| نویسنده |
پیغام |
hadi  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 19 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 993 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شهر ري سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 01 خرداد 1385، ساعت 18:19 |
|
 |
4 سال و 2 ماه پيش |
|
#1
|
| |
مورخه 31/02/1385 ساعت 13:00 اعتراض دانشگاه اميرکبير از داخل و خارج (درب وليعصر) اين دانشگاه شروع شد. همه شرکتکنندگان که پلاکاردهايی با مضامين :
مرگ بر آپارتايد.
توتولانلار آزاد اولسون.
اويان آذربايجان.
يا آزادليق، يا اؤلوم.
من اودام، اودلا اويناما، آليشارسان يانارسان.
قيزيلدان اولسا قفسيم، آزادليغا وار هوسيم.
تورکون ديلی آزاد اولسون، دوشمنلری خار اولسون.
ياشاسين آذربايجان، محو اولسون آپارتايد.
ياشاسين آذربايجان.
ايشيق هله سونن دئييل، تورکون ديلی دؤنن دئييل.
روزنامة فاشيستی، توقيف بايد گردد.
اؤلوم اولسون فاشيسمه، ننگ اولسون شووينيسمه.
آپارتايد حيا کن، حماقت را رها کن.
تورکون ديلی اؤلن دئييل، اؤزگه ديله دؤنن دئييل.
هارای، هارای، من تورکم.
بشنو، بشنو، من ترکم.
مرگ بر فاشيسم.
مرگ بر شووينيسم.
هرندی، استعفا، استعفا.
ستارگان پارسی شعار يک فاشيست است.
نمايندگان تورک مجلس، حمايت، حمايت.
ايران؛ توقيف. هرندی؛ استعفا.
در دست داشتند به سمت درب وليعصر حرکت کردند. ابتدا از نگهبانی درب که تعدادشان به بيش از 10 نفر میرسيد و درب را قفل کرده بودند خواستند که درب را باز کنند. لکن آنها از اين کار طفره رفتند. نزديک به 500 نفر در پشت درب بسته، و 500 نفر ديگر در آنسوی در شروع به تکان دادن در کردند و در از لولاها جدا شد و جمعيت دو سوی درب همديگر را در آغوش گرفتند و شعار "ياشاسين آذربايجان" سر دادند.
سپس متينگ شروع و خبرنگاران حاضر که تعداد آنها 3 نفر بود شروع به عکسبرداری و نوت برداری کردند. بعد از سخنرانیها که با شعارهای شرکت کنندگان همراه بود جمعيت فوق مقابل سلف سرويس دانشگاه رفتند و در محل تريبون آزاد دانشجويی شروع به ايراد سخنرانی کردند. در انتها، روزنامة فاشيستی ايران توسط حاضرين به آتش کشيده شد و با خواندن مارش "آذربايجان سن سن منيم – عولوييتيم شان شوهرتيم" متينگ اعتراضی به پايان رسيد.
هنگام خروج از درب ها نگهبانان قصد بازداشت يکی از شرکت کنندگان را داشتند که با بيداری و هوشياری حاضرين و هماهنگی جهت خروج همه بصورت همزمان از درب شکسته اين کار امکان پذير نگرديد.
.
درضمن چند تا عکس هم بود که من بلد نبودم بزارم اينجا
ببخشيد |
|
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5003 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 28 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 01 خرداد 1385، ساعت 18:29 |
|
 |
4 سال و 2 ماه پيش |
|
#2
|
| |
هه؟ کجا اينو نوشته؟ ديروز تجمع انجمن اسلامي بود نه تجمع ترکها! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5003 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 28 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 01 خرداد 1385، ساعت 18:44 |
|
 |
4 سال و 2 ماه پيش |
|
#3
|
| |
کاريکاتور مورد مناقشه رو پيدا کردم!
|
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5003 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 28 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 01 خرداد 1385، ساعت 19:15 |
|
 |
4 سال و 2 ماه پيش |
|
#4
|
| |
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5003 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 28 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 01 خرداد 1385، ساعت 19:25 |
|
 |
4 سال و 2 ماه پيش |
|
#5
|
| |
فکر ميکنم اين موضوع اينقدر که بزرگش کردن، حاد نبوده!
دو تا از شعارهاي قابل درک به نظرم خيلي فاجعه اس!
| نقل قول: |
هرندی، استعفا، استعفا.
ايران؛ توقيف. هرندی؛ استعفا. |
آخه براي چاپ يه کاريکاتور (که نکته منفيش به احتمال زياد سهوي بوده)، وزير ارشاد مملکت بايد استعفا بده؟؟؟ |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3472 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 01 خرداد 1385، ساعت 20:00 |
|
 |
4 سال و 2 ماه پيش |
|
#6
|
| |
| hadi نوشته بود: |
ستارگان پارسی شعار يک فاشيست است.
...
درضمن چند تا عکس هم بود که من بلد نبودم بزارم اينجا
ببخشيد |
با تشکر از هادي
ميخواستم بگم که من همون روز اول که شعار تيمهاي حاضر در جام جهاني رو ديدم، فهميدم که شعار ما که در بهترين حالت با بي فکري انتخاب شده، درست برعکس شعار تيم ايالات متحده است که تقريبا همچين يه چيزي بود: متحد بازي ميکنم، متحد ميبريم
حتي اگه اعضاي تيم ملي و اصلا کل مردم ايران همه اشون پارسي زبان بودند، باز هم اين شعار بي معني و بي هدف بود |
|
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5003 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 28 جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 01 خرداد 1385، ساعت 20:07 |
|
 |
4 سال و 2 ماه پيش |
|
#7
|
| |
| mhaji نوشته بود: |
| hadi نوشته بود: |
ستارگان پارسی شعار يک فاشيست است.
...
درضمن چند تا عکس هم بود که من بلد نبودم بزارم اينجا
ببخشيد |
با تشکر از هادي
ميخواستم بگم که من همون روز اول که شعار تيمهاي حاضر در جام جهاني رو ديدم، فهميدم که شعار ما که در بهترين حالت با بي فکري انتخاب شده، درست برعکس شعار تيم ايالات متحده است که تقريبا همچين يه چيزي بود: متحد بازي ميکنم، متحد ميبريم
حتي اگه اعضاي تيم ملي و اصلا کل مردم ايران همه اشون پارسي زبان بودند، باز هم اين شعار بي معني و بي هدف بود  |
شعار که عوض شده بابا! هفته پيش گذاشتنش، مردان خليج فارس! |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
شيطونک داره راه ميفته!
مجموع ارسالها: 286 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: جنسيت: نامشخص |
 |
دوشنبه 01 خرداد 1385، ساعت 20:12 |
|
 |
4 سال و 2 ماه پيش |
|
#8
|
| |
| hadi نوشته بود: |
مورخه 31/02/1385 ساعت 13:00 اعتراض دانشگاه اميرکبير از داخل و خارج (درب وليعصر) اين دانشگاه شروع شد. همه شرکتکنندگان که پلاکاردهايی با مضامين :
مرگ بر آپارتايد.
توتولانلار آزاد اولسون.
اويان آذربايجان.
يا آزادليق، يا اؤلوم.
من اودام، اودلا اويناما، آليشارسان يانارسان.
قيزيلدان اولسا قفسيم، آزادليغا وار هوسيم.
تورکون ديلی آزاد اولسون، دوشمنلری خار اولسون.
ياشاسين آذربايجان، محو اولسون آپارتايد.
ياشاسين آذربايجان.
ايشيق هله سونن دئييل، تورکون ديلی دؤنن دئييل.
روزنامة فاشيستی، توقيف بايد گردد.
اؤلوم اولسون فاشيسمه، ننگ اولسون شووينيسمه.
آپارتايد حيا کن، حماقت را رها کن.
تورکون ديلی اؤلن دئييل، اؤزگه ديله دؤنن دئييل.
هارای، هارای، من تورکم.
بشنو، بشنو، من ترکم.
مرگ بر فاشيسم.
مرگ بر شووينيسم.
هرندی، استعفا، استعفا.
ستارگان پارسی شعار يک فاشيست است.
نمايندگان تورک مجلس، حمايت، حمايت.
ايران؛ توقيف. هرندی؛ استعفا.
در دست داشتند به سمت درب وليعصر حرکت کردند. ابتدا از نگهبانی درب که تعدادشان به بيش از 10 نفر میرسيد و درب را قفل کرده بودند خواستند که درب را باز کنند. لکن آنها از اين کار طفره رفتند. نزديک به 500 نفر در پشت درب بسته، و 500 نفر ديگر در آنسوی در شروع به تکان دادن در کردند و در از لولاها جدا شد و جمعيت دو سوی درب همديگر را در آغوش گرفتند و شعار "ياشاسين آذربايجان" سر دادند.
سپس متينگ شروع و خبرنگاران حاضر که تعداد آنها 3 نفر بود شروع به عکسبرداری و نوت برداری کردند. بعد از سخنرانیها که با شعارهای شرکت کنندگان همراه بود جمعيت فوق مقابل سلف سرويس دانشگاه رفتند و در محل تريبون آزاد دانشجويی شروع به ايراد سخنرانی کردند. در انتها، روزنامة فاشيستی ايران توسط حاضرين به آتش کشيده شد و با خواندن مارش "آذربايجان سن سن منيم – عولوييتيم شان شوهرتيم" متينگ اعتراضی به پايان رسيد.
هنگام خروج از درب ها نگهبانان قصد بازداشت يکی از شرکت کنندگان را داشتند که با بيداری و هوشياری حاضرين و هماهنگی جهت خروج همه بصورت همزمان از درب شکسته اين کار امکان پذير نگرديد.
.
درضمن چند تا عکس هم بود که من بلد نبودم بزارم اينجا
ببخشيد |
اصالت اين مقوله بنا به نظر شوراست |
|
_________________ غم عشقت بيابون پرورم کرد
هواي وصل بي بال و پرم کرد
|
|
|
|
|
 |
mhaji  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 3472 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: Montreal جنسيت: مرد |
 |
دوشنبه 01 خرداد 1385، ساعت 20:17 |
|
 |
4 سال و 2 ماه پيش |
|
#9
|
| |
| احسان نوشته بود: |
شعار که عوض شده بابا! هفته پيش گذاشتنش، مردان خليج فارس! |
اگه ميذاشتند "فوتباليست هاي خليج فارس!" قشنگ تر بود |
|
|
|
|
|
|
 |
مهدي پلنگ  داره راه ميفته!
تاريخ عضويت: يکشنبه 13 مهر 1382 مجموع ارسالها: 379 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: کرج جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 02 خرداد 1385، ساعت 15:52 |
|
 |
4 سال و 2 ماه پيش |
|
#10
|
| |
| hadi نوشته بود: |
مورخه 31/02/1385 ساعت 13:00 اعتراض دانشگاه اميرکبير از داخل و خارج (درب وليعصر) اين دانشگاه شروع شد. همه شرکتکنندگان که پلاکاردهايی با مضامين :
مرگ بر آپارتايد.
توتولانلار آزاد اولسون.
اويان آذربايجان.
يا آزادليق، يا اؤلوم.
من اودام، اودلا اويناما، آليشارسان يانارسان.
قيزيلدان اولسا قفسيم، آزادليغا وار هوسيم.
تورکون ديلی آزاد اولسون، دوشمنلری خار اولسون.
ياشاسين آذربايجان، محو اولسون آپارتايد.
ياشاسين آذربايجان.
ايشيق هله سونن دئييل، تورکون ديلی دؤنن دئييل.
روزنامة فاشيستی، توقيف بايد گردد.
اؤلوم اولسون فاشيسمه، ننگ اولسون شووينيسمه.
آپارتايد حيا کن، حماقت را رها کن.
تورکون ديلی اؤلن دئييل، اؤزگه ديله دؤنن دئييل.
هارای، هارای، من تورکم.
بشنو، بشنو، من ترکم.
مرگ بر فاشيسم.
مرگ بر شووينيسم.
هرندی، استعفا، استعفا.
ستارگان پارسی شعار يک فاشيست است.
نمايندگان تورک مجلس، حمايت، حمايت.
ايران؛ توقيف. هرندی؛ استعفا.
|
والا چي بگم. بيشتر حماقت به نظر مي آد. مثلا خواسته بگه که ترکها مثل سوسکها زبون همديگه رو نمي فهمند، بخاطر همين به زبونهاي ديگه حرف مي زنند، فرض محال هم که ترکها اين جوري باشند کجا سوسکها اين جوريند؟؟؟!!!!
بقيه اش هم مثل اين که يکي همين جوري بي دليل به شما فحش بده.
چه عرض کنم. همون حماقت خوبه.
اما چند تا از شعارهاي بچه ها رو من ترجمه اش رو مي نويسم:
يا آزادليق، يا اؤلوم====> يا آزادي يا مرگ.
من اودام، اودلا اويناما، آليشارسان يانارسان. ==> من آتشم، با آتش بازي نکن، آتيش مي گيري ، مي سوزي.
قيزيلدان اولسا قفسيم، آزادليغا وار هوسيم===> اگر جنس قفسم از طلا هم باشد، خواهان آزادي هستم.
