صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1836
اعتبار کسب شده: 4676
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 24 مرداد 1385، ساعت 12:44
 2 سال پيش
#1
 
من یک خواهر دارم که کلاس سوم ابتداییه.خیلی از دوست هام اون رو میشناسند.و اکثردوست هام به من گفتند وقتی زنگ میزنیم خونتون کسی حق نداره گوشی رو برداره به جز خواهر کوچولوت!!.بارها و بارها پیش اومده که دوستام زنگ زدند خونه ما و نیم ساعت نیم ساعت با شمیم حرف زدند بدون اینکه کاری با من داشته باشند!
تصمیم دارم توی این تاپیک بعضی از کارها و نوشته های خواهرم رو قرار بدم.شاید جالب باشه.

_________________
با تو بودن را براي بي تو بودن دوست دارم!


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط مسافر کوير در تاريخ سه‌شنبه 24 مرداد 1385، ساعت 13:04 ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1836
اعتبار کسب شده: 4676
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 24 مرداد 1385، ساعت 12:44
 2 سال پيش
#2
 
25/2/83
خورشید رفته تا همه ی دنیا را روشن و آفتابی کند.
اما ماه در خانه است....
سبزه ها خوابند تا باد بیاید بیدارشان کند.بادآمد.لای سبزه ها پیچید.
سبزه ها ازخواب بلند شدند.
ابرها رفتند تا باران درست کنند تا همه ی دنیا بارانی شود.

_________________
با تو بودن را براي بي تو بودن دوست دارم!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1836
اعتبار کسب شده: 4676
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 24 مرداد 1385، ساعت 12:45
 2 سال پيش
#3
 
صبح بود صدای پرنده ای را شنیدم .
به حیاط رفتم.
دیدم یک گنجشک روی زمین افتاده است.
مادر را صدا زدم.
اما مادر هیچ توجه ای نکرد.
شب شده بود ومن هنوزبه فکرآن گنجشک بودم.....

_________________
با تو بودن را براي بي تو بودن دوست دارم!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
mhajiآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 3405
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: Montreal
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 24 مرداد 1385، ساعت 14:23
 2 سال پيش
#4
 
عاليه Applause Applause
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
armoaznآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: چهارشنبه 22 تير 1384
مجموع ارسالها: 1276
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: قديم و شيراز
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 24 مرداد 1385، ساعت 14:36
 2 سال پيش
#5
 
بسيار عاليه اميدوارم در اينده بتونه به تالار خدمت کنه! Applause
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
سياسفيدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 2876
اعتبار کسب شده: 5115
محل سکونت: شيراز
سن: 24
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 24 مرداد 1385، ساعت 15:08
 2 سال پيش
#6
 
مسافر کوير نوشته بود:
تصمیم دارم توی این تاپیک بعضی از کارها و نوشته های خواهرم رو قرار بدم.شاید جالب باشه.


من واقعا از اين ايده هاي نابي که براي زيبا کردن تالار داري تشکر مي کنم . Applause

_________________
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
حامدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 08 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 1240
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 24 مرداد 1385، ساعت 16:28
 2 سال پيش
#7
 
حس بسيار زيبايي دارند اين خانم کوچک!

_________________
دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
saliآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 16 تير 1385
مجموع ارسالها: 176
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: نصف جهان
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 24 مرداد 1385، ساعت 20:52
 2 سال پيش
#8
 
مسافر کوير نوشته بود:
25/2/83
خورشید رفته تا همه ی دنیا را روشن و آفتابی کند.
اما ماه در خانه است....
سبزه ها خوابند تا باد بیاید بیدارشان کند.بادآمد.لای سبزه ها پیچید.
سبزه ها ازخواب بلند شدند.
ابرها رفتند تا باران درست کنند تا همه ی دنیا بارانی شود.

خواهرتون معرکست فکر کنم در آينده يه نويسنده ي سرشناس بشه. اگه ميشه زحمتي نيست واسش اسفند دود کن Pray لطفا فراموش نکن Shame on you

_________________
من از تو ميمردم اما تو زندگاني من بودي
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3326
اعتبار کسب شده: 4417
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 24 مرداد 1385، ساعت 21:54
 2 سال پيش
#9
 
مسافر کوير نوشته بود:
من یک خواهر دارم که کلاس سوم ابتداییه.خیلی از دوست هام اون رو میشناسند.و اکثردوست هام به من گفتند وقتی زنگ میزنیم خونتون کسی حق نداره گوشی رو برداره به جز خواهر کوچولوت!!.بارها و بارها پیش اومده که دوستام زنگ زدند خونه ما و نیم ساعت نیم ساعت با شمیم حرف زدند بدون اینکه کاری با من داشته باشند!
تصمیم دارم توی این تاپیک بعضی از کارها و نوشته های خواهرم رو قرار بدم.شاید جالب باشه.


عالی Applause
از طرف من ببوسش
اسم قشنگی هم داره

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1836
اعتبار کسب شده: 4676
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 25 مرداد 1385، ساعت 0:21
 2 سال پيش
#10
 
از خواب بیدار شدم .
دیدم آسمان سفید آست.
به مادرم گفتم: ((مادر چرا آسمان سفید آست؟))مادر به من خندیدوگفت: ((دخترم آسمان سفید نیست . بلکه این دسته ی لک لک هااست))

_________________
با تو بودن را براي بي تو بودن دوست دارم!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
شيطونک
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

مجموع ارسالها: 286
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 25 مرداد 1385، ساعت 3:01
 2 سال پيش
#11
 
حيف اين نوشته هاي قشنگ نيست که با اون آواتار وحشتناکت مينويسي Brick wall Brick wall

_________________
غم عشقت بيابون پرورم کرد
هواي وصل بي بال و پرم کرد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مسافر کويرآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383
مجموع ارسالها: 1836
اعتبار کسب شده: 4676
محل سکونت: خودمم نميدونم!
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 25 مرداد 1385، ساعت 10:47
 2 سال پيش
#12
 
شيطونک نوشته بود:
حيف اين نوشته هاي قشنگ نيست که با اون آواتار وحشتناکت مينويسي Brick wall Brick wall

اينها نوشته هاي من نيست.نوشته هاي خواهر کوچولومه!
نوشته هاي من دقيقا مثل آواتارم هستن!

_________________
با تو بودن را براي بي تو بودن دوست دارم!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
حامدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 08 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 1240
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 25 مرداد 1385، ساعت 17:05
 2 سال پيش
#13
 
به جان خودم نيستن!

_________________
دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.


اين مطلب آخرين بار توسط حامد در چهارشنبه 25 مرداد 1385، ساعت 19:38 ، و در مجموع 2 بار ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
شيطونک
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

مجموع ارسالها: 286
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 25 مرداد 1385، ساعت 19:19
 2 سال پيش
#14
 
hamed_ نوشته بود:
به جان خودم نيستن!


تو که با اين آواتار دست مسافر کوير رو بستي
خواهشا يا عوضش کن يا کمتر ارسال بده بيرون تا اين آواتار رو کمتر ببينيم Pray Pray Pray

_________________
غم عشقت بيابون پرورم کرد
هواي وصل بي بال و پرم کرد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
حامدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 08 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 1240
اعتبار کسب شده: 3000
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 25 مرداد 1385، ساعت 19:32
 2 سال پيش
#15
 
زماني که عاشقانه بود چرا نگفتي بيشتر ارسال کن!

_________________
دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است عروسي
1
پاسخها: 175 بیننده: 6483 نویسنده: مهفام
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است عکس هادي ساعي و خواهر تکواندوکارش
1
پاسخها: 0 بیننده: 191 نویسنده: بچه برقي 78
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است کمک به خواهر ديني براي بالا آمدن از کوه!!
1
پاسخها: 38 بیننده: 1565 نویسنده: sunson
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است پسر 6 ساله، خواهر 3 ساله خود را نجات داد و غرق شد!
1
پاسخها: 9 بیننده: 191 نویسنده: اکتيو

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان گزارش خطا
سوال در مورد تالارهاي گفتمان پيشنهاد
تمام ساعات و تاریخها بر حسب 4.5+ ساعت گرینویچ می‌باشند
تبليغات: