| نویسنده |
پیغام |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3273 اعتبار کسب شده: 5266 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 04 شهريور 1385، ساعت 1:24 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#16
|
| |
ميبينم بعضی از اهالی سرزمين جادويی هستند و بعضی رفتند دنبال گردو بازی
من هستم و ظرف غذام و موزيک و يک کم break
امروز دارم مثل آدما حد ا قل سر وقت غذا ميخورم
اونم فکر کنم چون صبحانه نخوردم ديگه اعتراض معده بدبختم به هوا رفت
سا عت 1:45 و من امروز نهار chicken breast + french fries دارم
جاتون خالی با يک lemon ice tea که زيادم دوستش ندارم ولی از هيچی بهتره
امروز زياد حوصله ندارم
دلم ميخواد غر بزنم
پس بهتره اصلاً حرف نزنم
شما ها امروز نهار چی خورديد |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3037 اعتبار کسب شده: 1310 محل سکونت: Florida سن: 35 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 04 شهريور 1385، ساعت 2:50 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#17
|
| |
A light lunch is a very good idea! Now you are ready to dress your sexiest dress, blow dry and straighten your long black hair and go off dancing the night away!
I am going to pick up Mahdi at the train station and then take him out for dinner tonight.
Wish you a great Friday night too. Don't forget to tell me about your advantures and how many trophy eye-rainian men you hunted |
|
_________________ هر روز رو نميشمريم، ما هفته ها رو ميشمريم که هفته گذشته رو وحيد شمرد... مثل اينکه تو خيلي منتظري...
|
|
|
|
|
 |
zohre khanoom  پرچونه!!
تاريخ عضويت: شنبه 10 تير 1385 مجموع ارسالها: 876 اعتبار کسب شده: 106 محل سکونت: karaj جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 04 شهريور 1385، ساعت 13:49 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#18
|
| |
تو کتابي که جديدا خوندم فريد شوهر صبا ميخواست بره خارج صبا ميگفت غريبي خيلي سخته و اصلا نميتونست تحمل کنه
اون انگليسو ميگفت حالا شماها که خارج هستين بگيد شماها هم احساس تنهائي ميکنيد؟ |
|
_________________ ميوه نخور نشسته وايسا بخور
|
|
|
|
|
 |
شيطونک داره راه ميفته!
مجموع ارسالها: 286 اعتبار کسب شده: 155 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 04 شهريور 1385، ساعت 14:23 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#19
|
| |
| zohre khanoom نوشته بود: |
تو کتابي که جديدا خوندم فريد شوهر صبا ميخواست بره خارج صبا ميگفت غريبي خيلي سخته و اصلا نميتونست تحمل کنه
اون انگليسو ميگفت حالا شماها که خارج هستين بگيد شماها هم احساس تنهائي ميکنيد؟ |
آدم تو همين ايران هم احساس تنهايي ميکنه |
|
_________________ غم عشقت بيابون پرورم کرد
هواي وصل بي بال و پرم کرد
|
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1320 اعتبار کسب شده: 2352 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 04 شهريور 1385، ساعت 19:16 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#20
|
| |
|
شما چه جوري از ناهار کوفتي مي گين !!!شما که اکبر سگ پز رو نمي شناسين.خيلي ها هم که مي شناسن به معرفت رسيده ،ديگه اونجا نمي رن اما من آسمون جل کارتون خاب امروزم اونجا بودم فقط يه کتلت باور کنين آرزو مي کردم که اين شکم گشنه نمي شد. |
|
_________________ شوهر نمي خوام چون به اعتقاد من زندگيم ميشه تکرار مکررات.مثل يه فيلم تکراري که خيلي مسخرست از نظر من.الان دلم مي خواد با نقاشي بتونم خودمو نشون بدم.بعدش اصلا من غير از متخصصين هيچ پزشک عمومي رو قبول ندارم حتي بابامو.پزشک عمومي مثل يه بچهء کلاس اوليه از ديد من.
|
|
|
|
|
 |
حامد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 1233 اعتبار کسب شده: 1448 محل سکونت: خوشا شيراز و وصف بي مثالش سن: 22 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 05 شهريور 1385، ساعت 14:08 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#21
|
| |
ما بالاخره نفهميديم!
سال بالايي ها مي گن: اکبر سگ پز
سال صفري ها مي گن(خودمون ): ممد سگ پز
ولي در حقيقت اسمش رضا هست ولي من هنوز نفهميدم اين همه سگ از کجا مي ياره که هر روز به خورد ما مي ده، تازه من از 7 روز هفته حداقل 5 روز بايد غذاي بيرون بخورم!!!!!!!! و ... |
|
_________________ دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.
|
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1320 اعتبار کسب شده: 2352 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 05 شهريور 1385، ساعت 15:11 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#22
|
| |
|
پسرم من کسي هستم که بيشترين دفعه از اکبر جون غدا گرفتم اين روزا بهم 50تومنم تخفيف مي ده. اکبر کنيه رضا خان هست البته قبل از اونم علي داداش بزرگترش اونجا بود و اين کنيه رو داشت . من نزديک 4 سال روزي 3 دفعه اونجا بودم و پيشنهاد اکيد مي دم اونجا نري ادله محکمي هم دارم |
|
_________________ شوهر نمي خوام چون به اعتقاد من زندگيم ميشه تکرار مکررات.مثل يه فيلم تکراري که خيلي مسخرست از نظر من.الان دلم مي خواد با نقاشي بتونم خودمو نشون بدم.بعدش اصلا من غير از متخصصين هيچ پزشک عمومي رو قبول ندارم حتي بابامو.پزشک عمومي مثل يه بچهء کلاس اوليه از ديد من.
|
|
|
|
|
 |
مسافر کوير  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383 مجموع ارسالها: 1798 اعتبار کسب شده: 4889 محل سکونت: خودمم نميدونم! جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 05 شهريور 1385، ساعت 15:15 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#23
|
| |
دلم لک زده واسه اون کتلت خوشمزه هاش!
دو سال پيش شرکت ما روبروي مغازه سگ پز عزيز بود. روز و شب با اکبر زندگي ميکرديم!
حامد شک نکن که اکبر سگ پز درستشه! |
_________________ - آلارم!آلارم!
- کنيشنيش ! 
|
|
|
|
|
 |
حامد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 1233 اعتبار کسب شده: 1448 محل سکونت: خوشا شيراز و وصف بي مثالش سن: 22 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 05 شهريور 1385، ساعت 15:18 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#24
|
| |
| پسر شجاع نوشته بود: |
| پسرم من کسي هستم که بيشترين دفعه از اکبر جون غدا گرفتم اين روزا بهم 50تومنم تخفيف مي ده. اکبر کنيه رضا خان هست البته قبل از اونم علي داداش بزرگترش اونجا بود و اين کنيه رو داشت . من نزديک 4 سال روزي 3 دفعه اونجا بودم و پيشنهاد اکيد مي دم اونجا نري ادله محکمي هم دارم |
خوب پس چرا خودت مي ري؟ |
|
_________________ دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.
|
|
|
|
|
 |
پسر شجاع  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 03 دي 1382 مجموع ارسالها: 1320 اعتبار کسب شده: 2352 محل سکونت: کارتون خوابيم سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 05 شهريور 1385، ساعت 15:20 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#25
|
| |
| hamed_ نوشته بود: |
| پسر شجاع نوشته بود: |
| پسرم من کسي هستم که بيشترين دفعه از اکبر جون غدا گرفتم اين روزا بهم 50تومنم تخفيف مي ده. اکبر کنيه رضا خان هست البته قبل از اونم علي داداش بزرگترش اونجا بود و اين کنيه رو داشت . من نزديک 4 سال روزي 3 دفعه اونجا بودم و پيشنهاد اکيد مي دم اونجا نري ادله محکمي هم دارم |
خوب پس چرا خودت مي ري؟ |
اعتياد!!!!بي پولي .نبود وقت |
|
_________________ شوهر نمي خوام چون به اعتقاد من زندگيم ميشه تکرار مکررات.مثل يه فيلم تکراري که خيلي مسخرست از نظر من.الان دلم مي خواد با نقاشي بتونم خودمو نشون بدم.بعدش اصلا من غير از متخصصين هيچ پزشک عمومي رو قبول ندارم حتي بابامو.پزشک عمومي مثل يه بچهء کلاس اوليه از ديد من.
|
|
|
|
|
 |
حامد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: سهشنبه 08 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 1233 اعتبار کسب شده: 1448 محل سکونت: خوشا شيراز و وصف بي مثالش سن: 22 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 05 شهريور 1385، ساعت 19:01 |
|
 |
1 سال و 10 ماه پيش |
|
#26
|
| |
به جان خودم من هم همين مشکلات رو دارم:
بي پولي، نبود وقت، گرما و سرما، پاتق
اگه يه سلف براي دانشکده ي مهندسي مي زدند خيلي خوب بود!
يا بهتر بگم اگه سلف قديم رو دوبلره راه اندازي مي کردند خيلي خوب بود |
|
_________________ دلم از بي کسي بيچاره شد بيچاره تر بادا
________________________________
مرخصي مطلق تا اطلاع ثانوي.
|
|
|
|
|
 |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3273 اعتبار کسب شده: 5266 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
سهشنبه 15 اسفند 1385، ساعت 4:17 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#27
|
| |
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3595 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 15 اسفند 1385، ساعت 4:51 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#28
|
| |
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3387 اعتبار کسب شده: 3480 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 15 اسفند 1385، ساعت 5:09 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#29
|
| |
| sedayedel نوشته بود: |
...
شماها امروز نهار چی داشتيد
|
با توجه به کثرت رستورانها و اغذيه فروشي ها، امروز هم ناهارهاي بسيار متنوعي داشتيم ولي من طبق معمول پيتزاي مکزيکي خوردم. گاهي هم پيتزاي اسفناج يا همبرگر ميخورم. به طور کلي ناهارم رو سبک انتخاب ميکنم تا بعدش خوابم نگيره. اما در عوض، شام رو معمولا مفصل ميخورم. آخرين شامي که صرف کردم - در بازديد سرزده ديشب از يکي از رستورانهاي ايراني واقع در مرکز شهر - زرشک پلو با مرغ بود! به عنوان نوشيدني هم چاي نوشيدم |
|
_________________ گنجشک ها خوبند
گنجشک ها نازند
بر دامنم آنها
در حال پروازند...
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3595 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 15 اسفند 1385، ساعت 10:14 |
|
 |
1 سال و 4 ماه پيش |
|
#30
|
| |
|
|
|
|
 |
|
|