاموش نموده، با اينکه ابواب علم الهی به مفاتيح قدرت ربّانی مفتوح گشته و جواهر وجود ممکنات به نور علمی و فيوضات قدسی منوَّر و مهتدی گشتند به قسمی که در هر شیء بابی از علم باز گشته و در هر ذرهّ آثاری از شمس مشهود شده. و با همه اين ظهورات علمی که عالم را احاطه نموده هنوز باب علم را مسدود دانستهاند و امطار رحمت را مقطوع گرفتهاند. به ظنّ تمسّک جسته، از عروة الوثقای محکم علم دور ماندهاند. و آنچه از ايشان مفهوم می شود گويا به علم و باب آن بالفطره رغبتی ندارند و در خيال ظهور آن هم نيستند زيرا که در ظنّ و گمان، ابوابی برای نان يافتهاند و در ظهور مظهر علم، جز انفاق جان چيزی نيافتهاند. لهذا البتّه از اين گريزانند و به آن متمسّک. و با اينکه حکم الهی را يک می دانند از هر گوشه ای حکمی صادر می شود و از هر محلّی امری ظاهر. دو نفس بر يک حکم ملاحظه نمی شود زيرا جز هوی الهی نجويند و به غير از خطا سبيلی نخواهند. رياست را نهايت وصول به مطلوب دانستهاند و کبر و غرور را غايت بلوغ به محبوب شمردهاند. تزويرات نفسانی را مقدّم بر تقديرات ربّانی دانند. از تسليم و رضا گذشتهاند و به تدبير و ريا اشتغال نمودهاند و به تمام قوّت و قدرت حفظ اين مراتب را می نمايند که مبادا نقصی در شوکت راه يابد و يا خللی در عزّت بهم رسد. و اگر چشمی از کحل معارف الهی روشن شود ملاحظه می کند سَبُعی چند را که بر مردارهای نفوس عباد افتادهاند. حال کدام ضيق و تنگی است که ازيد از مراتب مذکوره باشد که اگر نفسی طلب حقّی و يا معرفتی بخواهد نمايد نمی داند نزد کدام رود و از که جويا شود، از غايت اينکه رأی ها مختلف و سبيل ها متعدّد شده. و اين تنگی و ضيق از شرايط هر ظهور است که تا واقع نشود ظهور شمس حقيقت نشود زيرا که صبح ظهور هدايت بعد از ليل ضلالت طالع می شود. اين است که در روايات و احاديث جميع اين مضامين هست که کُفر عالم را فرو می گيرد و ظلمت احاطه می نمايد و امثال اينها چنانچه مذکور شد. و اين عبد بواسطه شهرت اين احاديث و اختصار ديگر متعرّض ذکر عبارات حديث نشده ام. حال اگر مقصود از اين ضيق را همچو ادراک نمايند که عالم ضيق به هم رساند و يا امورات ديگر که به خيال خود توهّم نمايند هرگز مشهود نگردد و البتّه گويند که اين شرط ظهور نيافته چنانچه گفتهاند و می گويند. باری، مقصود از ضيق، ضيق از معارف الهيّه و ادراک کلمات ربّانيّه است که در ايّام غروب شمس و مرايای او عباد در تنگی و سختی افتند و ندانند به که توجّه نمايند چنانچه مذکور شد. کَذلکَ نُعَلِّمُکَ مِن تَأويلِ الاَحاديثِ وَ نُلقی عَلَيکَ مِن اَسرارِ الحِکمَةِ لِتَطَّلِعَ بِما هُو المَقصودُ وَ تَکُونَ مِنَ الّذينَ هُم شَرِبُوا مِن کَأسِ العلمِ و العِرفان. و قوله: "تُظلَمُ الشَّمسُ وَالقَمَرُ لا يُعطی ضَوءَهُ وَ الکَواکبُ تَتَساقَطُ مِنَ السَّماء." |
|
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 10 مهر 1385، ساعت 12:14 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#50
|
| |
| spring نوشته بود: |
| ...در مورد اسلام و مقتضیات زمان و مسئله ی اجتهاد. حضرت بهاءالله در کتاب ایقان بیانی زیبا در این مورد دارند که نقل آن را مناسب می بینم. از کمی قبلتر از موضوع اصلی نقل می کنم:... |
با عرض معذرت من كه از فرمايشات زيباي حضرت بهاء الله شما چيزي نمي فهمم. احتمالاً بيش از حد خنگ هستم. اگه بخوام اين مطلبي رو كه نقل قول كردي بفهمم، بايد حداقل يك ساعت وقت بذارم و جمله جمله بخونمش و براي خودم معني و تفسير كنم تا احتمالاً يه چيزهايي ازش دستگيرم بشه. لطفاً شما خودت صريح و روشن و به زبون محاوره اي خودمون نظر ايشون رو بگو. به نظر مي رسه بحث روال منطقي خودش رو داره از دست مي ده و تبديل به لفاظي مي شه. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 11 مهر 1385، ساعت 9:53 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#51
|
| |
|
باز هم تذكر ميدهم، شما هنوز نه پيامبر بودن بهاءالله را ثابت كردهايد و نه به باقي سوالات من و دوستان پاسخ دادهايد، پس لطفا بيش از اين به تبليغ آئيني كه برهاني براي اثبات خود ندارد نپردازيد. |
|
|
|
|
|
|
 |
spring  سال صفري!
تاريخ عضويت: جمعه 31 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 20 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 12 مهر 1385، ساعت 9:55 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#52
|
| |
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 12 مهر 1385، ساعت 11:30 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#53
|
| |
| spring نوشته بود: |
| ...لطفا سوالاتتان را جمع بندي کنيد. |
از اونجايي كه فكر مي كنم بحث در همين جا متوقف شده و خود spring هم تقاضا كرده، فكر مي كنم بهتره يه نفر از بچه ها مثلاً عبود مطالب و سؤالات رو در اين بحث جمع و جور كنه تا به يه جمع بندي برسيم. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
حامد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 1240 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 12 مهر 1385، ساعت 13:42 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#54
|
| |
من يه جمع بندي کوچولو مي کنم!:
جناب spring در اين مدت بسياري از سايت هاي بهايي را معرفي کردند و تا حد زيادي هم ما رو دور سر خودمون چرخاندند و مبحث "آيا پيامبر اسلام آخرين پيامبر است؟" رو به بحث بهاييت کاملاً تغيير دادند! |
|
_________________ دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.
|
|
|
|
|
 |
spring  سال صفري!
تاريخ عضويت: جمعه 31 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 20 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 13 مهر 1385، ساعت 9:18 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#55
|
| |
| hamed_ نوشته بود: |
من يه جمع بندي کوچولو مي کنم!:
جناب spring در اين مدت بسياري از سايت هاي بهايي را معرفي کردند و تا حد زيادي هم ما رو دور سر خودمون چرخاندند و مبحث "آيا پيامبر اسلام آخرين پيامبر است؟" رو به بحث بهاييت کاملاً تغيير دادند! |
سلام
بنده هم مايل نبودم تا در اين تاپيک بحث در مورد ديانت بهائي باشد. موضوعش را هم خودم خاتميت انتخاب کردم تا صرفا در مورد خاتميت سخن برانيم. با برگشتن به پستي اول مي بينيد که اولين بار کدام يک از دوستان عزيزم بحث آئين بهائي را شروع کردند.
باز هم اگر تقصير ما باشد از دوستان عذر مي طلبم. باقي مباحث تا بعد از جمع بندي.
Spring |
|
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 13 مهر 1385، ساعت 10:23 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#56
|
| |
| spring نوشته بود: |
| hamed_ نوشته بود: |
من يه جمع بندي کوچولو مي کنم!:
جناب spring در اين مدت بسياري از سايت هاي بهايي را معرفي کردند و تا حد زيادي هم ما رو دور سر خودمون چرخاندند و مبحث "آيا پيامبر اسلام آخرين پيامبر است؟" رو به بحث بهاييت کاملاً تغيير دادند! |
سلام
بنده هم مايل نبودم تا در اين تاپيک بحث در مورد ديانت بهائي باشد. موضوعش را هم خودم خاتميت انتخاب کردم تا صرفا در مورد خاتميت سخن برانيم. با برگشتن به پستي اول مي بينيد که اولين بار کدام يک از دوستان عزيزم بحث آئين بهائي را شروع کردند.
باز هم اگر تقصير ما باشد از دوستان عذر مي طلبم. باقي مباحث تا بعد از جمع بندي.
Spring |
وقتي شما يه جاي ديگه بحث بهائيت رو مطرح كردين و همه مي دونن كه دارين از بهائيت طرفداري مي كنين و مي خواين اين بحث رو به بهائيت مربوط كنين، چه جور انتظار دارين كه بحث خاتميت به بهائيت كشيده نشه؟! در ضمن خودتون هم بهتر مي دونين همه استدلالات شما منبع و مرجعش همون چند تا سايت بهائيت هست.
