صفحه نخست  •  فهرست تالارها  •  نگارخانه  •  لیست اعضا  •  گروه‌ها  •  جستجو  •  ورود
 
1
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
نویسنده پیغام
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال دوشنبه 16 مرداد 1385، ساعت 7:48
 2 سال و 4 ماه پيش
#151
 
siasefid نوشته بود:
آقا من يه نکته عرض کنم
اون شب من نوشابه نخوردم
علتش هم اين بود که يک نوشابه خانواده خريده بودن براي 6 نفر ! اما گارسون ها 5 تا ليوان بيشتر نياورده بودن .
ما 7 نفر بوديم : يک نوشابه با 5 ليوان + 1 دوغ که مال وحيد بود (در عکس مي تونيد ببينيد Wink )
من هم دو تا ليوان روبروم بود که يکيش sms برداشته بود يکيش هم خالي بود
اما ديدم اگر ليوان را بردارم mhaji (مولانا) بي نوشابه مي شود .
در نتيجه من نوشابه نخوردم ، هيچ کس هم نفهميد . Brick wall

من هم نوشابه نخوردم و بجاش دوغ سفارش دادم. علتش هم اين بود كه نوشابه هاش كوكاكولا بود و مدتهاست تا اونجايي كه ممكنه استفاده از محصولات صهيونيستي رو براي خودم تحريم كردم. در ضمن دوغ نوشيدني طبيعي صدر در صد ايراني، داراي حداقل نيمي از خواص ماست و مؤثر در هضم غذاست. به نظر من كه خوردنش خيلي بهتر از نوشابه هاي قندي اسرائيليه كه هم براي اين دنيا و هم براي اون دنيا ضرر داره! تو هم توفيق اجباري نصيبت شده تو اين روزهايي كه اسرائيل خوي وحشيگريش رو بيش از پيش داره نشون مي ده با استفاده از محصولات شركت هاي حمايت كننده اسرائيل به اونها كمك نكردي.

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3370
اعتبار کسب شده: 3715
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال دوشنبه 16 مرداد 1385، ساعت 20:46
 2 سال و 3 ماه پيش
#152
 
احسان نوشته بود:
در مورد عکسها من از وحيد خواستم که يه کمي دست نگه داره. نميگم چرا، چون اگه نشه ضايع ميشم! Angel


فقط تو رو خدا زودتر
قبل از اينکه اشتياقها از بين بره upload کنيد

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
قصه خدا روي زمين
مجموع ارسالها: 9
اعتبار کسب شده: 0
محل سکونت: 
ارسال سه‌شنبه 17 مرداد 1385، ساعت 16:48
 2 سال و 3 ماه پيش
#153
 
غريب آشنا نوشته بود:
تو مراسم مهربان به من گفت که به خاطر موضوع شيرين (!) ازدواج م... می خواسته کله منو بکنه! Sick


از بين کساني که نديده بودم، مهربان شبيه هموني بود که تصور مي کردم. چهره اش و اسمش واقعاً با هم جوره! قصه خدا روي زمين هم به نظرم خيلي شبيه رايکا بود. جالب اينجاست که رايکا رو هم تا حالا نديده ام! در هر صورت به نظرم بايد شبيه هم باشن. اما خود قصه خدا روی زمين که شديداً تکذيب مي کرد.



البته مهربان نظرش در اين مورد با من يکي بود.


ببين ,مهربان در اين زمينه بدسابقه است تهديدشو جدي بگير ,من همچنان تکذيب مي کنم که شبيه رايکا هستم Brick wall Mad مهربان اخه تو ديگه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ Not talking
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
قصه خدا روي زمين
مجموع ارسالها: 9
اعتبار کسب شده: 0
محل سکونت: 
ارسال سه‌شنبه 17 مرداد 1385، ساعت 16:55
 2 سال و 3 ماه پيش
#154
 
احسان نوشته بود:
در مورد عکسها من از وحيد خواستم که يه کمي دست نگه داره. نميگم چرا، چون اگه نشه ضايع ميشم! Angel

من شديدا به اين موضوع مشکوکم Think Think Think
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
s.m.sآفلاين
پرچونه!!
پرچونه!!

آواتار

تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384
مجموع ارسالها: 895
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: 
سن: 23
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 17 مرداد 1385، ساعت 19:04
 2 سال و 3 ماه پيش
#155
 
siasefid نوشته بود:
مهربان... نوشته بود:
آره ....توي تالار خيلي پر سر و صداييد ولي اون شب آروم و بي صدا بوديد!!!



s.m.s هم اون شب آروم و بي سروصدا بود .


من کلا ادم کم حرفي هستم.بيشتر ترجيح ميدم گوش کنم تا حرف بزنم.توي تالار هم بيشتر موضوع ها رو ميخونم ،ولي پستهام خيلي نيستن.ولي اون شب رو به من حق بدين که بين احسان،mhaji،غريب اشنا،wpark حرفي براي گفتن نداشته باشم.

_________________

من اگر که هستم ستاره ام کو در آسمانها
من گر اهل دردم نشانه ام کو به داستانها


 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مخملآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 08 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 372
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 17 مرداد 1385، ساعت 21:36
 2 سال و 3 ماه پيش
#156
 
مسافر کوير نوشته بود:
Mhaji به من گفت که اونشب خیلی ساکت بودم....ایشالا دفعه بعد جبران میکنم!(خدا به دادتون برسه) من از دیدن مخمل خیلی جا خوردم. اصلا فکر نمیکردم . به دلیل اینکه 2-3 سالی هست که درس آزمایشگاه کامپیوتر رو برای سال صفریا ارائه میدم با اکثر بچه های ورودی پایین آشنا هستم. فکر میکردم مخمل هر کس دیگه ای باشه به جز صادق. مخمل کارت خیلی درسته .ایول.در ضمن جای hamed _ هم خالی بود.
فکر کنم تعداد صفحات این موضوع به 20 برسه و وحید عکس هارو آپلود نکنه!وحید جان اگه بلایی سر عکس ها اومده یواش یواش بگو!من قلبم ضعیفه ها! Pray

از تعریفهاتون متشکرم Applause اینکه از دیدن من جا خوردید دلیلش میتونه اون اردوی اول سال باشه که تو راه برگشتن از اونجا من کنار شما بودم و از اول تا آخر یه کلمه هم حرف نزدم(البته یه کلمه که حرف زدم ولی خیلی حرف نزدم)

_________________
برگ در انتهاي زوال مي افتد و ميوه در انتهاي کمال! بنگر چگونه مي افتي؟!
چون برگي زرد يا چون سيبي سرخ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
مخملآفلاين
داره راه ميفته!
داره راه ميفته!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 08 خرداد 1385
مجموع ارسالها: 372
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
جنسيت: نامشخص
ارسال سه‌شنبه 17 مرداد 1385، ساعت 21:39
 2 سال و 3 ماه پيش
#157
 
علت آپلود نشدن عکسها میتونه سانسور کردن کسایی باشه که نمیخواستن عکسشون تو تالار باشه Think

_________________
برگ در انتهاي زوال مي افتد و ميوه در انتهاي کمال! بنگر چگونه مي افتي؟!
چون برگي زرد يا چون سيبي سرخ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
غريب آشناآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 5521
اعتبار کسب شده: 3000
محل سکونت: شيراز
سن: 25
جنسيت: مرد
ارسال سه‌شنبه 17 مرداد 1385، ساعت 23:51
 2 سال و 3 ماه پيش
#158
 
مخمل نوشته بود:
علت آپلود نشدن عکسها میتونه سانسور کردن کسایی باشه که نمیخواستن عکسشون تو تالار باشه Think

نه. من خودم عكس مهربان و قصه خدا روي زمين رو كه دوست نداشتن عكسهاشون رو بذاريم نگذاشته بودم. نمي دونم احسان چه فكري تو كله اشه كه عكسها رو برداشته. Think

_________________
"گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4997
اعتبار کسب شده: 6466
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال چهارشنبه 18 مرداد 1385، ساعت 0:00
 2 سال و 3 ماه پيش
#159
 
قبل از يک روز تعطيل: چه برنامه ها که براي روز تعطيلت نداري!
انتهاي يک روز تعطيل: در تعجب از چگونگي سپري شدن روز در حسرت يک تعطيلي ديگه!

متاسفانه امروز هم وقت نشد!

___
قبلا يک هم اتاقي داشتم که اگر کسي وسط حرفش ميپريد، محال بود که اون حرف رو تکرار کنه! هر چي بهش ميگفتيم خب بقيه شو بگو، نميگفت! استدلالش هم اين بود که «الان همتون منتظر حرف من هستيد و صحبت من هر چقدر هم که جالب باشه، آخرش شما ميگيد "همين؟!" پس نميگم تا ضايع نشم!» ... الان هم وضعيت من همينه! يه جوري مسئله رو حساس کرديد که من هر کاري هم بکنم آخرش ميگيد براي همين اينقدر لفتش دادي؟ Confused ... همتون بديد! الهي شامپو بره به چشمتون! Sad

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3370
اعتبار کسب شده: 3715
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال چهارشنبه 18 مرداد 1385، ساعت 20:20
 2 سال و 3 ماه پيش
#160
 
احسان نوشته بود:

....................................................................................................
... الان هم وضعيت من همينه! يه جوري مسئله رو حساس کرديد که من هر کاري هم بکنم آخرش ميگيد براي همين اينقدر لفتش دادي؟ Confused ... همتون بديد! الهي شامپو بره به چشمتون! Sad


احسان جون
نميگيم
به خدا نميگيم
به هر چی که بهش اعتقاد داری نميگيم
اصلاً هر کی بگه, الهی شامپو بره توی چشمش
نگران نباش
تو نمرت 20 Razz
upload کن Pray

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4997
اعتبار کسب شده: 6466
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 3:33
 2 سال و 3 ماه پيش
#161
 
بالاخره فرصت شد که بشينم و همه جوابهاي مربوط به اين موضوع رو بنويسم! Confused Shocked در ضمن در پايان عکسها رو هم قرار ميدم!Mr. Green

رايکا نوشته بود:

آقاي احسان,نمي خواين سانسور کنيد؟؟!!.... Cool .
...


سانسور چرا؟ Think


رايکا نوشته بود:
سلام به همه ي برو بچسه با حاله "تالار هاي گفتمان" منم اومدم!
از همين الان يه شتر (حالا اگه نتونستيد,گاو يا گوسفندم مشکلي نداره!)به ميمنت تشريف فرمايي ما قرباني کنيد علي الحساب تا ببينيم چي پيش مياد!(خودمونيما ,عجب خودمون رو تحويل گرفتيما!)...


قصه خدا روي زمين نوشته بود:
واقعا که اخر بي معرفتاشين
اي مهربان نا مهربان,اي رايکاي عشق عاشقي که حالا بدون من مي رين مهموني ؟من ساده رو بگو Crying or Very sad
برين خوش بگذره ,منم اينجا اه مي کشم
دل قصه خدا رو شکستين از اين به بعد مي شم غصه خدا Crying or Very sad Crying or Very sad Crying or Very sad Embarassed Not talking Not talking


پس من حق داشتم "قصه خدا روي زمين (خداي بزرگ و 'مهربان ...')" رو با "رايکا" اشتباه بگيرم!

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4997
اعتبار کسب شده: 6466
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 3:35
 2 سال و 3 ماه پيش
#162
 
ناشناس نوشته بود:
شيطونک نوشته بود:
ما هم راه ميديد ؟؟
من هم ميام

دلم براي همه تنگ شده Mr. Green

با این حساب دیگه مهربان تنها نیست


ظاهرا شيطونک جدي جدي دختره! هاروارد بايد بتونه توضيح بده! Anxious

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4997
اعتبار کسب شده: 6466
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 3:37
 2 سال و 3 ماه پيش
#163
 
armoazn نوشته بود:
من از دور نيگاتون ميکنم ميرم خوبه؟! Twisted Evil


armoazn نوشته بود:
البته شايد اومدم چند تا عکس مخفي در حالت هاي ناخوشايند مثل گير کردن غذا تو گلوتون گرفتم شايد هم اصلا من زود تر اونجا باشم! خدا رو چه ديدي؟!


sedayedel نوشته بود:
منتظر عکساتون هستم
بهتون خوش بگذره جای ما رو هم خالی کنيد Wink


armoazn نوشته بود:
الان بيشتر از 24 ساعت از گرد همايي گذشته ولي نه پيغام صفحه نخست حذف شده و نه از عکس هاش خبري نيست! Dancing چه ميکنه!اين بازيکن....


بدون شرح!* Silenced

___
* شرح!: خيلي دودري! Anxious

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!


اين پيغام تا به حال يک بار و توسط احسان در تاريخ شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 3:38 ويرايش شده است.
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
احسانآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382
مجموع ارسالها: 4997
اعتبار کسب شده: 6466
محل سکونت: شيراز
سن: 27
جنسيت: مرد
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 3:38
 2 سال و 3 ماه پيش
#164
 
harvard نوشته بود:
... حالا دیگه امید تنها مانده بود برای اینکه مطمئن شویم اون خودش را به میان آب نمی ندازه کیف مسافر کویر را گذاشتیم روش ....


Mr. Green Applause Applause Applause

_________________
» تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفره‌اش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
sedayedelآفلاين
آخر آدم بيکار!
آخر آدم بيکار!

آواتار

تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384
مجموع ارسالها: 3370
اعتبار کسب شده: 3715
محل سکونت: oonvar e donya
جنسيت: نامشخص
ارسال شنبه 28 مرداد 1385، ساعت 3:44
 2 سال و 3 ماه پيش
#165
 
احسان نوشته بود:
harvard نوشته بود:
... حالا دیگه امید تنها مانده بود برای اینکه مطمئن شویم اون خودش را به میان آب نمی ندازه کیف مسافر کویر را گذاشتیم روش ....


Mr. Green Applause Applause Applause


احسان
نذاشتيد اميد من و نجات بده
بری عکس ها هم به روی مبارک نمياريد
بعد از 2 هفته اومدی اينجا دست ميزنی ميخندی

_________________
Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it Angel .
 
1
1
0
پاسخ به صورت نقل قول بازگشت به بالای صفحه
نمایش پیغامهای ارسال شده قبلی:      
ارسال موضوع جدیدپاسخ به موضوع
موضوعات مرتبط
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مهم: اخبار تالارهاي گفتمان
5
پاسخها: 135 بیننده: 5530 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مهم: تصاوير گردهمايي يازدهم مرداد 1385 - رستوران فدک شيراز
1
پاسخها: 65 بیننده: 4707 نویسنده: احسان
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است مسابقه طراحي Header براي تالارهاي گفتمان
3
پاسخها: 19 بیننده: 801 نویسنده: سياسفيد
هيچ پيغام جديدي ارسال نشده است جشن تولد چهار سالگي تالارهاي گفتمان
4
پاسخها: 23 بیننده: 1287 نویسنده: غريب آشنا

مشاهده موضوع قبلی مشاهده موضوع بعدی
قبلی تالار بعدی

 پرش به:   

شما نمی‌توانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید
شما نمی‌توانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید
شما نمی‌توانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید
شما نمی‌توانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید
شما نمی‌توانید در نظرسنجی‌های این تالار شرکت کنید
قوانين تالارهاي گفتمان