| نویسنده |
پیغام |
sedayedel  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 03 تير 1384 مجموع ارسالها: 3370 اعتبار کسب شده: 3715 محل سکونت: oonvar e donya جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 31 خرداد 1385، ساعت 23:43 |
|
 |
2 سال و 5 ماه پيش |
|
#1
|
| |
گاهی آرزوها از جنس سرابند
در کنجی از تمنای وجود ميدرخشند
ميدانی که هستند
ولی
دست نيافتنی
هر چه ميروی, تو تشنه تر ميشوی و او دورتر
دانه به دانه ضعف دل را با لبخند بند کشی ميکنی
و پنجره ای از اشتياق و انتظار کنار آن ميسازی
پنجره ای برای ديدن قدمهای عزيزی که به سوی تو می آيند
کاخ آرزويت را بر سادگی تلاش رسيدن به آن ميسازی
و نور اميد, بر آن ميتابانی
پس از آنهمه تلاش
تلنگری که دلتنگيست
تو را به خود می آورد
هر چه بود آرزو بود
سراب
آرزو هست
ولی
ضعف دل, لبخند, اميد, اشتياق
وجود به دلتنگی باخته اند |
_________________ Never explain yourself to anyone because the person who likes you doesn''''t need it, and the person who dislike you won''''t believe it  .
|
|
|
|
|
 |
|
|
|
|
شما نمیتوانید در این تالار موضوع جدیدی ارسال کنید شما نمیتوانید به موضوعات این تالار پاسخ دهید شما نمیتوانید پیغامهای ارسالی خود در این تالار را، ویرایش کنید شما نمیتوانید پیغام های ارسالی خود در این تالار را حذف کنید شما نمیتوانید در نظرسنجیهای این تالار شرکت کنید
|
| |