تورکون ديلی اؤلن دئييل، اؤزگه ديله دؤنن دئييل. ===> زبون ترکي هيچوقت نمي ميرد، تبديل به زبان ديگري نمي شود.
هارای، هارای، من تورکم===>> آهاي آهاي، من ترکم. |
|
_________________ I was born tomorrow, toaday I live, yesterday killed me! - Parviz Owsia
|
|
|
|
|
 |
hadi  پرچونه!!
تاريخ عضويت: سهشنبه 19 ارديبهشت 1385 مجموع ارسالها: 993 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شهر ري سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 02 خرداد 1385، ساعت 21:56 |
|
 |
4 سال و 2 ماه پيش |
|
#11
|
| |
راست و دروغش گردن اونايي که ميگن:
هيأت نظارت بر مطبوعات ساعاتي پيش با اكثريت آرا روزنامه ايران را توقيف كرد.
به گزارش مهر، حسن کامران اظهار داشت: روزنامه ايران بر اساس بندهاي 4 و 5 قانون حدود مطبوعات، به اتهام توهين به هموطنان آذري زبان در جلسه فوق العاده امروز متخلف شناخته و توقيف شد.
وي با بيان اينکه در جلسه امروز هيات نظارت بر مطبوعات 5 نفر حضور داشتند 3 راي مثبت به توقيف روزنامه را اعلام کرد و افزود: بر طبق قانون اين روزنامه از فردا مجاز به انتشار نخواهد بود.
كاريكاتوريست و سردبير «ايران» جمعه روانه زندان شدند
سرپرست دادسراي كاركنان دولت گفت:كاريكاتوريست و سردبير ايران جمعه بازداشت و روانه زندان شدند.
علي مژدهي پور در گفتوگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: بعد از چاپ مطالب منتشر شده در "ايران جمعه" كه با توهين به آذري زبانان همراه بود دادستان به عنوان مدعي العموم وارد قضيه شد و شكايت وي به شعبه 6 دادسراي كاركنان دولت ارجاع شد.
وي گفت: امروز كاريكاتوريست و سردبير روزنامه ايران جمعه به دادسرا احضار و بعد از تفهيم اتهام، قرار بازداشت آنان صادر و روانه زندان شدند.
بازداشت اين افراد در راستاي شكايت مدعي العموم صورت گرفته و مدير مسئول روزنامه ايران نيز جهت تحقيقات به دادسرا احضار شده است.
تظاهرات در تبريز
هزاران نفر در شهر تبريز به خيابانها ريختند و اعتراض خود را نسبت به چاپ يك كاريكاتور در يكي از روزنامههاي كثيرالانتشار صبح تهران نشان دادند.
به گزارش ايلنا، در پي چاپ يك كاريكاتور توهينآميز به آذري زبانان در يكي از روزنامههاي كثيرالانتشار، هزاران نفر در تبريز به خيابانها ريختند و با سردادن شعارهايي خواستار اعاده حيثيت آذري زبانان شدند.
اين تظاهرات از ساعت چهار بعدازظهر روز دوشنبه در خيابان راسته كوچه و ميدان نماز آغاز شد و معترضان بدون آنكه برنامه خاصي براي اين تجمع تدارك ديده باشند ابتدا شروع به سر دادن شعار كردند و سپس به سمت استانداري آذربايجان شرقي حركت كردند. در ديگر سوي شهر تبريز تعدادي از دانشجويان نيز به اين حركت پيوستند و از مقابل دانشگاه تبريز با سردادن شعارهايي اعتراض آميز، حمايت خود را در دفاع از حقوق آذري زبانان نشان دادند.
گسترش حضور مردم در اين حركت به تدريج ارتباط دو سوي شهر تبريز را به هم پيوند ميداد، اما حضور ماموران نيروي انتظامي و نيروهاي ويژه مانع از ادامه حركت معترضان و ارتباط بين دو سوي شهر شد.
بنا بر اين گزارش، با وجود آنكه بازار تبريز تعطيل بود، اما بازاريان و كسبه نيز خود نيز به اين حركت پيوسته بودند و در كنار جوانان و دانشجويان تاسف خود را از توهين به آذري زبانان اعلام كردند.
در پي قطع ارتباط ميان دو سوي شهر، شركت كنندگان در تجمع خيابان راسته كوچه و بازاز كه شامل منطقه محدوده مركزي تبريز است به سمت استانداري آذربايجان شرقي و فرمانداري تبريز حركت كردند.
