| نویسنده |
پیغام |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3326 اعتبار کسب شده: 4417 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 21 شهريور 1385، ساعت 23:10 |
|
 |
1 سال و 12 ماه پيش |
|
#46
|
| |
جناب منظومه
من به عقايد هر انسانی که خلاف حقوق ديگری عمل نکنه احترام ميگذارم
منطق های ما روی دو تا خط موازی راه ميرن
هيچ وقت به هم نميرسن
تکرار مکر رات هم بسی بيهوده است |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
بچه برقي 78  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 1005 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 21 شهريور 1385، ساعت 23:57 |
|
 |
1 سال و 12 ماه پيش |
|
#47
|
| |
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3099 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 22 شهريور 1385، ساعت 0:25 |
|
 |
1 سال و 12 ماه پيش |
|
#48
|
| |
Bache Bargh jan,
Didn't you see what he told me?  Obviously, you, I and Sedayedel are just wasting this forum's valuable space with our stupied posts. Leave this tread and let the discussion continue in anyway Manzoomeh Khaan (or Khanom?) wants. Otherwise, God -almighty- might send some Martians to kill us!
|
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 22 شهريور 1385، ساعت 1:05 |
|
 |
1 سال و 12 ماه پيش |
|
#49
|
| |
|
|
|
|
 |
بچه برقي 78  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 1005 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 22 شهريور 1385، ساعت 1:09 |
|
 |
1 سال و 12 ماه پيش |
|
#50
|
| |
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3326 اعتبار کسب شده: 4417 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 22 شهريور 1385، ساعت 1:11 |
|
 |
1 سال و 12 ماه پيش |
|
#51
|
| |
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 23 شهريور 1385، ساعت 2:39 |
|
 |
1 سال و 12 ماه پيش |
|
#52
|
| |
| sedayedel نوشته بود: |
مقصود تويی کعبه و بتخانه بهانست
اينها همش يک سری کدهاييه که مينويسن, تا مردم بتونن به طور مشترک بفهمنشون, مثل خط
وگرنه به قول صمد, صابون و با "س" هم بنويسی کف ميکنه
اصلش اينه که کف کنه Wink
دنبال اونی برو که باهاش کف ميکنی
صابون موسی يا عيسی يا محمد |
اين حرفها مال موقعي هست كه ما مرزهاي اين دنياي خاكي رو رد كرده باشيم و به كمال نزديك شده باشيم. تو اون شرايط حرف شما درسته.
منصور حلاج وقتي "انا الحق" مي گفت، همه پرده ها از جلو چشمهاش كنار رفته بود و وجودش رو فاني در وجود خدا مي ديد كه اين جمله رو به زبون مي آورد. حالا اگه من بخوام اداي اون رو در بيارم و "انا الحق" بگم، كفر گفتم. چون در اون حد نيستم.
واقعاً براي ما "مقصود تويی کعبه و بتخانه بهانست"؟! مني كه از صبح تا شب دنبال پول در آوردن و سر اين و اون كلاه گذاشتن و حق اين و اون رو خوردن هستم و شب تا صبح هم دور خوشگذروني هاي خودمم، چه جوري مي تونم همچين ادعايي كنم؟! كجاي زندگيم رنگ و بوي خدايي داره كه همچين حرفي مي زنم؟! اين هم از اون حرفهايي هست كه اونهايي كه به شناخت رسيدن مي تونن بگن نه من. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 23 شهريور 1385، ساعت 2:59 |
|
 |
1 سال و 12 ماه پيش |
|
#53
|
| |
| بچه برقي 78 نوشته بود: |
| با تمام نارسايي و بي ربطي سوالاتان جواب هم برايتان دارم : واقعيت نه حقيقت |
اين جمله چقدر آشناست!
| آزادي بيان نوشته بود: |
| واقعيت پيروز در برابر حقيقت مغلوب |
امضاي اون كاربري كه آواتارش پرچم اسرائيل بود و چند تا ارسال بر عليه حزب الله انجام داد و بعدش هم كه جنگ تموم شد و ديگه حرفي براي گفتن نداشت يه دفعه براي هميشه ناپديد شد!
