| نویسنده |
پیغام |
hadi  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 19 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 955 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شهر ري سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 20 تير 1385، ساعت 13:24 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#1
|
| |
سلام آقاي قميشي.
* سلام.
- لطفا خودتونوکامل معرفي کنيد.
* من همونم که هميشه غم و غصش بي شماره، اوني که تنها ترينه، حتي سايه هم نداره
- چند سال سن داريد؟
*مبر ز موي سپيدم، گمان به عمر دراز،جوان به حادثه اي پير مي شود گاهي.
- زندگي براي شما در غربت چگونه است؟
* دل هيچکي مثل من غربت اينجا رو نداره، ديگه حرفهاي علاقه همه مردن تو دلم.
-اوقات فراغت خودتونو بيشتر چه جوري مي گذرونيد؟
* روي سکوي کنار پنجره ،همه شب جاي منه. چند ورق کاغذ و يک دونه قلم، هميشه يار منه.
- نظرتون درباره ايران و بازگشت به ايران چيه؟
* مگه ميشه، مگه ميشه، مگه ميشه ترک وطن کرد؟ توي غربت عمري رو سرکرد؟
-نظرتون راجع به مردم واطرافيانتون در آمريکا چيه؟
* چه مي دونن به چي ميگن، ستاره چه مي دونن دنيا کيا بهاره، چه مي دونن عاشق ميشه چه آسون، پرنده توي بارون
-اقاي قميشي اگه ميشه زندگي رو براي ما تعريف کنيد.
* اي بابا!چه سوالهاي سختي مي پرسيد.
- اگه ميشه جواب بديد.
* زندگي يعني چکيدن، همچو شمع از گرمي عشق، زندگي يعني لطافت، گم شدن در نرمي عشق.
- اگه ميشه عشق و عاشقي رو هم تعريف کنيد.
*و عاشق گشتن و عاشق نمودن سخت دشوار است.
- و محبت رو!
*غريبه توي غربت، نگي چي شد محبت، بگي مي گن ديوونست، حرفاش چه بچه گونست.
-سياوش جان تو غربت چه چيز هايي رو ياد گرفتيد؟
*يادمون دادن که اينجا، زندگي رو سخت نگيريم. از غم ويروني تو، روزي صد دفعه نميريم. يادمون دادن که ياد، سوختن خونه نيفتيم، خواب بود هرچي که ديديم، باد بود هر چي شنفتيم.
-در زندگي چند بار عاشق شديد؟يا بهتر بگم تا حالا عاشق شديد؟
* باور ما نمي شود، در سر ما نمي رود، از گذر سينه ما، يار دگر گذر کند.
- پس توي غربت يارو ياور شما کيه؟
*با هر که سخن گفتم، در خود گره اي گم بود، چون کرم شبان تابان، مي تابي و مي تابم. بر هر که نظر کردم، گريان و پريشان بود. چون ابر سبک باران، مي باري و مي بارم.
-اقاي قميشي نظرتون در مورد ايرون و ايروني چيه؟
*ايروني ساقه و برگ و ريشه، ساقه از ريشه جدا نميشه.................ايروني برقراره هميشه، هيچکي مثل ايروني نميشه.
- بهترين البومتون؟
*حادثه عزيز من، تنها تو موندني شدي، بين همه ترانه هام، تنها تو خوندني شدي.
- قصد داريد تا کي به کارتون ادامه بديد؟
*من آخرين رهگذرم، تو اين خيابون بلند. دير اومدم که زود برم، دل به صداي من نبند.
-يک نصيحت براي طرفداراتون...؟
*مگذار که ياد مارا، طعم تلخ اين حقيقت ببرد. اين حقيقت است که از دل برود، هر آنکه از ديده رود.
- و اما حرف آخر؟
*الهي دل خوشي باشه پناهت، گل هاي رازقي تن پوش راهت، الهي خوش خبر باشه قناري، بخون تا خروس خون چشم به راهت.
.........
خوب.اميدوارم که از اين مصاحبه خيالي خوشتون اومده باشه.
خدانگهدار. |
|
|
|
|
|
|
 |
hadi  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 19 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 955 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شهر ري سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 21 تير 1385، ساعت 11:46 |
|
 |
2 سال و 4 ماه پيش |
|
#2
|
| |
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |