| نویسنده |
پیغام |
ناشناس بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 198 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
پنجشنبه 11 خرداد 1385، ساعت 11:11 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#46
|
| |
من يه ناشناس ديگه ام
ببخشيد ميخاسم بدونم چطوريه که ازدواج موقت (يعني گفتن همون کلمه قبلت) جلوي مبتلا شدن به ايدز رو ميگيره؟ |
|
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 11 خرداد 1385، ساعت 21:04 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#47
|
| |
از همه کسانی که سعی می کنن به دور از احساسات و منطقی نظر موافق یا مخالفشون رو بیان کنن، تشکر می کنم. من سعی می کنم به صورت منطقی و مستدل موضوع رو بررسی کنم. با وجود این که خیلی از مطالب رو قبلاً تایپ کردم، اجازه می دم بین مطالب زمان منطقی وجود داشته باشه و در جواب به سؤالات هم عجله نمی کنم تا بقیه هم فرصت خوندن و فکر کردن و احیاناً جواب دادن به اونها رو داشته باشن.
فحشا، دوست پسر و دوست دختر و ازدواج موقت سه موضوعی هست که به خاطر مشابهت هایی که بینشون وجود داره، گاهی وقتها با هم قاطی می شه و نظرات منفی زیادی در مورد ازدواج موقت به وجود میاره. اول باید این سه مفهوم رو بشناسیم تا فرقشون رو درک کنیم.
فحشا، دوست پسر و دوست دختر و ازدواج موقت
فحشا
در این رابطه معمولاً در یه طرف قضیه یه مرد هوسران و در طرف دیگه یه زن نیازمند به پول وجود داره. مرد در ازای پرداخت مقداری وجه از زن بهره کشی جنسی می کنه. هدف اصلی مرد در این نوع رابطه کامجویی و هدف اصلی زن کسب درآمد مالیه. در نتیجه این نوع روابط بین دو نفر معمولاً خیلی کوتاه هست و زن هم با توجه به هدف کسب درآمد ممکنه در طول روز بارها در برابر افراد مختلف به خودفروشی تن بده. با توجه به ذات این رابطه، هیچ گونه قانون خاصی در مورد اون وجود نداره و کاملاً افسار گسیخته هست. از نظر اسلام چنین رابطه ای کاملاً غیر شرعیه و مجازاتهای شدیدی هم برای اون در نظر گرفته شده.
دوست پسر و دوست دختر
در این نوع رابطه که با توجه به نیاز ذاتی انسان به جنس مخالف و فراگیر بودن اون در جهان امروز تقریباً حالت رسمی و قابل قبولی به خودش گرفته، معمولاً همه چیز به صورت دو طرفه و با تمایل و توافق دو طرف وجود داره. رابطه ممکنه در حد یه دوستی ساده بین دختر و پسر باشه یا خیلی بیشتر و نزدیکتر و یا در نهایت اون یعنی ارتباط جنسی باشه. با توجه به ذات این رابطه، معمولاً احساسات هم در این نوع رابطه دخالت داره. حتی در صورت وجود تفاهم بین طرفین، ممکنه پس از مدت کوتاه یا طولانی رابطه به ازدواج ختم بشه. با توجه به دوطرفه و توافقی بودن این نوع رابطه، افراد غیر مذهبی معمولاً اون رو برای افرادی که به سن قانونی رسیدن مجاز می دونن. از لحاظ اسلام این رابطه چون فاقد حدود و چارچوب شرعیه، مورد قبول نیست.
ازدواج موقت
در این نوع رابطه که در اسلام تعریف شده، زن و مرد طبق قوانین و چارچوب مشخصی که دین برای اونها تعیین می کنه می تونن به مدت معینی بر همدیگه حلال باشن و نیازهای همدیگه رو چه از نظر روحی و احساسی و چه از نظر جسمی و جنسی و چه از نظرات دیگه برآورده کنن. این رابطه کاملاً دو طرفه هست و با توافق طرفین می تونه در بر گیرنده رابطه جنسی هم باشه.
وجود مهریه در ازدواج موقت باعث شده که عده ای اون رو در حقیقت یه جور فحشا قلمداد کنن. در صورتی که در ازدواج موقت قوانین خاص وجود داره و هر نوع رابطه ای با هر کس امکان پذیر نیست. در ضمن ذاتاً بخشی از این قوانین مثلاً نگه داشتن عده چندین هفته ای برای زنان بعد از جدایی باعث می شه که مهریه دریافت شده نتونه به عنوان یه منبع درآمد باشه. یعنی اگر مثلاً یک زن بدکاره هم مجبور باشه بعد از جدایی چندین هفته عده نگه داره تا بتونه با کس دیگه ای رابطه برقرار کنه، کارش کاملاً کساد می شه!
با این توضیحات به نظر می رسه بزرگ کردن بیش از اندازه موضوع دریافت مهریه از طرف زن و عدم توجه به وجود قوانین و رابطه توافقی دو طرفه، باعث تشبیه نادرست ازدواج موقت به فحشا در جامعه و رویکرد منفی نسبت به اون شده. اگه بنا بر این نوع برداشتها باشه، می شه ازدواج دائم رو هم به این تشبیه کرد که زن در ازای دریافت مهریه خودش رو تمام عمر به یه مرد می فروشه! در صورتی که باید سایر مسائل و جوانب رو هم در ازدواج در نظر گرفت.
شاید وجوه تشابه ازدواج موقت و رابطه دوست پسر و دوست دختر خیلی بیشتر باشه. البته با این تفاوت که در ازدواج موقت همه چیز طبق قوانین و چارچوبهای مشخص وجود داره. باز هم تأکید می کنم این رابطه به هر شکل و در هر حدی که باشه، کاملاً دو طرفه و با توافق و تمایل طرفین صورت می گیره. حتي شايد از جهاتي بشه گفت اين رابطه بيشتر به نفع زن هست تا مرد! چون اگه رابطه ازدواج موقت بر پايه احساسات باشه، جنس مؤنث ذاتاً حساس تر و به اين نوع روابط محتاج تره. اگه هم مبناي رابطه نيازهاي جنسي باشه، از لحاظ علمي لذتي که زن از رابطه جنسي مي بره به مراتب بيشتر از مرده. حالا چرا زنها اين وسط مظلوم نمايي مي شن، نمي دونم! (آقایون می تونن توپ رو تو زمین حریف بندازن!)
هنوز هم يه سري مطلب مونده كه بعداً مي گم! |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3421 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 11 خرداد 1385، ساعت 21:10 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#48
|
| |
من نميخواستم ديگه اين موضوع رو ادامه بدم. اما چون "غريب آشنا" همين جور ادامه ميده، من هم اشکالي نديدم که يک نکته رو متذکر بشم:
| sedayedel نوشته بود: |
...
کدوم يک از آقايون حاضريد با خانمی ازدواج کنيد که تا زمان ازدواج دائمش با شما
با 15 تا آدم ازدواج موقت کرده باشه...
|
که رقم دقيقش 23 بود |
|
|
|
|
|
|
 |
پارسا سال صفري!
مجموع ارسالها: 40 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
جمعه 12 خرداد 1385، ساعت 11:26 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#49
|
| |
| sedayedel نوشته بود: |
کدوميک از شما ها ياخانواده هاتون حاضريد يک خانمی را که قبل از شما 15 دفعه
ازدواج موقت کرده به همسری بپذيريد
يا اينکه خواهر خودتون رو در اين مقام ببينيد و ازدواجهای موقتش رو تأييد کنيد
يا اينکه موافقت شماهام تا موقعيه که موقعيت ازدواج رو نداريد
و موقع ازدواج دائمتون که شد
.......................Good lock with the valuable information about this junk |
من با صدای دل کاملا موافقم.بیاین با هم روراست باشیم.همین شمایی که ادعا دارین ازدواج موقت حتی در همون شرایطی که خودتون می گین اشکالی نداره و حتی ثواب هم داره می تونین جواب های قانع کننده ای برای صدای دل داشته باشین.به نظر من ازدواج موقت یه جور کلاه شرعی سر خود گذاشتنه.اینکه زمان پیامبر چه فتوایی داده شده مربوط به اون زمانه . چطور خیلی از قوانین مربوط به اون زمان رو به دلیل این که مقتضای اون زمان بوده تغییر دادن .اما خوب مسلما مسایلی مثل این رو بزرگان فعلی دین ما !تغییر نخواهند داد چون نمی خوان خودشون رو از همچین ثوابی محروم کنن |
|
_________________ باید پارو نزد واداد
باید دل رو به دریا داد
خودش می بردت هر جا دلش خواست
به هر جا برد
بدون ساحل همونجاست
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3175 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
جمعه 12 خرداد 1385، ساعت 21:18 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#50
|
| |
A- Serious comment: Gharibe Ashena has presented his views in a very nice and logical order. This is a good example that we all should learn to follow when discussing a topic. we should always base over arguments on evidence or express what assumptions we are using.
