صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1104
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: قطب شمال
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 08 شهريور 1385، ساعت 0:41
 4 سال پيش
#1
 
آلبر کامو مي گويد:« هیچ مسئله‌ی فلسفی‌ای مهم تراز این نیست که آیا زندگی ارزش زیستن دارد؟»

_________________
ما را به رندي افسانه کردند ،پيران جاهل شيخان گمراه
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5003
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 28
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 08 شهريور 1385، ساعت 0:49
 4 سال پيش
#2
 
بچه برقي 78 نوشته بود:
آلبر کامو مي گويد:« هیچ مسئله‌ی فلسفی‌ای مهم تراز این نیست که آیا زندگی ارزش زیستن دارد؟»


اتفاقا من اعتقاد دارم هيچ چيزي* مزخرف تر از فلسفه نيست!

* ننوشتم علم، چون اعتقاد ندارم که فلسفه علمه.

___
مردم دو دسته هستند: يا تصور ميکنند زندگي ارزش زيستن دارد، يا تصور ميکنند که زندگي ارزش زيستند ندارد. دسته دوم، خود دو دسته اند، يا جرات عمل به عقيده شان را دارند، (که خدا بيامزدشان!) يا چنين بزدلند و بنابراين تاثيري ندارند. همين! Whistle

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
2
2
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1104
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: قطب شمال
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 08 شهريور 1385، ساعت 13:15
 4 سال پيش
#3
 
احسان نوشته بود:
بچه برقي 78 نوشته بود:
آلبر کامو مي گويد:« هیچ مسئله‌ی فلسفی‌ای مهم تراز این نیست که آیا زندگی ارزش زیستن دارد؟»


اتفاقا من اعتقاد دارم هيچ چيزي* مزخرف تر از فلسفه نيست!

* ننوشتم علم، چون اعتقاد ندارم که فلسفه علمه.

___
مردم دو دسته هستند: يا تصور ميکنند زندگي ارزش زيستن دارد، يا تصور ميکنند که زندگي ارزش زيستند ندارد. دسته دوم، خود دو دسته اند، يا جرات عمل به عقيده شان را دارند، (که خدا بيامزدشان!) يا چنين بزدلند و بنابراين تاثيري ندارند. همين! Whistle


احسان جان! همين که چند لحظه فکر کردی و اين جواب دندان شکن را نوشتی يعنی «فلسفه» فلسفه یک غول بی شاخ و دم یا چیزی که فقط مختص کفار و منافقین باشد نیست. فلسفه تفکر است. تفکر درباره کلی ترین و اساسی ترین موضوعاتی که در جهان و در زندگی با آن ها روبه رو هستیم. فلسفه وقتی پدیدار می شود که سوالهایی بنیادین درباره خود و جهان می پرسیم. سوالاتی مانند:
زیبائی چیست؟ قبل از تولد کجا بوده ایم؟ حقیقت زمان چیست؟

واژه فلسفه(philosophy) یا فیلوسوفیا که کلمه ای یونانی است، از دو بخش تشکیل شده است:
فیلو به معنی دوستداری و سوفیا به معنی دانایی.
اولین کسی که این کلمه را به کار برد، فیثاغورس بود. وقتی از او سئوال کردند که: آیا تو فرد دانایی هستی؟ جواب داد:
نه، اما دوستدار دانایی(فیلوسوفر) هستم.
بنابراین فلسفه از اولین روز پیدایش به معنی عشق ورزیدن به دانایی، تفکر و فرزانگی بوده است.

_________________
ما را به رندي افسانه کردند ،پيران جاهل شيخان گمراه
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mammadآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 25 بهمن 1384
مجموع ارسالها: 315
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 30
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 08 شهريور 1385، ساعت 13:34
 4 سال پيش
#4
 
احسان نوشته بود:


اتفاقا من اعتقاد دارم هيچ چيزي* مزخرف تر از فلسفه نيست!



من نيز موافقم !
من هيچگاه موافق پيچوندن ِ بيش از حد زندگي و سخت جلوه دادنش و سياه ديدن و آه و ناله کردن نيستم.
و البته معتقدم هر نظريه و تفکري که منتج به پوچي و بيهودگي Brick wall شود فلسفه نيست و صاحب آن فيلسوف نيست. Shame on you

من ويل دورانت را و مولوي را نمونه فيلسوفهاي واقعي در غرب و شرق مي دانم

مطمئن هستم اگر احسان هم بخش چهارم به بعدِ کتاب لذات فلسفه ي دورانت را بازنگري کند ، براي اولين و آخرين بار طعم شيرين فلسفه را خواهد چشيد و مي بيند که يک فلسفه ي راحت و باز، از جانب يک انسان سالم (و نه يک بيمار روحي و عقده اي ) ، چقدر زيبا مي تواند افکار پراکنده ي ما را در حوزه علوم انساني دسته بندي ، بسته بندي و منظم کند

من هم سالها از فلسفه متنفر بودم ( و البته هستم! ) اما خواندن اين کتاب باعث شد الفاظي محافظه کارانه تر از "مزخرف" يا "تنفر" را در مورد فلسفه بکار ببرم


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط mammad در تاريخ چهارشنبه 08 شهريور 1385، ساعت 13:56 ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1104
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: قطب شمال
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 08 شهريور 1385، ساعت 13:53
 4 سال پيش
#5
 
mammad نوشته بود:
احسان نوشته بود:


اتفاقا من اعتقاد دارم هيچ چيزي* مزخرف تر از فلسفه نيست!



من نيز موافقم !
من هيچگاه موافق پيچوندن ِ بيش از حد زندگي و سخت جلوه دادنش و سياه ديدن و آه و ناله کردن نيستم.
و البته معتقدم هر نظريه و تفکري که منتج به پوچي و بيهودگي Brick wall شود فلسفه نيست و صاحب آن فيلسوف نيست.

من ويل دورانت را و مولوي را نمونه فيلسوفهاي واقعي در غرب و شرق مي دانم


شما که اصلاَ داری ضد و نقیض می گی. از طرفی از فلسفه متنفری و از طرف دیگه سنگ ویل دورانت فیلسوف را به سینه می زنی.

_________________
ما را به رندي افسانه کردند ،پيران جاهل شيخان گمراه
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1104
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: قطب شمال
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 08 شهريور 1385، ساعت 14:03
 4 سال پيش
#6
 
آلبر کامو بیچاره یک سوال کرد. اگه می تونید جواب بدبد اگه هم نمی تونید بی خیال بشید. چرا صورت سوال را پاک می کنید؟
شما بچه های شیراز مثل اینکه کلاَ از فلسفه متنفرید! شما هزاران بار خیابون ملاصدرا را خاک کردید و رفتید دانشکده مهندسی 2 اتاق کامپیوتر و نشستید پشت اینترنت یک بار هم فکر نکردید چرا ملاصدرا از افتخارات شیراز شده؟
لابد سهروردی و فارابی و ابن سینا هم بخاطر پرداختن به مزخرف ترین چیز دنیا اینقدر معروف هستند؟

_________________
ما را به رندي افسانه کردند ،پيران جاهل شيخان گمراه
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1104
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: قطب شمال
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 08 شهريور 1385، ساعت 14:30
 4 سال پيش
#7
 
mammad نوشته بود:
احسان نوشته بود:


اتفاقا من اعتقاد دارم هيچ چيزي* مزخرف تر از فلسفه نيست!



من نيز موافقم !
من هيچگاه موافق پيچوندن ِ بيش از حد زندگي و سخت جلوه دادنش و سياه ديدن و آه و ناله کردن نيستم.
و البته معتقدم هر نظريه و تفکري که منتج به پوچي و بيهودگي Brick wall شود فلسفه نيست و صاحب آن فيلسوف نيست. Shame on you