حاضران با سردادن شعارهايي اعتراض آميز به زبان آذري در مقابل استانداري آذربايجان شرقي تجمع كردند و اعتراض خود را نسبت به چاپ كاريكاتور توهين آميز نشان دادند.
اين در حالي بود كه هيچ يك از مسئولان محلي در ميان مردم حضور پيدا نكردند و معترضان با هدايت نيروي انتظامي از مقابل استانداري متفرق شده و به سمت بانك ملي، خيابان راسته كوچه، خيابان شريعتي و سه راه امين تغيير مسير دادند.
حضور خودرو آتش نشاني از يك سو و حركت ماموران به سمت مردم از سوي ديگر سبب شد كه اين تجمع آرام بوي خشونت به خود بگيرد و ماموران براي متفرق كردن معترضان اقدام به پرتاب گاز اشك آور كنند. پرتاب گاز اشك آور موجب متفرق شدن معترضان از مقابل استانداري شد كه در اين هنگام عدهاي به سمت سردرب استانداري و فرمانداري سنگ پرتاپ كردند.
همين گزارش حاكي است تجمع كنندگان با گذر از ميدان ساعت تبريز به سمت چهارراه منصور و آب رساني و دانشگاه تبريز به مسير خود ادامه دادند.
در طول اين مسير نيز عدهاي به سمت برخي ساختمانهاي دولتي سنگ پرتاب كردند و اين در حالي بود كه ماموران نيروي انتظامي و به ويژه نيروهاي يگان ويژه با حضور در بين تجمع كنندگان سعي در متفرق كردن آنها و ايجاد آرامش بودند. |
|
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5003 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 28 جنسيت: مرد |
 |
سهشنبه 02 خرداد 1385، ساعت 22:10 |
|
 |
4 سال و 2 ماه پيش |
|
#12
|
| |
| hadi نوشته بود: |
| ... كاريكاتوريست و سردبير «ايران» جمعه روانه زندان شدند ... |
|
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5003 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 28 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 03 خرداد 1385، ساعت 0:56 |
|
 |
4 سال و 2 ماه پيش |
|
#13
|
| |
ما اهل ايرانيم، اهل ايران
بـيـانـيـهاي از روزنـامـه ايـران
بيانيهاي با عنوان «بيانيه جمعي از كاركنان و خبرنگاران روزنامه ايران درباره توقيف موقت ايران» صادر شد.
به گزارش ايسنا، در اين بيانيه كه با سربرگ روزنامه ايران و با عنوان «ما اهل ايرانيم، اهلايران» نمابر شده، آمده است:
«در شرايطي كه همت «ايران» طي سالهاي حياتش همه مصروف حفظ هويت ملي، غنا بخشيدن به ماهيت ديني، افزايش انسجام و وحدت عمومي و عرضه تصويري سربلند از «ايران اسلامي» بوده است، هيات نظارت بر مطبوعات، حكم به «تفرقهافكني» و «تحريكآميز بودن» اين روزنامه داد. حكمي كه نه سابقه و پيشينه «ايران» شاهدي بر صدقش به خاطر دارد و نه در حافظه قومي ايرانيان نشاني از اين اتهام براي روزنامه ايران به چشم ميآيد. نقشي كه «ايران» طي سالهاي فعاليتش در افزايش همبستگي ملي و ايجاد اجماع عمومي در بحرانهاي بزرگ داشته است بر هيچ چشم منصفي پوشيده نيست.»
در ادامه اين بيانيه آمده است: «هنوز از عزم و همت مبارك «ايران» در خلال پرونده نفسگير هستهيي چيزي نگذشته است و هنوز تاثير اين رسانه در ايجاد يك جريان سالم خبري كه منطبق با منافع ملي ايران است، در خاطرهها ميدرخشد. آيا اين عزم ميمون و همت مبارك، ميتواند جز در پايبندي «ايران» و كاركنانش به منافع ملي و حفظ ارزشها ريشه داشته باشد؟ دامنه صداقت و صميميت «ايران» تا آنجا گسترده است كه اكنون بيهيچ تعارف و تعللي ميتوان حكم كرد كه قبول عام پيدا كرده است و در صدر فهرست تشنگان دانش و معرفت قرار گرفته است. ما به عنوان كاركنان، خبرنگاران و نويسندگان اين رسانه اينك به خود ميباليم كه به نامي كه بر صدر روزنامه خود نشاندهايم، همواره وفادار بوده و توانستهايم در سايه نام سبز ايران، اعتماد همه اقوام و گروهها و طبقات و قشرها را جلب كنيم. با اين همه اين خوشنامي در پاسداشت منافع ملي كشور، اينك به تيغ ترديد و اتهام خراش برداشته است. محمل و مستند اين اتهام نيز گويا كاريكاتوري است كه چندي پيش در يكي از شمارههاي «ايران جمعه» و نه نشريه سراسري «ايران» انتشار يافت. گو اين كه آن اقدام به هيچ روي شايسته دفاع نيست و عقل جمعي اصحاب «ايران» بارها اقرار كرده است كه خطايي از سر غفلت و اشتباه و شايد بيمبالاتي بوده است اما هيچ صاحب انصافي باور نميكند كه چنان اقدامي پاي در نوعي سوء نيت داشته باشد. ده روزي كه از انتشار اين كاريكاتور گذشته حقا روزهاي دشوار و دلآزاري براي اهالي «ايران» بود.»
درادامه اين بيانيه همچنين از «رقيبان» و«بدخواهاني» انتقاد شده كه به اعتقاد نويسندگان «بيآنكه سلامت و صداقت خبرنگاران و نويسندگان اين روزنامه نظر داشته باشند، كوشيدند از رسانهاي كه همواره منادي آدابداني بوده و هميشه پرواي منافع ملي را داشته، تصوير يك روزنامه موهن، بيمبالات و ناآشنا با مصالح عمومي ترسيم كنند.»
در ادامه اين بيانيه آمده است: «در اين ده روز سخت، نه معترضين، گوش خود را براي شنيدن توضيحات «ايران» گشودند تا در صدق و كذب اتهامات «ايران» به ديده تأمل نظر كنند و نه ما فرصت و فرجهاي يافتيم تا توجيه و توضيح خود را به آنها عرضه كنيم. آنها كار را به آنجا رساندند كه حتي نسخههاي حاوي پوزش و عذرخواهي «ايران» در مناطقي كه بيم دلآزردگي ميرفت، امحاء شد و مخاطبان «ايران» به تدبير همين كسان از شنيدن سخن صريح و اعتذارآلود «ايران» محروم ماندند.
در اين ميان ناهمراهي پارهاي عناصر دخيل كه ميتوانستند دامنه اين ناخرسنديها را به غايت محدود نمايند، اسباب رنجش اصحاب «ايران» را دوچندان كرد.»
در اين بيانيه در ادامه اين پرسش مطرح شده است كه «آيا براي برخي كه اينك به تفرقهافكني «ايران» حكم كردهاند اين امكان نبود كه به راهكارهايي منعطفتر و پيشنهادهايي مسالمتجويانهتر روي آورند؟»
نگارندگان بيانيه در ادامه با اشاره به «رقيبان» و«نامنصفاني» كه آرزوي تعطيل «ايران» را در دل ميپروراندند آورده است: «در شرايط خطير بينالملي كه كشور ما با تهديدها و توطئههاي پرشمار رودرروست، آيا اقدام به تعطيل روزنامه، اقدامي مناسب و موجه است؟ در شرايطي كه به گواه آگاهان، دلسوزانهترين و جامعترين اطلاعرساني در عرصه پرونده هستهيي از سوي روزنامه ايران صورت گرفته است، آيا توقيف اين روزنامه ميتواند خدمت به منافع ملي باشد؟»
در بخش پاياني اين بيانيه نيز ميخوانيم: «ما اهالي «ايران» هستيم. اهل تحريريه، اهل توليد، اهل صفحهآرايي و ليتوگرافي. هر روز در گوشهاي از موسسه مسوولين «ايران جمعه» را ميديديم. اكنون دو تن از ايشان بازداشت را تجربه ميكنند. اهالي «ايران» شهادت ميدهند كه در دل همكاران دربند خود هيچ چيزي از جنس شيطنت يا خباثت نيست. آنها نيز همچون ما و همانند قريب به اتفاق اصحاب رسانه، پرواي منافع ملي را دارند. گو اين كه اكنون به حكم قانون، گرفتار شدهاند و ما پايبندي به قانون را همواره اعلام كردهايم اما به ياد ميآوريم كه اين دو همكار دلسوز، بارها به خطايي كه بر قلمشان رفته است عذر تقصير آوردهاند و براي جبران، اعلام آمادگي كردهاند. هر دو از برگزيدگان جامعه رسانهاي هستند و شايسته نيست براي خطايي كه چندين نوبت، در مقام پوزش خواهي از آن برآمدهاند، از خدمترساني به اهالي رسانه باز بمانند. كاركنان و خبرنگاران «ايران» اميد ميبرند كه نهاد قضا در سايه تحقيقات دقيق و مستند خود، به اين واقعيت آشكار راه يابد.
ما اهل ايرانيم. اهل «ايران». در ميان ما هم از جنس ترك است، هم از جنس كرد. هم از طايفه لر است، هم از تبار عرب. هم از سلسله بلوچ است، هم از سلاله عجم. و براي ما مباهات است كه در خانواده «ايران» قاطبه مديران، مجريان و خبرنگاران، خود افتخار انتساب به هموطنان آذري را دارند. دردناكتر از اين چه ميتواند بود كه در چنين شرايطي به جفا و توهين به مام و مليت خويش متهم شويم. ما خبرنگاران «ايران» از هر جا كه هستيم، پيش و بيش از هر چيز يك ايراني مسلمان هستيم. شبنمهايي كه بر گلبرگ ايران و «ايران» نشسته است. در تاسيس، تصميمسازي، اداره، توليد، اجرا، توزيع و... «ايران» از دست و بازوي همه اقوام ايران مدد گرفته است. رسانهاي كه نام «ايران» را بر تارك خود دارد هيچ گاه شيپور تفكيك و تفرقه به دهان نميگيرد. ما اهل ايرانيم. اهل «ايران».»
شريف نيوز |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
احسان  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5003 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 28 جنسيت: مرد |
 |
چهارشنبه 03 خرداد 1385، ساعت 1:01 |
|
 |
4 سال و 2 ماه پيش |
|
#14
|
| |
يادداشت دختر گلآقا درباره كاريكاتور جنجالي!
پوپك صابريفومني
«گلنسا»
اختصاص چند صفحه از روزنامه ايران جمعه به طنز و كاريكاتور، اتفاقي بود كه آغاز خوبي داشت و دستاندركاران طنز بچهها را خوشحال كرد، اما اين حادثه خوب، اين روزها سرنوشت تلخي پيدا كرده. پس از چاپ يك كاريكاتور در اين صفحهها كه يك سوسك در جواب يكي از شخصيتها ميگويد: «نمنه!» ناگهان اتفاق عجيبي رخ داد. هموطنان آذري زبان اين كاريكاتور را توهيني به خود فرض كردند و پس از آن اعتراضها و تحصنهايي در سراسر كشور رخ داد و روزنامه ايران هم با عذرخواهي از هموطنان آذري زبان خبر داد طراح اين روزنامه اخراج شده است! شيوه جديدي كه گويا مديران مسئول باب كرده اند و معلوم نيست وقتي قرار است نويسنده و طراح مسؤول كامل آثارشان باشند، نقش مدير مسؤول اين وسط چه صيغه اي است؟ از آن طرف محمدرضا باهنر (نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي) هم ريشه اين توطئه را مانند توطئههاي اخير در خارج از كشور دانست!
اما كساني كه مجموعه اين كاريكاتورها را در گذشته ديده بودند، ميدانند در نهايت اين حادثه را ميتوان به كم توجهي در حساسيت برانگيز بودن برخي مسائل جامعه بزرگ ايراني دانست. از طرفي با وجود ابزار دست قرار گرفتن هنر كاريكاتور براي بازيهاي سياسي در جهان امروز، انتظار ميرفت روزنامه ايران با دقت بيشتري كارها را انتخاب كند. اما آيا اين حادثه كه به احتمال زياد ناشي از همين سهوها و نه تعمد كاريكاتوريست ايران جمعه بوده، شايسته اين همه لعن و نفرين بود؟
قطعاً عكسالعمل همه ما در مقابل شخصي كه در خيابان «بدون غرضورزي و فقط براساس يك حادثه» به ما تنه ميزند و بعد هم عذرخواهي ميكند با كسي كه راه را بر ما ميبندد و يك جفت كشيده توي گوشمان ميخواباند متفاوت است. كاريكاتوريست ايران نه يك هنرمند فراري است كه در پاريس يا نيويورك نشسته باشد و بيدغدغه پاسخگو بودن در برابر اثرش، كار كند و نه شخصي است كه سابقه سياسي داشته باشد و هنرش را وسيلهاي براي رسيدن به اغراض سياسياش قرار دهد. اگر كمي منطق را وارد اين بحران كنيم ديگر نيازي به تكرار تركيب نوپا و تنشزاي كاريكاتور اهانتآميز نيست. اصطلاحي كه ناخودآگاه ذهن شنونده را به سمت ماجراي كاريكاتورهاي روزنامه دانماركي هدايت ميكند. آيا اين كاريكاتوريست با آن كاريكاتوريستها قابل مقايسه است؟
متأسفانه در اين ميان همان طور كه رحيم بقال اصغري (رئيس انجمن كاريكاتوريستهاي تبريز) در يادداشتش اشاره كرده هنر كاريكاتور با توهينآميز بودن هر چه بيشتر عجين ميشود و شايد روزي برسد كه حتي كشيدن كاريكاتور مثلاً شخص بنده باعث شود فكر كنم كاريكاتوريست آن اثر قصد توهين به مرا داشته چون كاريكاتور ديگر بهعنوان ابزار توهين شناخته شده است!
آيا اين اعتراضها از سوي هموطنان آذريزبان هدايت ميشود يا كساني كه ميخواهند جامعه ايران كه امروز بيشتر از هميشه نيازمند به آرامش است وارد فضاهاي بدگماني و اضطراب و ناآرامي شود؟ بهتر نبود آقاي باهنر به جاي يك عكسالعمل عجولانه در مورد يك كاريكاتوريست ايراني و يك روزنامه دولتي به توطئههايي كه براي سلب آرامش پيش آمد توجه ميكردند؟ همه ميدانند و شايد اين جمله اضافي باشد كه مؤسسه گلآقا از روز اول تاكنون با هر نوع توهين و دستاندازي و استفاده از لهجه و گويش محلي مخالف بوده و هست. ما از كاريكاتور بهعنوان يك هنر والا و از طنز بهعنوان يك ژانر ادبي نام ميبريم و طبيعتاً با هر اقدامي كه ضد اين باشد مخالفيم. اما اين را از خوانندگان فهيم و مردم مهربان آذري ميخواهيم كه كمي منصفانه به اين مسأله نگاه كنند. گرهاي را كه ميشود با دست باز كرد، با دندان محكمتر نكنيم. |
|
_________________ » تنهايي خيلي خوب است... ... ... اما دونفرهاش!
» برنج را با وام بانکي ميخريم، نان را قسطي و ديگر هيچ!
|
|
|
|
|
 |
غريب آشنا  آخر آدم بيکار!
تاريخ عضويت: دوشنبه 19 خرداد 1382 مجموع ارسالها: 5521 اعتبار کسب شده: 3000 محل سکونت: شيراز سن: 27 جنسيت: مرد |
 |
پنجشنبه 04 خرداد 1385، ساعت 1:21 |
|
 |
4 سال و 2 ماه پيش |
|
#15
|
| |
توضیح کاریکاتوریست روزنامه ایران
رئیس انجمن کاریکاتوریستهای تبریز طی یادداشتی در سایت رسمی این انجمن در مورد كاریكاتورهای روزنامه ایران نوشت: کارتونیست روزنامه ایران طی نامهای طولانی برای بنده مسئله را توضیح داده است که: «استفاده از واژههای «سنه نه» و «نه منه» که در دیالوگ سوسک آورده شده، اصطلاحاتی هستند که روزانه در زبان فارسی بکار گرفته میشوند و این نکته نشان از نفوذ زبان ترکی (برخلاف آنچه در کنار کارتون نوشته شده) در زبان فارسی دارد. نکته دوم اینکه در همان صفحه یا صفحه 20 روزنامه، کارتونهای دیگری کشیده شده که قورباغه و سوسک با لهجه غلیظ تهرانی حرف میزنند، در حالیکه حمل بر سوسک بودن تهرانیها نشده است».
وی افزود: کارتونیست روزنامه ایران در ادامه توضیح داده، که دوستان زیادی از تبریز و اردبیل دارد و هیچ مقصودی در طنز بکار رفته شده نداشته است و هیچ دلیلی برای توهین به ترکها وجود ندارد.
منبع: شريف نيوز |
|
_________________ "گـر چـه افتـاد ز زلـفـش گـرهـي در کـارم - - - - - - - - - - همچنان چشم گشاد از کرمش مي دارم
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب - - - - - - - - - - تـا در ايـن پـرده جـز انـديـشـه او نـگـذارم"
|
|
|
|
|
 |
|
|