| نویسنده |
پیغام |
بچه برقي 78  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 963 اعتبار کسب شده: 2082 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
جمعه 02 تير 1385، ساعت 4:48 |
|
 |
2 سال پيش |
|
#1
|
| |
اگر حد نهايي سوال را در نظر بگيريم، به اين صورت است. «ترجيح مي دهيد يک خوک خرسند باشيد يا يک انسان ناخرسند؟"
اصلاً کاري نداريم که آيا دانايي و ناخرسندي هميشه علت و معلول هم مي باشند يا خير. فرض کنيد يک داناي ناخرسند داريم و يک نادان خرسند، و هيچ گزينه سومي درنظر نگيريد. شما فقط بگوييد ترجيح مي دهيد جاي کداميک باشيد. |
_________________
“When you are happy, you’re always good. But, When you are good, you’re not always happy.”
“The picture of Dorian Gray” by Oscar Wilde
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 4967 اعتبار کسب شده: 9911 محل سکونت: شيراز سن: 26 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 02 تير 1385، ساعت 12:02 |
|
 |
2 سال پيش |
|
#2
|
| |
مطمئنم حداقل 80% از مردم، به اين سوال جواب نميدن! و حدس ميزنم 80% از اونايي که "داناي ناخرسند" رو انتخاب ميکنن، از روي احساسشون اين کار رو ميکنن و در عمل به دنبال "نادان خرسند" هستند!
___
معصوم نيستم! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
Mini  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 30 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 1000 اعتبار کسب شده: 1182 جنسيت: زن |
 |
جمعه 02 تير 1385، ساعت 19:29 |
|
 |
2 سال پيش |
|
#3
|
| |
| بچه برقي 78 نوشته بود: |
اگر حد نهايي سوال را در نظر بگيريم، به اين صورت است. «ترجيح مي دهيد يک خوک خرسند باشيد يا يک انسان ناخرسند؟"
اصلاً کاري نداريم که آيا دانايي و ناخرسندي هميشه علت و معلول هم مي باشند يا خير. فرض کنيد يک داناي ناخرسند داريم و يک نادان خرسند، و هيچ گزينه سومي درنظر نگيريد. شما فقط بگوييد ترجيح مي دهيد جاي کداميک باشيد. |
شنيدم كه ميگن خوش به حال ديوونه كه هميشه خندونه. منظورشونم اينه كه بابا بي خيال دنيا...اما فكر نكنم كسي هيچوقت دلش بخواد يک خوک خرسند باشه |
|
|
|
|
|
|
 |
بچه برقي 78  پرچونه!!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 31 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 963 اعتبار کسب شده: 2082 محل سکونت: اهواز جنسيت: مرد |
 |
جمعه 02 تير 1385، ساعت 20:07 |
|
 |
2 سال پيش |
|
#4
|
| |
| Mini نوشته بود: |
| بچه برقي 78 نوشته بود: |
اگر حد نهايي سوال را در نظر بگيريم، به اين صورت است. «ترجيح مي دهيد يک خوک خرسند باشيد يا يک انسان ناخرسند؟"
اصلاً کاري نداريم که آيا دانايي و ناخرسندي هميشه علت و معلول هم مي باشند يا خير. فرض کنيد يک داناي ناخرسند داريم و يک نادان خرسند، و هيچ گزينه سومي درنظر نگيريد. شما فقط بگوييد ترجيح مي دهيد جاي کداميک باشيد. |
شنيدم كه ميگن خوش به حال ديوونه كه هميشه خندونه. منظورشونم اينه كه بابا بي خيال دنيا...اما فكر نكنم كسي هيچوقت دلش بخواد يک خوک خرسند باشه |
ولي نتايج چيز ديگري را نشون ميده، چون تا الان که بيشتر بچه ها «نادان خرسند» را ترجيح دادن. |
_________________
“When you are happy, you’re always good. But, When you are good, you’re not always happy.”
“The picture of Dorian Gray” by Oscar Wilde
|
|
|
|
|
 |
Mini  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 30 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 1000 اعتبار کسب شده: 1182 جنسيت: زن |
 |
جمعه 02 تير 1385، ساعت 20:55 |
|
 |
2 سال پيش |
|
#5
|
| |
بله شما درست ميفرماييد بچه برقي جان. اما اخه خوك خرسند با نادان خرسند فرق داره. خوك يه خورده اينجا نكته انحرافي بود.
|
|
|
|
|
|
|
 |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 197 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 02 تير 1385، ساعت 21:08 |
|
 |
2 سال پيش |
|
#6
|
| |
حتي طبق قيد هايي که بچه برقي 78 براي مسئله تعريف کرده من داناي ناخرسند رو به مراتب و باز هم به مراتب بهتر از نادان خرسند مي دانم البته اين بهرترين شکل نيست اما به هر حال مابايد از بين اين دو گزينه انتخاب مي کرديم. فقط دو تا attribute و يک نظر هم من بايد اضافه کنم.
1- منظور از دانا کسي نيست که همه چيز را مي داند. بلکه کسي است که دانستن را به مراتب بهتر از ندانستن مي داند و همواره به دنبال آگاهي بيشتر مي رود و مي تواند در هر لحظه سقراط وار اعتراف کند که من فقط يک چيز مي دانم و آن اينکه هيچ نمي دانم. البته در ابراز چنين اعترافي اصل موضوع اعتراف را در نظر داشته باشد نه اينکه با اين اعتراف بخواهد بگويد: بعله ... ما هم براي خودمون سقراطي هستم !
2- چه دانا و چه نادان مي تواند هم خرسندي داشته باشد و هم ناخرسندي. اما خوب مسلما خرسندي و ناخرسندي دانا خيلي فرق مي کند با خرسندي و ناخرسندي نادان چنانکه ناخرسندي دانا ممکن است (بسته به نوع آن) از خرسندي نادان ارزشمند تر باشد.
اما در مورد نظر :
شايد تکرار اين مسئله به اين صورت هم مسئله جالبي باشد: جاي خشنود و ناخشنود ، نيازمند و بي نياز بگذاريم و دوباره همان مسئله . البته منظور من از نيازمند و بي نياز نياز مالي نيست. ( که در اين صورت مسئله به همان مسئله معروف علم بهتر است يا ثروت فرو کاست مي يابد) منظور اين است که انسان ها را چگونه بر اساس نياز هايشان طبقه بندي کنيم.
|
_________________ بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3388 اعتبار کسب شده: 3447 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
جمعه 02 تير 1385، ساعت 21:20 |
|
 |
2 سال پيش |
|
#7
|
| |
|
براي من زياد پيش اومده که وقتي از چيزي اطلاعي نداشتم خيلي راحت تر و خوشحال تر از زماني بودم که ازش اطلاع پيدا کردم. |
|
|
|
|
|
|
 |
mammad  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: سهشنبه 25 بهمن 1384 مجموع ارسالها: 312 اعتبار کسب شده: 831 محل سکونت: شيراز سن: 28 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 02 تير 1385، ساعت 21:24 |
|
 |
2 سال پيش |
|
#8
|
| |
نظر حافظ:
در اين بازار اگر سودي است با درويش خرسند است ------- خدايا منعمم گردان به درويش و خرسندي |
|
|
|
|
|
|
 |
aram  بزنم به تخته!
تاريخ عضويت: شنبه 18 مرداد 1382 مجموع ارسالها: 111 اعتبار کسب شده: 106 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
شنبه 03 تير 1385، ساعت 17:37 |
|
 |
2 سال پيش |
|
#9
|
| |
| wp.ark نوشته بود: |
شايد تکرار اين مسئله به اين صورت هم مسئله جالبي باشد: جاي خشنود و ناخشنود ، نيازمند و بي نياز بگذاريم و دوباره همان مسئله . البته منظور من از نيازمند و بي نياز نياز مالي نيست. ( که در اين صورت مسئله به همان مسئله معروف علم بهتر است يا ثروت فرو کاست مي يابد) منظور اين است که انسان ها را چگونه بر اساس نياز هايشان طبقه بندي کنيم.[font> |
دکتر شريعتي:
انسان به ميزان برخورداري هايي که در زندگي دارد، انسان نيست، بلکه درست به اندازه نيازهايي که در خود احساس مي کند انسان است. سطح تعالي و درجه کمال هر انساني را با درجه تعالي و کمال نيازهايي که دارد و کمبودهايي که در خود احساس مي کنددقيقا مي توان اندازه گرفت. يعني هر کس به اندازه اي انسان تر است که نياز هاي کاملتري دارد. آدم هاي اندک، نياز هاي اندک دارند و انسان هاي بزرگ نياز هاي بزرگ.اين است معني اين حقيقت بزرگ که : آنان که علي ترند ، محتاج ترند. |
|
_________________ بگردان ساقيا آن جام ديگر
بده جان مرا آرام ديگر
خلاصم ده خلاصم ده خلاصي
که سخت افتاده ام در دام ديگر
|
|
|
|
|
 |
Yaghma  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: يکشنبه 18 دي 1384 مجموع ارسالها: 1092 اعتبار کسب شده: 3772 محل سکونت: همين امروز ...! سن: 23 جنسيت: زن |
 |
يکشنبه 11 تير 1385، ساعت 15:57 |
|
 |
2 سال پيش |
|
#10
|
| |
دانای نا خرسند بهتر از نادان خرسند
مهم اینه که حقیقتی که هست رو بفهمی و درک کنی حتی اگر ناخرسند باشی یا بشی. با واقعیت زندگی کردن اصله نه بی اون |
|
_________________ فقط اگر تو بخواهي
در عکسي 3 در 4
هزار بار
زانو مي زنم ...!
|
|
|
|
|
 |
wp.ark  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: شنبه 05 مهر 1382 مجموع ارسالها: 431 اعتبار کسب شده: 197 محل سکونت: آن طرف تر از عشق جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 11 تير 1385، ساعت 21:18 |
|
 |
2 سال پيش |
|
#11
|
| |
| aram نوشته بود: |
| wp.ark نوشته بود: |
شايد تکرار اين مسئله به اين صورت هم مسئله جالبي باشد: جاي خشنود و ناخشنود ، نيازمند و بي نياز بگذاريم و دوباره همان مسئله . البته منظور من از نيازمند و بي نياز نياز مالي نيست. ( که در اين صورت مسئله به همان مسئله معروف علم بهتر است يا ثروت فرو کاست مي يابد) منظور اين است که انسان ها را چگونه بر اساس نياز هايشان طبقه بندي کنيم.[font> |
دکتر شريعتي:
انسان به ميزان برخورداري هايي که در زندگي دارد، انسان نيست، بلکه درست به اندازه نيازهايي که در خود احساس مي کند انسان است. سطح تعالي و درجه کمال هر انساني را با درجه تعالي و کمال نيازهايي که دارد و کمبودهايي که در خود احساس مي کنددقيقا مي توان اندازه گرفت. يعني هر کس به اندازه اي انسان تر است که نياز هاي کاملتري دارد. آدم هاي اندک، نياز هاي اندک دارند و انسان هاي بزرگ نياز هاي بزرگ.اين است معني اين حقيقت بزرگ که : آنان که علي ترند ، محتاج ترند. |
متشکرم آرام مسئله رو دقيقا همون جوري که منظورم بود گرفتي. اين چند جمله رو که از دکتر شريعتي اينجا آوردي چند سال پيش خونده بودم موقعي که داشتم پرسش رو مطرح مي کردم دقيقا همين موضوع توي ذهنم بود.
|
_________________ بر سر در معبد علم نام مذهب را نگاشته اند.
آلبرت آينشتاين
wp.ark
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3388 اعتبار کسب شده: 3447 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 13 تير 1385، ساعت 15:45 |
|
 |
2 سال پيش |
|
#12
|
| |
|
احتمالا براي يک انسان دانا، بين داناتر شدن و احساس ناخشنودي و شرمندگي بيشتر ارتباط مستقيمي وجود دارد. زيرا هرچه درجه آگاهي او بيشتر ميشود، به مجهولات بیشتري پي ميبرد. به قول دکتر هشترودی: علم بشر مانند دایره روشنی است در درون تاریکی که با بزرگتر شدن شعاع آن، محیط تاریک آن هم بزرگتر می شود. البته این موضوع را کسانی می فهمند که در مرز دایره هستند و تاریکی ها را می بینند، یعنی دانش طلبان. وگرنه کسانی که در درون دایره هستند می بینند که روز به روز وسعت روشنایی افزون می شود. و چه بسا اين دسته از افراد، در عين دانا بودن - البته به زعم خود - خورسند نيز باشند. |
|
|
|
|
|
|
 |
مسافر کوير  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 23 خرداد 1383 مجموع ارسالها: 1798 اعتبار کسب شده: 4889 محل سکونت: خودمم نميدونم! جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 13 تير 1385، ساعت 18:41 |
|
 |
2 سال پيش |
|
#13
|
| |
به نظر من هیچکدوم با اون یکی فرقی نداره و هر دو دسته افراد قابل احترام هستند بینشون هیچ تفاوتی وجود نداره.
من فکر میکنم هر دو گروه به خاطر انتخابی که با آزادی بین (( دانای ناخرسند)) و (( نادان خرسند)) انجام دادن و یکیش رو انتخاب کردن و دیگری رو نه ,احساس رضایت و خرسندی میکنند. در نهایت اینکه مهم انتخاب کردن همراه با رضایته , نه اینکه کدام مورد انتخاب بشه. برای هر کسی مورد صحیح همونیه که خودش انتخاب میکنه و فکر میکنه درسته. نمیشه گفت انسان اگر دانای نا خرسند باشه انسان واقعیه یا انسان اگر نادان خرسند باشه بهتره. انسان وقتی انسانه که خودش با آزادی یه چیزی رو انتخاب کنه و از انتخابش احساس رضایت کنه.
امید وارم تونسته باشم منظورمو بیان کنم. |
_________________ - آلارم!آلارم!
- کنيشنيش ! 
|
|
|
|
|
 |
اميرحسين  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: چهارشنبه 06 مهر 1384 مجموع ارسالها: 1616 اعتبار کسب شده: 5329 محل سکونت: ايران جنسيت: مرد |
 |
جمعه 10 آذر 1385، ساعت 14:44 |
|
 |
1 سال و 7 ماه پيش |
|
#14
|
| |
گریز از احتمال «خوک ناخرسند» بودن.... و دانستن اینکه «دانش» با «آرامش» همراه است. اگر بدانیم که بحث از علم تجربی نیست، همان گونه که مولانا میفرماید:
خردهکاریهای علم هندسه
یا حساب و علم طب و فلسفه
این همه علم بنای آخور است
که عماد بود گاو و اشتر است
علم راه حق و علم منزلش
صاحب دل داند آن را با دلش
همین... |
|
|
|
|
|
|
 |
|
|