من ويل دورانت را و مولوي را نمونه فيلسوفهاي واقعي در غرب و شرق مي دانم

مطمئن هستم اگر احسان هم بخش چهارم به بعدِ کتاب لذات فلسفه ي دورانت را بازنگري کند ، براي اولين و آخرين بار طعم شيرين فلسفه را خواهد چشيد و مي بيند که يک فلسفه ي راحت و باز، از جانب يک انسان سالم (و نه يک بيمار روحي و عقده اي ) ، چقدر زيبا مي تواند افکار پراکنده ي ما را در حوزه علوم انساني دسته بندي ، بسته بندي و منظم کند

من هم سالها از فلسفه متنفر بودم ( و البته هستم! ) اما خواندن اين کتاب باعث شد الفاظي محافظه کارانه تر از "مزخرف" يا "تنفر" را در مورد فلسفه بکار ببرم


دوست عزیز! چقدر زود از مواضع قبلی عقب نشینی کردی و پست قبلیت را ویرایش و چهار سطر اخری را اضافه کردی.
و نکته دوم اینکه فلسفه میدان تفکر و استدلال است و هیچ محلی برای افترا و توهین نیست. البته ما ایرانیها وقتی از لحاظ منطقی در تنگنا قرار می گیریم. لب به دشنام می گشاییم.

_________________
ما را به رندي افسانه کردند ،پيران جاهل شيخان گمراه
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
s.m.sآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384
مجموع ارسالها: 895
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 09 شهريور 1385، ساعت 2:00
 4 سال پيش
#8
 
اينکه زندگي ارزش زيستن داره يا نه بستگي داره به اينکه چطور به زندگي نگاه کنيم.
فکر کنم اين شعر بتونه منظورم رو بهتر برسونه:

گر بدین سان زیست باید پست
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه بن بست

گر بدین سان زیست باید پاک
من چه نا پاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه
یادگاری جاودانه، بر طراز بی بقای خاک

_________________

من اگر که هستم ستاره ام کو در آسمانها
من گر اهل دردم نشانه ام کو به داستانها


 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1104
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: قطب شمال
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 09 شهريور 1385، ساعت 20:20
 4 سال پيش
#9
 
s.m.s نوشته بود:

گر بدین سان زیست باید پست
من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم
بر بلند کاج خشک کوچه بن بست

گر بدین سان زیست باید پاک
من چه نا پاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه
یادگاری جاودانه، بر طراز بی بقای خاک


جواب بسيار زيبايي از شاملو، ممنون به خاطر اين يادآوري. Applause Applause Applause Applause

_________________
ما را به رندي افسانه کردند ،پيران جاهل شيخان گمراه
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 3513
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: My home
سن: 37
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 09 شهريور 1385، ساعت 20:35
 4 سال پيش
#10
 
from Anna Karenina, Book 11, Chapter 30; by Leo Tolstoy, 1884 :

نقل قول:

"That's why reason is given to man, to escape from what worries him," said the lady in French, lisping affectedly, and obviously pleased with her phrase.

The words seemed an answer to Anna's thoughts.

"To escape from what worries him," repeated Anna. ... "Yes, I'm very much worried, and that's why reason was given me, to escape; so then, one must escape: why not put out the light when there's nothing more to look at, when it's sickening to look at it all? But how?

Why did the conductor run along the footboard, why are they shrieking, those young men in that train? Why are they talking, why are they laughing? It's all falsehood, all lying, all humbug, all cruelty!..."

And exactly at the moment when the space between the wheels came opposite her, she dropped the red bag, and drawing her head back into her shoulders, fell on her hands under the car, and lightly, as though she would rise again at once, dropped onto her knees. And at the same instant she was terror-stricken at what she was doing. "Where am I? What am I doing? What for?"

She tried to get up, to drop backward; but something huge and merciless struck her on the head and drew along on her back. "Lord, forgive me all!" she said, feeling it impossible to struggle. A peasant, muttering something, was working at the iron.And the candle by which she had been reading the book filled with troubles, falsehoods, sorrow, and evil, flared up more brightly than ever before, lighted up for her all that had been in darkness, sputtered, began to grow dim, and was quenched forever.



_________________
بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1104
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: قطب شمال
جنسيت: مرد
ارسال پنجشنبه 09 شهريور 1385، ساعت 22:10
 4 سال پيش
#11
 
آري زندگي ارزش زيستن دارد. شايد حتي اگر فقط بخاطر دوباره و دوباره شنيدن اين آهنگ زيبا از «يوهان سباستين باخ» باشد.
http://two.fsphost.com/PersianBB/03SLEEPERS_AWAKE.wma
اين را همين امروز کشف کردم، زندگي ارزش زيستن دارد بخاطر همين کشهفاي تازه. Wink
يه توصيه دوستانه: تو اين شصت هفتاد سال زتدگي نکبت بار تا مي تونيد موسيقي کلاسيک گوش کنيد، چون وقتي که مرديد ديگه نميشه Mr. Green

_________________
ما را به رندي افسانه کردند ،پيران جاهل شيخان گمراه
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3577
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 10 شهريور 1385، ساعت 0:50
 4 سال پيش
#12
 
بچه برقي 78 نوشته بود:
آري زندگي ارزش زيستن دارد. شايد حتي اگر فقط بخاطر دوباره و دوباره شنيدن اين آهنگ زيبا از «يوهان سباستين باخ» باشد.
http://two.fsphost.com/PersianBB/03SLEEPERS_AWAKE.wma
اين را همين امروز کشف کردم، زندگي ارزش زيستن دارد بخاطر همين کشهفاي تازه. Wink
يه توصيه دوستانه: تو اين شصت هفتاد سال زتدگي نکبت بار تا مي تونيد موسيقي کلاسيک گوش کنيد، چون وقتي که مرديد ديگه نميشه Mr. Green


تا بخوای ارزشش رو بسنجی مردی قربونت برم
دندون اسب پيشکش رو که نميشمرن
دو تا آدم بيکار با خدا دست به يکی کردند و بهمون زندگی دادند Razz
ما هم استفاده ميکنيم حالا ارزش داره يا نداره
پول که بابتش نداديم Mr. Green
شما جون در بدن داری آهنگ کلاسيک بزار توی forum که ارزش داره Wink

_________________
از تخم خودم, تخم خودم, جوجه ميسازم, ميشم جوجه فروش, به تخمم مينازم Razz Razz
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
wp.arkآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382
مجموع ارسالها: 431
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: آن طرف تر از عشق
جنسيت: نامشخص
ارسال جمعه 10 شهريور 1385، ساعت 2:23
 4 سال پيش
#13
 
زندگي آتشگهي ديرينه پابرجاست
گر بيفروزيش رقص شعه اش از هر کران پيداست
ور نه خاموش است و خاموشي گناه ماست.
سياوش کسرايي

بعضي از انسانها تنها ناز و حلاوت و آسايش و زيبايي زندگي را ديده اند و سرمست در وصف زندگي چه غزل ها که سروده اند. برخي نيز مشکلات و سختي ها و تکرار و ملال و نابودي و مرگ و وحشت و خفقان را در زندگي ديده اند و چه مصيبت نامه ها و اعتراض نامه ها که ننگاشته اند. بايد سختي و راحتي ، سربالايي و سرازيري ، غم و شادي و خوبي و بدي زندگي را با هم ديد و آنگاه قضاوت کرد.

علامه محمد تقي جعفري در مقدمه شرح خود بر نهج البلاغه مي گويد (نقل به مضمون) :


چه حقي دارند آن انسان هايي که غمي و سياهي و تلخي اي از زندگي را ديده اند و سراسر آن را به انسانها سياه و تلخ مي نمايانند، در حالي که شادکامي هزاران انسان خوشبخت در طول تارخ را ناديده مي گيرند و در حالي که هرگز نمي توانند ادعا کنند همه جور زندگي را تجربه کرده اند و همه چيز آن را ديده اند.
و چه حقي دارند آن کساني که خوشي و شيريني اي از زندگي ديده اند و سراسر آن را بي چون و چرا و بدون نشان دادن سختي ها و مشکلات توصيف مي کنند. اينان مگر سختي ها و تازيانه هاي آن را چشيده اند. مگر جز اندکي از آن ديده اند که به قضاوت نشسته اند.