B- A funny comment: How does the "mehrieh" in a temporary marriage is calculated? I bet a nice theoretical formula can be derived, something like this:
Mehriah= (look factor)^2 - age + e^(2 hours - duration of marriage) !
|
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 13 خرداد 1385، ساعت 12:35 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#51
|
| |
جواب چند تا سؤال باقي مونده بود:
| نقل قول: |
| 5-مگر حلال نيست؟پس چرا اغلب زنهايي که به صورت صيغه در مي آيند اين همه افسرده اند؟ونيز مردان خواستار تعدد؟افسردگي در اسلام حلال است؟ |
خوشبختانه يا متأسفانه من با همچين کساني برخورد نداشتم؛ اما اگه واقعاً اين ادعا درست باشه، علتهاي زيادي مي تونه داشته باشه. مثلاً يکيش احتمالاً اينه که در شرايط فعلي جامعه بيشتر زنان و دختراني تن به ازدواج موقت مي دن که مجبور باشن. يعني اشخاص خاصي هستن که از نظر زندگي در شرايط عادي قرار ندارن. در ضمن به احتمال زياد طرفين مجبور هستن روابطشون رو که از نظر اسلام و شخص خودشون اشکالي نداره، مخفي نگه دارن. خوب مسلمه که همچين مسائلي باعث ناراحتي و احتمالاً افسردگي طرفين مي شه.
| نقل قول: |
| از مطالبي که نوشتي من اينطور برداشت کردم: اهل تسنن چيزي رو که قرآن به طور کاملا مشخص مجاز شمرده حروم ميدونند. جالبه! |
بله. البته قضيه به اين سادگي هم نيست. اونها هم دلايلي براي خودشون ميارن. مثلاً اين که مي گن حکم مورد نظر در قرآن در يه آيه ديگه نقض شده يا مي گن پيامبر هم فقط در شرايط خاص و در يه زمان خاص اين نوع ازدواج رو حلال اعلام کرده بود. البته همه ادعاهاي اهل تسنن توسط علماي شيعه به شکل مستدل و محکم رد شده.
کتمان کردن بعضي حقايق اظهر من الشمس توسط اهل تسنن منحصر به همين يک قضيه نمي شه. نمونه بارزتر اون در مورد واقعه غدير خم و ولايت حضرت علي (ع) هست.
| نقل قول: |
خودمون و گول نزنيم
کدوم يک از آقايون حاضريد با خانمي ازدواج کنيد که تا زمان ازدواج دائمش با شما
با 15 تا آدم ازدواج موقت کرده باشه
حرمت و اخلاق هم خوب چيزايي هستند |
فکر مي کنم جوابش براي اکثر ما روشن باشه: هيچ کدوم! علتش هم مشخصه. ازدواج موقت در فرهنگ ما به هيچ وجه جا نيفتاده. حکم اسلام مشخصه. اگه فرهنگمون متفاوت بود، ممکن بود جواب اين سؤال تفاوت داشته باشه. موارد مشابه ديگه اي هم وجود داره. مثلاً تعدد زوجات که در اسلام مجاز شمرده شده. (اگه دوست دارين مي تونيم در موردش بحث کنيم!) در جامعه فعلي ما تعدد زوجات در اکثر مواقع از لحاظ عرف قابل قبول نيست؛ اما در همين کشور خودمون مناطقي هستن که اين امر کاملاً عاديه و رواج داره. به نظر من اين گونه موارد بيشتر به عرف جامعه بستگي داره.
بعضي مسائل ذاتاً اخلاقي يا غير اخلاقي هستن. مثلاً هميشه و همه جا راست گويي يه امر اخلاقي و دروغ گويي غير اخلاقيه. اما مواردي هم هستن که عرف جامعه درست يا غلط بودن و اخلاقي يا غير اخلاقي بودنشون رو مشخص مي کنه. حتي يه عده اين مسآله رو بيش از اندازه بزرگ مي کنن و کل اخلاق رو وابسته به زمان و مکان مي دونن و نظريه نسبي بودن اخلاق رو مطرح مي کنن که البته از نظر اسلام رد مي شه.
بذارين يه مثال ملموس تر بزنم. صد سال پيش تو کشور ما شايد اگه يه پسر و دختر نامحرم با هم حرف مي زدن، از ديد جامعه خطاي بزرگي مرتکب شده بودن و اگه پسري مي خواست زن بگيره، دختري رو براش انتخاب مي کردن که دست آفتاب و مهتاب بهش نرسيده باشه؛ اما الان حتي از نظر خانواده هاي مذهبي هم ارتباط عادي دختر و پسر هيچ اشکالي نداره و حتي در خيلي موارد نشونه تجدد و اجتماعي بودن محسوب مي شه. الان احتمالاً يکي از شروط پسرها و دخترها براي ازدواج اينه که طرفشون اجتماعي باشه. نمي خوايم در مورد درست يا غلط بودن اين دو ديدگاه بحث کنيم؛ اما کاملاً مشخصه که زمان و مکان چقدر مي تونه در همچين مسائلي تأثيرگذار باشه.
