| نویسنده |
پیغام |
ice.plus  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 29 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 858 اعتبار کسب شده: 4456 محل سکونت: کاخ سفيد جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 30 ارديبهشت 1386، ساعت 16:43 |
|
 |
12 ماه و 2 روز پيش |
|
#61
|
| |
مهوه
مَهوه یا مهیاوه به عربی ( مِشاوَة ). از اقسام خوردنیهای شهرستان لار و بستک و منطقه جنوب ایران و هرمزگان میباشد. « مهوه » بروزن « قهوه » که گاهی « مهیاوه » یا « مَویُه » هم گفته میشود به گویش محلی، در تمام منطقه هرمزگان و به ویژه لارستان روستاهای آن دیده میشود و از شهرت زیادی برخوردار است، و آن مایعی است به رنگ تیره مایل به خاکستری و بوی زنندهای دارد.
طرز تهیه مهوه
ابتدا ماهی ساردین ریز بطول پنج تا ده سانتیمتر که بنام « هَشینه» معروف است که بلهجه محلی « مُوتُو » مینامند، پس از خشک کرده کوبیده و باجو برشته و خردل (در گویش محلی: خندل) برشته شده و کوبیده شده مخلوط نموده و مقداری نمک وآب به اندازه معینی به آن اضافه نموده که مایع نسبتا روانی بدست میآید که همان « مهوه » یا « مهیاوه » است. در بعضی جاها آن را جلوی آفتاب میگذارند تا خمیر شود که بوی زنندهای نیز پیدا میکند.
طرز مصرف مهیاوه
مهوه را داخل پیالهای در سفره میگذارند ودر خوردن آن فقط قسمتی از نان را با آن خیس میکنند، طعم آن تند است ونمی توان زیاد خورد. بهویژه صبحها به جای پنیر از آن استفاده میشود. در بعضی اوقات در موقع پختن نان « مهوه » و روغن رویش میکنند و به آن « نان مهوهای » میگویند، نان مهوه و روغنی که در این نواحی درست میکنند بسیار مشهور است.
فوائد غذائی مهوه
مهوه دارای فسفر و کلسیم وچربی زیادی است که همگی از ماهی بدست آمدهاست. مردم منطقه جنوب میگویند که فرمول مهوه یا (مهیاوه) ابن سینا طبیب و دانشمند ایرانی و یا بقول بعضیها بزرگمهر وزیر انوشیروان تهیه نمودهاست، و معتقدند که خوردن مهوه که دارای خردل هم هست از ابتلاء به بیماری پوستی (پیس) جلو گیری میکند. گویا کلمه « مهوه » یا « مهیاوه » در اصل از دو کلمه ماهی و آب مرکب بوده که (آوه) یا (أو) به گویش محلی بمعنای آب میباشد، یعنی آب و ماهی.
منبع
محمدیان، کوخری، محمد ، “ «به یاد کوخرد» “، ج2. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.
از ويکي پديا دانشنامه ي آزاد لينک موضوع |
_________________ پرسپوليس اول ميشي،ولي آخرم بشي دوسِت داريم
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 6319 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 30 ارديبهشت 1386، ساعت 20:56 |
|
 |
12 ماه و 2 روز پيش |
|
#62
|
| |
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3375 اعتبار کسب شده: 4078 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 30 ارديبهشت 1386، ساعت 21:25 |
|
 |
12 ماه و 2 روز پيش |
|
#63
|
| |
| غريب آشنا نوشته بود: |
...
به اون ور آبی ها: یه موقع اگه امید رو گیر آوردین، مجبورش کنین براتون مهوه درست کنه. باور کنین خیلی خوشمزه و مقوی و مغذی هست.
|
اولين بار اسم اين غذا رو از يکي از بستگان شنيدم. البته بعد از دو سال اسمش به طور دقيق در ذهنم نبود ولي با توصيفاتي که خوندم فهميدم اين مهوه همون غذايي هست که ايشون ازش به عنوان متعفن ترين چيزي که به عمرش ديده بود ياد ميکرد. ميگفت بوي اين غذا بارها از بوي لاشه و مردار بدتره و اولين بار که شنيده نزديک بوده از حال بره. و ميگفت نميتونه تصور کنه که مردم شهرستان هاي اطراف چطور چنين چيزي رو با ذوق و شوق تناول ميکنند. |
|
_________________ گنجشک ها خوبند
گنجشک ها نازند
بر دامنم آنها
در حال پروازند...
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 6319 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 31 ارديبهشت 1386، ساعت 0:09 |
|
 |
12 ماه و 2 روز پيش |
|
#64
|
| |
|
|
|
|
 |
s.m.s  پرچونه!!
تاريخ عضويت: يکشنبه 27 شهريور 1384 مجموع ارسالها: 872 اعتبار کسب شده: 2329 محل سکونت: سن: 22 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 31 ارديبهشت 1386، ساعت 0:29 |
|
 |
12 ماه و 2 روز پيش |
|
#65
|
| |
| mhaji نوشته بود: |
| غريب آشنا نوشته بود: |
...
به اون ور آبی ها: یه موقع اگه امید رو گیر آوردین، مجبورش کنین براتون مهوه درست کنه. باور کنین خیلی خوشمزه و مقوی و مغذی هست.
|
اولين بار اسم اين غذا رو از يکي از بستگان شنيدم. البته بعد از دو سال اسمش به طور دقيق در ذهنم نبود ولي با توصيفاتي که خوندم فهميدم اين مهوه همون غذايي هست که ايشون ازش به عنوان متعفن ترين چيزي که به عمرش ديده بود ياد ميکرد. ميگفت بوي اين غذا بارها از بوي لاشه و مردار بدتره و اولين بار که شنيده نزديک بوده از حال بره. و ميگفت نميتونه تصور کنه که مردم شهرستان هاي اطراف چطور چنين چيزي رو با ذوق و شوق تناول ميکنند. |
یادش به خیر.هم اتاقی ترم اولم لاری بود.یه روز مهوه آورده بود با خودش و میخواست مهمونمون کنه،وقتی مشغول آماده کردن غذا بود و ما بوی اون رو حس کردیم با بقیه اعضای اتاق ترجیح دادیم که هر چه زودتر اتاق رو به مقصد نا معلومی ترک کنیم تا اینکه بوی اون رو تحمل کنیم.
البته خودشون اون رو یکی از بهترین غذاها میدونن،اما واسه ما خیلی وحشتناک بود!!هر کسی یه ذائقه ای داره دیگه!! |
|
_________________
چو عاشق مي شدم گفتم که بردم گوهر مقصود
ندانستم که اين دريا چه موج خون فشان دارد
|
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1240 اعتبار کسب شده: 2510 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 10 شهريور 1386، ساعت 1:46 |
|
 |
8 ماه و 19 روز پيش |
|
#66
|
| |
اينم ناهار کوفتي ما در خوابگاه شهيد جليل شرفي .......
توضيح:
اسم اين غذا لوبيا پلو هست که آشپزش هم اين جانب بوده است. البته شنيده شده که مردم اقصي نقاط بلاد اسلامي به استامبلي پلو مي گن لوبيا پلو . بفرماييد نوش جان . با امکانات خوابگاهي درست شده.
___
ويرايش توسط ادمين حقير؛ احسان
براي رسم کردن سنت پسنديده پيشگيري از اسکرول افقي در تالار
|
_________________ از ننه اديسون:
| نقل قول: |
از عاشق شدن مگه حاليته ؟
عشقت مال اون بچه ساليته ! |
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3190 اعتبار کسب شده: 4835 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 10 شهريور 1386، ساعت 2:35 |
|
 |
8 ماه و 19 روز پيش |
|
#67
|
| |
|
|
|
|
 |
وحيد  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 13 شهريور 1386 مجموع ارسالها: 746 اعتبار کسب شده: 7995 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 16 مهر 1386، ساعت 17:34 |
|
 |
7 ماه و 11 روز پيش |
|
#68
|
| |
امشب شب 27 ام ماه رمضونه. بنا به يه سنت قديمي، مردم بعضي از جاهاي ايران از جمله شيراز با کله پاچه افطار مي کنن. ظاهراً علتش هم بر مي گرده به شب کشته شدن ابن ملجم مرادي و اين کله پاچه به نيت کله پاچه ابن ملجم خورده مي شه! |
|
_________________
ما به نرد هجـرانت همچـو مهـره در بنديم - - - - - دل ز غـيـر ببريديم، ديـده از جـهـان کنديم
ديــده ايــم رويــش را، بــاز آرزومــنــديــم - - - - - دين و دل به يک ديدن باختيم و خرسنديم
در قمار عشـق اي دل کي بود پشيماني
|
|
|
|
|
 |
pantea  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 09 مرداد 1385 مجموع ارسالها: 1207 اعتبار کسب شده: 2377 محل سکونت: سن: 24 جنسيت: زن |
 |
پنجشنبه 17 آبان 1386، ساعت 23:40 |
|
 |
6 ماه و 10 روز پيش |
|
#69
|
| |
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3190 اعتبار کسب شده: 4835 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 18 ارديبهشت 1387، ساعت 2:50 |
|
 |
10 روز و 5 ساعت پيش |
|
#70
|
| |
|
|
|
|
 |
نبي  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 06 شهريور 1385 مجموع ارسالها: 1206 اعتبار کسب شده: 5573 محل سکونت: اينور دنيا! سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 18 ارديبهشت 1387، ساعت 6:29 |
|
 |
10 روز و 2 ساعت پيش |
|
#71
|
| |
|
|
|
|
 |
مارمولک  پرچونه!!
تاريخ عضويت: جمعه 08 تير 1386 مجموع ارسالها: 662 اعتبار کسب شده: 8285 محل سکونت: بين آدمها جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 18 ارديبهشت 1387، ساعت 12:09 |
|
 |
9 روز و 20 ساعت پيش |
|
#72
|
| |
|
|
|
|
 |
مهدي پلنگ  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 13 مهر 1382 مجموع ارسالها: 369 اعتبار کسب شده: 1030 محل سکونت: کرج جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 18 ارديبهشت 1387، ساعت 18:38 |
|
 |
9 روز و 13 ساعت پيش |
|
#73
|
| |
من امروز صبحونه که نخوردم.
نهار ساعت 2 بعداز ظهر رسيدم خونه. بازم نمي خواستم چيزي بخورم. اصلا يادم نبود صبحونه نخوردم.
اما ديدم مادرم با يه چماق اومد سراغم.
" کجايي صبحونه ام نخوردي نگرانم. بيا ببينم"
خلاصه چه سرتونو درد بيارم وايستاد بالاسرم تا غذامو بخورم.
هي گفتم برو بخواب من مي خورم.
مگه ميشه اين مادرا رو پيچوند.
نرفت که نرفت. |
|
_________________ کار ما نيست شناسايي راز گل سرخ،
کار ما شايد اين است
که در افسون گل سرخ شناور باشيم.
|
|
|
|
|
 |
|
|