در هر صورت اين موضوع اصلاً اهميتي نداره. از دوستان هم تقاضا دارم مباحث و موضوعات خارج از بحث اصلي رو مطرح نكنن كه هيچ كس از طرفين بحث نتونه به حاشيه بره و با لقاظي موضوع رو بدون دست يافتن به هدفي خاص بپيچونه. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
spring  سال صفري!
تاريخ عضويت: جمعه 31 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 20 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 16 مهر 1385، ساعت 8:44 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#57
|
| |
با سلام
بنده احساس مي کنم که بحث خاتميت روشن شده است.
چون دوستان با مطالب بنده مخالفتي نداشتند و ظاهرا نظر قطعي ابراز نشد، ما سکوت را حمل بر تائيد دانستيم و بدان نتيجه -همان طور که در حين بحث رسيديم- رسيديم که خاتميت حضرت محمد (ص) استلزامي مبني بر انقطاع در فيض و اراده ي الهي نمي باشد. بلکه تاکيدي بر وحدت انبياء مي باشد. برداشت ديگر مطروحه از نگارنده ي سطور آن بود که اين آيه -40 احزاب- در مورد مسئله ي جانشيني حضرت محمد (ص) و اين که بعد از وي نبي نخواهد بود مي باشد.
مايلم تا بحثهاي ديگر را در تاپيکي ديگر و مرتبط با موضوعشان پي گيرم.
Spring |
|
|
|
|
|
|
 |
spring  سال صفري!
تاريخ عضويت: جمعه 31 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 20 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 16 مهر 1385، ساعت 8:49 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#58
|
| |
| نقل قول: |
ممكن است مثال بزنيد و ما را (به اختصار) با چند تا از اين تعاليم پاسخگوي مشكلات بشري آشنا كنيد. |
با سلام مجدد
فکر مي کنم اين مطلب را از قلم انداختم:
از تعاليم ديانت بهائي مي توان موارد زير را نام برد:
تحريم برده داري، تساوي حقوق زن و مرد، صلح عمومي و وحدت عالم انساني، برداشتن حکم نجاست از افراد -خواه غير مومن، خواه کافر و ...-، تشويق به معاشرت با کل اديان، آزادي عقيده و دين، دموکراسي، وحدت انبياء و اديان، تحريم تعدد زوجات، ارائه ي راه حل هايي براي دسترسي به صلح جهاني و وحدت عالم، دعوت به حکومت بين المللي و داشتن نهادهاي بين المللي، شکيبايي مذهبي و ... |
|
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 16 مهر 1385، ساعت 10:02 |
|
 |
2 سال و 1 ماه پيش |
|
#59
|
| |
| spring نوشته بود: |
با سلام
بنده احساس مي کنم که بحث خاتميت روشن شده است.
چون دوستان با مطالب بنده مخالفتي نداشتند و ظاهرا نظر قطعي ابراز نشد، ما سکوت را حمل بر تائيد دانستيم و بدان نتيجه -همان طور که در حين بحث رسيديم- رسيديم که خاتميت حضرت محمد (ص) استلزامي مبني بر انقطاع در فيض و اراده ي الهي نمي باشد. بلکه تاکيدي بر وحدت انبياء مي باشد. برداشت ديگر مطروحه از نگارنده ي سطور آن بود که اين آيه -40 احزاب- در مورد مسئله ي جانشيني حضرت محمد (ص) و اين که بعد از وي نبي نخواهد بود مي باشد.
مايلم تا بحثهاي ديگر را در تاپيکي ديگر و مرتبط با موضوعشان پي گيرم.
Spring |
عليك سلام.
بحث خاتميت 1400 ساله كه روشن شده؛ اما نه اون جوري كه شما منظورتونه! كدوم يك از دوستان با شما موافقت داشتن كه شما احساس كردين مخالفتي وجود نداره؟ ضمناً فكر مي كنم هنوز شما جوا يه سري سؤالات اساسي رو كه مطرح شد ندادين. عبود قرار بود مطالب رو جمع بندي كنه كه متأسفانه چند وقته اينترنتش مشكل به هم زده و نمي تونه جواب بده. ايشالله در اولين فرصت اين كار رو انجام مي ده. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|