| نقل قول: |
| ببخشيد ميخاسم بدونم چطوريه که ازدواج موقت (يعني گفتن همون کلمه قبلت) جلوي مبتلا شدن به ايدز رو ميگيره؟ |
بيماري مهلک ايدز که در قرن بيستم رواج پيدا کرد يکي از عوارض بي بند و باريهاي جنسي هست. بيماري که اولين بار در اثر تماس جنسي از ميمون به انسان منتقل شده و بعد هم همجنس بازها گسترشش دادن و الان مثل يه سرطان در جامعه وجود داره و روز به روز گسترش پيدا مي کنه. ديگه حتي آدمهاي عادي هم چندان ازش در امان نيستن. پيدايش و گسترشش هر دو نتيجه اعمال غير اخلاقي بوده.
چند تا نکته مهم باقي مونده که اينها رو هم بگم:
- اکثر بحثهايي که در اين موضوع انجام شد حول اثبات وجود ازدواج موقت در اسلام بود. مسلماً اجراي اين حکم مسلم اسلامي در جامعه امروز ظرافتهاي خاص خودش رو مي طلبه.
- ازدواج موقت يک "امکان" هست نه يک "اجبار". يعني چنين رابطه اي از نظر اسلام اشکالي نداره؛ اما کسي هم مجبور به برقراري اون نيست.
- خيلي از حلال هاي اسلام بايد به شکل خاص با اونها برخورد بشه. مثلاً رابطه زن و شوهر کاملاً حلاله و حتي در روايات اومده که ثواب هم داره. اما مسلمه که عشقبازي زن و شوهر در انظار عمومي قابل قبول نيست.
- مراجع تقليد و قوانين کشور مي تونن بنا به شرايط و نياز جامعه بعضي از احکام رو به شکل خاص قابل اجرا کنن. به عنوان نمونه فتواي ميرزاي شيرازي به تحريم توتون و تنباکو در يک مقطع زماني خاص در عين حلال بودن اون در اسلام از اين دسته هست. البته بايد توجه داشت اين گونه احکام در شرايط خاص صادر مي شن و بعد از برطرف شدن اون علت خاص، خود به خود موجوديتشون رو از دست مي دن. اين احکام، احکام سياسي ولي لازم الاجرا هستن؛ وگر نه هيچ کس حق نداره حلال خدا رو حرام و حرام خدا رو حلال کنه.
- در قوانين کشور مواردي هست که احکام اسلام با توجه به ضروريات جامعه به شکل خاص اجرا مي شه. به عنوان نمونه از نظر اسلام مرد مي تونه چهار زن به صورت عقد دائم داشته باشه؛ اما با توجه به شرايط و ضروريات جامعه امروز در قوانين کشور براي ازدواج مجدد، اجازه همسر اول لازمه. اين گونه قوانين چه از نظر شرع و چه از نظر عرف مناسب و منطقي به نظر مي رسه. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
شنبه 13 خرداد 1385، ساعت 13:02 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#52
|
| |
| پارسا نوشته بود: |
| ...اما خوب مسلما مسایلی مثل این رو بزرگان فعلی دین ما !تغییر نخواهند داد چون نمی خوان خودشون رو از همچین ثوابی محروم کنن |
سخن گفتن به اين شکل در مورد مراجع تقليد شيعه به شوخي يا جدي در شأن تالارهاي گفتمان دانشجويي که اکثر اعضاش ادعاي مذهبي بودن دارن نيست و به درد بحثهاي افراد بي سواد و کم سواد پاي منقل و توي تاکسي و اتوبوس مي خوره. برخي از همين مراجعي که ما به اين راحتي به خودمون اجازه مي ديم در موردشون به اين شکل اظهار نظر کنيم به اعتراف کساني که از دور يا نزديک اونها رو مي شناسن داراي کراماتي هستن که ما فقط تو داستانها و کتابها شنيديم و خونديم. به عنوان نمونه کافيه در مورد مرجع عالي قدري مثل آيت الله العظمي بهجت تحقيق کنين. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
پارسا سال صفري!
مجموع ارسالها: 40 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 14 خرداد 1385، ساعت 18:48 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#53
|
| |
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 14 خرداد 1385، ساعت 22:17 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#54
|
| |
|
|
|
|
 |
پارسا سال صفري!
مجموع ارسالها: 40 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
يکشنبه 14 خرداد 1385، ساعت 22:53 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#55
|
| |
|
منظور من از شان تالار اصلا به بحث ازدواج موقت مربوط نمی شه. به هر حال هر کس عقیده خودش رو داره ، مسئله مطالب ارسالی دیگه ای هست که گاهي بعد از چند روز سانسور مي شن. البته نمي شه کسي رو مقصر دونست. به هر حال بعضي يا با جو تالار آشنا نيستن يا اهميتي به اين موضوع نمي دن. |
|
_________________ باید پارو نزد واداد
باید دل رو به دریا داد
خودش می بردت هر جا دلش خواست
به هر جا برد
بدون ساحل همونجاست
|
|
|
|
|
 |
ناشناس بزنم به تخته!
مجموع ارسالها: 198 اعتبار کسب شده: 0 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 15 خرداد 1385، ساعت 10:05 |
|
 |
2 سال و 6 ماه پيش |
|
#56
|
| |
من با هيچ کدوم از دلايلي که غريب آورد نتونستم قانع بشم که هر کسي خواست ازداج موقت داشته باشه. هنوز جاي بحث داره ولي يکي از نکاتي که خود غريب به اون اشاره کرد بحث فرهنگ بود.
به نظر ميرسه شايد فقط در اين مورد با غريب به تفاهم برسم که: در تاريخ فرهنگ ما زنان از پيشينه خوب تري برخوردار بودند. تا جايي که بعضي از وزراي هخامنشيان زن بودند. همچنين در دين زرتشت ما موبدان زن داشته ايم و ... بنابر اين شايد به خاطر احترام ذاتي ما ايراني ها به زن باشد که هيچ گاه تصور اينکه مثلا نزديکان ما قبل از ازدواج عروس هزار داماد بوده اند برايمان غير قابل قبول است. دقيقا مسئله از همين جا شروع مي شود که هنگاميکه دين شکل مي گيرد بايد فکر تمام اقشار جامعه را بکند. چه با فرهنگترين و چه بي فرهنگترين.
مسلما در جامعه اي که روابط زن و مرد آن مانند روابط حيوانات نر و ماده در جنگل است(بل هم اضل) فقط با ازدواج موقت ميتوان کمي آن جامعه را رام کرد.
بنا بر اين اگر من و شما به عمل دست نميزنيم مبني بر کشتن سنت پيامبر نيست. بلکه نام آنرا فهم پرورش يافته مي دانم.زيرا من و شما الان به زشت بودن اين عمل پي برديم وهمين مارا بس!
مجو درستي عهد از جهان سست نهاد
که اين عجوز عروس هزار دامادست
در آخر از دوستاني که به جاي استدلال و صحت کلام با اوقات تلخي و نارحتي صحبت مي کنند تشکر ميکنم.شايد به همين دليل نتوانسته ايم که هيچ وقت بر ازدواج موقت پيروز بشويم.
----------------------
السابقون و سابقون |
|
|
|
|
|
|
 |
سياسفيد  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: شنبه 19 فروردين 1385 مجموع ارسالها: 2877 اعتبار کسب شده: 3970 محل سکونت: شيراز سن: 24 جنسيت: مرد |
 |
يکشنبه 21 خرداد 1385، ساعت 18:55 |
|
 |
2 سال و 5 ماه پيش |
|
#57
|
| |
تقدير معاونت تبليغ حوزه علميه قم از يك مجموعه طنز تلويزيوني
خبرگزاري فارس:معاونت تبليغ و آموزشهاي كاربردي حوزه علميه قم طي نامهاي از پخش مجموعه تلويزيوني «زندگي به شرط خنده» تقدير كرد.
گزارش خبرگزاري فارس،در اين نامه، محمدحسن نيري معاون تبليغ و آموزشهاي كاربردي حوزه علميه قم خطاب به عزتالله ضرغامي رييس صدا و سيما آورده است: صدا و سيما رسانهاي ملي و داراي قدرت تاثير گذاري وسيع و شگرف در فرهنگ جامعه است و ميتواند باورهاي نادرست را تصحيح نمايد.
در بسياري از موارد فرهنگ ازدواج ديني در جامعه ما به شدت تحت تاثير باورهاي نادرست قرار گرفته و از اين جهت آسيبهاي زيادي به آن وارده گشته است. از اين رو هرگونه حركت در جهت تصحيح اين باورها و عملي نشان دادن ازدواج ديني و توانمندي آن در حل مشكلات توسط صدا و سيما، كاري اساسي و زير بنايي خواهد بود.
در ادامه اين نامه آمده است: «اخيرا در برنامه طنز «زندگي به شرط خنده» به ازدواج موقت به عنوان راهكاري عملي براي حل بعضي از مشكلات و مسير براي رسيدن به ازدواج دائم پرداخته شده است كه بدين وسيله مراتب تشكر و سپاس خود را از جنابعالي و تمامي دست اندركاران اين مجموعه،اعلام ميداريم.»
ضمنا به استحضار ميرساند كه مسئله «احياء ازدواج ديني» در دستور كار واحد احياء سنتهاي حسنه اين معاونت قرار دارد؛ لذا آمادگي خود را جهت هرگونه همكاري از جمله ارائه سوژه جهت برنامهسازي براي تصحيح باورهاي نادرست و ارتقاء فرهنگ صحيح ازدواج و قابل انجام نشان دادن آن در شرايط فعلي اعلام مينمايد.
در پايان متذكر ميشود كه اين واحد طرح جامعي در زمينه ساماندهي ازدواج تهيه كرده است.
توفيق جنابعالي را در احياء سنتهاي نيكوي حضرت محمد (ص) از درگاه خداوند منان مسئلت مينمايم. |
|
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 25 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 22 خرداد 1385، ساعت 11:47 |
|
 |
2 سال و 5 ماه پيش |
|
#58
|
| |
متأسفانه بحث اون جور که شايسته بود پيش نرفت. براي به نتيجه رسيدن بحث، در ابتداي هر بحث مباني اون مشخص مي شه و همه افراد حول اون مباني بحث رو انجام مي دن. بنده هم در ابتداي بحث اعلام کردم که مبناي اين بحث، قرآن و سنت هست؛ اما متأسفانه اکثر مباحث خارج از اين مباني صورت مي گرفت. يکي احساسي، يکي فمنيستي، يکي بر مبناي عرف، .... مشخصه که اين جوري بحث به نتيجه اي نمي رسه.
از ديد اسلام خداوند حقه و قولش هم حق. اسلام دين کاملي براي زندگي دنيا و آخرته و هيچ اشکالي نداره. قرآن معجزه جاويد پيامبر و براي همه انسانها و همه دوره هاست. پيامبر و امامان ما هم که سنت بر مبناي اونها شکل گرفته، کاملاً از هر گونه خطا و اشتباه معصومن. اگه هم اشکالي ديده مي شه، اشکال از اسلام نيست؛ از مسلموني ماست. به قول معروف:
"اسلام به ذات خود ندارد عيبي
هر عيب که هست از مسلماني ماست"
اينها چيزهايي هستن که يه انسان مسلمان بايد همه چيزش رو بر مبناشون قرار بده. اگه بتونيم مجموعه همه اينها رو "شرع" بخونيم، شرع مبناي همه چيز و دقيقاً همه چيز در دين ماست. يعني من که ادعاي مسلموني دارم در اين دنيا کوچکترين حرکتي که مي کنم بايد بر اين مبنا باشه.
غير از شرع، مسائل ديگه اي هم هست که خيلي وقتها به عنوان مبنا قرار مي گيره. مثلاً اخلاق، علم، عرف، خواسته هاي نفساني و خيلي چيزهاي ديگه.
اخلاق و علم دقيقاً جزئي از شرع محسوب مي شن. يعني هر چيزي که اخلاقي و علمي باشه، قطعاً شرعيه. فقط مسأله اينجاست که در بعضي موارد تشخيص موارد اخلاقي و غير اخلاقي به راحتي امکان پذير نيست. علم ما انسانها هم خيلي خيلي ناقصه و قادر به درک خيلي چيزها نيست و يا به صورت غلط اونها رو درک مي کنه. اين مسائل باعث به وجود اومدن چالشهاي فراووني مي شه.
عرف يا اون چيزي که متداول جامعه هست به خودي خود نمي تونه مبنا قرار بگيره. چه بسا اکثريت يا همه جامعه در مورد خاصي در اشتباه باشن. البته در نظر گرفتن مسائل روز جامعه و شرايط زماني و مکاني در شرع وجود داره که در احکام شرعي تأثيرگذار هست. يعني شرع تا حدودي در مقابل عرف قابليت انعطاف پذيري داره. مقدار اين انعطاف پذيري و مصاديق اون ممکنه جاي بحث زيادي داشته باشه؛ اما به صورت کلي شرع قرار نيست خودش رو با عرف منطبق کنه. در يه جامعه اسلامي، عرف بايد منطبق بر شرع باشه نه شرع منطبق بر عرف.
يه نکته در تقابل شرع و عرف اينه که خيلي از ما احکام اسلامي رو متعلق به 1400 سال پيش مي دونيم و اعتقاد داريم الان اونها قابل اجرا نيستن و بايد تغيير کنن. در جواب بايد گفت شرع يه چارچوب خشک انعطاف ناپذير نيست و با اجتهاد مي شه مطابق نيازهاي روز احکام جديدي رو صادر کرد يا احکام گذشته رو تغيير داد؛ اما توجه داشته باشيم که در اين امر حد و حدود و چارچوبهايي وجود داره و قرار نيست به بهانه تغيير شرايط جامعه و عرف، شرع رو دگرگون کنيم. اگه اين طور باشه هيچ چيزي از شرع نبايد الان باقي باشه.
عرف و فرهنگ ما کلاً روابط جنسي رو ذاتاً پليد مي دونه و يه وقاحت ذاتي براي اون قائل هست. براي همينه که حتي حرف زدن از اين چيزها هم در فرهنگ ما جا نيفتاده و بي حيايي و بي شرمي محسوب مي شه. اگه خوب دقت کنيم مي بينيم که تقريباً همه ما کم و بيش همين جور هستيم. تنها چيزي که در اين زمينه فرهنگ و عرف ما "مجبور" به پذيرشش شده، بحث ازدواجه. تازه همون هم اگه خوب بهش نگاه کنيم، به شکل درستي پذيرفته نشده. مثلاً هنوز هم بحث جدي در مورد روابط جنسي در ازدواج به هيچ وجه در رسانه هاي ما وجود نداره که اين عدم آگاهي باعث ايجاد مشکلات فراووني بعد از ازدواج مي شه. البته در سالهاي اخير تا حدي اين وضعيت بهتر شده.
در مقابل در غرب غريزه جنسي رو که قوي ترين و پايه اي ترين غريزه انسان هست به رسميت شناختن و برآوردن اون رو مثل ساير غريزه ها از قبيل تشنگي و گرسنگي کاملاً عادي و معمول مي دونن. براي همين اعتقاد دارن هر فرد که سن قانوني داشته باشه، مي تونه با ديگران روابط جنسي برقرار کنه و اين روابط از ديد اونها زشت و پليد نيست؛ بلکه کاملاً عادي و طبيعيه.
اسلام غريزه جنسي رو مانند ساير غرايز آدمي به رسميت شناخته و اين حق رو براي اونها محفوظ دونسته که بتونن اين نيازها رو پاسخ بدن. براي همين راهکارهاي مختلفي در شرع و در چارچوب مشخص براي رفع اين نياز قرار داده شده که اصلي ترين اونها ازدواجه. ازدواج موقت هم به عنوان يه راهکار ديگه در مواقع ضروري و خاص که امکان ازدواج دائم وجود نداره معرفي شده. عرف و فرهنگ جامعه ما با توجه به ديدگاهي که نسبت به مسائل جنسي داره، در برابر ازدواج موقت واکنش نشون مي ده. مشکل اصلي در مورد ازدواج موقت در اختلاف شرع و عرف هست که بايد به گونه اي حل بشه. کارشناسان مسائل ديني و اجتماعي بايد به يه نتيجه مشخص برسن. يا در اين مسأله شرع مي تونه انعطاف پذيري از خودش نشون بده و عرف رو به رسميت بشناسه و مسأله ازدواج موقت رو مسکوت بذاره؛ يا عرف بايد خودش رو منطبق با شرع تغيير بده. در هر صورت حکم اسلام کاملاً مشخصه و قرار نيست شرع اسلام به خاطر عرف جامعه ما تغيير کنه. |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
Tyler  سال صفري!
تاريخ عضويت: سهشنبه 16 خرداد 1385 مجموع ارسالها: 92 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جهنم جنسيت: نامشخص |
 |
چهارشنبه 24 خرداد 1385، ساعت 8:59 |
|
 |
2 سال و 5 ماه پيش |
|
#59
|
| |
خيلي دور نيست زماني که کتاب يکي از روانشناسان آمريکايي به نام "رفتار جنسي در انسان نر"
در آمريکا به دليل وقيحانه بودن از منظر اخلاقي و اجتماعي جمع آوري شد در اوايل دهه پنجاه ميلادي. در اين زمان اما تغييرات بزرگتري در اروپا در حال شکل گيري بود.
نسل جوان متولد شده در baby boom بعد از جنگ جهاني دوم دوران کودکي را در شرايط سخت اروپاي جنگزده سپري مي کرد. صنعت نابود شده، قحطي و جيره بندي غذا، بي سرپرستي يا تک سرپرستي کودکان بعد از جنگ کافي بود تا از اونها نسل معترضي بسازه که تمام سنتها و اعتقادات و رفتارهاي قديمي ها رو نه تنها به نقد و چالش بکشه بلکه به شديدترين نحو ممکن در جهت عکس اونها حرکت کنه. هيپي ها همه جا بودند، موسيقي راک به وجود اومده بود، ال اس دي و انواع اسيدها همه جا پيدا مي شد.
اين جنبشهاي اجتماعي اتفاقا در دهه 60 همراه شد با پيشرفتهاي پزشکي که يکي از مهمترين اونها (علاوه بر ال اس دي) توليد قرصهاي ضد بارداري بود که باز موازي شده بود با هر چه بيشتر مستقل شدن جامعه زنان جواني که "کار" مي کردن و "تنها" زندگي مي کردن و همراه جنبشهاي اکتيويستي اون موقع بودن.
همه ي اين وقايع دست به دست هم داد که چيزي که خود غربيها به اون sexual revolution مي گن اتفاق بيفته. يکي از بزرگترين تابوهاي تاريخ مسيحيت شکسته شده بود. اين دفعه اما کليسا ديگه قدرتي نداشت که بخواد جلوي اين وايسه. توفان مدرنيسم و عصر فضا و ابرقدرتهاي سياسي شروع شده بود. قرصهاي ضد بارداري اوايل فقط به زنان متاهل فروخته مي شد اما آرام آرام اين محدوديت نيز به فراموشي سپرده شد و آزادي جنسي هم به پديده هاي اجتماعي اون موقع اضافه شد.
شک ندارم که شباهتهايي بين جامعه جوان کنوني ايران و جوانهاي دهه 60 در اروپا از نظر اوضاع و شرايط اقتصادي بعد از يک جنگ طولاني، بي معني شدن بسياري از اعتقادات و سنتهاي قديمي جامعه براي جوانان به دليل بالا رفتن تحصيلات و برخورد با فرهنگهاي متفاوت و و و وجود داره. البته تفاوتهايي هم هست. يکي از نکات جالبي که اينجا جاي بحث و بررسي بيشتر داره اينه که اين مساله ازدواج موقت که به نوعي مي شه اونو ترجمه اسلامي آزادي جنسي دونست (لطفا عصباني نشيد) امروز در کشور ما از قلب حکومت ديني که در طول سالها "به نام دين" در برابر طبيعي ترين آزاديهاي فردي و اجتماعي شهروندان ايستادگي کرده مطرح مي شه. فراموش نکردم و نمي کنم زماني رو که "کميته" من تازه نوجوان رو به خاطر پوشيدن لباس آستين کوتاه بازداشت کرد. فراموش نمي کنيم بخشنامه اي رو که توي دانشگاه (نماد علم و فرهنگ در هر جامعه) در باره ي نحوه لباس پوشيدن براي همه "لازم الاجرا" کردن و دهها مورد ديگه که خودتون بهتر از من مي دونيد.
جامعه ما ملتهب و بيماره بايد خيلي مواظب بود، بايد خيلي روي همه چيز دقت کرد و بايد راجع به همه چيز بحث کرد. نبايد از هر چيزي باري به هر جهت گذشت. يک آفت بزرگ ما ايرانيها حافظه تاريخي ضعيف ماست.
متشکرم که اين بحث رو پيش کشيدين. |
|
|
|
|
|
|
 |
Omid  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: جمعه 11 آذر 1384 مجموع ارسالها: 3175 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Florida سن: 36 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 24 خرداد 1385، ساعت 20:52 |
|
 |
2 سال و 5 ماه پيش |
|
#60
|
| |
Great discussion guys! Let me first summarize what Gharibe Ashena and Tyler pointed out:
GA: He tries to harmonise and unify tradition with religion into one logical framework. He is trying to see which one should be the dominant factor when the two dictate contrudictory things. He belives that religion is the supirior rule-maker but also observes that tradition in some cases has a very heavy influence and can not be ignored. He, therefore, fails to reach his ideal unification.
Ty: He has no religious assumption. He only looks at events as they have happend. He compares the Iranian society with the US youth during and after the Vietnam War. He sees many parallels. He predicts that our socirty is going along the same lines towards a more sexually open society.
Omid's suggestions to GA:
-Your observations and attempts to unify religious laws and norms of contemporary society show that you have a great analytic mind. I suggest you read about the history and the difference between the British legal system (known as Common Law, used in UK, US and most of Canada) and the French law system (known as Nopoleanic Law, used in France, Quebec and Iran). You'll learn many interesting facts about the difficulty of establishing a balance between "law" and "tradition". These facts will help you underestand the difficulties of unifiying "religious law" and "tradition" too.
Omid's suggestions to TY:
You are learning too much! Stop thinking and quit reading about history. You will get depressed versy soon |
|
_________________ بهترين زن دنيا زني است که کسي او را نديده باشد.
|
|
|
|