اين دو گروه بزرگترين آسيب ها را به انسان ها رسانيده اند. آنها با آن تجربه ناقص حق قضاوت در مورد زندگي خودشان را اگر داشته باشند در مورد مفهوم کلي زندگي انسان اين حق را نخواهند داشت.


البته کساني که ناراضي اند فقط به دليل سختي ها و مرارت ها و کم و کاستي هاي آن نيست. بلکه معمولا در مورد عده اي اين اشکال به دليل فاني بودن انسان و پايان پذيري زندگي يا اعتقاد به جبر و عدم اختيار انسان و ... پيش مي آيد. که آن خود بحث ديگري است.

_________________

بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark

 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
بچه برقي 78آفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 1104
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: قطب شمال
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 10 شهريور 1385، ساعت 20:47
 4 سال پيش
#14
 
sedayedel نوشته بود:
تا بخوای ارزشش رو بسنجی مردی قربونت برم
دندون اسب پيشکش رو که نميشمرن
دو تا آدم بيکار با خدا دست به يکی کردند و بهمون زندگی دادند Razz
ما هم استفاده ميکنيم حالا ارزش داره يا نداره
پول که بابتش نداديم Mr. Green

شما مثل اينکه ترانه هاي سياوش قميشي را فراموش کرديد! بنده خدا بعضي وقتا حرف حسابي هم زده.

فرقي نداره وقتي نبيني و ندوني
غصت مي گيره وقتي ببيني و بدوني


اين هم خطاب به همون آدم بيکار که منو به دنيا آورد:
20 بهمن 1359 دراين ناکجاآباد آمدنم را ديديد ... ديديد که چگونه قرار است يک بار ديگر چشمان کسی روی جهان باز شود و خود را درون ازدحام سياهی ها بميرد و بنشيند و تا مرگ انگشتانش را هی بشمارد ودوباره ازنو بشمارد و دوباره ازنو نشان دهد که می شمارد و بعد ... . آمدن در اين خاکروبه های پر از تعفن انسان ، پر از اجساد نيمه سوخته و اشباح سرگردان تنها جنايتی ست که می شود ديد وای کاش ديدنی نبود و ای کاش چشمانم بسته مانده بود... 25 سال پيش آمدنم را ديدی اما امروز مادرم ای کاش رفتنم را هم می ديدی تا جشن رهايی از خويش را برايم می گرفتی که شايد بعد از مرگ کنارخاک آرام بگيرم ... .

Image

_________________
ما را به رندي افسانه کردند ،پيران جاهل شيخان گمراه
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
Omidآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384
مجموع ارسالها: 3513
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: My home
سن: 37
جنسيت: مرد
ارسال جمعه 10 شهريور 1385، ساعت 21:49
 4 سال پيش
#15
 
Bache Barghi jan,

I a writing the next few lines because I like you and care about you. So, read them with this context in mind.

Yes, it is indeed very hard when you realize certain things and it's even harder when you realize that there is no way back to the comfort of ignorance. But this is still not enough reason to give up living.

You live and live and live ... till you fall dead with a smile on your face, feeling great that you defeated all those forces which where against you. You are not defeated if you get ~cEnSoReD~ up or die, you are defeated if you loose your desire to live.

Now, get this stupied Mel Gibson shit out of your post, burn all of your Camus, Shaamloo, Sepehri, Soroosh, Shaayegan, Hafez and Derrida books and get your ~cEnSoReD~ out and get buisy LIVING! Evil or Very Mad
______________
Edited by: Ghareebe Ashena


_________________
بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است جملات قصار
6
پاسخها: 684 بیننده: 20009 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است ارزشمندترين چيز در زندگي
3
پاسخها: 27 بیننده: 2418 نویسنده: غريب آشنا
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است تا حالا در مورد زندگي فکر کردين؟
1
پاسخها: 5 بیننده: 503 نویسنده: dr_potter
اين موضوع قفل شده است شما نمي توانيد پيغام جديدي ارسالي کنيد، به پيغامي پاسخ دهيد و يا آن را ويرايش کنيد. داستان زندگي من...
2
پاسخها: 4 بیننده: 615 نویسنده: رايکا

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: