| نویسنده |
پیغام |
harvard  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382 مجموع ارسالها: 1595 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!! جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 05 مرداد 1385، ساعت 16:10 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#31
|
| |
| mhaji نوشته بود: |
| يک نکته توي پرانتز: در زبان انگليسي به عارف ميگن mystic که با mystery (به معناي سر، راز) هم ريشه است. بنابراين در انگليسي عارف يعني گشاينده راز يا رازگشا يا رازدان. |
آن که را اسرار حق آموختند مهر کردند و زبانش دوختند
بماند که برخی راز هویدا میکنند و سر به دار میدهند و حلاج میشوند |
|
_________________ عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .
اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3175 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 05 مرداد 1385، ساعت 23:49 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#32
|
| |
OK, as I said, we are here just discussing ideas. I underestand tha sometimes certain ideas are very dear to people who beleave in them so we better leave things at this point and close the discussion. Everyone can read what we said and decide for themselves. The discussion is now closed
|
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
بچه برقي 78  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 1039 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
جمعه 06 مرداد 1385، ساعت 3:28 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#33
|
| |
| Omid نوشته بود: |
Guys,
Let's keep it polite and discuss/attack/criticize "ideas" only - not "persons".
OK, now, a criticism with Harvards view that "it is our problem -not religion's problem- that we don't underestand it properly".
Dear Harvard, any useful political idology, law system or religion is meant to be used by "normal people", right? This means if the majority of people after spending "reasonable effort" cannot underestand or follow your idealogy, law, or political system, then you better put that idealogy or law in a museum.
Here I give you some examples:
If you have a political ideology like communism that failed to generate "paradise on earth" after 70 years and instead led to many devestated countries and millions killed, then you cannot say that this happened because people didn't underestand "true communism" .
Similarly, if you say complicated philosopical nonsense like these new political parties say during/after President Khatami, then you should not blame it on people if you don't get votes. Your "party" should work for "people" not the other way around!
So now if you have a "ultra super holy religion" but after 1400 years or 2006 years only a few Sufi's or Aaref's or Pope's underestood it (and even these people who supposedly understood it say different things), then you sould probably think that there might be some problems with your religion not the people!
Also, if a religion/law is too difficult to follow, then that's a problem with the religion or law not with the people. Look what happened in US in 1920's when they tottaly banned alchoholic drinks. It didn't make a better cleaner society, it made it much worse:
Oh, by the way, if I am speaking Persian or Tajik or Chinese or Albanian or Indonesian or Turkish or English or Swahili or Ordu (these are languages of islamic countries) how can I pray to my God in Arabic and expect to have concentration while talking to him?
|
اميد خيلي خوب جواب تمام سوالات را داد. من بهتر از اين نمي تونم جوابي بدم، فقط اين شعر از حضرت حافظ را اضافه مي کنم:
ما را به رندی افسانه کردند ... پیران جاهل شیخان گمراه! |
|
_________________ ... دلبري برگزيده ام که مپرس
|
|
|
|
|
 |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 07 مرداد 1385، ساعت 17:50 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#34
|
| |
| mhaji نوشته بود: |
| يک نکته توي پرانتز: در زبان انگليسي به عارف ميگن mystic که با mystery (به معناي سر، راز) هم ريشه است. بنابراين در انگليسي عارف يعني گشاينده راز يا رازگشا يا رازدان. |
جالب بود ، رازداني واژه و مفهوم خوبي هم عرض با عرفان هست. يک کتاب خيلي جالب با عنوان رازداني و روشنفکري و دينداري از آثارارزشمند دکتر عبدالکريم سروش هست که نويسنده در اون خيلي جالب به بحث در مورد همين مرز ميان دنياي طبيعت و ماوراء طبيعت پرداخته که محل بسياري از اشکال ها همين جاست. يک مقاله هم با عنوان راز و راز داني در کتاب بسط تجربه نبوي از همين انديشمند اومده که من خوندن اين دو رو در اين باره توصيه مي کنم. دکتر سروش در اين آثار خود جدا سازي خيلي روشنگرانه اي از اين مسايل پيچيده در نوشته هاي خودارائه کرده است.
omid هم در اين موضوع مطالب خوبي پست کرده :
| omid نوشته بود: |
If you have a political ideology like communism that failed to generate "paradise on earth" after 70 years and instead led to many devestated countries and millions killed, then you cannot say that this happened because people didn't underestand "true communism" .
Similarly, if you say complicated philosopical nonsense like these new political parties say during/after President Khatami, then you should not blame it on people if you don't get votes. Your "party" should work for "people" not the other way around!
|
در دوران معاصر ما بيشتر کساني که خواسته اند از دين دفاع عقلاني کنند سعي بر آن داشته اند که نشان دهند که مثلا اسلام درست فهميده نشده يا مسلمانان به انحراف رفته اند و... اين گونه استدلال آوردن روش درستي نيست نمي گويم کاملا غلط است بلکه مي گويم کاملا درست نيست. از ميان اين افراد بعضي فقط قصد متهم کردن مردم خود راداشته اند تا دينشان را تبرئه کنند ولي برخي هم عاقلانه تر رفتارکرده اند و با اين جور استدلال ها در پي اصلاح برداشت هاي غلط از دين بوده اند در اين گروه دوم افرادي چون دکتر شريعتي و شهيد مطهري جاي دارند.
اما بايد در نظر داشت که تاريخ هر مکتب ، انديشه ، دين و عقيده اي هم جزئي از خود آن هست. البته صد در صد جزء آن نيست (مثل Fuzzy Set نه کاملا جزء آن هست و نه کاملا از آن جدا است) ، نمي توان يک مکتب را کاملا از آنچه در ارتباط آن با انسان ها در زمان هاي مختلف پيش مي آيد ، تبرئه کرد و مثلا گفت اگر درست اجرا مي شد خوب بود.
دليل اين استدلال هم اين است که به هر حال هر مکتب يا دين براي بشر آمده است، بشري که اشتباه مي کند ، فراموشکار است ، و کلي ويژگيهاي ديگر دارد براي فرشته هاي بي اشتباه که نيامده است. يعني يک مکتب بايد با در نظر گرفتن انسان هايي اينچنيني باز هم خوب جواب بدهد و باتقريب خوبي بهينه عمل کند. اگر بنا بود بشر هميشه به بهترين نحو رفتار کند ، بيشتر مکتب هاي فکري آنگاه موفق بودند. بايد روشي را انتخاب کرد که فکر اينگونه مشکلات را هم کرده باشد.
مثلا ما نمي توانيم با اين استدلال که اگر يک آدم عادل و هوشمند و دانشمند و توانا و متفکر و عاقبت انديش و ... در راس جامعه انساني قرار بگيرد آنگاه بيشتر مسايل حکومت حل مي شود پس اين جکومت بهترين شکل است. چرا ؟ چون اگر را کاشتيم سبز نشد. اگر وجود اينچنين آدمي تضمين شده بود آنوقت تازه مي شد دربارش بحث کرد. اما از کجامعلوم که کسي که قرار است اين نقش را ايفا کند چنين باشد، اگر نبود چه؟ اگر بود و فرداش قدرت اون رو عوض کرد چه؟ و هزار اگر ديگر ...
اين يک نوع نظريه حکومتي هست. نوع ديگر دموکراسي هست ، قدرت توزيع شده هست نهاد هاي مدني در کارند و مردم رييس جمهور جامعه رو تعيين مي کنند ، ممکن است بهترين رو انتخاب نکنند اما اشکالي هم ندارد چون در هر حال جامعه در يک سطح تقريبا قابل قبولي اداره خواهد شد، اگر اين دو نظريه حکومتي رو کنار هم قرار بديم مي بينيم که دومي برتري داره چون اگر و مگرها و پيش شرط هاي کمتري داره. اولي اگه حاکم خوب نبود جامعه به باد ميره ولي دومي حتي در چنين صورتي جامعه هر چند بهينه نه ولي نسبتا خوب اداره خواهد شد.
بنابراين ما حق نداريم تاريخچه و عملکرد و پيش شرط هاي يک نظريه يا دين يا مکتب رو هنگام تحليل و بررسي و دفاع از اون کاملا ناديده بگيريم و بگيم اگه فلان بود و فلان طور نبود و ... اين نظريه حرف نداشت.
البته اين موضوع هم درست است که هر شيوه اي بايد درست اجرا شود تا جواب درست بدهد اما آيا ما نبايد ارجحيت را به شيوه اي بدهيم که درست اجرا شدن خود را هم بهتر از ديگر شيوه ها تضمين مي کند؟؟؟؟
دکتر سروش در اين زمينه هم نوشته هاي خيلي خوبي دارند. دربعضي از کتاب هايش مثل دانش و ارزش و همچنين بسط تجربه نبوي به اين موضوع پرداخته اند.
|
_________________ بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
|
|
|
|
|
 |
harvard  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382 مجموع ارسالها: 1595 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!! جنسيت: مرد |
 |
شنبه 07 مرداد 1385، ساعت 18:49 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#35
|
| |
| wp.ark نوشته بود: |
| mhaji نوشته بود: |
| يک نکته توي پرانتز: در زبان انگليسي به عارف ميگن mystic که با mystery (به معناي سر، راز) هم ريشه است. بنابراين در انگليسي عارف يعني گشاينده راز يا رازگشا يا رازدان. |
جالب بود ، رازداني واژه و مفهوم خوبي هم عرض با عرفان هست. يک کتاب خيلي جالب با عنوان رازداني و روشنفکري و دينداري از آثارارزشمند دکتر عبدالکريم سروش هست که نويسنده در اون خيلي جالب به بحث در مورد همين مرز ميان دنياي طبيعت و ماوراء طبيعت پرداخته که محل بسياري از اشکال ها همين جاست. يک مقاله هم با عنوان راز و راز داني در کتاب بسط تجربه نبوي از همين انديشمند اومده که من خوندن اين دو رو در اين باره توصيه مي کنم. دکتر سروش در اين آثار خود جدا سازي خيلي روشنگرانه اي از اين مسايل پيچيده در نوشته هاي خودارائه کرده است.
omid هم در اين موضوع مطالب خوبي پست کرده :
| omid نوشته بود: |
If you have a political ideology like communism that failed to generate "paradise on earth" after 70 years and instead led to many devestated countries and millions killed, then you cannot say that this happened because people didn't underestand "true communism" .
Similarly, if you say complicated philosopical nonsense like these new political parties say during/after President Khatami, then you should not blame it on people if you don't get votes. Your "party" should work for "people" not the other way around!
|
در دوران معاصر ما بيشتر کساني که خواسته اند از دين دفاع عقلاني کنند سعي بر آن داشته اند که نشان دهند که مثلا اسلام درست فهميده نشده يا مسلمانان به انحراف رفته اند و... اين گونه استدلال آوردن روش درستي نيست نمي گويم کاملا غلط است بلکه مي گويم کاملا درست نيست. از ميان اين افراد بعضي فقط قصد متهم کردن مردم خود راداشته اند تا دينشان را تبرئه کنند ولي برخي هم عاقلانه تر رفتارکرده اند و با اين جور استدلال ها در پي اصلاح برداشت هاي غلط از دين بوده اند در اين گروه دوم افرادي چون دکتر شريعتي و شهيد مطهري جاي دارند.
اما بايد در نظر داشت که تاريخ هر مکتب ، انديشه ، دين و عقيده اي هم جزئي از خود آن هست. البته صد در صد جزء آن نيست (مثل Fuzzy Set نه کاملا جزء آن هست و نه کاملا از آن جدا است) ، نمي توان يک مکتب را کاملا از آنچه در ارتباط آن با انسان ها در زمان هاي مختلف پيش مي آيد ، تبرئه کرد و مثلا گفت اگر درست اجرا مي شد خوب بود.
دليل اين استدلال هم اين است که به هر حال هر مکتب يا دين براي بشر آمده است، بشري که اشتباه مي کند ، فراموشکار است ، و کلي ويژگيهاي ديگر دارد براي فرشته هاي بي اشتباه که نيامده است. يعني يک مکتب بايد با در نظر گرفتن انسان هايي اينچنيني باز هم خوب جواب بدهد و باتقريب خوبي بهينه عمل کند. اگر بنا بود بشر هميشه به بهترين نحو رفتار کند ، بيشتر مکتب هاي فکري آنگاه موفق بودند. بايد روشي را انتخاب کرد که فکر اينگونه مشکلات را هم کرده باشد.
مثلا ما نمي توانيم با اين استدلال که اگر يک آدم عادل و هوشمند و دانشمند و توانا و متفکر و عاقبت انديش و ... در راس جامعه انساني قرار بگيرد آنگاه بيشتر مسايل حکومت حل مي شود پس اين جکومت بهترين شکل است. چرا ؟ چون اگر را کاشتيم سبز نشد. اگر وجود اينچنين آدمي تضمين شده بود آنوقت تازه مي شد دربارش بحث کرد. اما از کجامعلوم که کسي که قرار است اين نقش را ايفا کند چنين باشد، اگر نبود چه؟ اگر بود و فرداش قدرت اون رو عوض کرد چه؟ و هزار اگر ديگر ...
اين يک نوع نظريه حکومتي هست. نوع ديگر دموکراسي هست ، قدرت توزيع شده هست نهاد هاي مدني در کارند و مردم رييس جمهور جامعه رو تعيين مي کنند ، ممکن است بهترين رو انتخاب نکنند اما اشکالي هم ندارد چون در هر حال جامعه در يک سطح تقريبا قابل قبولي اداره خواهد شد، اگر اين دو نظريه حکومتي رو کنار هم قرار بديم مي بينيم که دومي برتري داره چون اگر و مگرها و پيش شرط هاي کمتري داره. اولي اگه حاکم خوب نبود جامعه به باد ميره ولي دومي حتي در چنين صورتي جامعه هر چند بهينه نه ولي نسبتا خوب اداره خواهد شد.
بنابراين ما حق نداريم تاريخچه و عملکرد و پيش شرط هاي يک نظريه يا دين يا مکتب رو هنگام تحليل و بررسي و دفاع از اون کاملا ناديده بگيريم و بگيم اگه فلان بود و فلان طور نبود و ... اين نظريه حرف نداشت.
البته اين موضوع هم درست است که هر شيوه اي بايد درست اجرا شود تا جواب درست بدهد اما آيا ما نبايد ارجحيت را به شيوه اي بدهيم که درست اجرا شدن خود را هم بهتر از ديگر شيوه ها تضمين مي کند؟؟؟؟
دکتر سروش در اين زمينه هم نوشته هاي خيلي خوبي دارند. دربعضي از کتاب هايش مثل دانش و ارزش و همچنين بسط تجربه نبوي به اين موضوع پرداخته اند.
|
نی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض
آری باید اولویت را به چیزی داد که ضمانت اجرایی نیز داشته باشد و اشتباه انسان جایز الخطا در اصل آن مشکلی ایجاد نکند بنابراین قرآن بدون ضمانت اجرایی چند تکه کاغذ بیشتر نیست بنابراین ضمانت اجرایی است که این راه و روش را دین پسندیده برای مردمان دنیا میکند .
ضمانت اجرایی چه چیزی میتواند باشد مگر حکومت دینی ؟ پس باید حکومتی داشته باشیم که این راه و روش را تضمین کند . حکومت دینی چگونه میتواند ضامن اجرای احکام دین باشد اگر خود دین را نشناسد . حکومت دینی چگونه میتواند اثر خطای انسان را از بین ببرد ؟ پس باید حاکم حکومت دینی دین را بهتر از همه بشناسد و از خطا مبرا باشد . چه کسی به غیر از امام معصوم میتواند دارای این ویژگی ها باشد ؟
اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت علیکم نعمتی
این دین با ضمانت اجرایی که همانا امام معصوم است بهترین راه و روش زندگی را ارایه میدهد .
دین فقط نماز و روزه و تسبیح در دست گرداندن و جانماز آب کشیدن نیست دین جهان بینی ماست . نحوه فکر کردن ماست و آن چه دوست داریم و میپسندیم است .
اگر دین ندارید لا اقل جوانمرد باشید .
دین محبت است بین دو دوست دو یار و دو همسایه . دین سلوک زندگی است .
چه دینی برتر از آن دینی که خداوند آن را فرستاده و خود آن را دین برگزیده نامیده است و آن را برای ما پسندیده است و به وسیله آن نعمت را بر ما تمام کرده است .
من واقعا اعتقاد دارم نمیشه ما توی زندگیمون باهامون اتمام حجت نشده باشه . با همه ما اتمام حجت شده است ایمان دارم که به همه ما راه درست نشان داده میشه و این خود ما هستیم که تصمیم میگیریم کدوم راه را میریم (انا هدیناه السبیل اما کافرا و اما شکورا )
و به همین خاطر هم هست که به اونهایی که دوست ندارند حقیقت را بپذیرند خطاب میکنم و میگویم :
لکم دینکم و لی دین.
منو میبخشید اگر خیلی تند میرم و اگر احیانا به کسی جسارت کردم اما ...
یا علی |
|
_________________ عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .
اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
|
|
|
|
|
 |
بچه برقي 78  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 1039 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 08 مرداد 1385، ساعت 1:45 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#36
|
| |
| دانشکده علوم حديث نوشته بود: |
نی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا و انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض
.................
اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت علیکم نعمتی
..................
اگر دین ندارید لا اقل جوانمرد باشید .
..................
(انا هدیناه السبیل اما کافرا و اما شکورا )
..................
لکم دینکم و لی دین.
|
سلام دوست عزيز
تا جايي که من مي دونم harvard جاييست که تقريباً تمام سياستمداران و متفکران آمريکا از اونجا بيرون مي يان. فکر نکنم فرمايشات شما تناسبي با کلمه harvard داشته باشه و بيشتر با «دانشکده علوم حديث» يا «حوزه علميه» تناسب داره. بهرحال درسته harvard خيلي باکلاس هست دليلي نداره که از اين اسم استفاده کني و مخاطبات را سرگردون کني.
در ضمن توي harvard به کسي که عقايد مخالف داشته باشه توهين نمي کنن. که البته وضعيت شما فرق داره.
اگر هم بهت بر خورد اشکال نداره مي شيم يک - يک مساوي! |
|
_________________ ... دلبري برگزيده ام که مپرس
|
|
|
|
|
 |
harvard  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382 مجموع ارسالها: 1595 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!! جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 08 مرداد 1385، ساعت 15:20 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#37
|
| |
نه بهم برنخورد بنابراین هنوز یک هیچ هستیم
دانشکده علوم حدیث هم خوبه فقط حیف که اونجا کامپیوتر درس نمیدن
تناسب نام کاربری من هم با شخصیتم به خودم برمیگرده و فکر نمیکنم ربطی به بحث ما داشته باشه . |
|
_________________ عملکرد هر انسان ريشه در بينشها و گرايشهايي دارد که خود، برگرفته از داده هاي خامي است که در زندگي روزانه به دست مي آيد . از همين روست که ابرقدرتها مي کوشند که با کاناليزه کردن اخبار و اطلاعات جهاني ، گرايشها و در نتيجه ، مواضع علمي جوامع بشري را به کنترل خود درآورند .
اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود .
|
|
|
|
|
 |
بچه برقي 78  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 1039 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 08 مرداد 1385، ساعت 15:30 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#38
|
| |
| دانشکده علوم حدیث نوشته بود: |
نه بهم برنخورد بنابراین هنوز یک هیچ هستیم
دانشکده علوم حدیث هم خوبه فقط حیف که اونجا کامپیوتر درس نمیدن
|
اگه هنوز يک هيچ هستيم پس يکي باشه طلب من! (منتظر باش)
راستي اگه به خاطر کامپيوتر نام کاربري را انتخاب کردي لااقل مي ذاشتي «استنفورد». چون واسه رشته کامپيوتر Rank استنفورد خيلي بهتر از هاروارده.
استنفور اول و هاروارد يازدهم |
|
_________________ ... دلبري برگزيده ام که مپرس
|
|
|
|
|
 |
nobody  سال صفري!
تاريخ عضويت: يکشنبه 19 مهر 1383 مجموع ارسالها: 33 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شب جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 10 مرداد 1385، ساعت 17:20 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#39
|
| |
| بچه برقي 78 نوشته بود: |
ميشه بفرماييد ما که 1400 سال مسلمون بوديم، اسلام چه گلي به سرمون زده، غيز از اينکه اسلام شده سمبل خشونت و روسري و نقاب شده سمبل عقده و تروريسم!!! |
بله:
من هم قبول دارم. حق با بچه برقي 78 است.
لیاقت تو بیش از اینهاست. شاید باید در کشوری متمدن و پیشرفته به دنیا می آمدی که نیاکانشان سالها میراثی گرانبها برایشان فراهم آورده اند و گلی به سرشان زده اند. نمی دانم، مثلا کشوری اروپایی، که هزار سال هم لازم نیست در تاریخشان به عقب روی تا به توحش برسی. نه حتی تا قرون وسطی که ببینی حتی وقتی مردمی دارای دین شده اند چه گلی به سر فرزندانشان زده اند. هنوز صد سال از جنگهای جهانی نگذشته است و تو حتماًً لیاقت چنین میراثی را داری که دست نخورده به تو برسد.
اما در اینجا چه. پدرانی نداری که خوب و بد را بفهمند. در اینجا مگر در علم چند ابو علی سینا و ملاصدرا بوده اند که لیاقت بودن در کتاب تاریخ را داشته باشند. در معرفت چند حافظ و مولوی داشته ایم و یا حتی در سیاست، چند امیر کبیر و قائم مقام، چند مصدق و بهشتی.
مگر تو کیستی؟ هر که هستی، هر که باشی کسی نیستی که بخواهند به سرت گلی بزنند.
اینها هم هر چه بوده اند از دامان همین اسلام پوسیده و بی خاصیتی بوده اند که گلی به سر ما نزده و لیاقت ما را ندارد. مگر چقدر آنها را می شناسیم؟
مگر تو کیستی. چه گلی به سر این سرزمین زده ای. به سر فرزندان و آیندگان آن. برای فردا چه کرده ای. کاری که لیاقت آنها را داشته باشد تا فردا اینقدر مثل من و تو دانسته ما را محکوم نکنند.
آنچه بقیه دارند و ما نداریم میراث و استخوان پوسیده نیست، که آنها را وزن کنیم و فخر بفروشیم.
شاید این است که بقیه هر چه دارند کم یا زیاد آن را ارث خود نمی دانند تا از پایش بخورند بلکه آن را امانتی می دانند که باید بر آن افزوده و به صاحبانش، نسلهای آینده بسپارند. ماها چه می کنیم. چه قدر آن را تصحیح کرده و پیراییده ایم.
با خود فکر می کنم آیا اگر مثل من و تو، مردمان برخی دیگر کشورها خود را به جای انتقال دهنده و امانت دار صاحب ارث می دانستند و آنچه دارند را فرانگرفته به فکر بهتر و بیشتر بودند، چه می شد. آیا امروزه از خط ژاپنی (حداقل در کامپیوتر(که خط فارسی را هم دوست ندارم گویم اما از عربی داریم حتی در سیستم عامل ملی!)) خبری بود. آیا کسی هنوز زبان چینی می دانست. آیا پلیسهای کیمونودار و کیمونو را مثل چادر و روسری مسخره می شدند. آیا کسی با غرور از اینکاها و زیمبابوی بزرگ یاد می کرد.
فکر می کنی اگر مسلمانان نبوند، چالدران و بندر عباس هنوز قسمت هایی از ایران بودند؛ یا فقط ندانم کاری چند شاه قاجار را می بینی. اگر اسلام نبود دین پوسیده ساسانیانی که هر چه توانستند کردند تا امروز از ارشک و اشکانیان هیچ ندانیم کتاب و کتابخانه ای داشتیم؛ یا فقط کتیبه هایی را می بینی که به مدح نگارنده شان می پردازند و از سوختن کتابها در حمله اعراب شنیده ای.
هر چند فکر می کنم هیچ کس میراثی چون ما ندارد اما مهم نیست که که هستیم و چه داریم، مهم این است که چگونه سهم خود را ادا کنیم و به جای طلبکاربودن به فکر بدهکاریی باشیم که به زودی از ما طلب می شود.
من! من کسی نیستم ولی باز سعی می کنم یک قدم کوچک بردارم؛ اگر دیگران هم همین کار را بکنند زمینی را به حرکت واداشته ام. |
|
_________________ آن کس که ايمان ندارد، چگونه قدم برمي دارد؟
|
|
|
|
|
 |
بچه برقي 78  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 1039 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 10 مرداد 1385، ساعت 18:22 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#40
|
| |
|
آقاي nobody عزيز جواب شما قبلاً داده شده و اين بحث بسته شده است. لطفاً به صفحات قبل بازگرديد و تمامي POST ها را با دقت مطالعه بفرماييد! |
|
_________________ ... دلبري برگزيده ام که مپرس
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 11 مرداد 1385، ساعت 1:04 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#41
|
| |
| بچه برقي 78 نوشته بود: |
| آقاي nobody عزيز جواب شما قبلاً داده شده و اين بحث بسته شده است. لطفاً به صفحات قبل بازگرديد و تمامي POST ها را با دقت مطالعه بفرماييد! |
بنده هنوز ارسال nobody رو نخوندم؛ اما از نظر من اين بحث بسته نشده. كلي حرف براي گفتن دارم كه ايشالله در اولين فرصت مي نويسم. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
|
|