مرور تاريخ مي تونه خيلي آموزنده باشه. اينجا رو كليك كنيد و تاريخ رو مرور كنيد! |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3326 اعتبار کسب شده: 4417 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 23 شهريور 1385، ساعت 3:34 |
|
 |
1 سال و 11 ماه پيش |
|
#54
|
| |
| غريب آشنا نوشته بود: |
اين حرفها مال موقعي هست كه ما مرزهاي اين دنياي خاكي رو رد كرده باشيم و به كمال نزديك شده باشيم. تو اون شرايط حرف شما درسته.
منصور حلاج وقتي "انا الحق" مي گفت، همه پرده ها از جلو چشمهاش كنار رفته بود و وجودش رو فاني در وجود خدا مي ديد كه اين جمله رو به زبون مي آورد. حالا اگه من بخوام اداي اون رو در بيارم و "انا الحق" بگم، كفر گفتم. چون در اون حد نيستم.
واقعاً براي ما "مقصود تويی کعبه و بتخانه بهانست"؟! مني كه از صبح تا شب دنبال پول در آوردن و سر اين و اون كلاه گذاشتن و حق اين و اون رو خوردن هستم و شب تا صبح هم دور خوشگذروني هاي خودمم، چه جوري مي تونم همچين ادعايي كنم؟! كجاي زندگيم رنگ و بوي خدايي داره كه همچين حرفي مي زنم؟! اين هم از اون حرفهايي هست كه اونهايي كه به شناخت رسيدن مي تونن بگن نه من. |
نه غريب جان
ميدونی چيه, ماها هميشه فکر ميکنيم خوب و مقدس و خدايی بودن اينه که يا هر لحظه پای سجاده نماز باشيم
يا از صورتمون نو ر بباره, يا امداد های غيبی رو داشته باشيم و...............
دين اومده که به ما راه زندگی رو ياد بده, مگه غير از اينه
که بگه خدا يکيست, آدم نکش, دروغ نگو, غيبت نکن, تهمت نزن, حق ديگران رو نخور ,به فکر مردم محتاج باش, خودخواه نباش
از ذلت و عذاب ديگران لذت نبر, يتيم نوازی کن, هر اونچه که برای خودت ميخوای برای ديگران هم بخواه
دين اومده که بگه خدا سراسر محبته, پس تو هم محبت کن
اومده بگه که روحت و بزرگ کن, جواب بدی رو با بدی نده
درسته
ok
حالا اگر به قول شما همه فکر مردم, متمرکز باشه روی همون چيزايی که خودت گفتی
معنيش اينه که چه label پيروی از کاملترين دين, يا ناقصترين دين, رو به پيشونی داشته باشند چه نداشته باشند
پيغام خدا رو نگرفتند
ولی فرض کن, يکی ادعای پيروی از کاملترين دين رو هم نداره, ولی خيلی از کار هايی رو که خدا ميخواد انجام ميده
غريب, من آدم مذهبی نيستم, ولی خدا رو با همه وجود دوست دارم
نآشناس خيلی چيزا گفت, و من برای تک تکش جواب دارم, ولی حوصله کل کل کردن ندارم
توی ايران, ماه رمضان, جوشن کبير خوندم, قران سر گرفتم, سه شنبه ها دعای توسل رفتم, پنج شنبه ها دعای کميل, رفتم
مسجد جمکران رفتم, کلاس تفسير و قرائت قران رفتم, توی ديبرستان و دانشگاه بهترين نمره رو توی
معارف اسلامی 1 و 2 و متون اسلامی گرفتم, روخونی قران رو خوب بلدم, عربيم هم خوب بود
ولی هيچ کدوم از اين کار ها قلب من و نلرزوند
برام مثل يک تکليف بود, مثل درسی که بايد نمرش و بياری
ولی الان وقتی از خدا چيزی ميخوام دلم ميلرزه
اگه انجام آداب ظاهری برای خدا مهمتر از اين محبت واقعيه
من ترجيح ميدم دنج ترين جای جنهم مال من باشه
چون خدای تزويری به درد من نميخوره
اگه داری برای نماز آماده ميشی, قلبت با اشتياق ميزنه و با شوق ميری سر نماز به خدا رسيدی
اگه از در کليسا, کنيسا, يا مسجد ميری تو, همين حالت ميشی به خدا رسيدی
اگه با شوق قلبی خودت, هر کار خوبی رو انجام ميدی بدون قصد خود نمايی به خدا رسيدی
اگر نه فقط ادا در آوردی نمايش بازی کردی
مردم توی ايران مراسم ختم قران ميزاشتن هر کی چند جزو رو ميخوند و گاهی يادم مياد
توی اون چند ساعتی که همه خانمها دور هم جمع بوديم يک قران ختم ميشد
و همه سر خوش از اينکه ثواب اين ختم قران برای همگی هست
تصور کن امتحان فيزيک داری
10 نفر جمع ميشيم و هر کی چند تا chapter ميخونه
سر خوش از اينکه يک دور فيزيک رو خونديم و توی کله همه رفته
آيا رفته
از نظر من ختم قرانهای اونجوری هم همينقدر فايده دارن و همينقدر ازشون ياد ميگيری
خودمون و خوب گول ميزنيم
گاهی يک نفر, خدا رو توی يک اتفاق ساده, چنان بزرگ ميبينه که همون براش کافيه
آيا برای خدا کافی نيست
حتماً موسی و عيسی و محمد بايد با هم دوئل بزارند تا هر کی قوی تر بود و برنده شد راه اونو بريم |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3099 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 23 شهريور 1385، ساعت 3:52 |
|
 |
1 سال و 11 ماه پيش |
|
#55
|
| |
|
|
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
بچه برقي 78  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 1005 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 23 شهريور 1385، ساعت 13:07 |
|
 |
1 سال و 11 ماه پيش |
|
#56
|
| |
| غريب آشنا نوشته بود: |
| بچه برقي 78 نوشته بود: |
| با تمام نارسايي و بي ربطي سوالاتان جواب هم برايتان دارم : واقعيت نه حقيقت |
اين جمله چقدر آشناست!
| آزادي بيان نوشته بود: |
| واقعيت پيروز در برابر حقيقت مغلوب |
امضاي اون كاربري كه آواتارش پرچم اسرائيل بود و چند تا ارسال بر عليه حزب الله انجام داد و بعدش هم كه جنگ تموم شد و ديگه حرفي براي گفتن نداشت يه دفعه براي هميشه ناپديد شد!
مرور تاريخ مي تونه خيلي آموزنده باشه. اينجا رو كليك كنيد و تاريخ رو مرور كنيد! |
اتفاقاً من هم اين جمله را اولين بار اونجا ديدم، تنها حرف حسابي که زده بود همين شعارش بود. |
|
_________________ ... دلبري برگزيده ام که مپرس
|
|
|
|
|
 |
عبود  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 28 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 1317 اعتبار کسب شده: 3000 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 23 شهريور 1385، ساعت 16:02 |
|
 |
1 سال و 11 ماه پيش |
|
#57
|
| |
| منظومه نوشته بود: |
| عبود نوشته بود: |
اگرچه قصد داشتم ديگر هيچوقت به كسانيكه مغرضانه قضاوت مي كنند و بحث را براي اثبات خود و نه يافتن حقيقت بكار مي برند تا بحث به جدل مبدل شود، پاسخي ننويسم اما گاهي لازم است كه برخي پاسخها براي گمراه نشدن كسانيكه اطلاعات كمتري دارند نگاشته شود:
|
عبود جان ، آيا فکر نميکنيد ورود در بعضي جاها و يا برخي مسائل با اينکه به ميل ما نيست ، اما ميتونه يک وظيفه باشه .
من از مطالب شما استفاده ميکنم . |
مساله ميلي نيست.
اين جور مباحث در تالار زياد پيش اومده و تقريبا توي همه اونها وارد بحث شده ام.
مساله اينکه که کسانيکه شما براي بحث کردن انتخاب کرديد، قصد تحميل نظرات خود را از بحث دارند نه کشف حقيقت. مي تونيد يه جستجويي توي پستهاي من انجام بديد تا ببينيد که توي هر موضوع که نتونستن از عقايد سستشون دفاع کنن فوري جيم شدن و دوباره همون حرفها رو جاي ديگه مطرح کردن.
مثلا من از قرآن آيه ميارم که همه دينهاي الهي از نظر اسلام يکي هستن و در نهايت خداونده که بهشت و جهنم رو تقسيم مي کنه اما بلافاصله بعضيها مي نويسن که "حتماً موسی و عيسی و محمد بايد با هم دوئل بزارند تا هر کی قوی تر بود و برنده شد راه اونو بريم؟؟؟؟؟؟" يا "يک سری زور هم ميگن, تازه ميگن مجازاتت هم ميکنیم!!!!!!!!!!!!!!!!"
ادعا مي کنن که "من به عقايد هر انسانی که خلاف حقوق ديگری عمل نکنه احترام ميگذارم" اما از کسانيکه در مورد پروردگار با تمسخر مطلب مي نويسن و پيامبر و خانواده اش رو مشتي اعرابي بيابانگرد که ... ميدونن، طرفداري مي کنن و بهشون برمي خوره اگر کسي حرف حساب بزنه.
ادعا مي کنن که ختم قرآن رفتن (حداقل قرآن خوندن) اما هنوز تفاوت اصول و فروع دين رو نمي دونن. اينکه چرا بايد با عقل با اصول مواجه شد و اگر مورد قبول قرار گرفت بايد به فروع عمل کرد حتي اگر بدليل برخورداري از علم ناقص (و در حال تکامل) بشري پاسخي براي آنها پيدا نکرده باشي (چون عقل در بررسي اصول، خداوند دانايي رو مي شناسه که هيچگاه اشتباه نمي کنه، وقتي اين خدا در قرآن از فروعي مثل نماز و روزه و ... و احکامي مثل احکام تجارت و حجاب و ... صحبت ميکنه نبايد بي اعتنا بود و اونها رو زاييده شرارت انسانهاي سودجو دونست). البته برخي تونستن با سير و سلوک فراتر از زمان به بعضي معاني از احکام دست پيدا کنن اما "هرکه را اسرار حق آموختند ...".
بعضيهاشون ادعا مي کنن که اصلا خدا رو قبول ندارن اما تا يه نفر مطلبي پر از تناقص مي نويسه که خرافات دينيش رو زيبا جلوه بده فوري و با شدت تمام ازش طرفداري مي کنن.
اينها هر موقع که بحث به جايي رسيد که ديگه جوابي نداشتن فوري به يه موضوع ديگه ميرن و همون مطالب بي منطق و مسخره و به شکل ديگه همونجا مي نويسن. مي تونيد توي موضوعهاي مشابه بگرديد و ببينيد که به همه اين چرنديات قبلا جواب داده شده. بنابراين من فکر مي کنم که اينها دارن شما رو سرکار ميگذارن. پس بيخود خودتون رو درگير بحث باهاشون نکنيد. پس شما هم مثل من وقتتون رو با اين خودخواهها تلف نکنيد و هر جا ديدين که ممکنه اراجيف اينها کساني رو که زياد اطلاع ندارن منحرف کنه پست بزنيد.
موفق باشيد. |
|
|
|
|
|
|
 |
مهربان...  پرچونه!!
تاريخ عضويت: جمعه 29 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 707 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 23 شهريور 1385، ساعت 20:39 |
|
 |
1 سال و 11 ماه پيش |
|
#58
|
| |
یادم میاد منم خیلی وقت پیشا همیشه این دغدغه رو داشتم که اگه ادم می تونه با خیلی کارا و حرفای دیگه به عظمت و محبت خدا برسه دیگه چه فرقی داره ما مسلمون باشیم یا مسیحی یا یهود؟
یا اگه حتی با دیدن یک گل وجودمون میشه پر از خدا دیگه چرا نمازی بخونیم که گاهی اوقات از سر عادت انجام میشه ویا خیلی از مسائل عبادی دیگه که انجام میدیمو هیچ وقت به حقیقتش دست پیدا نمی کنیم...
اصلا چرا اسلام بهترینه؟
یه دبیر بینش اسلامی توی دبیرستان داشتیم که برخلاف خیلی از مدرسان این جور از درسا که فقط بلدن یه سری از مسائلو تو مغز بچه ها فرو ببرن ...با صبر و حوصله و اطلاعاتی که داشت به بچه ها جواب میداد و بهشون کمک می کرد...
یه روز سراین مسئله که چرا بهترین نوع راز و نیازدر اسلام نماز خوندنه بحث شد ...هر کسی یه چیز می کفت...حتی یکی می گفت من با دیدن آداب عبادت بوداییها خیلی بهتر میتونم خدا رو حس کنم..تا نمازی که میخونم..
تا اینکه دبیرمون یه مثال خیلی ساده زد که منو خیلی توی فکر برد و از اون به بعد خیلی روی من و زندگیم تاثیر گذاشت...
اون گفت:" اگه شما یه دوست داشته باشید که خیلی اونو دوست دارید و حاضرید به خاطر خوشحالیش خیلی کارا بکنید...اگه دوتا اسم داشته باشه شما به خاطر علاقتون به اون دوست با اسمی که اون خوشش میاد صداش میزنید...کاری که اون دوست داره واسش انجام میدید... چون خیلی دوسش دارید..."
حالا اگر ما واقعا ادعا داریم خیلی خدا رو دوست داریم و حاضریم به خاطرش خیلی کارا بکنیم چرا اون چیزی که اون دوست داره و گفته از نظر اون بهترین هست و قبول نکنیم؟
اگه از نظر عقلانی اونو قادرمطلق می دونیم و اگه میگیم که اون بهترینها رو واسه ما میخوادچه دلیلی داره که حرفاشو از روی تعصب و خودخواهی و غرض و دشمنی خودمون با خیلی ادما و خیلی حرفا قبول نکنیم و کنار بزنیم...
خدا نگفته دین عیسی و موسی بده و پیروانش به هیچ جا نمیرسن...خدا فقط میگه که اونی که من کاملترین میدونم وبیشتر دوسش دارم دین اسلام هست و این به منزله نفی بقیه ادیان و پيامبران نیست...
اگه اعتقاد داریم که اون د اناست و حکیم چرا نباید به حرفش گوش کنیم و اونی که اون می خواد رو انجام بدیم
اگه ایمان بیاریم به صلاح و حکمت خدا و حقیقت اصلی دینش مطمئنا دیگه هیچ نماز و روزه و قرآن خوندن و... خیلی دیگه ازکارامون رنگ عادت نمیگیره،اگر گاهي اوقات ميبنيم که از نماز و قرآني که مي خونيم روزه اي که ميگيريم و...لذتي که بايد ببريمو نمي بريم وما رو به جايي که بايد برسونه نمي رسونه..دليلش اين نيست که اين آيين بر حق نيست دليلش خودمونيم که نتونستيم حقيقت اصليشو درک کنيم و اينو فقط و فقط خودمون بايد بهش برسيم و پيداش کنيم نه کس ديگه..
وکم کم خود خدا وقتی ببینه واسه خاطر اون خیلی کارا می کنیم که شاید برامون سخت باشه و برخلاف علاقمونه(والبته اسم اینو تقلید کورکورانه نباید گذاشت حداقلش اینه که ما یه قدم به خاطر اون برداشتیم..) ...همه راه ها رو جلومون باز میکنه و حقیقت اصلی رو به ما نشون میده
توي قرآن هم در اين مورد کم صحبت نشده، خدا توي قران به همه کساني که در راه او قدم بر مي دارن و صادقانه براي رسيدن به رضاي اون مي کوشن، وعده داده که اونا رو از گمراهي و سرگرداني رهايي مي بخشه و به راههاي خودش هدايت مي کنه، اين يه وعده الهيه و تخلف در وعده هاي الهي راه نداره ...."والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين.."
فقط اگر ایمان بیاریم که اون بهترین ها رو واسه ما می خواد از هرحرفش به اوج لذت میرسیم
ولی اگه مغرضانه نتونیم و نخوایم به حقیقت وجود و حرفاش پی ببریم هر دین و مسلکی رو هم که انتخاب کنیم مارو به خدامون نمیرسونه
هر چيزي که باعث بشه ما به خدا نرسيم(حتي اگر به ظاهر خوب باشه) اشتباه خواهد بود.
