صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4988
اعتبار کسب شده: 10191
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 3:46
 2 سال پيش
#166
 
siasefid نوشته بود:
آقا من يه نکته عرض کنم
اون شب من نوشابه نخوردم
علتش هم اين بود که يک نوشابه خانواده خريده بودن براي 6 نفر ! اما گارسون ها 5 تا ليوان بيشتر نياورده بودن .
ما 7 نفر بوديم : يک نوشابه با 5 ليوان + 1 دوغ که مال وحيد بود (در عکس مي تونيد ببينيد Wink )
من هم دو تا ليوان روبروم بود که يکيش sms برداشته بود يکيش هم خالي بود
اما ديدم اگر ليوان را بردارم mhaji (مولانا) بي نوشابه مي شود .
در نتيجه من نوشابه نخوردم ، هيچ کس هم نفهميد . Brick wall


اين سبک مهدي حاجيه! به خصوص جمله آخر! خداوکيلي نيست؟

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4988
اعتبار کسب شده: 10191
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 3:58
 2 سال پيش
#167
 
siasefid نوشته بود:
s.m.s نوشته بود:
جاي همه خالي خيلي خوش گذشت.مخصوصا براي من.چون کسي از بچه ها رو از نزديک نديده بودم.بچه ها اصلا به آواتارشون شبيه نيستن.مخصوصا harvard !
mhaji رو ميشد از روي پستهاش حدس زد. siasefid هم اونجور که فکر ميکردم نبود.


يکي از موضوعاتي که در اين گردهمايي خيلي برام جالب بود ، ديدن احسان بود .
من با احسان براي اولين بار توي تالار آشنا شدم .
در تالارخيلي با هم رفيق شديم و خيلي راحت با هم شوخي مي کنيم .
با هم يکي به دو مي کنيم يا از دست هم نارحت يا خوشحال ميشيم .
هر کدوم هم داخل ذهنمون براي همديگه يه تصويري درست کرده بوديم.

اما وقتي براي اولين بار احسان را ديدم فقط چند تا جمله با هم رد وبدل کرديم
مثلا من گفتم " سلام ، حال شما ؟ "
واون هم جوابي که هميشه در شروع احوالپرسي ميده !
فقط همين !
و خيلي رسمي مثل دو تا آدم غريبه که تازه همديگه را ديده باشن !

فکر کنم سياسفيد با خود من بيرون از تالار خيلي فرق داشته باشه Rolling Eyes
که نتونستم مثل داخل تالار با احسان باشم.
شايد احسان هم همين جوري باشه Rolling Eyes بايد خودش بگه .

احساس مي کنم را بطه هايي که بيرون از تالار به وجود مياد نمي تونه مثل رابطه هاي داخل تالار باشه !
اما اگر را بطه اي در تالار باشه ، رابطه بيروني خيلي سريع تر رشد مي کنه .
مثل من و غريب آشنا داخل تالار با هم آشنا شديم ، اما داخل بخش با اينکه زياد همديگه را نمي بينيم ولي رابطه دوستانه خوبي داريم .
يا حتي با mhaji هم ، همين جور.

-----------------------------------------------------------

شما که براي اولين بار همديگه را ديدين چه احساسي داشتيد ؟


من دقيق نميشناختمت، به خاطر همين نخواستم جوري برخورد کنم که يه وقت اگر تصورت از من طور ديگه اي هست، اون رو بشکونم. فقط به خاطر اين موضوع بود که محتاطانه برخورد کردم، شايد اگر اون شب تا آخرش رو ميموندم ميديدي که همچين هم آدم خشکي نيستم Smile Wink

___

اصلا انتظارشو نداشتم! يکي از خانمها (که دقيق يادم نيست کي بود) گفت که [شخصيت و چهره] "احسان" همونيه که انتظارشو داشته داشته! يعني من در عالم واقع هم شبيه به اين هستم:
Image Mr. Green
حتي توي عکس وحيد هم چنين چيزي رو ميشه ديد! خودم فکر ميکنم که توي عکس خيلي کوچيکتر، تپلتر و سرختر از اوني افتادم که هستم! بيخيال! ...

___
پ ن: اين نکته مثبت رو نتونستم نديده بگيرم:
مخمل نوشته بود:
... بیشترین فرق با آواتار رو احسان داشت...

ايشالله هيچ وقت شامپو تو چشمت نره! Razz

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط احسان در تاريخ شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 4:10 ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4988
اعتبار کسب شده: 10191
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 4:03
 2 سال پيش
#168
 
mhaji نوشته بود:
رايکا نوشته بود:

من فعلا قهرم ....
هيچ کس از من که بيشتر از ديگرون خواهان اومدن بودم يادي هم نکرد!!!


از شما ياد کرديم. مخصوصا احسان و من که فکر ميکرديم شما پسري Very Happy
و البته مهربون و قصه خدا، ما رو متوجه اشتباهمون کردند!


من همچين فکري نميکردم! من فکر ميکردم "مهربان ..." پسر باشه!

رايکا نوشته بود:

نمي دونم از چيه من فکر کرديد من مي تونم پسر باشم!!!
فکر مي کردم تابلوتر از اينا باشم!!!


- از هوش، استعداد و IQ بالاتون!*
- از کيا؟ Think

___
* اگه منظورم رو گرفتيد، اين جمله رو بيخيال شيد و بريد پاراگراف بعدي! درغير اينصورت يه توضيح کوچيک ضروريه: اگر کسي هوش، استعداد و IQ بالا داشته باشه، مظمئنا يک پسره و برعکس! Mr. Green
___
پينوشت: داشتم به اين فکر ميکردم که "مهربان ..." چه کار خوبي کرد که برخلاف "قصه خدا روي زمين خداي خوب و مهربان ..." جاي بقيه اسمش از "..." استفاده کرد! Mr. Green

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
saliآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 16 تير 1385
مجموع ارسالها: 176
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: نصف جهان
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 4:49
 2 سال پيش
#169
 
ما اينجا منتظريما داريم بي خوابي مي کشيم که عکسارو ببينيم احسان مچلمون نکني

_________________
من از تو ميمردم اما تو زندگاني من بودي
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
saliآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 16 تير 1385
مجموع ارسالها: 176
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: نصف جهان
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 6:19
 2 سال پيش
#170
 
احسان نوشته بود:
بالاخره فرصت شد که بشينم و همه جوابهاي مربوط به اين موضوع رو بنويسم! Confused Shocked در ضمن در پايان عکسها رو هم قرار ميدم!Mr. Green


من ساده رو بگو باور کردم.

_________________
من از تو ميمردم اما تو زندگاني من بودي
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4988
اعتبار کسب شده: 10191
محل سکونت: شيراز
سن: 26
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 6:29
 2 سال پيش
#171
 
sali نوشته بود:
احسان نوشته بود:
بالاخره فرصت شد که بشينم و همه جوابهاي مربوط به اين موضوع رو بنويسم! Confused Shocked در ضمن در پايان عکسها رو هم قرار ميدم!Mr. Green


من ساده رو بگو باور کردم.


من که هنوز نرفتم! Sad شما که اينهمه صبر کرديد، يه کوچولو ديگه هم صبر کنيد تا اجازه انتشار عکسها برسه! قول ميدم دفعه ديگه که آنلاين بشيد، عکسها روي سايت باشه. در ضمن من خوب که فکر ميکنم ميبينم اصفهان هم شهر خيلي قشنگيه! Wink

___
معذرت ميخوام، مجبورم منتظر اجازه بمونم! اصلا يادم نبود.Embarassed

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
harvardآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382
مجموع ارسالها: 1595
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!!
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 10:41
 2 سال پيش
#172
 
احسان نوشته بود:
ناشناس نوشته بود:
شيطونک نوشته بود:
ما هم راه ميديد ؟؟
من هم ميام

دلم براي همه تنگ شده Mr. Green

با این حساب دیگه مهربان تنها نیست


ظاهرا شيطونک جدي جدي دختره! هاروارد بايد بتونه توضيح بده! Anxious

d'oh!
اگه فهميديد جريان چيه منم خبر کنيد .
Brick wall Brick wall Brick wall

_________________
عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .

اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
harvardآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382
مجموع ارسالها: 1595
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!!
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 10:45
 2 سال پيش
#173
 
من گردهمايي را تنها به علت ديدن دو نفر آمدم يکي شيطونک که نيامد و ما را نا اميد کرد .
و ديگري مهربان که برام جالب بود ببينم چه کسي ميتونه اينجور متن هاي زيبايي را بنويسه Razz

و اما شيطونک واقعا هر چي فکر ميکنم ميبينم شيطونک يا يک نفر نيست يا اگر يک نفره دچار چند شخصيتيه Shocked

_________________
عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .

اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
شيطونک
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

مجموع ارسالها: 286
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 10:51
 2 سال پيش
#174
 
harvard نوشته بود:
من گردهمايي را تنها به علت ديدن دو نفر آمدم يکي شيطونک که نيامد و ما را نا اميد کرد .
و ديگري مهربان که برام جالب بود ببينم چه کسي ميتونه اينجور متن هاي زيبايي را بنويسه Razz

و اما شيطونک واقعا هر چي فکر ميکنم ميبينم شيطونک يا يک نفر نيست يا اگر يک نفره دچار چند شخصيتيه Shocked


Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking

_________________
غم عشقت بيابون پرورم کرد
هواي وصل بي بال و پرم کرد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
harvardآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382
مجموع ارسالها: 1595
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!!
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 11:06
 2 سال پيش
#175
 
شيطونک نوشته بود:
harvard نوشته بود:
من گردهمايي را تنها به علت ديدن دو نفر آمدم يکي شيطونک که نيامد و ما را نا اميد کرد .
و ديگري مهربان که برام جالب بود ببينم چه کسي ميتونه اينجور متن هاي زيبايي را بنويسه Razz

و اما شيطونک واقعا هر چي فکر ميکنم ميبينم شيطونک يا يک نفر نيست يا اگر يک نفره دچار چند شخصيتيه Shocked


Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking

يکي ديگر از موارد مشکوک ديگر حضور بيشتر شيطونک در سايت است . شيطونک گاهي چند ماه ناپديد ميشه و بعد يه دفعه کلي ارسال داره .
به هر حال هنوز من اعتقاد دارم شيطونک يه نفر نيست ( مگر اينکه چند شخصيتي باشه ) Brick wall

_________________
عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .

اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
saliآفلاين
بزنم به تخته!
بزنم به تخته!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 16 تير 1385
مجموع ارسالها: 176
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: نصف جهان
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 12:14
 2 سال پيش
#176
 
احسان نوشته بود:
قول ميدم دفعه ديگه که آنلاين بشيد، عکسها روي سايت باشه. در ضمن من خوب که فکر ميکنم ميبينم اصفهان هم شهر خيلي قشنگيه! Wink Embarassed

ما که هنوزم چيزي نمي بينيم Shame on you ولي خب اون همه بيدار موندن مي ارزيد به اينکه شما فکر کني اصفهانم يه ذره قشنگه

_________________
من از تو ميمردم اما تو زندگاني من بودي
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مخملآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 08 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 372
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 12:50
 2 سال پيش
#177
 
harvard نوشته بود:
من گردهمايي را تنها به علت ديدن دو نفر آمدم يکي شيطونک که نيامد و ما را نا اميد کرد .
و ديگري مهربان... که برام جالب بود ببينم چه کسي ميتونه اينجور متن هاي زيبايي را بنويسه Razz

و اما شيطونک واقعا هر چي فکر ميکنم ميبينم شيطونک يا يک نفر نيست يا اگر يک نفره دچار چند شخصيتيه Shocked

وای واقعا شرمنده d'oh! اگه میدونستیم جلوی چشم شما هم* نمیومدیم.
من که آخر نفهمیدم که کی باید به کی اجازه بده که کی عکسها رو کجا آپلود کنه
_________________________
* ما جلوی چشم mhaji اصلا نیومدیم Very Happy هر چند که به هر حال شام گیرم نیومد d'oh!

_________________
برگ در انتهاي زوال مي افتد و ميوه در انتهاي کمال! بنگر چگونه مي افتي؟!
چون برگي زرد يا چون سيبي سرخ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
شيطونک
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

مجموع ارسالها: 286
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 19:03
 2 سال پيش
#178
 
harvard نوشته بود:
شيطونک نوشته بود:
harvard نوشته بود:
من گردهمايي را تنها به علت ديدن دو نفر آمدم يکي شيطونک که نيامد و ما را نا اميد کرد .
و ديگري مهربان که برام جالب بود ببينم چه کسي ميتونه اينجور متن هاي زيبايي را بنويسه Razz

و اما شيطونک واقعا هر چي فکر ميکنم ميبينم شيطونک يا يک نفر نيست يا اگر يک نفره دچار چند شخصيتيه Shocked


Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking Not talking

يکي ديگر از موارد مشکوک ديگر حضور بيشتر شيطونک در سايت است . شيطونک گاهي چند ماه ناپديد ميشه و بعد يه دفعه کلي ارسال داره .
به هر حال هنوز من اعتقاد دارم شيطونک يه نفر نيست ( مگر اينکه چند شخصيتي باشه ) Brick wall


بفرما غريب آشنا
تحويل بگير

اونوقت به من ميگي که گير ميدم
بفرما

_________________
غم عشقت بيابون پرورم کرد
هواي وصل بي بال و پرم کرد
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
حامدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 08 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 1237
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: خوشا شيراز و وصف بي مثالش
سن: 22
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 19:15
 2 سال پيش
#179
 
احسان نوشته بود:
[من که هنوز نرفتم! Sad شما که اينهمه صبر کرديد، يه کوچولو ديگه هم صبر کنيد تا اجازه انتشار عکسها برسه! قول ميدم دفعه ديگه که آنلاين بشيد، عکسها روي سايت باشه. در ضمن من خوب که فکر ميکنم ميبينم اصفهان هم شهر خيلي قشنگيه!]

_________________
دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
حامدآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: سه‌شنبه 08 فروردين 1385
مجموع ارسالها: 1237
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: خوشا شيراز و وصف بي مثالش
سن: 22
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 19:20
 2 سال پيش
#180
 
اين رو احسان نوشته!
قول ميدم دفعه ديگه که آنلاين بشيد، عکسها روي سايت باشه
از اين به بعد من هر روز اين پست رو تکرار مي کنم به شما هم پيشنهاد مي کنم که اين کار رو انجام بديد شايد فرجي بشه!

_________________
دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مهم: اخبار تالارهاي گفتمان
5
پاسخها: 135 بیننده: 5155 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مهم: تصاوير گردهمايي يازدهم مرداد 1385 - رستوران فدک شيراز
1
پاسخها: 65 بیننده: 4420 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مسابقه طراحي Header براي تالارهاي گفتمان
3
پاسخها: 19 بیننده: 690 نویسنده: سياسفيد
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است جشن تولد چهار سالگي تالارهاي گفتمان
4
پاسخها: 23 بیننده: 1163