| نویسنده |
پیغام |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3190 اعتبار کسب شده: 4835 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 07 تير 1385، ساعت 3:21 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#1
|
| |
امروز کارم زياد بود برای نهار موندم توی office
يک دونه Chicken Teriaki Bowl از محصولات Costco توی يخچال داشتم گفتم همينو ميخورم
روش نوشته بود 5 دقيقه بايد توی microwave بزارمش
من هم همين کار و کردم
ولی وقتی درش و باز کردم خاک بر سر سوخته بود همه سس ها توش مثل شربت قووم اومده بود
رفتم يک دوری توی يخچال زدم, ديدم بستنی چوبی هم داريم, گفتم خوب امروز به جای غذا
بستنی ميخورم, اما نميدونم چی شده بودکه بستنيه مثل اينکه قبلاً آب شده بود دوباره يخ بسته بود
از خير اونم گذشتم
اصلاً اشتهام کور شد
يک ليوان coffee خوردم
تا حالا از اين نهار های کوفتی خورده بوديد
شماها امروز نهار چی داشتيد |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4948 اعتبار کسب شده: 9885 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 07 تير 1385، ساعت 4:12 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#2
|
| |
من چون ساعت خوابم تنها خصلتيم هست که مثل خارجيهاست، هر روز تقريبا موقع ناهار از خواب بيدار ميشم و خودم رو به شرکت ميرسونم. اما ناهار شرکت در چهار روز اول هفته، براي من زهره! کلم پلو يا معجونهاي مختلف بادمجون و کدو اصلا باب طبع من نيستند. اما چهارشنبه ها روز ديگه اي هست! باقالي پلو با مرغ براي يک دانشجوي(؟) خوابگاهي، واقعا نعمتيه. از بد حادثه، معمولا از شنبه تا سه شنبه تمام انرژي من گرفته شده و چهارشنبه ها ديگه رمقي براي کار کردن ندارم! اينطوريه که خستگي، لذت ناهار چهارشنبه رو ميگيره و ... اي خدا! کي وقت ميشه برم خونه؟ |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2982 اعتبار کسب شده: 2345 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 07 تير 1385، ساعت 20:57 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#3
|
| |
i am going out with two of my friends to have chinese food for lunch |
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
مهسا  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 03 تير 1385 مجموع ارسالها: 451 اعتبار کسب شده: 1399 محل سکونت: سن: 21 جنسيت: زن |
 |
چهارشنبه 07 تير 1385، ساعت 21:13 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#4
|
| |
|
نهار امروز ما رب اناربه همراه پلو بود که بهش مي گفتن فسنجون وتکه هاي ناچيزي از مرغ در حد سرانگشت توش غلطيده بود.ناهار دانشگاه بود ديگه! |
|
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 6268 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 07 تير 1385، ساعت 23:58 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#5
|
| |
ايراني ها کلاً به غذاهاي خوشمزه شون و مخصوصاً چلو کباب معروفن. يادمه تو کنفرانس EurAsia ICT 2004 که تعداد زيادي مهمون خارجي از جاهاي مختلف اومده بودن، موقع ناهار اکثراً از غذاهاي خوشمزه ايراني تعريف مي کردن و بعضي هاشون تا خرخره مي خوردن!
مامان من دست پختش خيلي خوبه که فکر کنم از مامان بزرگم به ارث برده. در نتيجه من هميشه از نعمت خوردن غذاي خوب بهره مند هستم. قبلاً حدود يک سال هر روز ناهار رو از خونه همراه مي بردم و تو محيط کار مي خوردم. همکارهام هم از دست پخت مامان من مستفيض مي شدن. ضمناً چون من بيش از اندازه از دست پخت مامانم تعريف مي کردم، هنوزم که هنوزه تا اسم ناهار مياد همه مي گن که وحيد فقط دست پخت خوشمزه مامان جونش رو مي خوره!
اينها رو گفتم که بچه خوابگاهيها و اونهايي که اون ور آب هستن دلشون بسوزه! |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3190 اعتبار کسب شده: 4835 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 07 مرداد 1385، ساعت 4:31 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#6
|
| |
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2982 اعتبار کسب شده: 2345 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 07 مرداد 1385، ساعت 5:12 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#7
|
| |
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3190 اعتبار کسب شده: 4835 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 14 مرداد 1385، ساعت 4:18 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#8
|
| |
دوباره اومدم ساعت 4:50
امروز نهارم نيمه کوفتيه انتخابيه
چون يک کم گرسنه شدم اشتها به غذا نداشتم
تصميم گرفتم hot cheetos بخورم با يک دونه از همون نو شابه ها
جاتون خالی دارم آهنگ Brother Lui Lui رو گوش ميکنم
hot cheetos ميخورم و ميسوزم
شماهام که حتماً در خواب خوش به سر ميبريد
بخوابيد من براتون قصه ميگم
قصه يک دوست راه دور اونور دنيايی که
در حال حاضر اينجا تنها مونده
نه آبيها هستند, نه سبز ها, و نه نارنجيها هيچ رنگی الان با من نيست
فعلاً داره ميسوزه و موزيک گوش ميکنه و برای خودش صفا ميکنه |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 2982 اعتبار کسب شده: 2345 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 14 مرداد 1385، ساعت 4:29 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#9
|
| |
| sedayedel نوشته بود: |
دوباره اومدم ساعت 4:50
امروز نهارم نيمه کوفتيه انتخابيه
چون يک کم گرسنه شدم اشتها به غذا نداشتم
تصميم گرفتم hot cheetos بخورم با يک دونه از همون نو شابه ها
جاتون خالی دارم آهنگ Brother Lui Lui رو گوش ميکنم
hot cheetos ميخورم و ميسوزم
شماهام که حتماً در خواب خوش به سر ميبريد
بخوابيد من براتون قصه ميگم
قصه يک دوست راه دور اونور دنيايی که
در حال حاضر اينجا تنها مونده
نه آبيها هستند, نه سبز ها, و نه نارنجيها هيچ رنگی الان با من نيست
فعلاً داره ميسوزه و موزيک گوش ميکنه و برای خودش صفا ميکنه |
Sounds goood enough! I am out for early dinner now. Enjoy |
|
_________________ يادمون باشه هر چيزي جز قتل نفس و خودکشي دليل مناسبي براي مرگ ميتونه باشه
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3190 اعتبار کسب شده: 4835 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 14 مرداد 1385، ساعت 4:36 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#10
|
| |
| Omid نوشته بود: |
Sounds goood enough! I am out for early dinner now. Enjoy |
yaaay
يکی از آبيها اومد
حالا ديگه تنها نيستم
شام خوش مزه ای برات آرزو ميکنم |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
zohre khanoom  پرچونه!!
تاريخ عضويت: شنبه 10 تير 1385 مجموع ارسالها: 876 اعتبار کسب شده: 99 محل سکونت: karaj جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 14 مرداد 1385، ساعت 22:33 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#11
|
| |
به زور مامانم ميخورم |
|
_________________ ميوه نخور نشسته وايسا بخور
|
|
|
|
|
 |
zohre khanoom  پرچونه!!
تاريخ عضويت: شنبه 10 تير 1385 مجموع ارسالها: 876 اعتبار کسب شده: 99 محل سکونت: karaj جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 14 مرداد 1385، ساعت 22:47 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#12
|
| |
باقالي خورشت با مرغانه |
|
_________________ ميوه نخور نشسته وايسا بخور
|
|
|
|
|
 |
s.m.s  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384 مجموع ارسالها: 873 اعتبار کسب شده: 2329 محل سکونت: سن: 22 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 15 مرداد 1385، ساعت 0:06 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#13
|
| |
|
|
|
|
 |
zohre khanoom  پرچونه!!
تاريخ عضويت: شنبه 10 تير 1385 مجموع ارسالها: 876 اعتبار کسب شده: 99 محل سکونت: karaj جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 15 مرداد 1385، ساعت 8:24 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#14
|
| |
پسرا همه شکمو هستن چرا؟ |
|
_________________ ميوه نخور نشسته وايسا بخور
|
|
|
|
|
 |
harvard  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 26 مهر 1382 مجموع ارسالها: 1594 اعتبار کسب شده: 1644 محل سکونت: سکون معنا ندارد !!! بايد امشب بروم !!! جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 15 مرداد 1385، ساعت 14:35 |
|
 |
1 سال و 9 ماه پيش |
|
#15
|
| |
|
|
|
|
 |
|
|