فقط ما باید تکلیفمون رو با خودمون روشن کنیم که آیا واقعا خدا رو دوست و قبول داریم یا نه؟
همه چيز را از خدا دانستن و براي خدا خواستن...اين اصل و مهمه..وراه و روشي که ما انتخاب مي کنيم بايد اين اصل رو مطمئنا قبول داشته باشه... |
|
_________________ سفر بايد کرد
دو قدم مانده تا قاف...
ع ، ش !!
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3326 اعتبار کسب شده: 4417 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 23 شهريور 1385، ساعت 21:11 |
|
 |
1 سال و 11 ماه پيش |
|
#59
|
| |
همه صحبت ما هم همين بود که راه انداختن بحث کاملترين دين درست نيست, چون دين های ديگه هم برای خودشون محترم هستند
آيا من اينجا گفتم پيرو چه دينی هستم يا نيستم
گفتم کدوم بده کدوم خوبه
به کسی خودخواه گفتم
گفتم همگی ا قتدا کنيد به عقايد من
چيزی رو تحميل کردم
آيا ديگرانی که تشويق کردند توی اولين نوشته تشويقيشون نگفتند
اين, راه بحث و صحبته, هر کس عقيده خودش رو بگه, و ديگران گوش کنن, و کسايی که open mind هستند هر کدوم رو که خواستند انتخاب کنن
من فکر ميکنم, روش بر خوردی شماها بيشتر بوی تحميل داشته تا ما
اونجاهايی هم که به قول شما کم آورديم, و جيم شديم, طبق همون پستی که خودم در جواب منظومه گفتم, اين بوده ديدم منطق ماها روی دو تا خط موازی حرکت ميکنه, و هيچ اشتراکی با هم نداره
پس ادامه بحث وقت تلف کردنه
به اضافه اينکه مردم, هميشه فکر ميکنن يک بحث, زمانی نتيجه بخشه که حتماً يکی ديگری رو مغلوب کنه, يا اينکه حرفش و عقيدش به کرسی بشينه
برای من و امثال من بحث اين معنی رو نداره
من اگر توی بحثی شرکت ميکنم, چه اينجا ,و چه توی زندگی واقعيم, دليلش اينه که ميخوام با عقايد ديگران آشنا بشم, همونطوری که اينجا اگه وقت گذاشتم, و کليسا رفتم, و bible خوندم, دليلش اين نبود که مسيحی بشم, يا اونا رو بهتر و بد تر بدونم, دليلش اين بود که ميخواستم عقايدشون رو بدونم, و دليلم برای رد و قبولشون تعصب نباشه
تو ميتونی با هر لفظ بی ادبانه يا خارج از احترامی ما رو خطاب کنی عبود خان
ولی توی تمام بحث هامون, تا اونجايی که يادم مياد, من اينکار رو نکردم
اتفاقاً بدون, که چه باهات مخالف باشم چه موافق, برات احترام قائلم |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
منظومه سال صفري!
مجموع ارسالها: 24 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 24 شهريور 1385، ساعت 4:25 |
|
 |
1 سال و 11 ماه پيش |
|
#60
|
| |
| sedayedel نوشته بود: |
جناب منظومه
من به عقايد هر انسانی که خلاف حقوق ديگری عمل نکنه احترام ميگذارم |
خب ، اين جملتون به نظرم کمي مبهم مياد .
من اينطوريم ؟!
| sedayedel نوشته بود: |
منطق های ما روی دو تا خط موازی راه ميرن
هيچ وقت به هم نميرسن
تکرار مکر رات هم بسی بيهوده است
|
خط موازي فقط يه مثاله نه حقيقت ، ميتونيم بهم نزديکش کنيم .
البته بايد ديد منطق چطوري تعريف ميشه .
براي اينکه کسي اينجا ادعاي بي منطقي نميکنه .
و اونوقت با منطقي صحيح شروع کرد . |
اين پيغام تا به حال يک بار و توسط منظومه در تاريخ جمعه 24 شهريور 1385، ساعت 4:28 ويرايش شده است. |
|
|
|
|