| نویسنده |
پیغام |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3387 اعتبار کسب شده: 3515 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 28 آبان 1385، ساعت 7:13 |
|
 |
1 سال و 8 ماه پيش |
|
#76
|
| |
مسافر کوير خيلي ممنون. واقعا از نوشته هات لذت ميبرم
Life is a STD! |
|
|
|
|
|
|
 |
زير مدار صفر درجه  زبون بسته!
تاريخ عضويت: شنبه 20 آبان 1385 مجموع ارسالها: 12 اعتبار کسب شده: 211 محل سکونت: زير مدار صفر درجه جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 28 آبان 1385، ساعت 8:54 |
|
 |
1 سال و 8 ماه پيش |
|
#77
|
| |
|
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط زير مدار صفر درجه در تاريخ پنجشنبه 26 بهمن 1385، ساعت 12:07 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
zohre khanoom  پرچونه!!
تاريخ عضويت: شنبه 10 تير 1385 مجموع ارسالها: 876 اعتبار کسب شده: 106 محل سکونت: karaj جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 28 آبان 1385، ساعت 11:03 |
|
 |
1 سال و 8 ماه پيش |
|
#78
|
| |
|
پس اسمت شاهينه خوبه قشنگه مثله من خوشگله |
|
_________________ ميوه نخور نشسته وايسا بخور
|
|
|
|
|
 |
مسافر کوير  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383 مجموع ارسالها: 1797 اعتبار کسب شده: 4889 محل سکونت: خودمم نميدونم! جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 28 آبان 1385، ساعت 20:13 |
|
 |
1 سال و 8 ماه پيش |
|
#79
|
| |
|
|
|
|
 |
مسافر کوير  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383 مجموع ارسالها: 1797 اعتبار کسب شده: 4889 محل سکونت: خودمم نميدونم! جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 29 آبان 1385، ساعت 2:25 |
|
 |
1 سال و 8 ماه پيش |
|
#80
|
| |
به کسي بر نخوره!
شهيار قنبري
به كسي برنخوره ، برنخوره
من يكي پنجرمو مي بندم
اين همه پنجره ي باز بسه
من به قاب آينه مي خندم
به كسي برنخوره ، برنخوره
من يكي پيش خودم مي مونم
در شب بي كسي و بي حرفي
براي دل خودم مي خونم
خواب بودم ، بيدار شدم
آشتي كردم، با خودم
به كسي چه ؟، اين صدا ، اين حنجره مال منه
كي به جز من لحظه هاشو زير آواز مي زنه ؟
كي به جز من مي تونه خاطره هاشو بشمره ؟
جز خود من، كي به فكر موندن و سر رفتنه ؟
به كسي برنخوره ، برنخوره
اگه تنهايي خوبي دارم
اگه از خلوت خود سرمستم
اگه چون پروانه بي آزارم
خواب بودم ، بيدار شدم
آشتي كردم، با خودم
به كسي برنخوره ، برنخوره
اگه دستم پر عطر ياسه
اگه در پيله ي خود خوشبختم
كسي جز من ، من و نمي شناسه
به كسي برنخوره ، برنخوره
اگه من اهل خراب آبادم
شجره نامه ي من مال منه
به كسي چه؟ ، من يكي آزادم
خواب بودم ، بيدار شدم
آشتي كردم، با خودم
خواب بودم ، بيدار شدم
آشتي كردم، با خودم................
............................... |
_________________ - آلارم!آلارم!
- کنيشنيش ! 
|
|
|
|
|
 |
رايکا  پرچونه!!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 11 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 616 اعتبار کسب شده: 524 محل سکونت: دراعماق درياي عشق .... سن: 21 جنسيت: زن |
 |
شنبه 11 آذر 1385، ساعت 1:47 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#81
|
| |
غنيمت
بغض و ديگر هيچ...
مي جنگم با لحظه ها و
اين تنها غنيمت من است ؛
بغض و ديگر هيچ...
_________________________
تقديم به مسافر کوير که يه مدته از بس happy است ، اين تاپيک داره خاک مي خوره... |
|
_________________ هيچ فکر نمي کردم...
که روزي وقتي افتاب خودش را روي بام خيال تو پهن مي کند
عشق من را برنزه ببيني
اگر مي دانستم...
کرم ضد افتاب بوسه به تو هديه مي کردم...
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1091 اعتبار کسب شده: 3772 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
جمعه 24 آذر 1385، ساعت 12:05 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#82
|
| |
|
|
|
|
 |
|
قصه خدا روي زمين مجموع ارسالها: 9 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: |
 |
جمعه 24 آذر 1385، ساعت 13:42 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#83
|
| |
اگه بنويسم:
چتری بالای سرت گرفتهای و از کویر بودن ِ درونت مینالی !
ناراحت ميشي؟ |
|
|
|
|
|
|
 |
مسافر کوير  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383 مجموع ارسالها: 1797 اعتبار کسب شده: 4889 محل سکونت: خودمم نميدونم! جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 28 آذر 1385، ساعت 11:31 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#84
|
| |
| قصه خدا روي زمين نوشته بود: |
اگه بنويسم:
چتری بالای سرت گرفتهای و از کویر بودن ِ درونت مینالی !
ناراحت ميشي؟ |
ناليدن؟ من؟ کي؟ کجا؟ کي تا حالا ديده من ناله يا شکوه کنم؟ هرچي تا حالا در اينجا گفتم سر سوزني شکايت و ناله نبوده .حرف هاي دلم بوده. اتفاقا واسه همينه که خيلي وقته چيزي اينجا ننوشتم. شما هم دقيقا مثل بقيه هستيد. بقيه اي که هر وقت خواستم حرف هام رو بهشون بگم در پايان نتيجه گرفتند که من يا احمقم يا دارم ناله ميکنم. مهم نيست. اگر اينطوري راحتيد که حرف هاي من ناله است ، باشه. قبول. من ناله گر هستم.
ديگه اينکه ...
اين روز ها به طرز اسفباري مسافر کويرم.
اين روزها به طرز اسفباري شاهين جوانمردي هستم.
ولي هستم. |
_________________ - آلارم!آلارم!
- کنيشنيش ! 
|
|
|
|
|
 |
Bayas Gool  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: پنجشنبه 19 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 2107 اعتبار کسب شده: 4177 محل سکونت: Tehran جنسيت: زن |
 |
سهشنبه 28 آذر 1385، ساعت 12:31 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#85
|
| |
وقتي که خورشيد به پيشواز شب مي رود
و کوچه از آخرين عابر تهي مي شود ، من با کوله باري از غم و درد مي روم
و تو را با تمام خاطرات ديرين در ميان کوچه هاي ساکت شب تنها ميگذارم
اما بدان نبظ خاطرم هر لحظه به ياد تو مي تپد .
روزهايم را چون رويايي بي معنا به ديوار نيستي کوبيده ام
نميدانستم که جسد خونينشان را بايد در قلبم دفن کنم .
چند وقتي است نگاه ها سنگين شده است
هر کس از کنار من رد ميشود
با ناخن هايش روحم را خراش مي دهد
ديگر نمي خواهم سنگيني نگاه را احساس کنم .
من هميشه از سکوت گريزان بودم ، سال ها است که سکوت کرده ام
و اينک ترس من را تکان مي دهد و من پيوسته به عقب بر ميگردم
و از خود اين سوال را بارها پرسيده ام
که آيا من راه را عوضي آمده ام ؟
روزي که حرف ها خاتمه يافت ؟
روز مرگ من نزديک است ! |
_________________ ياد آور اين باشيم که عشق معجزه مي کند 
|
|
|
|
|
 |
سکوت  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 15 آذر 1385 مجموع ارسالها: 270 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: زياد دور نيست جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 28 آذر 1385، ساعت 13:12 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#86
|
| |
تا چند نشينيم به پشت در بسته
وقتي که غزل نيست شفاي دل خسته
مانديم چه دلگير و گذشتند چه دلسوز
آن سينه زنان حرمش دسته به دسته
مي گريم و مي دانم از اين کوچه’تاريک
راهيست به سر منزل دلهاي شکسته
در روز جزا جرات برخاستنش نيست
پايي که بر آن زخم عبوري ننشسته
قسمت نشود روي مزارم بگذارند
سنگي که گل لاله بر آن نقش نبسته
عليرضا قزوه |
|
_________________ با تمام بي کسي هايم کسي دارم هنوز
چشم مشتاق و دل دلواپسي دارم هنوز
|
|
|
|
|
 |
|
قصه خدا روي زمين مجموع ارسالها: 9 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: |
 |
يکشنبه 03 دي 1385، ساعت 22:56 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#87
|
| |
گاهی ما نیازمند بیابانی میشویم
برای فریاد کشیدن
با تمام وجود....
آنجا که انسانی نیست برای خیره شدن به تو
وخودت را فریب دهی به این امید که فقط او صدایت را میشنود
وآنقدر فریاد بزنی که دیگر نای حرف زدن نداشته باشی...
وگاه ما نیازمند بیابانی میشویم
برای آنکه در آغوشش دراز بکشیم و در آسمانش رقص ستاره ها را ببینیم
ولی تا نزدیکتزین بیابان نزدیک خانه هامان ...راه درازیست
شاید...شاید باید نگاه های خیره ی مردم را به جان خرید
وقتی فریاد میکشی و آنها خیال میکنند که دیووانه ای!
وهیچ کس نمی دانست... |
|
|
|
|
|
|
 |
redrose  زبون بسته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 07 آذر 1385 مجموع ارسالها: 8 اعتبار کسب شده: 105 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 04 دي 1385، ساعت 16:10 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#88
|
| |
مي خواهم به انتهاي شب بروم!
برايم يک بغل نور هديه بياور! |
|
|
|
|
|
|
 |
سکوت  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 15 آذر 1385 مجموع ارسالها: 270 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: زياد دور نيست جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 04 دي 1385، ساعت 17:29 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#89
|
| |
|
هي راه ميروم اما در ظلمات به هيچ ميرسم نابود ميشوم گناهم نداشتن نور يقين است و بس |
|
_________________ با تمام بي کسي هايم کسي دارم هنوز
چشم مشتاق و دل دلواپسي دارم هنوز
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط سکوت در تاريخ دوشنبه 18 دي 1385، ساعت 14:56 ويرايش شده است. |
|
|
|
|
 |
مسافر کوير  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383 مجموع ارسالها: 1797 اعتبار کسب شده: 4889 محل سکونت: خودمم نميدونم! جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 17 دي 1385، ساعت 23:33 |
|
 |
1 سال و 6 ماه پيش |
|
#90
|
| |
دوست داري ادامه بدي؟ فکر ميکني اگه ادامه بدي بهت ميگن باريکلا!!؟
خودتو مسخره کردي مسخره! تمومش کن ديگه اين بازي رو.خسته ام کردي....خسته.....به خدا منم آدمم.منم آدمم؟؟ چيزي يادم نمياد.ولش کن.مهم نيست.....
حالا که دوست داري ببيني ..خوب ببين!مگه همين رو نميخواستي؟ نگاه کن خوب.خجالت نکش.آره... آره اين منم. ببين هيچي ازم نمونده. حتي نفسم هم ديگه در نمياد.دستم رو ببين.برات آشناست؟ دست بکش روي ترک هاش.زبره زبره!
بزار چشمام رو از کاسه در بيارم.نگاه کن. ببين پشت چشمهاي من چيه؟درسته! کرم!!اين کرماي ريز رو ميبيني که چطوري توي حدقه ي چشم من دارن وول ميخورن؟ مگه همين رو نميخواستي؟ بزار چشمام رو برات بزارم توي کادو .بيا هر جفتش واسه خودت.
تمومش کن ديگه لعنتي .خسته ام کردي.به خدا منم آدمم.من آدمم؟ |
_________________ - آلارم!آلارم!
- کنيشنيش ! 
|
|
|
|
|
 |
|
|